کتاب صحیفه سجادیه ، نوشته ای از سخنان علی بن الحسین (ع) است که به سید ساجدین معروف است و به حق منبعی غنی و شگرف برای شناخت حقیقت روح انسان است . از زمان افرینش انسان تاکنون که قرن 21 میلادی است همیشه انسان ها اسیر دردها و رنج های روحی بودند که گاهی اوقات آنها را با سرگردانی مواجه میکند و انسان دردمند نمیداند به کجا پناه ببرد و حال غریبی بر او غالب میشود و گاهی عمق این دردها و رنج ها انقدر زیاد میشود که جسم آدمی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و گاهی او را از زندگی کردن باز میدارد .همه ی این حالات به این دلیل است که انسان علم کافی نسبت به خویش ندارد و دردش را نمیشناسد و طبیعتا وقتی درد را نشناسی درمانش را هم نمیدانی و این میشود که موجودی به قدرتمندی و عظمت انسان به ضعف و زبونی و ذلت می افتد و گاهی پست تر از یک حیوان میشود و فجایع انسانی جهان را دربر میگیرد و همه و همه از اینجا نشات میگیرد که اکثر ما حقیقت خود و دنیای خود را نمیشناسیم ، پس چگونه می توانیم از خود مراقبت کنیم در برابر دردهایی که روح ما را به چالش میکشد ؟؟ و شاید به همین دلیل هست که علوم انسانی همچون روانشناسی و فلسفه از اغاز افرینش تاکنون وجود داشته اند و نظریه ها و راهکارهای زیادی ثبت شد و کتاب های زیادی نوشته شد..صحیفه سجادیه کتابیست که وقتی دردی داشتید میتوانید به سراغ آن بروید و از سرفصل های آن حال روحی خود را انتخاب کنید و شرحی کوتاه بخوانید که هم درد شما را به شما میگوید و هم درمانش را و هم ارامتان میکند . بعد از انکه یک صفحه از کتاب را خواندید به حقیقت میتوانید ببینید که این نه تنها نوشته ای مکتوب بر صفحات کاغذ است بلکه روحی بزرگ در این نوشته ها جریان دارد که با روح شما همنشین میشود و دردهایتان را التیام میبخشد .

 

IMG 1772

فلاسفه ی یونان نوشته دبلیو کی سی گاتری استاد فلسفه ی قدیم دانشگاه کمبریج به شیوه موجز و جامع دوره ی فلسفه ی یونان از طالس تا ارسطو را به خامه آورده است. این اثر در باب ویژگی های آشکار اندیشه و تفکر یونانی و جهان بینی آن را عیان می کند. این کتاب، پایه و مبنایی می باشد برای آنها که می خواهند به شیوه تخصصی به مطالعه در آثار فلاسفه یونان و فلسفه یونانی بپردازند. خواننده این اثر بدون آنکه لزوما دانشی درباره متون کهن یونانی داشته باشد میتواند از این نوشتار بهره ببرد.این کتاب در هشت بخش ارائه شده است که بخش نخست آن در باب شیوه تفکر یونانی، بخش دوم با عنوان: ماده و صورت، بخش سوم: مسئله ی حرکت، بخش چهارم: بازگشت به سوی انسان گرایی (سوفسطائیان و سقراط) ، بخش پنجم: افلاطون و نوشتاری در نظریه ی مُثُل، بخش ششم: افلاطون ( پاسخ های اخلاقی و سیاسی سوفسطائیان) ، بخش هفتم: ارسطو و جهان ارسطویی و بخش هشتم : ارسطو (انسان) می باشد.

 

Capjjjjjjgture

 

برای روشن ساختن حدود و هدف صفحات آتی بهتر است بگوییم که آن ها مبتنی بر دوره ی کوتاهی از سخنرانی هایی است که برای شنوندگان مبتدی که آثار کلاسیک نخوانده بودند، طراحی شده بود. فرض این بود که شنوندگان این سخنرانی های اصلا یونانی نمیدانند، اما علاقه به موضوعات دیگر از قبیل ادبیات انگلیسی، تاریخ یا ریاضیات یا شاید صرفا مطالعات عمومی، این احساس را در آن ها به وجود آورده که نظریات یونانی زیربنای اغلب نظریات در تفکر بعدی اروپا است. و در نتیجه ، آن ها را متمایل ساخته بود دقیق تر بدانند که این نظریات یونانی در آغاز چه بوده است. می توان فرض کرد که آن ها قبلا به آن نظریات برخورده اند، منتها در یک سری آیینه های کج نما، مطابق آنچه نویسنده ای در آلمان یا انگلستان یا جایی دیگر، آن نظریات را برای هدف های خود به کار برده و با کیفیات ذهنی و زمانی خود به آن ها رنگ داده، یا احتمالا در دیدگاههای خود به طور ناخودآگاه از آن ها تاثیر پذیرفته است.

