فهرست مطالب

آنچه در این مطلب می نویسم  هشداری است به فرهنگ ایران.موضوع این مطلب ترویج فرهنگی غلط در شبکه های اجتماعی است  نمی دونم عمدی یا غیر عمدی. ترویج بی فرهنگی در شبکه های مانند اینستاگرام ,تلگرام و غیره.خیلی دردناک که جدیدا این شبکه ها شده محل لذت و درآمد افرادی سود جو و بی فرهنگ.بسیاری از صفحات اینستاگرام شده پر از عکس های خصوصی دختران و هنرمندان و ورزشکاران. صفحاتی که بیش از نیم میلیون دنبال کننده دارند و دلیل رشدشان نمایش عکس دختران ماست.خیلیها گلایه دارند که این عکس ها خصوصی است اما گلایه من به سمت آنها هم هست این عکس چرا باید در معرض دید عموم باشد ؟ وقتی شما این عکس ها را در شبکه های اجتماعی حتی برای ده نفر برای نمایش قرار می دهید آن ده نفر نیز ده نفر دارند پس چه حرفی است که این عکس ها بی اجازه برداشته شده  و اینکار دزدیست.من در این حد خودم را نمی دانم که بگم باید زنان و دختران ایرانی پوششان در چه حدی باشد .اما خیلی وقتها باعث خجالتم که ایرانی ها مردمی با فرهنگ چنین عکس های میگیرند.به نظر من مقصر در اینجا هم کسی است که چنین عکس های گرفته و در معرض نمایش یا خطر نمایش قرار می دهد. و  هم کسی است که این عکس ها را بی اجازه در صفحات شخصی خود نمایش می دهد.اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود.در قانون و اخلاق همیشه همانقدر که سارق و دزد کالا گناهکار است خریدار مال دزدی نیز گناهکار است.این که مردم ما این صفحات را دنبال می کنند بدترین کار ممکن.چرا چون جذاب است  کنجکاویم؟.چرا باید فالو کنند.چرا باید عکس های مبتذل را بپسندن.یعنی انقدر جامعه به قهقرا رفته.من از نزدیک شنیدم که یکی از مدیران این چنین صفحات بی محتوا گفت برخی از دختران خودشان عکس شان با  نام صفحه شان را برای ما میفرستن تا فالوور بیشتر پیدا کنند.و باور دارم که متاسفانه برخی از دوستان حاضر هستن به هر طریقی مشهور شوند. و این داستان بجای رسیده که جایی که تو این شبکه ها راجع به ادب.شعر .فیلم و کتاب صحبت شود جای اینکه درباره ایران .اخبار و مطالب مهمی دیگر  صحبت کنیم کل صفحات شده راجع به عکس های پلنگ ایرانی (دخترهای خاص) .باغ هلو و درو داف و صدها اسم که حتی خجالت می کشم که اسمشان را بزارم

 

برای کسانی که علاقه به گذشته دارند دستگاه دک و آمپلی بسیار ارزشمند.در گذشته دستگاه های گرام شامل گرام کامل که آمپلی رویش نصب بوده و همینطور باند که عموما این قبیل دستگاه ها بصورت کیفی یا چمدانی بوده است که تنها با قرار دادن صفحه گرام می توانستید موسیقی را براحتی بشنوید این دستگاه یا برقی بود یا باطری

تصویر زیر یک گرام کیفی است که در داخل کیف یک درب بلندگو و طرف دیگر دستگاه پخش کننده است که شامل موتور و سیستم کوچک پخش کننده است

از مزایا این دستگاه کوچک بودن.سبک بودن و به گونه مسافرتی.در هر کجا می توان برد و عموما قابلیت استفاده از باطری نیز دارد

کیفیت صدا متوسط و خوب و  مربوط به دهه 1950 تا 1970

برخی از این دستگاه های کوچک هم قابلیت خواندن صفحه سنگی دارد 78 دور و هم صفحه 33 دور و 45 دور یعنی دو پیکاب است

