خرید کتاب

پشتیبانی 9 صبح لغایت 12 شب (دفتر میرداماد:26401956_دفتر سهروردی:88478196_مشاور فنی:09125343644)

0
0
0

چاپ سنگی تفسیر شیخ ابولفتوح رازی

خرید تلفنی
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 0.00 (0 رای)
کد محصول :
برگشت به مجموعه: کتاب چاپ سنگی
کتاب چاپ سنگی تفسیر شیخ ابوالفتوح رازی
توضیحات

 کتاب چاپ سنگی تفسیر شیخ ابوالفتوح رازی

جمال الدین حسن بن على نیشابوری، مشهور به ابوالفتوح رازى خزاعی، مفسر معروف شیعه، در حدود سال 470 ق. در شهر رى متولد شد. وى پس از گذراندن دوران کودکى و نوجوانی، به تحصلى علوم رایج عصر خویش پرداخته و در اثر ذوق و استعداد سرشار و کوسشش مداوم، در فراگیرى دانش در اندک زمانى سرآمد دانشمندان عصر خود در علم کلام، فقه، ادب، تفسیر و وعظ و خطابه گردید و به عنوان دانشورى بى بدیل مطرح شد. خاندان فضل و تقوا سلسله نسب ابوالفتوح رازى به قبیله خزاعه مى رسد. در طول تاریخ, این خاندان از برجسته ترین دوستان اهل بیت (عم) بوده تا آن جایى که معاویه گفته است: محبت قبیله بنى خزاعه نسبت به على (ع) به حدى است که اگر زنانش فرصت مى یافتند، با ما مى جنگیدند تا چه رسد به مردان ایشان.! جد اعلاى ابوالفتوح, بدیل خزاعى است. همچنین فرزند بدیل نافع خزاعی، از اصحاب معروف رسول الله(ص) است. و به عنوان معلم قرآن از طرف پیامبر (ص) در سال چهارم هجرت به منطقه نجد اعزام شده بود و در فاجعه بئر معونه (١) به شهادت رسید. (٢) ابوالفتوح در تفسیر سوره فتح مى گوید: «بدیل بن ورقاء خزاعى، از پدران ماست.» (٣) وى در تفسیر آیه «و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا» (٤) با اشاره به شأن نزول آن - که در مورد شهداى بئر معونه نازل شده است - نافع بن بدیل بن ورقاء خزاعى را در ردیف این شهدا نامبرده و تصریح مى کند که: «این مرد، از پدران ماست.» همچنین فرزندان دیگر بدیل، به نام هاى محمد و عبدالرحمن و عبدالله در جنگ صفین و در رکاب على (ع) در سال 37 ق. به شهادت رسیدند. (٥) جد ابوالفتوح، محمد بن احمد نیشابورى صاحب کتاب «روضة الزهراء» و عموى پدرش، شیخ عبدالرحمن صاحب کتاب سفینة النجاة، از دانشمندان برجسته شیعى بوده اند. پسرش، شیخ تاج الدین محمد و خواهر زاده وی، فخر الدین احمد، نیز از علماى عصر خود به شمار مى آمدند. ملاحظه مى شود، چهره هاى برجسته خاندان ابوالفتوح رازى از تاریخ صدر اسلام تا کنون، همانند ستارگان فروزان، در آسمان علم، تقوا و فضیلت پرتوافشانى مى کنند. (٦) علامه سید محسن امین در مورد خاندان ابوالفتوح، مى نویسد: «وى (ابوالفتوح) و پسرش تاج الدین محمد و پدرش على بن محمد و جدش و جد اعلاى وی، شیخ ابوبکر احمد و عموى بزرگش شیخ عبدالرحمن بن ابى بکر، همه از دانشمندان نامدار امامیه مى باشند. و خلاصه، این سلسله معروف در میان علماى شیعه، جایگاه ویژه اى داشته اند و تألیفات پربار و کتاب هاى متعددى را از خود به یادگار گذاشته اند.» (٧) قاضى نور الله شوشترى نیز در مورد جلالت خاندان ابوالفتوح رازی، مى گوید: «او از خاندان جلالت و فضیلت است و از ذریه بدیل بن ورقاء خزاعی، که