مولفه های یکسان در مورد آثار چخوف کم نیست، چرا که اغلب آثار او به شکل عجیبی واقعی هستند و در بستری از روزمرگی های آشنا و پرسوناژهایی بسیار عادی بیان می شوند. چیزی که اجرا، نقد و حتی تعریف کردن آنها را به کاری دشوار بدل میکند. این تنها از عهده نویسنده قهاری چون چخوف بر می آید که در عین سادگی، بسیاری از مفاهیم انسانی و اجتماعی را بیان میکند و حتی گاهی به بیان عقاید سیاسی خود و دفاع از آنها در نمایشنامه هایش نیز دست می زند. ولی با اینحال خط سیر داستان در نمایش های چخوف اغلب خطی افقی و بدون ضربان و تنش است و یکی از دلایلی که به چخوف نویسنده داستانهای بدون اتقاق می گویند نیز همین است.

معرفی کتاب دایی وانیا

 

داستان دایی وانیا در یک ملک روستایی و مزرعه مانند اتفاق می افتد که مالک آن شخصی به نام پروفسور سربریاکوف است. پروفسور که پس از به ارث بردن زمین از همسر درگذشته اش با زنی جوان ازدواج کرده است، به مدد این مال باد آورده زندگی بدون دغدغه ای را میگذراند. سایرکسانی که در کنار آنها زندگی میکنند دختر پروفسور از همسر اولش،سونیا و نیز برادر همسر اول او یعنی وانیا هستند. کسانی که بخش بسیاری از مسئولیت اداره امور مزرعه و رسیدگی به کارهای آن را به عهده دارند و نصیبشان از این تلاش مقرری ناچیزی است که از پروفسور دریافت می کنند. همین توضیح کوتاه کافی است تا فضای شکل گیری داستان و هدف نویسنده از نگارش داستان روشن شود. چخوف که شخصیت های اصلیش را از قشر ضعیف داستان انتخاب می کند و خود را در کنار آنها میبیند و به مدد داستان خواننده را به محق بودن آنها قانع میکند. اندیشه های سوسیالیستی او در این داستان نیز به وضوح به چشم می آیند و او قشر سرمایه دار را با خصوصیاتی که او در این داستان برای آن پرداخته است، بدون توانایی، سودجو ، متظاهر و بی اهمیت به زندگی پایینتر از خویش نشان میدهد و برای نمایش این جنبش عمومی و یا حتی جهانی، آن را در ماکت کوچک یک خانواده پنح نفره بیان میکند. این طبقه که سرمایه و دارایی خود را به شکلی کاملا نمادین از شخصی دیگر گرفته است و در واقع در این داستان با به ارث بردن آن از همسر سابقش و استثمار برادر او، این را نشان می دهد که دارایی های قشر کارگر است که در لیست اموال سرمایه داران است و آنها به مدد این چپاول و به قیمت ناآرامی زیردستان است که در آرامش به سر میبرند. روابط سست بین آنها و نیز ارتباطها و تمایلات بعضا پنهانی در این داستان نشان از پایه های سست و در حال ریزش این طبقه محکوم به فناست، که همین ها تنش های میان شخصیت ها را ایجاد میکند. این تنش در جایی به اوج میرسد که پروفسور تصمیم به فروش ملک میگیرد. فروش ملک برای او به معنی فروختن یک زمین است ولی برای دایی وانیا یعنی قطع آخرین شاهرگ حیاتی زندگی او.