یکی از برندهای مشهور این قبیل گرام ها تپاز فرانسوی میباشد

امروز روز کمتر کسی است که دقایقی را در گوشی  یا بتلت خود بسر نبرد و خدارا شکر عموم مردم از خدمات اینترنت بهره مند هستن. و خیلی از دوستان روزانه دقایق و برخی ساعتها در اینستاگرام بسر می برند

کارا کتاب با هدف ترویج کتاب و کتابخوانی در شبکه های اجتماعی شروع به فعالیت نموده با این دیدگاه که مردم عزیزمان اگر در این شبکه ها بسر می برند و امکان بازدید برایشان راحتر است توسط این نرم افزار از خدمات کارا کتاب و معرفی کتاب و پیرامون کتاب  استفاده نمایند.در صفحه رسمی کارا کتاب در اینستاگرام ما سعی بر معرفی کتاب نایاب داریم.و شما می توانید راجع به کتاب یا مطالب قرار داده شده نظرات خود را بنویسید و  به گونه ای مشاور ما باشید.می توانید انتقاد کتید می توانید راهنمایی کنید. و ما نیز مشاور شما هستیم می توانید راجع به کتاب و مطالعه و روش خرید سوال فرمایید

ما در خدمت شما خواهیم بود و در انجام وظیفه کوشا خواهیم بود لطفا صفحه رسمی کارا کتاب به آدرس زیر را فالو نمایید و مطالب ما را دنبال نموده.این امید و انگیزه بیشتر ما می شود برای مطالب و تلاش بیشتر

instagram.com/karaketab

 

 

بارها این جمله را شنیدیم که کتاب غذای روح است. ولی علت عدم استقبال مردم از کتاب آیا بد مزه گی این غذاست؟ یا ذائقه مردم دیار ما با این غذا فاصله دارد؟ مدتهاست که کتابخوانی در کشور ما به حداقل رسیده است. و این را همه ما شنیده و باور داریم.بارها این حقیر در دیگر مطالب این کتابلاگ با شما راجع به کتاب خوانی و عدم مطالعه در کشور صحبت کردم.براستی علت این دوری چیست؟ خیلی از دوستان گران بود کتاب را دلیل مهمی می دانند و بعد به این نتیجه رسیدیم که در میان این همه گرانی ولی باز مردم از خیلی کالاهای کم اهمیت تر بخاطر گرانی نگزشته اند پس دلیل گرانی نبود.چون حتی کتابخانه های عمومی نیز همیشه خلوت است.برخی از دوستان حضور و رقابت کتاب الکترونیک دانسته, سایتهای دانلود کتاب.که بازهم این همه کتاب آیا همه بصورت پی دی اف در آمده است؟ یاطبق آمار گرفته شده 80 درصد اهالی کتاب و مطالعه استقبال خوبی از کتاب الکترونیک ندارند.پس باز نمی توان دلیل این سقوط را بازار کتاب الکترونیک دانست.من در این مطلب راجع به کتابخوری نوشتم.شاید  به ظاهر کلمه شیکی نیاد اما واقعا لازم.حضور مراکز و مکان های جهت کتابخوری.نمی دونم چطور ولی باید فکر کنیم.باید ذائقه مردم به این طعم غذا برگردد.همیشه غذای روح کتاب بوده و بعد این هم همینطور باید باشد.انسانی که اندیشه نداشته باشد.مطالعه نکند. و نداند و نفهمد.یک موجود  متحرک است .یک ماشین شاید.یک ربات

می بایست بیشتر راجع به کتاب بنویسم راجع به کتابخوری,راجع به کتابخوانی, دم اونهایی که تو شبکه های اجتماعی جای نمایش بی اجازه از عکس و حریم مردم راجع به معرفی کتاب می نویسند

من در این فروشگاه همیشه خواهش داشتم کمی فکر کنیم.خواهش داشتم روزی بتنها یک صفحه کتاب بخوانیم تنها یک صفحه.باور کنید  پنج دقیقه وقت نمی برد.درحالی که ساعت سر در گوشی موبایل در این شبکه های اجتماعی سردرگم هستیم