برخی از آن ها آثار افلاطون و ارسطو را به صورت ترجمه خوانده بودند، و مسلما قسمت هایی از آن ها را مبهم یافته بودند، زیرا آن مطالب از جو عقلانی یونان در قرن چهارم ق م نشات گرفته ، در حالی که خوانندگان آن ها جو فکری زمانی متاخرتر و کشوری متفاوت به آن نظریات برمی گردند.

بنا بر این فرض ها سعی کردم، و حالا هم به خاطر خوانندگانی که احتمالا در وضعیتی مشابه هستند سعی خواهم کرد، فلسفه ی یونان را از آغاز آن گزارش کنم، تا افلاطون و ارسطو را در پرتو اسلاف ایشان و نه اخلافشان توضیح دهم و برخی از وجوه برجسته ی طرز تفکر و جهان بینی یونانی را بررسی کنم. و در این راه به تاثیر آنها بر متفکران اروپای متاخر یا متفکران کشور خودمان کم تر اشاره نموده، یا اصلا اشاره نخواهم کرد.

این تنها معلول محدودیت های ناشی از بی اطلاعی من نیست، بلکه همچنین به این علت است که معتقدم برای خواننده ، جالب تر و سودمند تر این است که بر مبنای مطالعات و در حوزه ی علایق خود، به مقایسه پرداخته و به آن تاثیرات پی برد. بحث من ، چون یونانیان را فی نفسه و برای خاطر خودشان مورد بررسی قرار می دهد، موادی برای این مقایسه فراهم می آورد و زیر بنای محکمی برای آن ایجاد خواهد کرد. کتابی درباره ی اگزیستانسیالیسم خواندم که در شجره نامه ای از فلسفه ی اگزیستانسیالیست، سقراط را در آغاز آن قرار می دهد، ظاهرا به سبب این سخن که : خودت را بشناس. صرفنظر از این که آیا سقراط از این کلمات همان معنی اگزیستانسیالیست قرن بیستمی را قصد می کند یا نه، این حقیقت هم مورد غفلت قرار گرفته که سخن مذکور از آن سقراط نیست، بلکه قطعه ای حکیمانه از حکمت یونانی است که اگر بنا باشد آن را به کسی نسبت داد، فقط باید به خدای آپولون نسبت دهیم. در هر حال این قطعه را سقراط و هر یونانی دیگر، به عنوان یکی از فرامین کهن که بر دیوار های معبد آپولون در دلفی نگاشته بود، می شناختند. این که آن سخن به تعالیم دین آپولونیایی تعلق داشت بی اهمیت نیست، و مثال فوق، هرچند کوچک است، نوع انحرافی را که حتی بررسی خطوط برجسته ی تفکر یونانی به جلوگیری از آن کمک خواهد کرد، روشن می سازد.

افسانه خدایان ، گردآوری و ترجمه و پژوهشی می باشد از شفا در باب خدایان متعدد یونان باستان و داستان هایی که درباره آنها و اعمالشان رواج داشته است. خدایان یونان باستان، تاثیر شگرفی بر ادبیات یونان داشته اند و این آثار را می شود در بعدی وسیع تر نیز درک کرد. کتاب در شانزده بخش منتشر شده است و از زئوس آغاز می شود و با گفتاری در مورد هرکول به پایان می رسد. زئوس خدای خدایان یونان می باشد. رومی ها بعدها او را ژوپیتر نامیدند. در افسانه ها، شهوترانی و هوسهای زئوس هیچ حد و مرز و منطقی ندارد و او شیفته عشق بازی با زیبارویان و خوبرویان زمینی می باشد. دیگر خدایگان یونانی از جنبه قدرت در مرتبه ای پایین تر از زئوس قرار دارند و در واقع سر به فرمان زئوس دارند.

 

afsane

 

به راستی هوس بازی زئوس هیچ حد و مرزی نداشت. اگرچه زنان هم در برابر او مقاومتی نمی کردند لیک بودند کسانی که در برابر ابراز علاقه های زئوس ایستادگی می کردند و او را نمی پذیرفتند. تتیس، زنی بود که در برابر او سالها ایستادگی کرد و او را نپذیرفت و زئوس به حقه های فراوانی دست می یازید ولی این ترفندها کارگر نمی افتاد و در پایان زئوس با زور او را تصاحب می کند و این منطق از دید خدای خدایان یونانی روا و درست می باشد.
جدا از زئوس، خدایان افسانه ای دیگری نیز در این کتاب به آنها پرداخته شده است. هرا، آپولون، مریخ، زهره، آتنا، آرتمیس، هرمس، هفائیستوس، پوزئیدن، هستیا، دمتر، موزها، پرومته و هرکول از دیگر خدایان افسانه ای یونان باستان می باشند که در کتاب بر رفتار و کردار آنها و تاثیرشان ، پرتو افکنده شده است.