از یاران خاص پیامبر اکرم (ص) بوده است. اساسا قبیله خزاعه در طول تاریخ، از شیعیان خالص اهل بیت (عم) بوده اند.» (٨) اساتید شیخ ابوالفتوح رازى با توجه به عشق و علاقه اى که به تحصیل علوم و معارف اسلامى داشته است، براى کسب فضائل علمی، در محضر اساتید متعددى زانوى ادب زده و بهره هاى فراوان برده است. برخى از اساتید وى عبارتند از: 1. على بن محمد نیشابورى رازى (٩) این شخصیت (پدر بزرگوار ابوالفتوح رازى است)؛ وى داراى تألیفاتى همچون «مسائل المعدوم» و «دقایق الحقایق» مى باشد. (١٠) شیخ على رازى علاوه بر فرزندش، استاد سایر علماى عصر خویش نیز به شما مى آید. (١١) 2.عبدالرحمن خزاعى نیشابوری؛ وى عموى بزرگ ابوالفتوح و پدید آورنده آثارى همچون «سفینة النجاة»، «الرضویات»، «مختصرات فى الزواجر و المواعظ» (١٢) است. 3.شیخ عبدالجبار بن مقرى رازی، معروف به مفید رازی؛ وى در شهر رى مدرسه اى داشت و در سال 455 ق. از استادش شیخ طوسى اجازه روایت کتاب «التبیان» را گرفت. 4.شیخ ابوعلى حسن بن محمد طوسی، (فرزند شیخ طوسی)؛ وى یکى از استادان مبرز ابوالفتوح است. او را مفید ثانى نیز مى گفتند، ابوالفتوح قبل از سال 500 ق در عراق به محضر وى رسیده است. (١٣) 5. قاضى عماد الدین حسن بن محمد استر آبادی؛ (١٤) وى که قاضى رى بود، از استادان ابن شهرآشوب و شیخ منتجب الدین نیز محسوب مى شود. 6.ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشری، معروف به جار الله (538 - 467 ق) وى استاد غیر شیعى ابوالفتوح به شمار مى آید. و مؤلف تفسیر معروف کشاف است و از مذهب حنفى معتزلى پیروى مى کرده است. ابوالفتوح در تفسیر آیه «الذى جعل لکم من الشجر الاخضر نارا» (١٥)از زمخشرى به عنوان استاد خود یاد کرده است. البته ابوالفتوح در تفسیر خود از تفسیر «کشاف» زمخشرى مطلبى نقل نکرده است. زیرا تفاسیر «ابوالفتوح», «الکشاف» و «مجمع البیان» تقریبا در یک زمان تألیف شده اند. (١٦) شاگردان این دانشمند گرانمایه بعد تحصیل علوم مختلف، اندوخته هاى علمى خود را با اخلاص تمام به مشتاقان معارف عرضه نموده است؛ از جمله دانش اندوزان مکتب وى افراد زیر مى باشند: 1.شیخ رشید الدین محمد بن شهرآشوب مازندرانى (489 - 588 ق) وى در علوم فقه، حدیث، تفسیر، ادب، شعر و رجال، اطلاعات وسیعى داشته و جامع کمالات، هنرها، و فضیلت هاست؛ بدین جهت، حتى از سوى مخالفان و بیگانگان نیز مورد احترام و تعظیم بوده است. ابن شهرآشوب در سفرهاى علمى خویش، به شهر رى وارد شده و مدتى از ابوالفتوح رازى استفاده کرده است. وى در کتاب «معالم العلما» از استاد خویش چنین یاد مى کند: «استاد من، شیخ ابوالفتوح بن على رازی، دانشمند گرانمایه اى است که کتاب شرح شهاب و روح الجنان در تفسیر قرآن را نوشته است. این تفسیر به زبان فارسى است اما بى نظیر و شگفت انگیز مى باشد.» (١٧) 2.