طبق معمول  گستاخی اگر بود ببخشید همه تلاش این حقیر مطالعه بیشتر هموطنانم است

 

یا علی

 

 

 

مطالعه مطالب مرتبط در لینکهای زیر

مطالعه کتاب تعطیل

کتابخوانی

این مطلب قرار میدهم برای دوستانی که علاقه به رادیوهای قدیمی دارند.اساسا کسانی که اهل رادیو هستند به رادیوهای قدیمی خیلی اهمیت میدهند مخصوصا اگه رادیو بیش از نیم قرن پیش باشد رادیویی مثل رادیو لامپی خوب وقتی اسم این نوع رادیو به میان میاد سریع قدیمی ترها یاد رادیو نفتی و رادیو ترانزیستوری می افتند.خداروشکر مدتی تعداد علاقه مندان رادیوهای قدیمی زیاد شدن و از سمسار تا فروشندگان تخصصی این نوع رادیو یا آب و تاب در حال آگهی برای خریداری رادیو لامپی هستند.خیلی از بازار های محلی یا از طریق سمساری های این رادیو ها را تهیه می کنن و جدیدا تعداد بسیار زیادی نسخه بدل این رادیو توسط چین تولید و وارد بازار شده اما عاشق فقط معشوق را می شناسد.

حتما خیلی از دوستان بدنبال مرکزی حرفه ای برای خرید و فروش رادیو لامپی می گردن اما چندی دوست هستند که متاسفانه در مرکز شهر و محدود طرح ترافیک هستن و برای دوستان شهرستانی که بسیار دشوار است حال نیاز به مرکزی است که ضمانت فروش داشته و ارسال به سراسر ایران و جهان داشته باشد از اینرو ما به این نتیجه رسیدیم که در فهرست خود خرید و فروش رادیو لامپی و خریداری این دستگاه جذاب را در دامنه کاری خود پوشش دهیم.دلیل این انتخاب آشنابودن با کارشناسان حرفه ای رادیو لامپی و فروشنده گان قدیمی و با انصاف این دستگاه که متاسفانه گمنام و شاید در دسترس مردم نبودن.به زودی در همین صفحه لینک محصولات رادیو لامپی قرار داده خواهد شد تا آن روز در همین مطلب اعلام می نماییم ما خریدار رادیو لامپی با قیمت پیشنهادی شما هستیم.همینطور خرید و فروش رادیو لامپی را نیز بر عهده خواهیم داشت. و ارسال رادیو به سراسر ایران میسر است. همینطور تعمیرات تخصصی رادیو لامپی در هر نوعی امکان پذیر است

 

خدایی نکرده در این مطلب قصد جسارت بی هیچ عزیزی را ندارم .خیلی از دوستان را میبینم که در گوگل بدنبال سایتهایی می گردن که ارسال رایگان کتاب دارد. و قبل از هر چیزی ما نیز ارسال رایگان داریم اما نه برای هر کتابی مثلا کتابی که قیمتش پنج هزار تومن اسات و مقصد خریدار مثلا کیلومتر 10 جاده مخصوص است تنها هزنه ارسالش حداقل سه برابر خریدش خواهد شد.خوب مسلم است چنین بسته هایی ارسال رایگان نیست.خیلی وقتها نیز دوستانی سوال های جالبی می پرسند مثلا عزیزی بدنبال خرید کتابی نفیس که قیمتش  چهار میلیون تومن بود می گشت و پس از استعلام قیمت سوال نمودن که آیا هزینه ارسال رایگان است؟ این در حالی بود که دفتر ما میرداماد  و منزل ایشان خیابان ظفر بود. مگر مبلغ بیش از چهار هزار تومن بود ؟ انقدر اهمیت داشت؟ بنابراین چقدر خوب ه قیمت مناسب کتاب توجه شود بع کیفیت نه به ارزانتربودن بهخ هر طریق.می دانم خیلی از دوستان توقع سرویس رایگان را دارند و برخی از ناشرین نیز این سرویس را دارند اما باز مبلغ می بایست  خرید کتاب از یک حد مشخص بیشتر باشد .پس استدعا دارم که التفات داشته باشند اگر دوستی تقاضا کتابی نایاب داشته که می بایست جستجو شود در بازار و تهیه گردد سود این قبیل کتب از هزینه ارسال آن تهیه میشود.بنابراین ارسال رایگان کتاب میسر است اما با توجه به خرید شما و تا آنجا که بشود سعی در این داریم که هزینه ارسال کمترین شود