آنتوان چخوف در نهایت از یک طرف،با بازگرداندن پروفسوربه شهر و از طرف دیگر با به حال خود گذاشتن‌ دایی وانیا و سونیا، بین این دو قطب متضاد و جمع ناشدنی فاصله می اندازد و موقعیت را به ظاهر آرام‌ نگه می‌دارد. آرامشی که ابستن تغییری بزرگ است . ولی همین ارامش نسبی نیز سرشار از معنی استپ.این طبقه بالاست  که همیشه راهی بری فرار از هر وضعیت ناخوشایند میابد و در واقع حق انتخاب دارند. اما وانیا و سونیا همانند بردگانی اسیر که راه نجاتی ندارند، در همان وضعیت و حتی تا حدی بدتر می‌مانند. بدتر از این جهت که پیش از این درگیریها آنها خود را اشخاصی تعیین کننده در این زندگی می دانستند ولی با این تنش های ایجاد شده به آنها یادآوری شده است که آنها تنها کارگرانی ساده هستند با مسئولیتی ناچیز و تمامی تصمیم ها و حتی زندگی آنها در داستان کسان دیگری است. آنان چون‌ راه نجات را در بیرون نمی یابند ،به درون خود برمی‌گردند و با توسل و تسلی و انگیزه‌های روحی و روانی‌ دردها و رنج‌های برآمده از جبر محتوم زندگی و سرنوشتشان را تسکین می‌دهند. تسکینی از روی ناچاری ...

جرقه های آغازین یک انقلاب

برای بررسی این کتاب نیاز به دانستن پیشنیه یک اتفاق مهم تاریخی ضروری است. یعنی جنبش انقلابی روسیه. انقلابی که بیشتر تحت نفوذ و تحریک حزب بلشویک روسیه، حزبی بیشتر با اندیشه های سوسیال دمکرات انجام شد. اندیشه اصلی طرفداران و سردمداران این انقلاب بازگرداندن حقوق قشر کارگر و سرنگونی نظام سرمایه داری حاکم بود. انقلابی که مانند سایرانقلاب ها از دل قشر محروم و ظلم دیده مارگر(پرولتاریا) آغاز شد و نتیجه آن تغییرات بزرگی در حکومت و نظام روسیه بود. انقلابی که در ادامه به جنگ داخلی و تشکیل ارتش سرخ منجر و سرآغاز جنگ های ادامه داری در اقصی نقاط روسیه شد و مضمون بسیاری از آثار بزرگ ادبی روسیه و نویسندگان مشهور آنشد. نویسندگان بزرگی چون شولوخف، گورکی، چخوف و...

تغییر همواره نیازمند صرف انرژی و منابع است و این چه در فیزیک و سیاست امری است ثابت. تغییر نظام حاکم چندین ساله در روسیه نیز از این قاعده مستثنی نبود. برای این تغییر انسانهای زیادی جان و مال خود را از دست دادند تا ریشه های این انقلاب را آبیاری کنند. دشمنان ابتدای این راه طولانی را بیان می کند. ابتدای تغییری که هنوز آشکارا بیان نمی شود و حتی طرفداری از اندیشه آن تا حد زیادی از جانب هر دو دسته سرمایه دار و کارگر اقدامی شجاعانه تصور می شود به گونه ای که هر کس که نام سوسیالیسم را می آورد در نظر سرمایه داران شورشی و عصیان گر و در نظر سایر قشر کارگر، شخصی متهور و محکوم به نابودی تصور میشود. بدیهی است که مانند هر انقلابی دیگری قشر کارگر و متوسط در صدد تصاحب جایگاهی بالاتر برای خود است و به طبع آن نیز قشر حاکم سعی در حفظ جایگاه خود دارد. شاید بتوان این را اصلی ترین و ساده ترین دلیل تمامی انقلاب های با منشا دلایل اقتصادی دانست.

