پشتیبانی ۹ صبح لغایت ۱۲ شب ( دفتر میرداماد :۲۶۴۰۱۹۵۶_ دفتر سهروردی : ۸۸۴۷۸۱۹۶ ) ( مشاور فنی :  ۰۹۱۲۵۳۴۳۶۴۴ )

0

سازمان های پولی و مالی

موجود
100,000 تومان
برگشت به مجموعه: کتاب اقتصاد
سازمان های پولی و مالی نوشته سعید شیرکوند
توضیحات

در کتاب سازمان های پولی و مالی ريشه هاي تاريخي دنیا سازي همواره از علل نزاع بين پژوهشگران بوده است. برخي از ايشان آنرا چنين وصف نموده اند كه جهاني سازي پديده اي نوين است كه در دهه ي هفتاد ظاهر گرديد و برخي از ايشان آنرا به سده هاي پيشين باز مي گردانند و اساس اين اختلاف در تداخل اصطلاح جهاني سازي با اصطلاح جهاني شدن در برخي از معاني شان مي باشد.. يکي از مهمترين پيامدهاي جهاني شدن، افزايش رقابت درسطح بين المللي اقتصاد است. زيرا در اين شرايط، همواره با کاهش هزينه هاي حمل ونقل، رشد حيرت انگيز فناوري اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الکترونيک و به حداقل رسيدن محدوديتهاي جغرافيايي و رشد رقابت مواجه خواهيم بود که درنتيجه کارايي اقتصاد بين المللي افزايش خواهديافت. در اين ميان مي توان گفت مهمترين پيامد جهاني شدن بر اقتصاد کشورها رشد تجارت الکترونيک است. که عناصر آن بازار الکترونيک، تبادل الکترونيک داده و تجارت اينترنتي هستند که مبين ارتباط تنگاتنگ بين فناوري اطلاعات و ارتباطات با فرايندهاي بازار ومديريت است. بنابراين، براي باقي ماندن مديران در عرصه رقابتهاي اقتصادي بايد ابزارهاي مختلف اطلاعاتي و ارتباطي با ديدي روشن و طبق نيازهاي سازمان تامين و راه اندازي شوند. درنهايت آنچه در راستاي تجارت الکترونيک براي مديران داراي اهميت است بسترسازي مطلوب براي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در ساختار سازماني توأم با شناخت کافي و نگرش مثبت مديران به ضرورتهاي حضور اين پديده در روند فعاليتهاي سازمان است. اما آنچه مسلم است، جهاني شدن چه در هيبت شيطاني و چه در قامتي فرشته گون يك واقعيت ملموس و جاريست كه بايد آن را شناخت و تدابير مناسب با آن را انديشيد . در اين بين بعد اقتصادي آن كه مانند ابعاد فرهنگي و سياسي- نظامي آن غالبا تحت كنترل ليبراليسم و نئوليبراليسم حاكم بر جهان است ، قابل تامل تر است . بخصوص نقش سازمان هاي جهاني اقتصادي كه غالبا" به شكل واحدهاي فرا ملي نمود مي يابند ، اگرچه در عمل تحت هدايت دولت هاي برتر و قدرتر هستند . درك ماهيت و كاركرد اين سازمان ها و تاثير اين سازمان ها بر روند جهاني شدن مهمي است كه بايد بيشتر به آن پرداخت و متناسب با وسعت آنها با آن برخورد كرد . تردیدی نیست که نظریه پردازان ِ بزرگ مخالف سرمایه داری که در راس خود "کارل مارکس" را می بینند، در صورتی که با چنین واقعیتی برخورد می نمودند، پاره ای از گزاره های خود را دستخوش تغییر می کردند. چراکه؛ هیولای سرمایه داری به تعبیر درست "مارکس" هرگز به ثبات شیوه های تولید و تثبیت خود نظری ندارد...

نظرات

برای این محصول هنوز نظری ارسال نشده است.