فهرست مطالب

كتابي كه در اين پست قصد داريم معرفي كنيم، تحت عنوان " شوهر آهو خانم" درياره موقعيت زنان در زندگي توسط " علي محمد افغاني" به نگارش در آمده است. كتاب احساس و عواطف زنان را در زندگي به چالش كشانده است و از دو جنبه متفاوت كاملا دو زن متفاوت را در يك زندگي به تصوير كشانده است و زني متجدد كه ديدگاهش به زندگي با زن سنتي كاملا متفاوت است و هر دو در يك همسر مشترك هستند و همسري كه طبق شرع خلافي نكرده است و  با انتخاب همسر دوم زندگي خود را دستخوش تغييرات كرد و خودش نيز در اين رابطه سه نفره تاوان سنگيني را ميدهد و از طرفي همسري كه از ابتداي زندگي دوشادوش اين مرد زندگي را با مشقات و سختي هايش پشت سر گذرانده و بعد از اينها با چهار فرزند زندگي اش را به نقطه خوبي از هر جهت چه مالي چه عاطفي رسانده است، به علت تصميم همسرش بايد سختي ها را از ابتدا از سر بگيرد و اين بار با زن دوم و مشكلات مربوط به آن دست و پنجه نرم كند كه زندگي اش را به خطر انداخته است و باعث بر هم زدن آرامش خانواده اش شده است. داستان از زبان علي محمد افغاني در كرمانشاه تاليف شده و وقايع تاريخي آن دوران از نظر اجتماعي و اقتصادي با سبكي واقع گرايانه به تاليف در آمده است.

Shohare ahokhanom

دختري به نام "آهو" در شانزده سالگي به ازداوج "سيد ميران" در مي آيد. آهو از همان آغاز زندگي مشترك با ايده هاي درآمد زايي به همسرش در زندگي كمك بزرگي كرد و در خانه نقش همسر داشت و علاوه بر آن به فكر بهبود وضعيت اقتصادي خانواده نيز بود. با راه اندازي يك نانوايي كوچك خانگي به همسرش كمك كرد و بعدها همسرش سيد ميران صاحب نانوايي شد. سيد ميران و آهو زندگي سنتي دارند كه از ديد خواننده كتاب مذهبي و سنتي گرا هستند و براي داشتن زندگي آبرومندانه در تلاش هستند. دز زندگي هر فردي اتفاقي ممكن است رخ دهد كه مسير زندگي فرد را تغيير دهد. هما زني بود كه مسير زندگي اين زوج را تغيير داد. زني مطلقه كه در خانه مطربي به شغل رقاصي روي آورده بود و از اين طريق امرار معاش ميكرد و روزي در دكان سيد ميران ضاهر شد و دل سيد ميران لرزيد و با خودش انديشيد كه به اين زن كمك كند تا با همسرش آشتي كند و به بچه هايش برسد. ولي تا بيايد به اين نيت اقدامي كند چشم باز كرد و خود را دلداده هما ديد و او را به عنوان همسر دوم وارد خانه كرد. ولي با آمدن اين زن رنگ آرامش از خانه رفت. چرا كه زني بود اهل شيطنت هاي ناهنجار و با آهو سر ناسازگاري داشت و با كارهايي كه كرد باعث شد حرمت بين اين دو بشكند و آهو از سيد ميران سيلي بخورد كه قلبش را شكست و روحش را آزرد. آهو با صبر و بردباري بر سر زندگي اش نشسته است. ولي هما قصد كرده است سيد ميران را مانند خودش بي خانمان كند. سيد ميران با چند همسري شرعي احساسات آهو را ناديده گرفت. در داستان ميخوانيم كه هما مال و اموال سيد ميران را به تباهي برد و خودش را نيز از مسير درست دور كرد. در اين داستان به كشف حجاب نيز اشاره شده كه هما نيز كشف حجاب كرد و سيد ميران متدين در مقابلش هيچ نتوانست كند. قدم به قدم با هما پيش رفت تا با هما در مجالس مشروب ميخورد و به قاچاق روي آورد و براي اينكه بتواند از عهده هزينه هايزندگي اش برآيد، به كارهاي خلاف روي اورد. عنوان داستان به اين اشاره دارد كه در پايان اين شوهر آهو خانم است نه هما. چرا كه آهو همه سختي ها را در كنار شوهرش تحمل كرد و در پايان داستان نيز آهو از شوهرش حمايت ميكند و باز با او زندگي را ادامه ميدهد در حاليكه هما شوهرش را بعد از ورشكستگي رها ميكند و دنبال زندگي خودش ميرود و به نوعي با پول سيد ميران ازدواج كرده بود و در واقعيت سيد ميران شوهر آهو بوده است نه هما!!!