معرفی کتاب دشمنان

ماکسیم گورکی نویسنده آثارمشهوری  چون رمان های مادر، سه رفیق و نمایشنامه هایی چون دشمنان و داستانهای کوتاهی چون زندانبان است. شاید بتوان ماکسیم گورکی و آثار او به ویژه در زمینه نمایشنامه را مانند چخوف دانست. دیگر نویسنده بزرگ روسیه که علاوه براینکه هم عصر گورکی بود، ارتباط کاری و هنری فراوانی نیز با هم داشتند. دشمنان که شاید بتوان با توجه به زمان نگارش آن که کمی بعد درگذشت چخوف بود را به نوعی ادامه دیدگاه و سبک او دانست. هرچند که در کارهای آینده گورکی سبک و مضمونی متفاوت را در آثارش وارد می کند. با اینحال نوع نگارش این کتاب شما را به یاد نمایشنامه های چخوف می اندازد. دیالوگها و پرده های طولانی و هدفمند که بیشتر در حال دفاع و یا حمله به دیدگاهی هستند و میتوان آن را بیشتر به جلسه ای مناظره دانست. داستان در این سبک تنها به بستری برای بیان روایت اکتفا میکند و در واقع بیشتر کتاب را خواندنی تر میکند و به آن جذابیت می بخشد. با این حال گورکی از هنر خویش بهره میبرد و با نگارش نمایشنامه ای با بیش از ده نفر، کاری بسیار سخت را به خوبی انجام میدهد. نفراتی که هرکدان شخصیتشان را در داستان به نمایش می گذارند و هرکدام در جایی از فاصله میان یک سرمایه دار متعصب تا یک قهرمان انقلابی قرار میگیرند. در این داستان نیز می شود دیدگاه نویسنده را به وضوح یافت و می توان فهمید که او هم خواهان این تغییر است و هم پیروزی آن را محتوم می داند. شخصیت پردازی مناسب و شفاف، داستانی تقریبا پرکشش و جذاب و تاثیر مکتب سوسیالیسم و دیدگاه هر کدام از طرفین این داستان به آن را می توان یکی از بهترین مثالهای نمایشنامه های با مضمون سیاسی دانست. نمایشنامه ای که شاید روسی باشد ولی می توان مانند آن را در تمام فرهنگها و کشورها یافت. هر جا که برای به دست آوردن حقی مردی به پا میخیزد و به همراه آن ملتی بر میخیزند

برای خرید کتاب دشمنان ماکسیم کورگی کلیک کن

مرگ تدریجی یک رویا

آرتور میلر، نمایشنامه نویس مشهور امریکایی که چندی است نام او برای علاقه مندان فرهنگ و ادب بیشتر شنیده شده است، واین به دلیل استفاده بسیار مناسب و به جای اصغر فرهادی در فیلم فروشنده است. فیلمی که برای آن عنوان بهترین فیلم خارجی زبان را در جشنواره اسکار دریافت کرد و همین باعث معروفیت بیش از پیش این نمایشنامه نویس و نمایشنامه او شد. هر چند که این نمایشنامه پیش از این نیز در نظر دوستداران هنر کاملا آشنا بود و گواه آن نیز بردن جایزه های تونی و پولیتزر توس آن و نیز رکورد بیشترین نمایش اجرا شده است. این نمایش نامه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و در سال 1949 نوشه شده است ولی به اذعان خود نویسنده بیش از ده سال در ذهن او بوده است تا به رشته تحریر درآمده است.

پیش از شروع صحبت درباره این کتاب بهتر است توضیح کوتاهی راجع به عنوان کتاب که لازم است بدهیم. عنوان مرگ فروشنده شاید بهترین ترجمه معنایی عنوان آن نباشد. در اولین ترجمه علی اصغر بهرام بیگی آن را به مرگ پیله ور به فارسی برگرداند که به معنای مورد نظر نزدیکتر است ولی به دلیل اینکه شغل پیله وری از میان رفته این واژه نیز از ادبیات امروز فاصله گرفته است. پیله ور به کسی گفته می شد که اجناس مورد نیاز خانه ها را در وسیله نقلیه قرارداده و در میان شهرها و خیابان ها می گردد و می فروشد. در فرهنگ معین این واژه هم معنی دوره گرد و دستفروش آورده شده است. شغلی که به نوعی سرگشتگی و بی مکانی را در ذهن متبادر می کند که در این داستان با توجه به مضمون داستان قرابت آن احساس می شود.