شیخ منتجب الدین على بن بابویه رازی؛ وى از دانشمندانبلندپایه و از نویسندگان پرمایه قرن ششم هجری، از نوادگان برادر شیخ صدوق مى باشد. منتجب الدین با تألیف مشهورترین اثر خود به نام «فهرست علماى شیعه»، حق بزرگى را بر گردن پیروان این مذهب گذاشته و به این وسیله، نام نیک گروهى از برجستگاه علماى شیعه و زعماى اسلام را در صفحه روزگار زنده نگه داشت، تا آن جایى که تمام شخصیت نگاران و تراجم نویسان ممتاز، بعد از قرن ششم هجری، از کتاب «فهرست» وى کمال بهره را برده اند. منتخب الدین در «فهرست» خود، بارها از استادش تجلیل به عمل آورده است. وى در بخشى از کتاب خود استادش را چنین مى ستاید: «استاد و پیشواى شیعیان، ابوالفتوح حسین بن على بن محمد خزاعى رازی، دانمشندى مفسر و واعظى پارسا بود. وى داراى آثار متعددى است که از جمله آنها، تفسیر روض الجنان در تفسیر قرآن و کتاب روح الحباب در شرح شهاب است. من هر دو کتاب را بر این استادم قرائت کرده ام.» (١٨) 3.شیخ عبدالله بن حمزه طوسى معروف به بن حمزه فقیه؛ (١٩) وى از شاگردان ممتاز ابوالفتوح به شمار مى رود. کتاب «الوافى بکلام المثبت و النافی» از تألیفات این فقیه است. لازم به ذکر است، این سه نفر از استاد خویش اجازه روایتى نیز داشته اند. 4.سید شریف عزالدین «شرفشاه افطسى نیشابوری؛ او داراى کتابى به نام «النظم و النثر الرائق» مى باشد. و آرامگاهش در نجف است. (٢٠) 5.تاج الدین محمد بن حسین؛ فرزند ابوالفتوح (٢١) تفسیر روض الجنان این کتاب - که معروف ترین اثر شیخ ابوالفتوح رازى است- از جهت فصاحت لفظ و پردازش عبارت، توجه به نکات مناسب تفسیری، ترجمه ى دقیق آیات، آزاد اندیشى در بهره گیرى از روایات مخالف و موافق، نقل اقوال مختلف و گزینش مناسب ترین آن و دفاع منطقى و به جا از مذهب شیعه، بر همه تفاسیر فارسى تشیع برترى دارد. با این که مؤلف اصالتا از نژاد عرب مى باشد، اما در اثر زندگى و سکوت دراز مدت در ایران، در زبان فارسى تبحر کامل یافته و این یادگار جاویدان فارسى را آفریده است. این اثر گرانسنگو کهن شیعی، یکى از بزرگ ترین یادگار هاى نثر فصیح ادب فارسى است. این حقیقت را مى توان در نگارش روان و شیرینى بیان ابوالفتوح به نظاره نشست. با این که بیش از 800 سال از زمان تألیف آن مى گذرد اما فارسى زبانان امروزى هم به راحتى مى توانند اکثر واژه ها و عبارات آن را بفهمند. تفسیر «روض الجنان»، شاخص ترین اثر این دانشمند پارساى شیعى است که از مهم ترین منابع تفاسیر شیعه و سنی، به شمار مى آید. این تفسیر از ارزشمند ترین و قدیمى ترین اثار شیعى به زبان فارسى است که موضوعات اخلاقی، فقهی، تفسیری، ادبى و تاریخى را در توضیح و تفسیر آیات الهى مورد بحث قرار داده و به همین جهت، مورد استفاده فقها، محدثان و مشتاقان علم و ادب قرار گرفته است. براى آشنایى با سبک نگارش ابوالفتوح رازى و متن تفسیر او، چند سطر از مقدمه ى آن را مى خوانیم: «سپاس خداى را که برارنده این ایوان است، و آراینده ى آن به ماه و آفتاب و ستارگان است، و دارنده دین به پیغمبران و امامان است. و درود بر رسول او که ختم پیغمبران است و سید مرسلان است و بر اهل بیت او که ستارگان زمین و پیشوایان دین اند، و بر یاران او، بزرگان و اخیار از مهاجر و انصار. اما بعد، بدان که قدیم جل و جلاله از غایت کم او بر بندگان و حسن نظر و عنایت او به خلقان، در هر وقتى و حینى و عصری، ایشان را فرونگذاشته