 برای خرید کتاب شوهر آهوخانوم اینجا کلیک کنید

 

پل استر نویسنده آمریکایی و زاده سال 1947 است. او در اغلب سبک های آثار هنری دست دارد و در میان آنها می توان به شعر، فیلمنامه، ترجمه و الیته بیش از همه به داستان و رمان اشاره کرد. سبک او در نگارش را بیشتر می توان ریالیستی دانست و با جابجایی های زمانی ایجاد شده در داستانش می توان سبک اغلب آثار اورا مدرن دانست. او که مانند عده ای از نویسندگان داستانهایش را از زندگی شخصی خود بر میدارد. قهرمانها، شخصیت ها و حتی مکان های آنها کاملا در زندگی نامه او دیده می شود و او اینکار را با قدرت قلم خود به گونه ای انجام میدهد که این داستان ها جلوه ای ریز و نکته بین داشته باشند. به عبارت دیگر داستان ها در بستری از خاطرات نویسنده شکل می گیرند. حتی می توان در بسیاری از داستان ها خود نویسنده را نیز مشاهده کرد که حتی نام برخی از شخصیت های داستان هایش را از روی بستگانش انتخاب میکند. از این جهت پل استر ا میتوان نویسنده ای باهوش دانست که تکه های حقیقی زندگی را گرفته و با آنها چون پازلی نقش های متقاوت میزند. این آشنایی ا و به شخصیت ها و مکان ها داستان هایش را به نوعی جذاب و حقیقت گونه به ذهن می آیند. چیزی که در داستان ناپیدا نیز نمود پیدا میکند.از آثار مشهور او می توان به سه گانه نیویورک، ارواح و مردی در تاریکی اشاره کرد، که سهم سه گانه نیویورک در شهرت او بیش از همه است.

معرفی کتاب ناپیدا

اولین چیزی که شاید در این داستان پس از خواندن نظر شما را جلب کند، تعدد راوی های است. یعنی نه به شکل دانای کل و نه به شکل اول شخص و نه سوم شخص است. این رمان ترکیبی از هر سه را در دل دارد. به گونه ای در هر بخش از کتاب راوی داستان و همینطور زاویه دید او نیز به داستان تغییر میکند. شاید بتوان این را مهمترین و جذابترین خصوصیت این رمان دانست.یکی از این سه روایت به زبام آدام واکر است. دانشجویی نویسنده و گمنام. شخصیتی که بسیار به خود استر نزدیک است. کسی در حالت رخوتی میان عدم موفقیت و نا امیدی سرگردان است. آشنایی او با مردی ثروتمند که او را مجذوب خود کرده و قصد سرکابه گزاری بر روب او هنر قلمش را دارد، نوید بخش آینده ای روشن برای اوست. ارزویی که چندان دیری نمی پاید. یکی دیگر از راویان این داستان، یکی از هم کلاسیهای قدیمی آدام است که می توان با توجه به نحوه روایت این داستان، این دو زندگی را به مثابه دوخط موازی دانست که همزمان با هم رسم می شوند و هرکدام انتهایی کاملا متفاوت دارند. آغازی یکسان و انتهایی بسیار متفاوت. حالا پس از گذشت سالهای سال از جدا شدن این دو خط از هم، خاطرات آدام آنها را دوباره به پیوند میدهد. خاطراتی اعتراف گونه که نقاظ تاریک و سرگذشت آدام را روایت می کند. سرگذشتی که چندان ناپیدا نیست و چندان هم روشن نیست. انتخاب عنوان ناپیدا برای آن نیز مناسب به نظر می آید. شما آشنایی با شخصیت داستان را در انتهای داستان به پایان می برید و چهره او حتی پس از پایان کتاب نیز کاملا برای روشن نیست. آدام دنبال چیزی میگردد که در زندگی ما برای بسیاری هدف است یعنی آرامش. مفهوم وسیع ارامش در زندگی شخصی و کاری و عاطفی چیزی است که آدام آن را می پوید. ولی در جستجویش به کجا می رسد؟ ایا این گنج را می یابد و یا مانند بسیاری در را ه یافتن آن سرگردان می شود؟

