فهرست مطالب

سوار بر کتاب یا سفر با کتاب به هر کجا که ذهن تجسم می کند خواهیم رفت

شاید این جمله برای کسانی که تخیلی خوب و متوسطی دارند .بارها اتفاق افتاده باشد که با مطالعه کتاب می توانید به هر کجا سفر نمایید. خیلی ها هنگام مطالعه خود را جایگزین قهرمان می کنند یا داستان را بصورت مصور در ذهن خود به تصویر می کشند  .اگرچه کیفیت این  تصویر سازی کم یا زیادتر می تواند باشد اما عموما اتفاق می افتد .ما با مطالعه یک سفرنامه به سیاحت و سیر سیاح آگاه می شویم.شما با خواندن یک کتاب تاریخی به اتفاقات جاری در آن کتاب سفر می کنید .و اگر کتاب تاریخی و معتبر باشد  اطلاعی کافی پیرامون آن زمان کسب خواهیم نمود. برخی از کتب تخیلی است و خواننده با مطالعه به تخیل نویسنده سفر می کند مانند کتاب های علمی تخیلی کتب راجع به فضا و  موجودات فضایی به زمان آینده یا به گذشته به افسانه ها به قصه ها و یا روایتی در حال  ,با کتاب سفری ایمن است و شما با مطالعه درست و انتخاب مسیری درست یقینا سفر خوبی را پیش رو خواهید داشت.به دوستانی که اهل مطالعه هستند پیشنهاد میکنم در انتخاب کتاب بسیار دقت کنند که واقعا مطالعه کتاب همان سفر با کتاب است. سفری به ذهن نویسنده و دنیایی که او در واقعیت یا رویا به تصویر کشیده.همانطور که در انتخاب محلی که برای سفر می بایست قبلش تحقیق کنید تا با خصوصیات شما آن شهر یا کشور مطلوب در آید می بایست موضوع کتاب با فکر و روحیه شما هماهنگی داشته باشد

به امید سفری خوب برای همه مسافران کتاب

در یک مطلب خواندم که راجع به اعتیاد کتاب نوشته بود و این اتفاق را خیلی خوب تعریف کرده بود .که من اعتیاد به کتاب دارم و راجع به علاقه اش به کتاب توضیحاتی نوشته بود.من دلم طاقت نیاورد و لازم دانستم چند خطی بنویسم .البته کاملا نظر شخصی نویسنده است و کمال احترام برای آن دوست دارم.به نظر این حقیر اعتیاد کلا مضرر است اساسا هرچیزی افراطی هر اتفاقی که عادتی نامتعادل باشد خوب نیست.شاید به ظاهر اعتیاد کتاب فرد را دچار مطالعه و کسب آگاهی علم و دانش خواهد نمود اما این ابتدای ای اتفاق است. مانند همه لذایذی که از اعتیاد  در ابتدا و  سپس به مشگلی بزرگ تبدیل میشود.به نظر من کتاب باید یک شرایط متعادل داشته باشد مثلا نگهداری کتاب تا یک حدی معقول است در حدی که مطالعه شود در حدی که به دیگر لذایذ و ارزش های مادی و معنوی انسان دخالت نکند.من بسیاری از افراد را می شناسم اعتیاد به خرید کتاب دارند بی آنکه بخوانند.بسیاری از افراد را می شناسم که اعتیاد به خرید کتاب نایاب و نفیس دارند که حتی ارزش مطالعه ندارند یا برای ایشان جادبه مطالعه نداشته اما از روی عادت و جمع کردن مجموعه خود خریداری میکنند.و اعضای خانواده از ازدیاد بی رویه کتاب در منزل شاکی هستن.یا فرض کنید کتابهایی را که می خرد مطالعه کند اما همانطور که بارها گفته شد کتاب غذا روح.باید همه غذاها صرف روح و بدن شود.یعنی مطالعه حد دارد .ورزش ,تماشای تلویزیون.سینما .تئاتر.کنسرت.و رفتارهای طبیعی یک انسان.که باز این کم بودن برای خانواده.دوستان صدمه بزرگی می زند