از انواع الطاف. و از جمله الطاف، یکى بعث رسل است و یکى انزال کتب.» (٢٢) ابوالفتوح، مفسرى مطمئن و دانشمندى شیرین کلام است. دقت بى نظیر، نکات پربار و جامع بودن مطالب، از دیگر ویژگى هاى تفسیر اوست. این تفسیر را مى توان به عنوان مأخذ و منبع سایر مفسران در قرن هاى بعد از او دانس؛ نان که اگر کسى با دقت بررسى نماید، متوجه مى شود که شیخ طبرسى در مجمع البیان و فخر رازى در تفسیر کبیر، برخى از مطالب تفسیرى را از ابوالفتوح رازى برگرفته اند. احیاى زبان فارسی، طرح شبها مخالفین و پاسخ آنان، توجه به نکات تاریخی، فقهى اخلاقی، تفسیرى و ادبى و ذکر فضائل اهل بیت (عم) نشانگر نهایت تلاش رازى در این زمینه ها است. و بالاخره از روز تألیف این تفسیر -در قرن ششم هجرى - تا به حال، هیچ قرآن پژوهى بى نیاز از این تفسیر نبوده است. ابوالفتوح انگیزه ى خود را از تألیف این تفسیر، چنین ابراز مى دارد: «چون جماعتى از دوستان و بزرگان از امائل و اهل علم و تدیل، افتراح [پیشنهاد] کردند که در این باب جمعى باید کردن، چه اصحاب ما را تفسیرى نیست مشتمل بر این انواع، واجب دیدم اجابت کردن ایشان وعده دادن به دو تفسیر: یکى به پارسى و دیگرى به تازی(عربی). جز این که پارسى مقدم شد بر تازی، بر آنکه طالبان این بیشتر بودند و فایده ى هر کسى بدو عام تر بود.» (٢٣) وى همچنین در مورد شیوه هاى تفسیرى خود، مى گوید: «این کتاب انشاء الله از میانه اطناب و اختصار بود، اطنابى که ممل نباشد و اختصارى که مخل نباشد. و شرط آن است که هر آیتى که بدو رسیم یا هر لفظى و هر قصه، آنچه شرط است در او گفته شود. و چون آن آیت یا آن لفظ در قرآن مکرر شود، حواله برگفته کرده شود. و از خداى تعالى توفیق مى خواهم بر تمام کردن این کتاب و بر هر چه ما را به رضاى او نزدیک گرداند.» (٢٤) میرزا محمد مشهدى نویسنده تفسیر «کنز الدقائق»، در مورد تفسیر ابوالفتوح رازى مى نویسد: «پدید آورندگان تفاسیر عقلیه، مانند فخر رازى، محور کتاب خود را به تفسیر ابوالفتوح رازى نهاده بود و در تفسیر نکات مهم، به آن رجوع کرده اند، و معلوم مى شود که تا چه اندازه تفاسیر اهل سنت در منقول و معقول، از منابع تفسیرى شیعه تأثیر پذیرفته اند. بنابراین، چنان که شیعه ى امامیه در سایر علوم اسلامى نقش رهبرى مسلمانان را داشته اند، همین طور در علم تفسیر در طول قرن هاى متمادى از سایر فرق مسلمین پیرو بوده اند.» (٢٥) محدث نوری، تفیسر ابوالفتوح را چنین ستوده است: «تفسیر با شکوه و شگفت آورى است. این کتاب که در یکصد و پنجاه هزار بیت تنظیم شده، گر چه به زبان فارسى نگارش یافته است اما همانند چشمه اى گوارا، تشنگان علوم قرآنى را سیراب مى کند. هر کس آن را بخواند و با مجمع البیان مقایسه کند، در مى یابد که مجمع البیان چکیده ى اوست. در یک کلام مى توان گفت که تفسیر ابوالفتوح، خواننده را خسته نمى کند و براى مطالعه کننده ملال آور نیست. این تفسیر مانند کوثر زلالى است که جویندگان علم و معرفت از فقیه، مفسر، ادیب، مورخ، واعظ، دوستدار فضائل و مناقب اهل بیت (عم) و سایر پژوهشگران گرفته تا مردم عادى را جوابگو است؛ (٢٦) این