این چیزی است که حتی پس از پایان کتاب نیر در مورد پاسخ آن شک خواهید داشت

برای خرید کتاب ناپیدا اینجا کلیک نمایید

هجوم سختی ها در خانه ای بی ستون

محمود دولت آبادی نویسنده ای نیست که نیازی به توضیح و معرفی آثار داشته باشد. در مورد او بسیار گفته و بیشتر شنیده اید. به جای مرور دانسته ها به مواردی میپردازیم که در این داستان مورد استفاده او بوده و این اثر را به یکی از کتابهای خواندنی معاصر بدل کرده است. لحن نگارش محمود دولت آبادی کاملا منحصر بفر است و این را می شود به صورتی دریافت که تکع متنی بی عنوان از او را بخوانید، سبک نگارش، ترکیبهای بدیع مورد استفاده او و حتی مضامین مورد توجهش، کاملا نمایانگر قلم اوست و شاید یکی از معدود نویسندگانی باشد که چون سایر هنرمندان در سایر رشته های هنری ،برای خود سبکی منحصر بفرد دارد.سبکی که در روایت این داستان نیز از آن بهره برده. جملات اغلب کوتاه،  ترکیب های جدید و ناآشنا ولی جذاب و حالات روایتگری که حتی گاهی شما را به یاد نقالان چیره دست می اندازد. شاید خصوصیت آخر را در این داستان بیشتر می شود مشاهده کرد چرا که برخی از صحنه های داستان به گونه ای روایت شده اند که گویی در پیش چشمان شما در حال رخ دادن است و اگر این قدرت بیان را به داستان گیرا و پرتنش جای خالی سلوچ افزون کنید، متوجه می شوید که چرا کتابی است که نمی توان لحظه ای از آن دست برداشت. در لحظاتی چنان در دام سطرهای این کتاب گرفتار میشوید که نمی توانید خود را از آن نجات دهید گویی در حال تماشای واقعه ای هستید که در صورت ندیدن برای همیشه از چشمان شما خواهد گریخت.

معرفی کتاب جای خالی سلوچ

پس از توضیحاتی درباره نگارش و سبک این اثر به داستان آن میپردازیم، به گونه ای که لذت خوانش آن نیز برای کسانی که هنوز فرصتش را نیافته اند کاسته نشود. مرگان، زنی کهشخصیت اصلی داستان است در یکی از روستاهای بیابانی با خانواده اش زندگی می کند زندگی که با همه سختی های آن میگذرد. روزی از این روزها که مرگان از خواب برمیخیزد سلوچ را نمی یابد. این غیبت ناگهانی تعلیقی دائمی را در کل داستان به همراه دارد. تعلیقی که از چرایی این غیبت و مشخص نبودن انتهایش سرچشمه می گیرد. سلوچ رفته ولی آیا برای همیشه رفته یا باز می گردد ؟ شاید از فشار زندگی سر به بیابان گذاشته و دیگر بازگشتی ندارد؟ شاید به معدنی برای کار رفته است و با دست پر باز می گردد؟ اینها سوالاتی است که همواره در ذهم ناآرام مرگان میگردد و او را گاه نا امید و خسته و گاه امیدوار و نیرومند نگاه میدارد .باری مرگان می ماند و زندگی بدون حامی و ستون خود و خانواده اش. میتوان این غیبت را به اصلاحات ارضی دولت وقت نگارش این داستان نیز نسبت داد. جابجایی ها و اسکان هایی به اجبار که زندگب بسیاری را تحت شعاع قرار میداد و اغلب مردان را مجبور به کوچ به شهرها برای یافتن شغل میکرد. مرگان در این شرایط ستونی است برای خانواده ای که جز او سه نفر دیگر دارد. سه فرزند او و سلوچ. عباس فرزند بزرگش که شرارتی خاص و سوزان دارد و بیشتر از آنکه به فکر خانواده باشد در قمار و تفریح وقت میگذراند. ابراو پسر کوچکتر اوست که با کوچکی سن، بزرگ منشانه زندگی می کند و با شاگردی کردن سعی در کمک به معاش می کند. و دختری دوازده ساله آنها هاجر که یار تنهایی مادر در خانه است. مرگان نیز تمام آنچه که دارد را برای حمایت از خانواده اش به کار میگیرد تا در نبود سلوچ خانواده اش را اداره کند.شرایط این خانواده بسیار سخت است و برای گذران زندگی نیز مجبور به انتخابهایی سخت می شوند. انتخابهایی گاه وحشتناک ولی غیر قابل اجتناب. این شرایط رخ دادن داستان این کتاب است.

شاید هیچ کتاب دیگری نتوان یافت که نبود کسی در آن خود به مثابه شرایطی است که به همه در این داستان فشار می اورد و هیچگاه پر نمی شود. چون زخمی که در تمام مدت داستان بهبود نمی یابد. این کتاب را شاید بتوان پس از رمان فوق العاده کلیدر، برترین کتاب محمود دولت آبادی دانست.

برش هایی از متن کتاب

مسلم، پسر پیر و درشت استخوان حاج سالم، همیشه هم‌پای پدر بود. حاج سالم هم به پسر دیوانه‌ی خود، چون پیرهن ژنده‌ی تنش خو گرفته بود....با بگومگوهای مکرر میان کوچه‌های زمینج براه می‌افتادند.....این جرو بحث‌ها، پلاس زندگانی آنها بود که بر آن راه می‌رفتند.