خیلی ها هستن که بیشتر وقت را صرف مطالعه و به گونه ای منزوی هستن و این به نظر این حقیر درست نیست و در پایان باز عرض می کنم. اعتیاد به هر چیز خوب نیست.افراط .تفریط همه برای انسان و ارزش های انسانی مضرر است.همانطور که تشویق می کنم که کتاب بخوانیم استدعا دارم کتاب در حدی که به دیگر معیار و ارزش های زندگی لطمه ای نزند.و در انتخاب کتاب بسیار دقت کنید.سعی کنید کتابی مناسب به حال و شرایط جسمی و روحی بخوانید و در نهایت لذت ببرید ولی نه به قیمت اینکه دوستان و خانواده از این لذت شما ناراحتی بکشند

 حال تصمیم شماست که اعتیاد به کتاب خوب است یا خیر؟

 

موضوعی که برای شما تعریف  می کنم مربوط به پانزده سال پیش است .آن زمان من شاگرد کتابفروش بودم. یعنی تو یک کتابفروشی کار می کردم و بقولی اوستام کتابفروش بود و منم داشتم یک کتابفروش میشدم.شاید مسخره باشه اینکه میگم شاگر کتابفروش چون وقتی یک نفر در کتابفروشی کار می کنه و کتاب می فروشه یعنی کتابفروش.اما اون زمان خیلی متفاوت بود خبری از کامپیوتر نبود .کتاب های یک مغازه فهرستشان تو ذهن فروشنده بود.باور کنید اگر مشتری وارد مغازه میشد و راجع به کتابی می پرسید صاحب کارم چنان خوب و کامل توضیح می داد که فکر میکردم سر کلاسم.اون زمان همسایه های ما که تو یک پاساژ کتاب بودیم یکی معلم بازنشسته,یکی نقاش,یکی تور لیدر,یکی یه موسیقیدان,کتابفروش ها میانسال و یا مسن بودن و پر از تجربه . همیشه میدیم در زمانی که بازار خلوت بود و خبری از مشتری نبود تک تک همسایه و صاحبب کار من کتاب می خواندن و منم تشویق می کردن.واقعها لذت می بردم با اینکه اوایل هیچ علاقه ای به کتاب نداشتم و از بیکاری توسط یکی از اقوام به این کتابفروشی معرفی شدم .اما بعد گذشت چند ماه, منم ساعاتی در روز مطالعه می کردم.مدیرم که یک ادم تکیده مسن بود بهم خوشنویسی یاد میداد و از اونجا که زبان انگلیسیش عالی بود باهام کار میکرد.سالها گذشت و من کارشناسیم گرفتم همینطور ارشد و دانشجوی دکترا اما خداشاهد چیزهای که تو اون زمان شاگردی یادگرفتم تو دانشگاه یاد نگرفتم.همین الان تو ذهن من بیش از دها هزار عنوان کتاب آشناست که می توانم در حد خوب و متوسط دیگران را راهنمایی کنم . اما الان اگه تو یه کتابفروشی بری تنها جوابی که کتابفروش میده اینکه قیمت پشت جلد و تخفیف نداره یا طبق یه درصد.نهایتش اینکه تو چه ژانریه.البته هنوزم کسانی هستن که بسیار آگاه و با تجربه اند اما بسیار کم شدن و منظور من همه همکاران محترم نیست که من شاگرد تک تک اونهام اما بی انصافی است که از کم لطفی و کم آگاهی برخی دیگر ننویسم.وقتی وارد کتابفروشی شدم و از مسئولش پرسیدم اندازه کتاب چیه گفت حدود بیست سانت....گفتم جلدش چیه؟ گفتم از این مقوا نازاکا....باور کنید اولین کاری که صاحب کتابفروشی که شاگردش بودم به من آموخت صحافی کتاب و تنوع چاپی و کمی انواع سایز و جنس کاغذ بود.امیدوارم به زودی کتابفروشی ها فعالیت بیشتری داشته باشند با عشق به کتاب و کتابخوانی سال جدید آغاز کنیم و اگه باز تو حرفهام موجب ناراحتی کسی شدم عذر میخواهم

امیدوارم استادن اهل کتاب شاگردان خوبی را تربیت کنند چون کتابفروشی تنها یک شغل نیست نیاز به شناخت و آگاهی و سواد لازم دارد

 

 