معرفی کتاب مرگ فروشنده

مرگ فروشنده از لحاظ داستان به دوره ای تاریخی اشاره می کند که در آن جامعه کارگری تحت فشار سرمایه داران و نیز تغییرات حاصل از مدرنیته است. آشفتگی های شخصیت اصلی داستان ویلی لومان پیله ور در واقع نمادی از فروپاشی این قشر از جامعه است. او در این فضا احساس ناکارآمدی می کند و به شکل بدون هدف و بی انگیزه و با علم به اینکه این جنگ را خواهد باخت و یا حتی شکست را پذیرفته، کارهای روزمره و تکراری خود را نجام میدهد.او که زمانی شخص موفقی بوده اکنون در دوره کهنسالی به نقطه بی بازگشت زندگی رسیده و همه چیز را از دست رفته می بیند. داستان از سقوط ویلی شروع می شود و او که اکنون پیرمردی بدخلق و همواره خسته است درگیر روزمرگی بی نتیجه شده ولی هنوز شکست را حداقل در جنبه خارجی خود قبول نمی کند.

اما جنگی که در داخل ذهن اوست به مراتب ویرانگر تر است و دقیقا همین جاست که این نمایشنامه اوج میگیرد و از یک نمایشنامه عادی به یکی شاهکار بدل میشود. ویلی در افکار خود غوطه میخورد و این افکار چون موجی او را به گذشته . حال می برند و باز میگردانند. شایئ این اتفاق در دنیای سینما بی نظیر نباشد و بتوان فیلمهای زیادی را با فلش بک ( بازگشت به گذشته) یافت ولی در نمایش و روی صحنه  تنها چیزی که می تواند این را نشان دهد تیزهوشی نویسنده است. میلر برای اینکار فاصله میان گذشته و حال را در هم شکسته و برای هرچه بیشتر نشان دادن این مسیله در تمام منزل دیواری مشاهده نمی شود. به گونه ای که گاه در اتاقی از خانه ویلی، زمان حال در گذر است و در همین زمان اتاقی دیگر در زمان گذشته است. ویلی هم همانگونه که در فکر انسان اینگونه است گاهی در حال است و سپس ناگهان به زمان گذشته پرتاب می شود. دیالوگهای عادی او که د رمان حال اغلب شکواییه مانند است با رفتن به گذشته شاد شده و خلق و خوی او نیز تغییر می کند. این رفتن و بازگشت ها گذشته پنهان ویلی را نمایش می دهد و ما نقطه آغازین سقوط لو را میبنیم. جایی که در واقع ویلی در آن جا مانده و پس از آن فقط زنده است و نه زندگی میکند. ویلی در گذشته در خاطراتش جوانی میکند در حالیکه خود جوان نیست. با بچه هایش بازی می کند و در آن زمان باز به دوران اوج خود بازمیگردد. راههایی را که می توانسته برود و نرفته باز به روی خود یاز میبیند. چیزی را که از دست داده مجددا باز می یابد و این در حالی است که این عمق فاجعه و ناتوانی او را نشان میدهد. فاجعه ای که رخ داده و برای جلوگیری از آن تنها  جز فکر و خیال راهی باقی نمانده و همین تنها راه ویلی برای زندگی است. غرق شدن تدریجی در حال خوش گذشته برای فرار از اکنون

ساختار مدرن، معنای عام و نیز متفاوت بودن روایت آن، چیزی است که مرگ فروشنده را برای همیشه در ذهن شما ماندگار خواهد کرد. شما می توانید با خواندن کتاب دید جدیدی نسبت به فیلم فروشنده پیدا کنید که آن نیز خالی از لطف نیست.