زمستان می‌گذشت. زمستان کند و آرام. قاطری پاها در باتلاق گیر کرده...بام‌های گلی گنبدی...اشترانی زیربار...[دانه‌های برف] پرهای کبوتر...برف همان زر بود که می‌بارید. هر پر برف هزار دانه‌ی گندم بود، یک هندوانه بود. یک مشت زیره بود. چهل گل غوزه. نه تنها برای مردم زمینج، که برای همه‌ی اهل بیابان، برف نان بود، نان بود که می‌بارید

خرید کتاب جای خالی سلوج اینجا کلیک کن

کتابی که قرار است در این قسمت به معرفی آن بپردازم، کتابی است منحصر به فرد که جز پرفروش ترین کتاب ها شناخته شده است. کتاب "همسایه ها" از خواندنی ترین و معروفترین رمان های فارسی است که با نگارشی سلیس و روان و سبکی واقع نگربه بیان مسائل مربوط به دهه 40 در شهر اهواز پرداخته است. کتاب مذکور توسط "احمد محمود" نوشته شده است. وی در سال 1310 در اهواز متولد شد. احمد محمود در سال 1342 این داستان را شروع کرد و در 1345 نگارش آن به پایان رسید، ولی به دلیل محتوای آن که به روشنی مشکلات مربوط را بیان کرده بود، اجازه چاپ نداشت و در نهایت بعد از تغییراتی در سال 1352انتشارات امیرکبیر آن را منتشر کرد ولی نهادهای دولتی از پخش آن جلوگیری کرده و آن را توقیف کردند. احمد محمود با تعهد به شرایطی که ساواک مشخص کرد (شرط اول اینکه در دیباچه کتاب ذکر شود که داستان واقعیت ندارد و شرط دوم حذف بخش هایی از کتاب)، آن را از توقیف درآورد و همچنین اجازه چاپ دوم ندادند. احمد محمود در این کتاب به شرح رویداد مهم تاریخ ایران "نهضت ملی شدن نفت " و "کودتای 28 مرداد"  پرداخته است که در جریان زندگی پسری جوان به نام خالد رخ داده است.

Hamsayeha.chape3.paltoee

خالد که در خانواده ای به دنیا آمده است که در محله فقیر نشین اهواز زندگی میکنند و پدرش کارگر است. خانه ای با همسایه هایی که همه در مشکلات مالی و فقر به سر می برند و بعضی آنها از فقر و تنگدستی  به سوی کارهای خلاف و قاچاق و تن فروشی می روند و بعضی در عین نیازمندی با سلامت اخلاقی امورات خود را می گذرانند و اعتقاداتشان به مسائل مذهبی ( حلال بودن رزق و روزی، آبرو داری، اعتقاد به گناه و ثواب ...) را مهم تر از سیری شکم می دانند. در اهواز که منطقه ای حاصل خیز و ثروتمند نفتی می باشد، مردم در فقر به سر می برند و فردی به مانند احمد محمود پیدا می شود که این مشکلات را بیان کند و آیا مشکل مردم اهواز بعد از گذشت قریب به نیم قرن آیا فرقی کرد؟؟ مردم اهواز در این دوره از زمان به تحصیلات بالای پنجم ابتدایی دیدگاه بدی دارند و به نظرشان کسی که زور بازو دارد "مرد" است و مردم در خرافه پرستی نسبت به هم پیشی می گیرند و برای رفع رکود و کسادی بازار تا چله نشینی و چهل روز چهار میخ زدن و دعاهای خرافی خواندن پیش میروند. البته در کتاب شخصیت هایی نیز هستند که دیدگاهشان نسبت به این ها متفاوت است. خالد پسری که در چنین محله ای بدنیا آمده و بزرگ شده و در سن نوجوانی راه بزرگترها را در پیش داشت که در جریان اتفاقاتی قرار میگیرد و مسیرش به سمت سیاسی شدن و شرکت در کودتا و نهضت تغییر می کند و سر از زندان در میآورد. خالد در شهر و زندان با شخصیت هایی روبرو می شود که هر کدام داستانی دارند از زندانی وطن پرست گرفته تا سرباز وطن فروش و مامور کلانتری باج گیر که در هیچ دادگاهی محاکمه نمی شود.

در داستان میبینیم که همانطور که اکثریت مردم در شرایط اقتصادی و معیشتی ، فرهنگی و بهداشتی و سیاسی حداقل به سر میبرند و هیچ اطلاعی از حوادث جاری بر کشور خود ندارند، چه بسا افرادی نیز در همان شهر هستند که از شرایط خوب بهره مند هستند و در خانه هایی زندگی میکنند که اصلا شباهتی به خانه خالد ندارد و حتی گویش دختر چشم سیاه را که دلش را برده است با گویش و رفتار زنان همسایه اش مقایسه می کند و هیچ اشتراکی بین آنها نمی یابد. محله های فقیر نشین اهواز در جایی تمام می شود که آسفالت محله ویلایی هواز شروع میشود.

بعد از خواندن این کتاب به اهواز باید جور دیگری نگریست. اهوازی که مردمش زمانی معنای جمله"نفت باید ملی شود" را نمی دانستند و بعد از ملی شدن نفت باز هم همان کارگر ماندند و بعد در گیر جنگ تحمیلی بودند و اکنون نیز اهواز همان است.

این کتاب با توجه به اینکه از برترین آثار زبان فارسی است، خواندن آن الزامی است و خالی از لطف نیست.