کمتر از پانزده روز به سال جدید نود و پنج و عید نوروز مانده است.خیلی از خانواده ها مدتی اتاق تکونی را شروع کردن برخی تمام کردن و باقی مانده در حال شروع کردن هستند.خیلی در حال محاسبه هزینه های احتمالی عید هستند.خیلی ها صرف خرید لباس جدید , خورد و خوراک شب عید هستن.خرید آجیل و شیرینی , متاسفانه خیلی دیگه برایشان عید رنگ قدیم را ندارند و کاملا خنثی رفنار می کنند یا بقولی اصلا کار خاصی نمی کنند.دلیل بی تفاوت نبودن اوضاع شرایط خوب مادی است گرچه بازهم اگر در زندگی قدری نشاط و امید باشد حتی کوچک هم شده قدری در تدارک هستن.در اینترنت چندین مقاله خواندم که کتاب عیدی دهیم و یا به کودکان عیدی کتاب دهیم. دیدم چقدر کار جالبیه چند دهه از عمرم گذشته هیچ یک از عیدی های که گرفتم یادم نیست شاید یکی یا دو اسباب بازی و در بزرگسالی چند لباس.اما واقعا هدیه ای که مستقیم در ذهن نقش میبنده هدیه ای بسیار ارزنده است.خیلی لذت بردم وقتی دیدم عیدی کتابی تاریخی گرفته بود و در وبلاگ خود نوشته بود بهترین کادو در عید

کتاب خوندن این روزها کار دشواری شده یه جورای سختر از کوه کندن.قرارم نیست کتب نایاب و نفیس عیدی داده بشه.ما بیش از هزاران کتاب زیر ده هزار تومن داریم در حالی که جدیدا اگه ده هزار تومن پول نقد عیدی بدهیم طرف را خوشحال نمی کند.چقدر به کودکان اسباب بازی , لباس و غیره دادیم.چقدر خوب تو سال جدید زندگی جدیدی سرشار از دانش و مطالعه آغاز کنیم.و در پایان اگه قرار نیست به کسی عیدی دهید.حداقل واسه خودتون یک کتاب عیدی بخرید.اینم قبول

عیدی ما نیز به شما با هر خرید, یک کتاب رایگان و تخفیف 25 تا 50 درصد 

 

 

 

سال نو با تخفیف ویژه

در ابتدا خیلی ساده بگم کارشناسی نسخ خطی و قیمت گزاری کتاب خطی کاملا نسبی است .یعنی شما در کارشناسی چند خصوصیت را باید دنبال کنید و در نهایت قیمت کتاب که کارشناسی میشود کاملا توافقی است.این اتفاق در کارشناسی سراسر جهان یک شکل است یعنی کتاب پس از بررسی قیمتی داده میشود که شاید با قیمتهای دیگر کارشناسی شده بسیار کمتر یا بالاتر باشد.در کشور ما کتاب خطی خوشبختانه بسیار است و این خوشحال کننده است اما خبری که شنیده میشود که کتاب ها و نسخ خطی به خارج برده و فروخته شد باعت غم بزرگی است.اگرچه در کشور بزرگ عزیزمان براحتی نمیشود میراث فرهنگی را از ایران خارج کرد و به اجنبی فروخت.می دانم همین الان که برخی دوستان این مطلب را می خوانند ناراحت شده و می گویند وقتی در کشور ما ارزان خریداری میشود یا نمیشود فروخت چرا از ایران خارج نکنیم.که اگر تا آخر این مطلب دنبال کنید جواب خودتان را خوب خواهید گرفت.عزیزانم در ابتدا چند خطی راجع به کارشناسی کتاب خطی و ارزش گذاری می نویسم اگرچه در مطلب دیگری که باز در زیر لینک آن را میزارم راجع به کتاب خطی چند خطی نوشتم. اما به تکرار و تاکید مطلب قبل.

 

 

خیلی ها فکر می کنند با خواندن چند کتاب,کارشناس کتاب هستند.تعدادی از کتابفروش های محترم نیز با تصور اینکه سالهاست  در زمینه کتاب فعالیت نموده  دیگرکارشناس حرفه ای کتاب هستند این در حالی است که برخی حتی  کتابی قابل توجه مطالعه نکردن و بیشتر جنبه داد و ستد داشته.اینکه کارشناسی کتاب و شناخت کتاب به کتابخوانی است یا شغل کتاب هر کدام یک  دلیلی مهم اما قطعی نیست.خوب کتاب یک دنیلست همین کتاب چاپ شده در کشور به بیش از میلیون ها عنوان می رسد مگر دانش ما چقدر می تواند باشد که پیرامون همه کتب اطلاع داشته باشیم.پس کارشناس حرفه ای کسی است که بصورت تخصصی ,حرفه ای, موضوعی و طبقه بندی شده به کارشناسی کتاب می پردازد. مثلا کارشناس کتاب خطی  ,کارشناس مجلات قدیمی حال اگر دوستی کارشناس نسخ خطی باشد و هم نشریات ادواری  به نظر این حقیر حرفه ای نیست.چون خود کتب خطی دنیایست که نیاز به سواد کافی. تجربه های بسیار و شناخت و بررسی  داشته.یا همینطور روزنامه ها و نشریات قدیمی از قاجار تا  کنون