 

 

 

مطالب مرتبط در لینک زیر

ارسال کتاب

ارسال کتاب به خارج.

سوار بر کتاب یا سفر با کتاب به هر کجا که ذهن تجسم می کند خواهیم رفت

شاید این جمله برای کسانی که تخیلی خوب و متوسطی دارند .بارها اتفاق افتاده باشد که با مطالعه کتاب می توانید به هر کجا سفر نمایید. خیلی ها هنگام مطالعه خود را جایگزین قهرمان می کنند یا داستان را بصورت مصور در ذهن خود به تصویر می کشند  .اگرچه کیفیت این  تصویر سازی کم یا زیادتر می تواند باشد اما عموما اتفاق می افتد .ما با مطالعه یک سفرنامه به سیاحت و سیر سیاح آگاه می شویم.شما با خواندن یک کتاب تاریخی به اتفاقات جاری در آن کتاب سفر می کنید .و اگر کتاب تاریخی و معتبر باشد  اطلاعی کافی پیرامون آن زمان کسب خواهیم نمود. برخی از کتب تخیلی است و خواننده با مطالعه به تخیل نویسنده سفر می کند مانند کتاب های علمی تخیلی کتب راجع به فضا و  موجودات فضایی به زمان آینده یا به گذشته به افسانه ها به قصه ها و یا روایتی در حال  ,با کتاب سفری ایمن است و شما با مطالعه درست و انتخاب مسیری درست یقینا سفر خوبی را پیش رو خواهید داشت.به دوستانی که اهل مطالعه هستند پیشنهاد میکنم در انتخاب کتاب بسیار دقت کنند که واقعا مطالعه کتاب همان سفر با کتاب است. سفری به ذهن نویسنده و دنیایی که او در واقعیت یا رویا به تصویر کشیده.همانطور که در انتخاب محلی که برای سفر می بایست قبلش تحقیق کنید تا با خصوصیات شما آن شهر یا کشور مطلوب در آید می بایست موضوع کتاب با فکر و روحیه شما هماهنگی داشته باشد

به امید سفری خوب برای همه مسافران کتاب

در یک مطلب خواندم که راجع به اعتیاد کتاب نوشته بود و این اتفاق را خیلی خوب تعریف کرده بود .که من اعتیاد به کتاب دارم و راجع به علاقه اش به کتاب توضیحاتی نوشته بود.من دلم طاقت نیاورد و لازم دانستم چند خطی بنویسم .البته کاملا نظر شخصی نویسنده است و کمال احترام برای آن دوست دارم.به نظر این حقیر اعتیاد کلا مضرر است اساسا هرچیزی افراطی هر اتفاقی که عادتی نامتعادل باشد خوب نیست.شاید به ظاهر اعتیاد کتاب فرد را دچار مطالعه و کسب آگاهی علم و دانش خواهد نمود اما این ابتدای ای اتفاق است. مانند همه لذایذی که از اعتیاد  در ابتدا و  سپس به مشگلی بزرگ تبدیل میشود.به نظر من کتاب باید یک شرایط متعادل داشته باشد مثلا نگهداری کتاب تا یک حدی معقول است در حدی که مطالعه شود در حدی که به دیگر لذایذ و ارزش های مادی و معنوی انسان دخالت نکند.من بسیاری از افراد را می شناسم اعتیاد به خرید کتاب دارند بی آنکه بخوانند.بسیاری از افراد را می شناسم که اعتیاد به خرید کتاب نایاب و نفیس دارند که حتی ارزش مطالعه ندارند یا برای ایشان جادبه مطالعه نداشته اما از روی عادت و جمع کردن مجموعه خود خریداری میکنند.و اعضای خانواده از ازدیاد بی رویه کتاب در منزل شاکی هستن.یا فرض کنید کتابهایی را که می خرد مطالعه کند اما همانطور که بارها گفته شد کتاب غذا روح.باید همه غذاها صرف روح و بدن شود.یعنی مطالعه حد دارد .ورزش ,تماشای تلویزیون.سینما .تئاتر.کنسرت.و رفتارهای طبیعی یک انسان.که باز این کم بودن برای خانواده.دوستان صدمه بزرگی می زند