نوشتن با دوربین رو در رو با ابراهیم گلستان عنوان کتابی حاصل مصاحبه پرویز جاهد با ابراهیم گلستان فیلمساز نامی ایرانی می باشد. این کتاب که به همت نشر اختران در چهار دیدار تنظیم شده است در زمینه های فیلم و ادبیات مباحثی صورت می گیرد و بحث ها و گفتارهای بی پروایی درباره شخصیت های معروف معاصر ایران از جمله احمد شاملو بیان می شود.در دیدار نخست مباحثی چون: سنت و مدرنیسم، شکل گیری موج نو، فیلمفارسی، سینمای روشنفکری و مخاطبان ایران بیان می شود. دیدار دوم با دو گفتار با عناوین: ذکریا هاشمی و طوطی ، حزب توده و خیلی ملکی، طرح می شود. دیدار سوم به آثار گلستان از جمله فیلمهای او پرداخته می شود. تپه های مارلیک، خشت و آیینه، اسرار گنج دره جنی از جمله فیلم های گلستان است که درباب آنها بحث می شود. در این دیدار درباره فروغ و دوستی و همکاری او با گلستان در زمینه فیلمسازی گفته هایی بیان می شود. همچنین بحثی در مورد شاملو و ورود ناموفق او به حوزه سینما. دیدار چهارم و آخر کتاب شامل مباحثی چون: صادق چوبک، تنگسیر و امیر نادری ، پهلبد و دستگاه سانسور، هیچکاک و آغاباجی می باشد.

 

نوشتن با دوربین

 

درباره گلستان:
ابراهیم گلستان زاده شیراز در سال 1301، نویسنده، فیلمساز و مترجم و از چهره های برجسته ی جریان روشنفکری ایران در سده ی معاصر خورشیدی می باشد و فیلم ها و نوشتارها و داستان های زیادی از او منتشر شده است. در مناظره ها و جدال های قلمی بین منتقدان ادبی و سینمایی ایران، نام ابراهیم گلستان و نوشته های او همواره مطرح و برجسته بوده است. پدر ابراهیم گلستان مدیر روزنامه ی گلستان در شهر شیراز بود. گلستان برای تحصیل به تهران و دانشگاه تهران رفت. بعدها به فعالیت سیاسی روی می آورد و درس را نیمه کاره رها میکند و پس از مدتی، به کل فعالیت سیاسی را کنار میگذارد.

پرویز جاهد درباره این گفتگو می نویسد:
کتاب حاضر، حاصل گفتگوی طولانی است که در فاصله ی ژوئن 2002 تا دسامبر 2003 طی چهار دیدار با ابراهیم گلستان شده است.
مدتی است که برای پروژه ی دکتری خود روی تحقیقی دانشگاهی درباره ی سینمای ایران کار می کنم تحت عنوان تاریخ تحلیلی ریشه های موج نو در سینمای ایران که به بررسی و تحلیل ریشه ها و خاستگاه های موج نو در فاصله سال های 1338 تا 1348 یعنی از زمان ساخته شدن فیلم داستانی فرخ غفاری با عنوان جنوب شهر تا ساخته شدن فیلم گاو(داریوش مهرجویی) قیصر (مسعود کیمیایی) و آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی) در سال 1348 و به طور مشخص سه کارگردان برجسته و پیشگام سینمای روشنفکری و غیرمتعارف ایران در این سال ها یعنی ابراهیم گلستان، فرخ غفاری و فریدون رهنما می پردازد. فیلم سازانی که به گمان نگارنده زمینه ی شکل گیری و ایجاد جریانی تحت عنوان موج نو را در سینمای ایران فراهم کردند و تاثیر عمیق و انکار ناپذیری بر فیلم سازان نسل پس از خود گذاشتند. نقش ابراهیم گلستان در این میان، بسیار بارزتر و تاثیر گذار تر از بقیه بوده است...

اما آن چه در این گفتگو برای من اهمیت بیش تری داشت و ارتباط تنگاتنگی با موضوع تز دانشگاهی ام پیدا می کرد، دوره ی فعالیت مستند سازی گلستان، تاسیس استودیو گلستان، همکاری با فروغ فرخزاد و تولید فیلم های داستانی و بلند خشت و آینه و اسرار گنج دره جنی و دریافت و درک دیدگاه های گلستان در زمینه های مربوط به واقع گرایی در ادبیات و سینما، استعاره و نماد در آثار او، حکومت و پروژه ی مدرنیسم در ایران، روشنفکران ایرانی و گفتمان غرب ستیزی، سینمای موج نو و سانسور بوده است. به همین منظور بخش مهمی از گفتگو بر روی این مباحث متمرکز شده است و در آن گلستان با کلام نافذ، برنده و تا حدی نیش دار و گزنده ی خود به نقد فضای روشنفکری، ادبی و سینمایی ایران در دهه های سی و چهل پرداخته و با صراحتی کم نظیر، نگاهی ژرف و منحصر به فرد، و دیدی فراخ به داوری درباره ی بسیاری از چهره های شاخص روشنفکری، ادبی و هنری این دوران از هدایت گرفته تا شاملو، از خانلری تا یارشاطر، از آل احمد تا چوبک، از کیمیایی تا کیارستمی، از تقوایی تا شهید ثالث و آربی آوانسیان و فروغ فرخزاد نشسته است