 

آرزوهای بزرگ عنوان رمانی معروف به قلم نویسنده توانا و مشهور انگلیسی چارلز دیکنز می باشد. داستان در مورد زندگی پسر یتیمی به نام پیپ می باشد که این عنوان از اسم کوچک او به نام فیلیپ و نام خانوادگی او یعنی پیریپ گرفته شده است. چارلز دیکنز نویسنده ی نامدار انگلیسی ، به سال 1812 در پورتموث متولد شد و در سال 1870 درگذشت. او که در خانواده ای تهی دست پا به جهان گذاشته بود، مجبور شد که از 12 سالگی، به کار کردن بپردازد. مدتی در مدرسه ای به تحصیل پرداخت و با معلومات کم خویش، در زمان های آزاد و فراغت خود به تکمیل سواد خود پرداخت و نوشته ها و آثار نویسندگان بزرگ را مطالعه می کرد. چارلز دیکنز در بیست و چهار سالگی نویسندگی را آغاز کرد و در گذار سالهای عمرش آثار متعددی از خود بجای گذاشت که مورد توجه بسیاری قرار گرفت.

 

آرزوهای بزرگ

 

چارلز از کودکی مجبور به کار کردن می شود و این رویداد اثر شگرفی بر روان او می گذارد و در آثارش این مساله آشکار و نمایان است. داستان آرزوهای بزرگ یا به انگلیسی: GREAT EXPECTATIONS  اوج خلاقیت ادبی دیکنز می توان به حساب آورد و در جهان بیشتر به عنوان نویسنده ی این اثر شناخته می شود. انگار پیپ خود دیکنز است که در دورانی از زندگی اش به علت فقر مورد سرزنش قرار می گیرد و در عین حال آرزوهای بزرگی در سر می پروراند و جگرز همان قاضیی است که دیکنز نزد او استخدام می شود و علاقه و مهربانی او بر چارلز اثر می گذارد. دیگر افراد داستان، با خلقیات مختلف، همان هستند که هستند! به عبارت دیگر " دیکنز در توصیف آدم های داستان آرزوهای بزرگ، مهارتی شگرف دارد.

چارلز دیکنز بسیاری از داستانهایش مثل الیور تویست و آرزوهای بزرگ ابتدا در نشریات چاپ میکرد و بعدها به صورت کتاب منتشر می نمود. الیور تویست ، آقای پیکویک ، مغازه عتیقه فروشی ، سرود کریسمس ، دیوید کاپرفیلد ، خانه غمزده ، عبور ممنوع از جمله آثار این نویسنده توانا می باشد. برخی او را به پاس خلق آثار بی نظیرش - که از نظر آسیب های اجتماعی و داستانی بسیار قابل لمس می باشد -  پس از شکسپیر تاثیرگذار ترین نویسنده انگلیسی می دانند. دیکنز در سالهای پایانی زندگی اگرچه برخلاف دوران نوجوانی مشکل مالی نداشت لیک مشکلات جسمی او روز به روز بیشتر می شد و چارلز به هشدارهای پزشکی نیز اهمیت نمیداد تا اینکه سرانجام در 9 ژوئن 1870 از دنیا رفت. از روی رمان آرزوهای بزرگ تا کنون چندین فیلم ساخته شده است

برای خرید کتاب آرزوهای بزرگ اینجا کلیک نمایید

داستان ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد نوشته پائولو کوئیلو برزیلی، درباره دختری اهل اسلوونی می باشد که در میانه زندگی به فکر خودکشی می افتد و تصمیم می گیرد به زندگی خویش پایان دهد. ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد ترجمه عنوان : Veronica Decide Morrer از زبان پرتغالی می باشد که به پارسی برگردانده شده است. پائولو کوئیلو در سال 1947 در ریودوژانیرو به دنیا آمد. شهرت او در آمریکای لاتین با شهرت گابریل گارسیا مارکز برابری می کند. کتابهایی که او تاکنون منتشر کرده است همه در رده ی کتابهای پرفروش برزیل هستند. خاطرات یک مغ (1987) ، کیمیاگر (1988) ، بریدا (1990) ، عطیه ی برتر (1991) ، والکیری ها (1992) ، کنار رود پیدار نشستم و گریستم (1994) مکتوب (1994) کوه پنجم (1996) ، کتاب راهنمای رزم آور نور (1997) ، نامه های عاشقانه ی یک پیامبر (1997) دومین مکتوب (1997) شیطان و دوشیزه پریم (2000) و ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد از آثار این نویسنده شهیر برزیلی می باشد. پیام کتاب چنین است که :دیوانه بمانید ، اما مانند عاقلان رفتار کنید ؛ خطر متفاوت بودن را بپذیرید، اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید. آرش حجازی این اثر را به پارسی ترجمه کرده است.