خیلی ها هستن که بیشتر وقت را صرف مطالعه و به گونه ای منزوی هستن و این به نظر این حقیر درست نیست و در پایان باز عرض می کنم. اعتیاد به هر چیز خوب نیست.افراط .تفریط همه برای انسان و ارزش های انسانی مضرر است.همانطور که تشویق می کنم که کتاب بخوانیم استدعا دارم کتاب در حدی که به دیگر معیار و ارزش های زندگی لطمه ای نزند.و در انتخاب کتاب بسیار دقت کنید.سعی کنید کتابی مناسب به حال و شرایط جسمی و روحی بخوانید و در نهایت لذت ببرید ولی نه به قیمت اینکه دوستان و خانواده از این لذت شما ناراحتی بکشند

 حال تصمیم شماست که اعتیاد به کتاب خوب است یا خیر؟

 

موضوعی که برای شما تعریف  می کنم مربوط به پانزده سال پیش است .آن زمان من شاگرد کتابفروش بودم. یعنی تو یک کتابفروشی کار می کردم و بقولی اوستام کتابفروش بود و منم داشتم یک کتابفروش میشدم.شاید مسخره باشه اینکه میگم شاگر کتابفروش چون وقتی یک نفر در کتابفروشی کار می کنه و کتاب می فروشه یعنی کتابفروش.اما اون زمان خیلی متفاوت بود خبری از کامپیوتر نبود .کتاب های یک مغازه فهرستشان تو ذهن فروشنده بود.باور کنید اگر مشتری وارد مغازه میشد و راجع به کتابی می پرسید صاحب کارم چنان خوب و کامل توضیح می داد که فکر میکردم سر کلاسم.اون زمان همسایه های ما که تو یک پاساژ کتاب بودیم یکی معلم بازنشسته,یکی نقاش,یکی تور لیدر,یکی یه موسیقیدان,کتابفروش ها میانسال و یا مسن بودن و پر از تجربه . همیشه میدیم در زمانی که بازار خلوت بود و خبری از مشتری نبود تک تک همسایه و صاحبب کار من کتاب می خواندن و منم تشویق می کردن.واقعها لذت می بردم با اینکه اوایل هیچ علاقه ای به کتاب نداشتم و از بیکاری توسط یکی از اقوام به این کتابفروشی معرفی شدم .اما بعد گذشت چند ماه, منم ساعاتی در روز مطالعه می کردم.مدیرم که یک ادم تکیده مسن بود بهم خوشنویسی یاد میداد و از اونجا که زبان انگلیسیش عالی بود باهام کار میکرد.سالها گذشت و من کارشناسیم گرفتم همینطور ارشد و دانشجوی دکترا اما خداشاهد چیزهای که تو اون زمان شاگردی یادگرفتم تو دانشگاه یاد نگرفتم.همین الان تو ذهن من بیش از دها هزار عنوان کتاب آشناست که می توانم در حد خوب و متوسط دیگران را راهنمایی کنم . اما الان اگه تو یه کتابفروشی بری تنها جوابی که کتابفروش میده اینکه قیمت پشت جلد و تخفیف نداره یا طبق یه درصد.نهایتش اینکه تو چه ژانریه.البته هنوزم کسانی هستن که بسیار آگاه و با تجربه اند اما بسیار کم شدن و منظور من همه همکاران محترم نیست که من شاگرد تک تک اونهام اما بی انصافی است که از کم لطفی و کم آگاهی برخی دیگر ننویسم.وقتی وارد کتابفروشی شدم و از مسئولش پرسیدم اندازه کتاب چیه گفت حدود بیست سانت....گفتم جلدش چیه؟ گفتم از این مقوا نازاکا....باور کنید اولین کاری که صاحب کتابفروشی که شاگردش بودم به من آموخت صحافی کتاب و تنوع چاپی و کمی انواع سایز و جنس کاغذ بود.امیدوارم به زودی کتابفروشی ها فعالیت بیشتری داشته باشند با عشق به کتاب و کتابخوانی سال جدید آغاز کنیم و اگه باز تو حرفهام موجب ناراحتی کسی شدم عذر میخواهم