کاری که سایت کارا کتاب نموده از چندین کارشناس حرفه ای و تخصصی  استفاده نموده و این جسارت را داشته اگر کتابی را نتواند کارشناسی کند با توجه به روابط و دوستان حرفه ای که می شناسد شما را به ایشان متصل نماید. پس ما کارشناس رایگان شما هستیم. و برای مشاوره هیچ مبلغی دریافت نخواهیم نمود .مگر کارشناسی حضوری و زمان بر باشد  که آنهم کاملا توافقی و با مدارا وضع اقتصادی مشتری و قیمت کالا است.و این را یادآوری می کنیم که هیچ کارشناسی قطعی نیست و برای خرید یا فروش کتب و نشریات قدیمی قیمت توافقی است. و کارشناس به شما حدود قیمت و شناسنامه آن را در حد امکان تشریح و توضیح میدهد. این سایت تا آنجا که توان دارد و سواد بکشد در خدمت شماست و برای مشاوره درباره کتاب بصورت رایگان با جان دل پذیراست

 

کارشناسی نسخ خطی

خریدار کتاب خطی

کتاب خطی

خیلی عجیب است که هنوز بسیاری از افرادی که این دستگاه را می فروشند حتی فرق بین گرام و گرامافون را نمی دانند و بدتر خریدار این کالا نیز بدون هیچ اطلاعی از نوع این دستگاه  به اشتباه خریدی نامطلوب می کند.قبل از توضیح این مطلب یک فلش بک به فروشندگان این دستگاه در دهه های قبل خواهم نمود هنگامی که این دستگاهای جدید بازار را قبضه نکرده بود.در آن زمان فروشندگان دستگاه قدیمی را بفروش می رساندن که عموما خود تعمیرکار نیز بودن یعنی شناخت کامل به دستگاه,تنظیم و نوع صفحه مصرفی .اما در زمان حال لوستر فروش ها و دکور فروش ها تخصصی به فروش این دستگاه های جدید چینی و هندی می پردازند که بیشتر شکل زیبا و تزئینی داشته.البته این بدین معنی نیست که خراب هست یا کار نمی کند.اما واقعا کیفیت دستگاه سونی اصل ژاپن با این دستگاه برابری می کند؟

باری قرارمان تفاوت دستگاه گرام و گرامافون بود

گرامافون و گرام در کل یک سیستم را دنبال می کنند و قرارم نیست توضیخ تخصصی خارج از وقت به عزیزان بگویم شما فقط بعنوان خریدار باید بدانید دستگاه گرام برقی است و نیاز به آمپلی فایر و باند دارد البته در نوع کیفی و جعبه ای این قطعات متصل است و در اندازه های بزرگتر طبقه طبقه می بایست متصل شود و می تواند قطعات دیگر چون نوار کاست.,ریل,و رادیو داشته باشد  و صفحه موسیقی در سه سایز چهل و پنج دور ,سی و سه دور و هفتاد و هشت در جنس پلاستیک عرضه می گردد

 

 

 