 

0061022

  • و اما سلوک .رمانی حاصل 4 سال قلم زدن استاد داستان نویسی ایران و صاحب کتاب مشهور کلیدر، محمود دولت آبادی است. این کتاب در فاصله سالهای 77 تا 81 به رشته تحریر درآمده است . گفتن و نوشتن راجع به چنین کتابی هم بسیار سخت است و هم بسیار آسان ! اسان از آن جهت که گفتنی درباره سلوک بسیار است، و سخت از آن جهت که نگارش این کتاب بی نظیر به گونه ای است که نوشتن هر کلمه درباره ان نیاز به داشتن پیش نیازها و نیز آشنایی با سبک غیر خطی و سیال داستان دارد.

    سلوک داستانی ساده نیست و همانگونه که از نام آن پیداست جریانی است سیال در فکر و اندیشه و خاطره. سلوک یک راوی و یک ماجرا و یک قهرمان ندارد.یا بهتر بگویم اصلا دنبال خلق هیچکدام نیست. گویا از جایی به درون این جریان کشیده میشویم و با آن در ذهن تمامی شخصیت ها پرسه میزنیم. پنداری پرده نمایشی مقامی است آویخته از افکار و تجربه ها، اتفاقات وگذشته ها، ترس ها و امیدها و آرزوها. بیرون کشیدن داستان از دل آن سخت است و همین یکی از زیباییهای بی بدیل این کتاب است. چرا که برای همراهی با آن و شخصیت ها باید از تمامی نیروی ذهنی خود استفاده کنید. به همین دلیل این کتاب به مذاق طرفداران کلاسیک داستان های خطی و ساده خوش نخواهد آمد. حال آنکه اگر کتابهایی با این شیوه نگارش را خوانده باشید و یا فیلم هایی را با این سبک تدوین دیده باشید و ذهن شما با این پازل به هم ریخته بیگنه نباشد، لذت فراوانی از آن خواهید برد.معرفی کتاب سلوک

در میان سطر های کتاب ما از خاطره ای به خیالی و از روزگار جوانی شخصی در گذشته به کهنسالی دیگری در حال سلوک می کنیم. چه که گاهی چشمان نیلوفر و مهاما و مها ... دنیایش را به ما مینمایاند و گاه دنیا را از دریچه چشمان قیس مینگریم. قیس نیز گاهی در این پریشان حالی با خودش همراه می شود و گذشته و حالش به هم گره میخورد. زمان در این رمان رنگ می بازد و جوانی و کهنسالی همقدم می شوند. آرزوها و کابوسها چنان در هم رنگ می بازند و حل میشوند که تشخیصشان سخت است. مکان ها ناواضحند و انتهای هیچ خیابانی به هیچ جا نمی رسد و دیوارهای خیابان ها تا ابد امتداد دارند . شخصیت ها به گونه ای ساخته شده اند که ما از آنها فقط سایه ای میشناسیم. سایه ای به نام قیس، فظه ، سنمار و.... و همه اینها از سلوک برزخی می سازد غوطه ور و دوار. گویی درون کابوس بی پایانی گیر کرده ای و از ان رهاییت نیست. و در پایان بی آنکه از آن برخیزی و تمام شود ناگهان به بیرون پرتابت میکند تا امتداد رنگ خاکستری آن همواره در ذهنت بماند و تمام نشود.

در پایان باید گفت به حق دولت آبادی سنت های خویش را لااقل در این کتاب شکسته و لحن روایی ساده و خاصش را با قوای فکری و انسجام قلم و داستانش عوض کرده تا به چنین رمانی دست یابد. داستانی که سال ها در ذهن شما می ماند و برای بسیاری از شما عنوان اولین کتاب مورد علاقه شما را از هر کتابی خواهد ربود. برای من که چنین بود.

برشی از متن کتاب

پک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد. الّا نوعی لجاجت با خود، و حتی لجاجت در تداوم نوعی عادت. عجیب ترین خوی آدمی این است که می داند فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد و به کرات هم. هر آدمی ، دانسته و ندانسته ، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می برد ، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود آدمی نسبت به خودش نیست.

عشق را از عشقه گرفته اند و آن گیاهی است که در باغ پدید آید در بن درخت اول بیخ در زمین سفت کند پس سر برآرد و خود را در درخت بپیچد و هم چنان می رود تا جمله درخت را فرا گیرد و چنانش در شکنجه کند که نم در درخت نماند و هر غذا که به واسطه ی آب و هوا به درخت می رسد به تاراج می برد تا آنگاه که درخت خشک شود...

برای خرید کتاب سلوک تماس بگیرید

جریده رو که درگاه عافیت تنگ است.

این جمله بهترین و موجزترین معرفی این کتاب است. داستانی درباره عشق در هر دو صورت اون زمینی و الهی. تعارض این دو عشق با هم در کارزار قلب. چه اگر عشق زمینی در دلت باشد عشق الهی را به کمال نشناخته ای. و انسان بی شناخت عشق زمینی و نچشیده از طعم آن چگونه راه به پله آخر آسمان بنهد؟ دری که نه میتوان از آن گذشت به حکم انسانیت، و نه میتوان نگذشت به هدف انسانیت. دری تنگ به تنگی تجرد.