اثر سترگ تا کنون چهار بار به دست محققان و علماى اهل فن تحقیق و چاپ شده است. نخست در عهد قاجاریه توسط تنى چند از اهل فضل، که سرانجام در سال 1315 ش. در پنج جلد به چاپ رسید؛ دوم با تحقیق دانشمند بزرگوار مرحوم مهدى الهى قمشه اى در ده جلد (1320)؛ سوم با تحقیق و تصحیح علامه ابوالحسن شعرانى در دوازده جلد (1342)؛ و چهارم با تصحیح گروهى از محققان به سرپرستى آقایان: دکتر یاحقى و دکتر ناصح در بیست جلد (1375). (٢٧) گفتنى است که در تفسیر ابوالفتوح گاهى روایات ضیعیف و مبهم دیده مى شود که خوشبختانه در چاپ هاى جدید که به قم محققان ارجمند تصحیح شده ، این مشکل تا حدودى برطرف شده است. امتیاز ترجمه ى ابوالفتوح ترجمه ى آیات قرآنى توسط ابوالفتوح، در میان ترجمه هاى موجود فارسى همچنان پیشرو مى باشد. با این که بیش از 8 قرن از قدمت آن مى گذرد، اما یکى از ترجمه هاى روان قرآن کریم محسوب مى شود. ترجمه فارسى آیات قرآن در این تفسیر کهن، شیرین و شایسته طبعى جداگانه بوده است. زبان خاص ابوالفتوح رازى - که فارسى منطقه ى رى را در قرن ششم براى ما بازگو مى کند- - در مقایسه ى با زبان فرسى امروز، نکات ادبى فراوانى را مى آموزد. اخیرا ترجمه ابوالفتوح رازى به طور مستقل و یا تصحیح اقاى محمد مهیار به علاقه مندان زبان فارسى و مطالعات قرآن عرضه شده است. این ترجمه علاوه بر متن ایات و ترجمه ى فارسى آن, حاوى ویژگى هاى آواشناسی، خصوصیات املایى و رسم الخط، نمونه هایى از ترجمه ى تحت اللفظی، و لغات و ترکیبات ترجمه ى ابوالفتوح رازى است. در ذیل، سوه «تکاثر» را با ترجمه ى ابوالفتوح مى خوانیم: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ به نام ایزد بخشاینده ى بخشایشگر. الهیکم التکاثر؛ مشغول بازى کرد شما را فخر به بسیاری. ختى زرتم المقابر؛ تا زیارت کردید گورستان ها را. کلا سوف تعلمون؛ حقا که بدانید. ثم کلا سوف تعلمون؛ پس حقا که بدانید. کلا لو تعلمون علم الیقین؛ حیا که اگر بدانید دانستن درست. لترون الجحیم؛ ببنید دوزخ را. ثم لترونها عین الیقین؛ پس ببینید آن را به چشم دانش. ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم؛ پس بپرسند شما را آن روز از نعمت. فروغى از اندیشه هاى ابوالفتوح الف-توجه به تناسب واژه ها ابوالفتوح معانى واژه ها را از بین اقوال مختلف، با تناسب ویژه اى انتخاب کرده است به گونه اى که فهم آیات را براى مخاطب، آیان و دلپذیر مى نماید و این، نشانگر تیزبینى و عمق اندیشه ى مفسر رازى در فهماندن معانى آیات مى باشد. به عنوان نمونه، وى در تفسیر آیه ى اول سوره قلم «ن و القلم و مایسطرون»؛ «نون، سوگند به قلم و آنچه مى نویسد.» بعد از نقل اقوال مختلف مى گوید: «حسن و ضحاک گفتند: نون دوات است و این روایت یمانى است از عبدالله بن عباس.» آنگاه این معنى را با یکى از اشعار عرب توضیح مى دهد: قال الشاعر: اذا ما الشوق برح بى الیهم القت النون بالدمع السجوم «وقتى شوق مرا سوى آنان کشاند، دوات خود را با اشک ریزان اصلاح مى کنم.» و این قول قریب است براى مناسبت. (٢٨) طبق این تفسیر, ترجمه آیه چنین مى شود: قسم به مرکب و