پشتیبانی ۹ صبح لغایت ۱۰ شب ( دفتر میرداماد :۲۶۴۰۱۹۵۶ , دفتر سهروردی : ۸۸۴۷۸۱۹۶ ) ( مشاور فنی :  ۰۹۱۲۵۳۴۳۶۴۴ )

0

تاریخ اجتماعی روابط زناشویی در ایران

موجود
300,000 تومان
برگشت به مجموعه: کتاب روانشناسی
کتاب تاریخ اجتماعی روابط زناشویی در ایران اثر ویلم فلور
توضیحات

کتاب تاریخ اجتماعی روابط زناشویی در ایران اثر ویلم فلور

 

 در این بخش به قواعد رسمی حاکم بر ازدواج تعهددار یا دائمی و رابطه زناشویی که در امپراتوری ایران و ایران اسلامی وجود داشته همچنین به عقاید مربوط به نحوه ی رفتار شوهر و زن نسبت به یکدیگر خواهیم پرداخت.

دین زرتشت در ایران باستان که بدلیل اکثریت دین غالب آن ایام بود در اساس دو گونه ازدواج می شناختند : نخست ازدواج تعهد دار (زنیهی زن پتیخشایه),دوم ازدواج ابدال.

در مورد نخست شوهر سرپرستی زن را بر عهده می گرفت و زن می شد کدبانوی او. بچه های که از این پیوند زاده می شدند قانونی بودند.
این دو تن باهم می شدند خانواده ای پدر سالار که در آن سلسله ی خویشاوندی فقط از طرف دودمان پدری شناخته می شد. تا مرد زنده بود می بایست زن و فرزندانش نگه داری کند. پس ازمرگ دار و ندارش به آن ها می رسید. این ازدواج پدر یا سرپرست عروس رضایت عروس و نیز نوشتن عقدنامه (پیمان زنی) انجام می شد. رسم بر این بود که به عروس جهیزیه می دادند.
پر ترج ترین زناشویی پیوند با نزدیکان بود که در کتاب دینکرد بصورت پیوند

پیوند پدر و دخنر.پسر و مادر.برادر و خواهذ شرح داده شده است. این گونه زناشویی همخونی در اصل در میان بلند پایگان و سپس گویا در میان مردم عادی انجام می شده است.
معلوم نیست که زناشویی با نزدیکان چندان پیش از و حتی در روزگار ساسانیان رایج بوده و در روزگار هخامنشی هم به چند مورد بیشتر بر نخورده ایم . ولی در دربار اشکانی و ساسانی با نزدیکان زشناشویی می کردند.زناوشیی تعهد دار می توانسته با توافق طرفین مدت دار باشد.
موعد که سرامد جهیزیه و دارایی شخصی زن را به او باز می گرداندند ولی اگر او می مرد دارایی اش به شوهر می رسید.
همچنین چند جور زناشویی دور از قاعده هم بودند که درباره ی قانونی بودن شان عقیده یکسانی وجود نداشت.برای نمونه پیش می امد که پدری به زناشویی دخترش کاری نداشت و دختر خود درباره اش تصمیم می گرفت و سرپرستی برای خود پیدا می کرد و بی ترس از مجازات پدر باش ازدواج می کرد.
زناشویی دور از قاعده ی دیگر این بود که دختر پس از رسیدن به سن بلوغ ممکن بود مردی را که پدرش پیدا کرده بود نپذیرد و با مردی که خود برمی گزیند ازدواج کند.
دومین نوع شناخته شدهی زناشویی زرتشتی ابدالی بود.
در نامه تنسر آمده است.

اگر مردی بمیرد و فرزند پسری نداشته باشد بیوه ای که از او به جا می ماند به یکی از نزدیک ترین خویشان به زنی می دهند.
اگر زنی نداشته باشد و دختر داشته باشد همچنین اگر هیچ یک را نداشته باشد با دارایی اش زنی میخرند و می دهندش به نزدیکترین خویشاوندش و هر پسری که زاده می شود از آن مردی ست که میراث را به جا گذاشته است این مرد یا زن ابدال خوانده مخی شود.
در حالت طبیعی مانند وقتی که دختر مرد یا بیوه اش این چنین برگزیده می شدند ان ها پا به ازدواجی می نهادند که چاکر خوانده می شد.یعنی می بایست زن یکی از مردهای نزدیک به متوفا بشوند.فرزند پسر مایه ی رستگاری بود.زیرا کسی که پسر نداشتن نمی توانست از پل بگذرد و به دنیای دیگر برود.
بنابراین زناشویی ابدالی یک تکلیف دیمی بود.

انچه که خواندید از بخش نخست کتاب تاریخ اجتماعی روابط جنسی در ایران اثر ویلم فلور ترجمه محسن مینو خرد مربوط به ایران باستان است و همانطور که مشخص است این کتاب از تاریخ باستان شروع می نمایید و با بررسی می شکافانه و بر اساس اسناد و منابع تاریخی گزارشات خود را تا زمان حال تقدیم می نماید.

نظرات

برای این محصول هنوز نظری ارسال نشده است.