در تنگ رمانی است به قلم آندره ژید، نویسنده مشهور فرانسوی، که درسال 1909 به چاپ رسیده است.این کتاب از دسته کتابهایی بود که بیشتر در فکر و احساس انسانها میگذرد و نه فقط ظاهر اعمال بلکه تفکر پشت هر عمل رو هم بیان میشود. وبیشتر موضوعیت و منظور نویسنده بیان تفکرات و حالات روحی پنهان در پشت هر عمل باشد. بستر داستانی اون مانع از خستگی خواننده از خواندن کتابی سراسر مباحثه و درگیریهای ذهنی میشود و به نحوی دلپذبر شما با این داستان از میان این دو وادی عشق سفر میکنید. راستی شما کدام رو انتخاب میکنید؟ عشق آسمانی یا زمینی؟ پاسخ به این سوال هرچه که باشد نحوه زندگی ما و اعتقادات ما در آن نهفته است.در پایان معرفی لازم میدانم که یادآوری کنم نگارنده این کتاب به دلیل نگارش کتاب مایده های زمینی برنده جایزه نوبل ادبیات شده است.

معرفی کتاب در تنگ

در تنگ روایتی است از زبان ژروم که با مهر در دامان مادر، نبود پدر را احساس نمی کند.او که در خانواده ای فضیلت محور رشد کرده، در ابتدای جوانی و شور به عشق آتشین دختر دایی بزرگ خود آلیسا دچار میشود. خانواده ای که پارسایی را در رگ و پی آنها تزریق کرده به آنها و عشق آنها رنگی نامبارک میبخشد و این آغاز نزاعی درونی در ذهن دو عاشق و معشوق است. آلیسا با تکیه براعتقادات مذهبی راه را بر عشق خود میبندد و اجازه عاشق یودن را از خود و ژروم میگیرد و این کار خود را فداکاری میداند.فداکاری که با محروم ساختن ژروم و خالی کردن قلب او از خود، راه را برای عشقی بزرگتر و والاتر در قلب تو باز میکند. حال آنکه د خود در این عذاب خود خواسته می سوزد. شاید این طرز فکر ساده و کودکانه به نظر برسد ولی اگر از زاویه دید آلیسا به موضوع بنگریم این دوری و قصاوت نیز نمایشی نوعی عشق ماورایی و مافوق تصور است. عشقی که در ظاهر به عشق شبیه نیست.

برشی از متن کتاب

«خدایا! بگذار تا من و ژروم با هم و به وسیله یکدیگر به سوی تو پیش برویم و در سراسر زندگی چون دو زایری راه بپیماییم که گاهی یکی به دیگری میگوید: برادر اگر خسته ای به من تکیه بده و دیگری جواب می دهد تو را در کنار خویش دیدن بس است. اما نه، راهی که تو نشان می دهی، راهی تنگ است، چندان تنگ که دو نفر نمی توانند کنار هم در آن راه بروند.

این داستان به قدری ساده و بی پیرایش نوشته شده که گویی به خواندن دفتر خاطراتی شبیه شده است. دفتری که احساسات و عواطف نگارنده آن بی هیچ نقاب و پیرایه ای گفته و شنیده میشوند. شنیدن این تفکرات ساده و بی الایش برای خواننده هایی که داستان را فقط در نمود خارجیاعمال میدانند، تازه و جذاب خواهد بود.

آتالا و رنه عنوان دو داستان از شاتو بریان نویسنده فرانسوی می باشد که میرجلال الدین کزازی آن را به پارسی سره ترجمه کرده است. نوشته های این نویسنده فرانسوی سرشار از احساس و با نثری شاعرانه و آهنگین نگاشته می شود و مترجم این اثر به گفته خود، سعی بر این داشته است که این هنر نویسنده را بتواند بازتاب دهد. از ویژگی های منحصر بفرد این ترجمه، سره نویسی می باشد. فرانسوا رنه دو شاتوبریان در سپتامبر 1768 در سن مالو در خانواده ای نامی متولد شد. او را به عنوان پایه گذار سبک رمانتیسیسم می شناسند و ویکتور هوگو از کسانی است که پس او این گرایش را دنبال کرد. زمانی به آمریکا رفت تا در کشف بخش هایی از این سرزمین شرکت جوید و بعدها به انگلستان رفت و در آنجا آثاری خلق کرد. مدتها در جبهه مخالفان ناپلئون حضور داشت و با او مبارزه میکرد و در سال 1848 درگذشت. بعضی از آثار مشهور این نویسنده نامی چنین می باشد: آتالا ، رنه ، نبوغ مسیحیت ، شهدا ، موهبت آتشین مسیح و عشق و عفت.

