دانلود کتاب ایران در زمان هخامنشیان اثر دکتر مرتضی احتشام

 

 

نکته دیگری که در خور توجه است این است که شاهنشاهی هخامنشی با گرد آوردن اقوام مختلف زیر لوای يك قانون ،(داد) فرهنگهایی از مدارج مختلف تکاملی را در هم آمیخت و چنانچه این وضع تا پنجاه سال دیگر ادامد می یافت بزرگترین کنفدراسیون ملل زیر رهبری شاهنشاهی ایران محکم و مستقر می ماند و انقراض آن را مشکل بل غیر ممکن می ساخت.

امستد در مقدمه کتابی که در بارۀ شاهنشاهی هخامنشی نوشته چنین میگوید: «منظور و هدف اصلی این کتاب نمایاندن فرهنگ یا بهتر بگویم فرهنگهاست؛ زیرا تاریخ هخامنشی چهره ای پر افسون از تمدنهایی را به ما نشان می دهد که در مراحل مختلف تکاملی بودند و آمیزش آنان در حال تکوین بود.

چون تشکیلات اداری اشکانیان و پس از آنان ساسانیان برشالوده ای مستقر شده است که هخامنشیها پیریزی کرده بودند لذا برای درک حکومت اشکانی و ساسانی ناچار میبایستی در تشکیلات و سازمان حکومت هخامنشی غور کرد زیرا چه از نظر سازمان اداری و چه از لحاظ استخوان بندی اجتماعی شاهنشاهی هخامنشی نمونه واقعی دو سلسله امپراتوری مذکور است.

این تشابه را به منظور نشان دادن روش این سه شاهنشاهی ایران در خلال یکهزار سال فرمانروایی، هر موقع که مقتضی به نظر می آمد، خاطر نشان کرده ایم.

این سازمان در عهد ساسانیان به اعلی درجه کمال خود میرسد. به علاوه اصول سیاسی شاهنشاهی هخامنشی از سازمان اجتماعی این قوم سرچشمه گرفته و بر پایۀ آن بنیانگذاری شده است. زیرا سازمان اجتماعی ایران مربوط به روزگار دیرینه ای است که تمام قبایل آریایی با یکدیگر زیست می - کرده اند.

شناسایی این سازمان اجتماعی به ما می آموزد که چگونه این قوم با طرز زندگانی ،اجتماعی بنیان و اساس سازمان سیاسی خود را پی ریزی کرده است.

برای نیل به این هدف فهرست اسناد و مدارکی را که مورد استفاده و مطالعه قرار گرفته است، از نظر خوانندگان می گذرانیم. همان طور که در بالا اشاره شد. در کتبی که قبل از هجوم اعراب به ایران درباره تاریخ این کشور نوشته شده اند نامی از سلسله هخامنشی و اشکانی برده نشده است.

برای این که اولا هخامنشیها جز سنگنبشته هایی که بعداً به شرح آنها خواهیم پرداخت آثار دیگری که حاکی از چگونگی سازمان سیاسی و اجتماعی آنان باشد از خود باقی نگذاشته اند و با طول زمان و پیشامدهای گوناگون خطوط میخی برای ایرانیان نامفهوم و غیر قابل درک شده بود. ثانياً اشکانیان تا اندازه ای بیش از ،معمول گرایش به یونانیها، بویژه آداب و رسوم و زبان آنان نشان میدادند و این بر خلاف احساسات میهندوستی و تعصبات محافظه کارانه پیروان در دشت خصوصا معامات روحانی این دین بود: به خصوص که یونانیها ایران را مورد حمله نیز قرار داده بودند.

از این لحاظ هم سلاطین ،اشکانی که به خود لقب «دوستداران یونان میدادند و هم تاریخ این سلسله - که به مدت چهارصد سال مانند سدی آهنین در مقابل هجوم و تجاوزات رومیان استقامت نشان داده و مانع تعرض آنان به خاک ایران شده. بود به کلی نادیده گرفته شد و نام این سلسله که به قول کریستن سن از پارسها هم ایرانیتره اند از صفحات تاریخ ایران محو گردید.

بنابر آنچه گذشت ایران فاقد تاریخ مدونی مربوط به دو سلسله هخامنشی و اشکانی گردیده است ولی یونانیها چون مدت دویست سال یگانه رقیب ایران در صحنه سیاست دنیای آن روزگار بودند و بعد از آنها رومیان که امپراتوری آنان محدود به شاهنشاهی ایران بوده و مدت قریب یکهزار سال با ایران تماس نزديك داشته اند. اسنادی مربوط به تاریخ ایران از خود باقی گذاشته اند که فوق العاده ناقص است.

اگرچه این دو قوم بیشتر در جنگ و جدال با ایران بوده اند تا در صلح ،وصفا و نوشته های آنان خالی از تعصب وعاری از جانبداری نیست با اینهمه اسناد و نوشته های آنان را برای تدوین این کتاب مورد استفاده قرار دادیم. ایرانیان پیش از اینکه از قبایل و تیره های آریایی مجزا شوند و دیر زمانی قبل از تأسیس و پیدایش شاهنشاهی هخامنشی، دارای نوعی سازمان خانوادگی برده اند که با مقایسه با سازمان خانوادگی اروپایی می توان آن را به نظام اجتماعی ژانتی لیس Gentlice تشبیه کرد که بعزبان لاتینی به معنای نژاد است. نظایر چنین سازمانی را نیز نزد یونانیان و رومیان قدیم می بایم که به . ترتیب گتوس Vivos و ژنس Gens نامیده می شدند.