قلم و آنجه از آن تراوش مى کند. ب-تبیین جایگاه اهل بیت(ع) یکى دیگر از امتیازات ابوالفتوح در تفسیر خویش، توجه به آیاتى است که در مورد اهل بیت (عم) بویژه امیرمؤمنان (ع) نازل شده است. وى در توضیح و تفسیر این آیات، به گونه اى زیبا از روایاتى بهره مى گیرد که معمولا از سوى مخالفان نقل شده است. مثلا در تفسیر آیه ى «سئل سائل بعذاب واقع»، داستان حارث بن نعمان فهرى را - که نمى توانست ولایت على (ع) را تحمل کند و از خداوند هلاکت خویش را تقاضا نموده و با عذاب آسمانى به هلاکت رسید - از سفیان بن عینیه، یکى از راویان مرود قبول اهل سنت، نقل مى کند. (٢٩) وى همچنین در تفسیر «عم یتساءلون» با نقل روایت از اصبغ بن نباته، جایگاه على (ع) را در قرآن این گونه تبیین مى کند: در کارزار بصره با امیرالمؤمنین (ع) بودم. سوارى از لشگر بصره بیرون آمد و این آیه بخواند، امیر المؤمینین (ع) پیش او رفت و گفت: شناسى آن خبر بزرگ را؟ گفت: نه. گفت: «من آن نبأ بزرگم که در من خلاف کردید لیکن آن گه بدانند که من از میان بهشت و دوزخ بایستم و با دوزخ مقاسمه کنم: من مى گویم: این تو را و این مرا. او را بگیر که از دشمنان من است و این را دست بدار که از دوستان من است. بدانند که در کنار حوض بایستم و گروهى را از او باز میرانم، چنانکه در دنیا شتر غریب را از حوض مى رانند.» و آنگه تیغ برآورد و بزد او را کشت و به جاى خود آمد. (٣٠) ج-بهره گیرى از اشعار فارسی از ویژگى هاى این مفسر ارجمند، استفاده از اشعار فارسى است که در توضیح آیات قرآنى گاهى از آن ها بهره مى برد. این شیوه علاوه بر جذابیت خاصى که به تفسیر بخشیده، در حفظ زبان و ادب فارسى نقشى به سزا داشته است. او در تفسیر سوره یوسف، آیه ى «فلما کلمه قال انک الیوم لدینا مکین ایمن»؛ (٣١) چنین مى نویسد: چون یوسف بیامد و ملک با او سخن گفت، از او مایه علم او بشناخت و پایه ى قدر او بدانست و از آن جا گفت امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (ع) که المرئ مخبوء تحت لسانه؛ [شخصیت] مرد، زیر زبان او پنهان است... شاعر پارسیان: سخن آراى هر چه در بر دارد مایه ى خویش از آن پدید آرد بنماید بخلق پایه ى خویش آگهى شان دهد ز مایه ى خویش مرد، زیر زبان بود پنهان سایر است این مثل به گرد جهان (٣٢) د.دفاع از مکتب کلامى و فقهى تشیع ابوالفتوح در فرصت هاى مناسب، اندیشه هاى کلامى و فقهى تشیع را مطرح کرده و با دلایل عقلى و نقلى آن را اثبات مى کند. از جمله موضوعات مورد بحث وی، «تقیه» مى باشد. تقیه یکى از باورهاى کلامى و فقهى شیعه و برگرفته از معارف قرآن و اهل بیت (عم) است. گرچه این رفتار احتیاط آمیز در تاریخ اسلام فقط منحصر به شیعه نبوده و طق نوشته طبری، در وقایع سال 218 ق. و در ماجراى محنه و طرح تفتیش عقایدى که مأمون عباسى به داه انداخته بود، جز احمد بن حنبل و یکى دو تن دیگر، همه دانشمندان و رجال و علماى اهل سنت باورهاى خود را پنهان کرده و از روى تقیه تسلیم شدند. اما با این حال این عملکرد را به شیعه نسبت داده و طعنه زداند. ابوالفتوح در ذیل آیه «...