بخشی درباره هرمس:
هرمس از خدایان بسیار قدیمی یونان بود و در اصل خدای شبانان ناحیه ی ارکادی یونان بشمار میرفت. وی را خدای نگهبانان خانه ها نیز می شمردند، بدین جهت در بالای در غالب خانه های یونانیان اولیه مجسمه یا تصویر کوچکی از او نصب شده بود. اندک اندک وی به صورت خدای نگاهبان و محافظ مسافرین درآمد و در یونان کلاسیک نیز به همین عنوان شناخته شد. تصویر وی به صورت طلسم یا حرز جواز، در سر چهار راهها و محل تقاطع جاده ها نصب شده بود تا مسافرین را از بیراهه و خطرات سفر حفظ کند. قطعا به همین جهت بود که بعدها یک ماموریت دیگر را نیز بدو دادند که عبارت بود از هدایت ارواح مردگان به قلمرو زیرزمین.

چون در ازمنه کهن سفر فقط به منظور تجارت صورت می گرفت، هرمس خدای تجارت و منافع مشروع نیز محسوب شد، و چون بازرگانان برای معرفی و فروش کالاهای خود مجبورند داد سخن بدهند و محاسن و مزایای آن را توصیف کنند، لذا هرمس خدای فصاحت و بلاغت نیز بشمار آمد. بدین ترتیب وی مانند غالب خدایان چندین سمت داشت که مهمترین آنها عبارت بودند از : خدای سفر، خدای تجارت، خدای نطق و بلاغت، خدای هادی ارواح مردگان، خدای شبانان؛ علاوه بر اینها خدای خدایان وی را به قاصدی مخصوص خود نیز برگزید. بدین جهت است که ایلیاد هومر، در شرح جنگهای تروا، همیشه اوست که پیامهای خدای خدایان را به خدایان و مردمان ابلاغ می کند و جواب می گیرد.

هرمس در کوه سیلن، در ناحیه ی ارکادی یونان در مغازه ای متولد شد.پدرش زئوس خدای خدایان و مادرش مایا ، معشوقه این خدا بود که فرزندش را در غاری تاریک زائید تا گرفتار خشم هرا، زن خدای خدایان نشود. هرمس هنوز بچه بود که از گهواره ی خود بیرون جست و گاوهای گله معروف آپولون را دزدید. این گاوها را که تعدادشان به پنجاه می رسید، با استفاده از تاریکی شب به سواحل آلفه برد و برای اینکه آپولون رد پای آنها را گم کند آنها را عقب عقب برد و خود نیز کفشهائی بسیار بزرگ از چوب مورد و تمر برپا کرد تا آپولون نفهمند رباینده گاوها کیست.

کتاب من گوساله ام که در سال هزار و سیصد و نود چاپ شده می باشد.این اثر توسط بزرگمهر حسین پور نوشته شده است.که انتشارات آن نود می باشد.با جلد شومیز منتشر شده است. نمونه جمع آوری شده از یک سری کمیک استریپ که وقت و دورانی توی نشریات چهلچراغ به چاپ رسیده است. یک گوساله بسیار کوچکی که سوال های فلسفی اجتماعی بسیارش را از پدربزرگ با اندیشه و متفکرش می پرسد که در اصل جواب های بسیار جالب و قانع کننده ای به او می دهد .و یک اجتماع خرها هم وجود دارند و هستند که پایین تر از گاوها می باشند و برخی اوقات داخل صحبت می شوند .این اثر بسیار قشنگ می باشد و این اندازه مسائل زیبایی به اندیشه اش آمده است و با طنز زیباتری گفته و بیان شده است.درباره ی رشته تحصیلی آقای حسین پور باید بگویم که نقاشی بوده است. بخش های زیبایی از اثر این است که گاوی که بفهمد و متوجه شود دیگر گاو نیست .دردسرها در تمام وقت از همین جا آغاز می شود .خنده ام گرفته که می بینم در بین اجتماع خران آمدی و به گوساله بودن خود افتخار می نمایی.خرها به مزرعه دارها سواری می دهند پس زنده خواهند ماند . یادت باشد که راز زنده ماندن در مزرعه این می باشد.

برگرفته از بست بوکز

کارا کتاب را در تلگرام دنبال کنید