 

575fc05025ea6 IMG 20160601 0013

 

مترجم درباره آتالا می نویسد: آتالا را پیوندی تنگ با کتاب ناچیزها است. شاتوبریان، بدان سان که گفته بود، از سفر به جهان نو با انبانی سرشار از خاطرات بازآمده؛ او از دیده ها و شنیده های خویش یادداشتها برداشته بود. در گیراگر گشت و گذارها، ستیز و گریزهای خویش، انبان یادهایش را چنانکه در "یادمانهای آن سوی گور" می نویسد، به همراه می برد:
ما تفنگ در دست، در میانه ی ویرانه ها می نشستیم؛ دست نوشته ی سفرم به آمریکا را از خورجین بدر می آوردم؛ برگهای پراکنده اش را بر گیاهان پیرامون خویش می گستردم؛ وصفی از جنگل را، بخشی از کتاب آتالا را، در میانه ی ویرانه هایی، مانده از سرسرایی رمی، باز می خواندم و اصلاح می کردم. سپس گنجینه ی گرانبهایم را که گرانی آن، پیوسته با وزن بار و بنه به ستوهم می آورد در آغوش می فشردم. آنگاه می کوشیدم آتالا را با اثاثه ی دیگر در ابنان خود فرو کنم؛ دوستانم مرا ریشخند می کردند...

سپس ماجراهایی دیگر بر این دست نوشته رفت؛ بخشی از آن گم شد؛ دیگر بار نوشته آمد؛ آنگاه که شاتوبریان به فرانسه بازآمد، دست نوشته در لندن باز ماند؛ نویسنده تنها دو بخش از آتالا و رنه را به همراه با خود آورده بود. چهارده سال پس از آن، بخش های گم شده یافته آمد؛ شاتوبریان بر بنیاد آنها، دو کتاب: ناچیز ها و سفر به آمریکا را نوشت.انتشار آتالا همآهنگ با دگرگونیهای درونی نویسنده، دیگرگونی پذیرفت.

آتالا را اثری تند و پایدار بود. نویسندگان و سخنسرایانی چون نودیه، سنانکور و لامارتین به ژرفی از آن اثر پذیرفته اند و بدان وامدارند. خاطره ی آتالا را به آسانی می توان در سروده ها و نوشته های لامارتین از نخستین اندیشه های شاعرانه ی وی دید و دریافت. نمونه را، می توان از سرآغاز سروده ی دریاچه سخن گفت که گریز آتالا و شاکتا را بر رودخانه فرایاد می آورد. تئوفیل گوتیه، نگارگر طبیعت نیز از اثر شگرف شاتوبریان بر کنار نمانده است. هم اوست که می گوید: شاتوبریان درهای طبیعت سترگ را که دیری بسته مانده بود بر رخ مردمان باز گشود.
افزون بر آن، اثر آتالا تنها بر پهنه ی ادب به پایان نمی رسد؛ آتالا بر دیگر رشته های هنری، چون نگارگری نیز اثر نهاده است. تصویرهای بسیار بر بنیاد داستان آتالا نگاشته شده است که یاد کردنشان سخن را به درازا خواهد کشانید.

رنه:
پس از انتشار آتالا به پایمردی یکی از خواهران ناپلئون، بانو باکیوشی شاتوبریان توانست نام خویش را از سیاهه ی رانده شدگان و کوچندگان بزداید. انتشار کتاب والایی مسیحیت که بر بنیاد به هم در پیوستن و یکپارچگی نیروهای ترسایی ، نوشته شده بود و با سیاست زمان سازگاری داشت، شاتوبریان را چونان نویسنده ای رسمی، پر آوازه گردانید. بخش قهرمانی رنه در این کتاب که چونان نگینی بر تارک : از خیزاب شوریدگیها ، می درخشد، بنیاد و سرآغلزی گردید بر مکتبی نوین در ادبیات جهان.

کتاب رنه نخستین بار در چهاردهم آوریل 1802 ، همراه با والایی مسیحیت به چاپ رسید. چنانکه در یادمانهای آن سوی گورآمده است، رنه در سالیان رانده شدگی و تبعید، پس از سفر به آمریکا نوشته شده است. رنه در آغاز انتشار، در سنجش با آتالا با کامیابی اندکتری روبرو گردید؛ آنگاه که داستان، چونان پاره ای از والایی مسیحیت عرضه گردید، فر و فروغی چندان نیافت. اما دوشادوش زمانه، بر فروغ و آوازه ی این داستان برافزود. پس از سرنگونی امپراتوری ، انبوهی از جوانان، اندوهگین و بی تکاپوی، اما با دلی که هنوز از پندارهای شکوه و ناماوری آکنده بود، به رنه روی آوردند. درد رنه اندک اندک درد قرن شد. بیشتر جوانان 1815 پنداشتند که خویشن خویش را در سیمای رنه باز می یابند. آنان کوشیدند که خود را با او همساز و همآهنگ گردانند؛ بدین سان نوادگان و پسینیان رنه بی شماره شدند.

صفحه1 از15

کارا کتاب را در تلگرام دنبال کنید