الا ان تتقوا منهم تقاة...» (٣٣) مى نویسد: خداى تعالى مؤمنان را نهى کرد از آن که با کافران موالات و مصافات کنند الا در حالى که کافران را قوتى باشد و مسلمانان را ضعفی. آنگه اظهار مودت و موافقت کنند و با ایشان بسازند براى دفع مضرت. و این حدیث در عقل مقرر است و در شرع، قرآن مجید به آن ناطق است و در صحابه، جماعتى بر آن عمل کردند چون عمار یاسر(ره). و این از جمله آن است که مخالفان بر ما عیب کنند و طعن زنند اعنى تقیه و فرمانى خدا تعالى در این ایه بدون ناطق و در عقل واجب، پس طع بر این طاعن است. تدبر عقل و شرع و قرآن و اخبار و صحابه رسول (ع) و صادق (ع) را از تقیه، دین من است و دین پدران من.» و از پدران او یکى پیغامبر است علیه السلام. مخالف دین ایشان همانا نکو نباشد. (٣٤) ه-ایمان به امدادهاى غیبی یکى دیگر از ویژگى هاى این مفسر والامقام، ایمان قوى به امدادهاى غیبى و الهى بوده است. او در این اعتقاد، آنچنان راسخ بوده که در هر موفقیتى که برایش رخ مى داد، تأییدات الهى را حس مى کرد. خاطره اى از وى در این زمینه نقل شده که ما ترجمه ى آن را از خاتمة المستدرک مى خوانیم: من در دوران جوانى در شهر رى و در سراى «خاندان علان» جلسه علمى - اخلاقى تشکیل مى دادم و از آن جلسه، استقبال خوبى توسط مردم به عمل مى آمد. عظمت و شکوه آن جلسه موجب شد تا عده اى از یاران و نزدیکان بر من حسد کنند. آنان در پیش حاکم شهر از من بدگویى کرده و سخن چینى نمودند. بر اثر سعایت آنان، حاکم دستور تعطیلى مجلس مرا صدر نمود و به این ترتیب، خانه نشین شدم. اتفاقا در آن روزها، ایام عید بود و یکى از همسایگان من که از کارگزاران مهم حکومتى بود، طبق عادت و رسم خویش، مراسم عیدیه پا کرده و مقدمات جشن و بزم شراب را فراهم نموده بود. از واقعه من با خبر شد و چون مرا مى شناخت و به حقیقت قضیه آگاه بود، مجلس شادى خود را تعطیل کرده سریعا خود را به پیش حاکم رسانده و بعد از توضیح، داستان خیانت رفقاى مرا به وى بازگو کرده و حکم بازگشایى مجلس مرا از حاکم گرفته و پیش من آمد و مرا با احترام خاصى به مجلس برده و روى منبر نشانید و خودش هم تاآخر آن جلسه نشسته و به سخنانم گوش فرا داد. من به برخى از دوستانم گفتم: ترویج جلسه دین و اخلاق توسط این گناهکار، یک امداد غیبى است و مصداق سخن رسول الله (ص) است که فرمود: «ان الله لیؤید هذا الدین بالرجل الفاجر؛ (٣٥) خداوند متعال این دین را به دست شخص گناهکار یارى مى دهد.» (٣٦) گفتنى است که در مواقع ویژه اى، خداوند متعال دین اسلام و اولیاى خویش را به وسیله انسان هاى آلوده و گنه کار یارى مى دهد و آنان بر اثر نسیم رحمت الهی، لحظاتى فرصت مى یابند تا به نداى وجدان خویش لیک گفته و در مسیر صحیح قدم بردارند. خمیر مایه دکان شیشه گر، سنگ است عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد سایر تألیفات 1- مناظره حسنیه؛ مناظره دخترى تحصیل کرده به نام حسنیه, معاصر هارون الرشید. این کتاب به زبان فارسى و در رد اهل سنت نوشته شده و بارها همراه حلیة المتقین علامه مجلسى و یا مستقل چاپ شده است. 2- روح الاحباب و روح

نظرات

برای این محصول هنوز نظری ارسال نشده است.