یاد جمله قدیمی و تکراری افتادم علم بهتر است یا ثروت؟ امروز روز با روزگاری روبرو شدیم که بیشتر ارزش های معنوی از بین رفته یا فراموش شده و توجه ای نمیشه.بیشتر افراد انقدر دچار مسائل اقتصادی هستن که بقول خودشون وقتی واسه کتاب و کتابخوانی ندارن.خوب حقم میدم تو شرایط ضعیف اقتصادی آدم باید اولویت ها و ضرورت ها را در نظر داشته باشه. گرچه اعتقاد دارم کتابم جز اولویتهاست. اما بهر صورت قبول پوشاک و خوراک و نیازهای ضروری تر فرض اولویت میدونیم. اما درد اصلی طبقه متوسط و طبقه متمول هستن مثلا مالک یه مغازه که براش واقعا مهم نیست مغازه ش به چه شغلی اجاره داده شود البته باز همه جا آدم با انصاف هست. اما عموما این چیز پاک از یاد رفته دیروز یکی از کتابفروشی های انقلاب که سیزده سال سابقه کتابفروشی داشت و یکی از استاتید بنده بود جمع شد. چون اجاره از ماهی سه میلیون به شش میلیون افزایش یافت و وقتی همکار من اعتراض کرد این مالک محترم فرمودن که یک فلافل فروشی با این قیمت قصد اجاره داره.با شنیدن این حرف حالم خیلی خراب شد.یعنی چی؟ مگه میشه جواز کتابفروشی بشه فلافل فروشی؟ یا حتی اگه میشه واقعا هیچ حامی نداریم؟ حامی اصلی ما مردم هستن و این دردل فقط با شما کتابخوانهاست یک درددل اجتماعی است نه سیاسی.ما خودمون کم لطفیم.فلافل خوشمزه است و غذایی ارزون و باید باشد اما چه ضرورت دارد در یک پاساژ کتاب این اتفاق بیافتد با کمال ادب به شغل فلافل فروشی که آنها هم زحمت کش و قابل احترام هستن اما فلافل بهتر است یا کتاب؟

دلم نمیخواد تو صفحه کتابلاگ از مطالب مایوس کننده استفاده کنم منم میتونم سایت را پر کنم از مطالب خوندنی و عکس های دیدنی یه جورایی سرگرمتون کنم اما ترجیح میدم این سایت دوزار مطلب خوندنی داشته باشه که خودم زحمت نوشتن کشیده باشم

راجع به کتاب و کتابخونی بارها حرف زدم از گرونی کتاب و سرد شدن مردم واسه مطالعه جدیدا که اجاره ها و هزینه ها سر به فلک میکشه کتابفروش ها دارن مچاله میشن  یه دوستی یه داستان نوشته بود به نام سقوط کتابفروش واسم اسمش جالب بود دیدم اسم کتاب هیچ ربط به محتوا نداره اما این عنوان حال من خراب کرد دوستان ما آدم های راحت طلبی شدیم خیلی ها نقد میکنن که کتابفروش ها گرون فروش شدن یا اصلا کتاب گرون شده اما تو این زمون چیه ارزون؟ شاید جون آدم ها میگید کتاب گرون هزینه ها بالاست چرا به کتابخانه ها سر نمی زنید چرا کتاب بهم امانت نمیدیم چرا اون زمان که فیلم ویدئو قاچاقم بود مردم جابجا میکردن چرا این همه کلوپ فیلم اجاره میدادن گرچه این دوره زمونه فرهنگ نابود کرده مردم تو منازلشون اگه کتاب باشه عجیب.راسی راسی کتابفروشی ها دارن سقوط میکنن اگه کتابفروشی هم تو محله هاست خرجشون با لوازم تحریر و کپی و تایپ  میگزرونن به قول دوستی که کتابفروشی داره میگه درآمد ما شده فیلم های شرکتی و رسانه ای مثل کارهای طنز آقای مدیری و ...... که مردم میخرن که باز اگه بخرن و کپی نکنن باز همینشم جای شکر

دلم میسوزد از باغی که میسوزذ

تورو خدا از امروز یه کم بیشتر کتاب بخونید نمی گم  روزی یک کتاب روزی یک صفحه از کتاب.قد زمان تبلیغات میان سریال خرم سلطان

باور کنید کتاب و کتابفروشی برای صعود و اعتلای باور اندیشه و فرهنگ اومد نه برای سقوط

 

 

دوستان عزیزی که بدنبال دانلود رایگان کتاب هستند سایت زیر جهت دانلود رایگان کتاب فعالیت می نماید اگرچه به زودی خود کارا کتاب صفحه دانلود رایگان کتاب را  برای شما عزیزان فعال خواهد نمود اما تا آن زمان اگر بدنبال کتاب نایاب هشتید سایت زیر یکی از بهترین ها در دانلود رایگان کتاب است

dketab.blogsky.com

صفحه4 از18

نشان نماد اعتماد

نشان نماد کاراکتاب

دارای نماد اعتماد الکترونیک

نماد ساماندهی سایتها

ثبت شده در پلیس فتا

دارای مجوز از اتحادیه

صنف کتاب و ناشران

مطابق مقررات کشور

کارا کتاب را در تلگرام دنبال کنید