همانند سازمان خانواده ای ایرانی را در درجه اول نزد اقوام هندی می. توان آشکارا مشاهده کرد؟ زیرا این دو سازمان ایرانی و هندی از يك منبع مشترك سرچشمه میگیرند ولی در نتیجه رویدادهای تاریخی و عوامل مختلف دیگر از قبیل مذهب و آب و هوا و غیره هر يك از آن دو قوم از طریق خاصی که با روحیه آداب و رسوم بویژه معتقدات دینی آنها مطابقت داشت. پیروی کرده و به بط و توسعه خود ادامه داده است.

گروه اجتماعی ایران که بدوا از عشیره Clan شروع گردیده در طول زمانی در از توانست از قیودی که بر آن حکمفرما بود، رهایی یابد. این نشو و ارتقا ادامه پیدا کرد تا اینکه در عهد شاهنشاهی ساسانی (قرن ششم میلادی) منجر به تشکیل سازمانی شد. این سازمان جدید از نقطه نظر اصول و قوانینی که سرنوشت آن را رهری می کرد با سازمان گذشته تفاوت کلی داشت و تحت شرایط خاصی به بسط خود ادامه داد. ظاهراً عاملی که بیش از هر چیز تحولات سازمانی خانواده ایرانی را زیر سلطه و نفوذ خود قرار داده بود. عامل مذهب بود که پیش از پیش وظایف و تکالیفی را که به رئیس خانواده محول شده بود از حیطه اختیارات او خارج ساخته و رأسا بر عهده گرفته است.

برای خرید کتاب ایران در زمان هخامنشیان نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

در مرحله اول یکی از این امتیازات سلب شده از رئیس خانواده با پدر سالار Pater familias که از زمانهای بس دور بر عهده داشته است. اجرای مراسم مذهبی است. از این پس اجرای مراسم مذهبی جزء وظایف و تكاليف طبقه روحانی به شمار میآید که بدین طریق به تدریج از این لحاظ در امور خانوادگی دخالت میکند به گفته کریستن من «پیشوایان روحانی از گاهواره تا گور امور مذهبی ایرانیان را در دست داشتند.»

یکی دیگر از وظایفی که بر عهده بزرگ طایفه بود و به تدریج دولت بر عهده گرفت مربوط به امور قضائی است که از مقام اختصاصی خارج شده جنبه عمومی پیدا می کند. قبل از تشریح سازمان خانوادگی نکته ای که جالب توجه است و نباید از نظر دور داشت، این است که سلب قسمتی از اختیارات که رئیس خانواده از آنها برخوردار بود، و انتقال برخی از آنها بعطبقه روحانی و بعضی دیگر بر عهده دولت مانع از آن نبوده است که رئیس طایفه نسبت به اعضای دودمان خود همان اقتدار و سلطة اولیه را حفظ کند و روش مستبدانه خود را از دست بدهد.

در مورد آنچه مربوط به امور قضائی داخلی خانواده بوده است، در اوایل برقراری حکومت هخامنشی رئیس قبیله تسلط کامل بر اعضای خانواده خود داشته و به . تحرمندانه ای با آنان رفتار میکرده است. کورش بزرگ بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی روی به اسرای جنگی کرده چنین میگوید: «چون در برابر من سرتسلیم فرود آورید جان شما در امان خواهد بود. من بعد نیز اگر چنین روشی ادامه یابد هیچ گونه آسیبی به شما نخواهد رسید.

در خانه های خود با آسودگی خیال زندگی خواهید کرد، زمینهای خود را میتوانید بذرافشانی کنید و تمام اختیاراتی که تا کنون نسبت به افراد خانواده خود داشتید من بعد نیز از آن برخوردار خواهید بود. پس از اینکه حکومت هخامنشی مستقر شد و ایران دارای ثبات سیاسی گردید، همان اقتدار و تسلط بزرگ خانواده نسبت به اعضا و افراد دودمان خود. مانند گذشته پا برجا میماند و حتی بزرگ خانواده رتوینی تبش - Zani pai حق حيات و ممات افراد دودمان خود را در اختیار دارد. در این مورد به هرودوت گوش می کنیم و در ایران قانون به هیچ کس حتی به شاه اجازه نمیدهد که فردی را فقط برای ارتکاب يك جنایت به قتل برساند.

همچنین هیچ ایرانی حق ندارد که برای ارتكاب يك خطا غلامان و بندگان خود را به شدت مجازات کند. اما اگر از روی فکر و تعقل به تحقیق بپردازد و تکرار خطای نوکران را مشاهده کند به طوری که خطاهای آنان بر خدماتشان فزونی یا بد در این صورت حق دارد که بر پیروی از خشم و عصب خود با آنها رفتار کند.

در ابتدای امر، یعنی پیش از برقراری یک حکومت ثابت و منظم در ایران گروه خانوادگی ایرانی، به طوری که از روی درجات مختلف نشو و ارتقای بعدی می توان حدس زد، تشکیل دهنده نخستین سلول اجتماع بوده است. به عبارت دیگر خانواده هسته مرکزی اجتماع آینده و دارای مشخصاتی است که عوامل متعدد و مختلفی شالوده آن را میریزد و پس از طی سالها تلاش خط در عهد ساسانی دارای سازمان متحد الشکل و قوانين واحدی می گردد که آن را از سازمان اولیه مشخص می کند.

 

 

 

دانلود کتاب ایران در زمان هخامنشیان