امیدوارم استادن اهل کتاب شاگردان خوبی را تربیت کنند چون کتابفروشی تنها یک شغل نیست نیاز به شناخت و آگاهی و سواد لازم دارد

 

 

کمتر از پانزده روز به سال جدید نود و پنج و عید نوروز مانده است.خیلی از خانواده ها مدتی اتاق تکونی را شروع کردن برخی تمام کردن و باقی مانده در حال شروع کردن هستند.خیلی در حال محاسبه هزینه های احتمالی عید هستند.خیلی ها صرف خرید لباس جدید , خورد و خوراک شب عید هستن.خرید آجیل و شیرینی , متاسفانه خیلی دیگه برایشان عید رنگ قدیم را ندارند و کاملا خنثی رفنار می کنند یا بقولی اصلا کار خاصی نمی کنند.دلیل بی تفاوت نبودن اوضاع شرایط خوب مادی است گرچه بازهم اگر در زندگی قدری نشاط و امید باشد حتی کوچک هم شده قدری در تدارک هستن.در اینترنت چندین مقاله خواندم که کتاب عیدی دهیم و یا به کودکان عیدی کتاب دهیم. دیدم چقدر کار جالبیه چند دهه از عمرم گذشته هیچ یک از عیدی های که گرفتم یادم نیست شاید یکی یا دو اسباب بازی و در بزرگسالی چند لباس.اما واقعا هدیه ای که مستقیم در ذهن نقش میبنده هدیه ای بسیار ارزنده است.خیلی لذت بردم وقتی دیدم عیدی کتابی تاریخی گرفته بود و در وبلاگ خود نوشته بود بهترین کادو در عید

کتاب خوندن این روزها کار دشواری شده یه جورای سختر از کوه کندن.قرارم نیست کتب نایاب و نفیس عیدی داده بشه.ما بیش از هزاران کتاب زیر ده هزار تومن داریم در حالی که جدیدا اگه ده هزار تومن پول نقد عیدی بدهیم طرف را خوشحال نمی کند.چقدر به کودکان اسباب بازی , لباس و غیره دادیم.چقدر خوب تو سال جدید زندگی جدیدی سرشار از دانش و مطالعه آغاز کنیم.و در پایان اگه قرار نیست به کسی عیدی دهید.حداقل واسه خودتون یک کتاب عیدی بخرید.اینم قبول

عیدی ما نیز به شما با هر خرید, یک کتاب رایگان و تخفیف 25 تا 50 درصد 

 

 

 

سال نو با تخفیف ویژه

صفحه4 از19

نشان نماد اعتماد

نشان نماد کاراکتاب

دارای نماد اعتماد الکترونیک

نماد ساماندهی سایتها

ثبت شده در پلیس فتا

دارای مجوز از اتحادیه

صنف کتاب و ناشران

مطابق مقررات کشور

نماد ساماندهی

logo-samandehi
کارا کتاب را در تلگرام دنبال کنید