 برای خرید کتاب نوشتن با دوربین اینجا کلیک کن

قیام علیه جبر زمانه و تصورات

داستان ها و یا فیلم هایی که شخصیت اصلی و یا به عبارتی قهرمانان آنها زنان باشند، چندان زیاد و چشمگیر نیستند و در اغلب این نمونه ها نیز زن ها موجوداتی آسیب پذیر نشان داده شده اند که اغلب مورد ظلم و ستم واقع شده اند. معمولا نیز این ظلم از جانب مردان به آنان روا می شود که نتیجه آن ارایه چهره ای خشن و بی عاطفه از مردان است. چیزی که از واقعیت به دور است و یا اگر آن را در قالب داستان ببینیم کمی اغراق شده به نظر می آید. ایجاد توازن نسبی بین دو عامل موجود در داستان یعنی قهرمان و مشکلات او باعث افزایش کشش داستان و نیز باورپذیری آن شده و نیزجلوه ای واقعی به آنها می بخشد. در حالی که به وجود آمدن قهرمان های سفید و دشمنان سیاه در داستان ها به روالی عادی تبدیل شده و این نکته که اغلب انسانها خاکستری هستند به فراموشی سپرده شده که جای خالی آن نیز در اکثر داستان ها احسای می شود.

شاید بتوان بهترین نمونه های رعایت دقیق این مسیله را در آثار بهرام بیضایی یافت. آثاری که اغلب با محوریت زن و مسایل و زندگی او شکل میگیرند ولی با اینحال به او شخصیتی در وهله اول در خور یک انسان و سپس یک زن را می بخشد. آثاری چون سگ کشی و یا لیلا دختر ادریس را می توان مثالهایی خوب برای این اعتدال دانست.

 

معرفی کتاب حقایقی درباره لیلا دختر ادریس

بهرام بیضایی در فیلم نامه حقایقی درباره لیلا دختر ادریس داستان را از زندگی دختری به نام لیلا آغاز میکند. دختری که که سایه پدر را بالای سر ندارد و همین یکی از مشکلات او در زندگی است چرا که هر کس این اجازه را به خود می دهد تا او را از دیدگاه بعضا نامنصفانه خود قضاوت کند. کسانی که نزدیکان او هستند نا عادلانه ترین نسبت ها را به او میدهند و او را به ستوه می آورند. او که به دنبالی تغییر در زندگی اش است، به دنبال کار می گردد و این جستجو او را از محل زندگیش در اطراف شهر به تهران می کشاند و شاید در واقع او را بتوان به سان پرنده ای دید که برای یافتن فرصت پرواز از محیط امن آشیانه پر می کشد. این کار را شاید بتوان جسورانه و یا حتی کمی بی فکری دانست، حال آنکه هیچ پیروزی و پیشرفتی بدون خطر و ریسک به دست نمی آید و لیلا برای رهایی از این بند های به دورش کشیده شده نیاز به پیروزی دارد و راهی برای یافتن این پیروزی را می پوید. جستجویی که به او نشان می دهد پا به دنیایی گذارده که معیارهایی جز صلاحیت و انسانیت را ارج می نهند و همین او را به سوی سرزمین تاریک نا امیدی می کشاند. در داستان های بیضایی اغلب اتفافات و ماجراهایی رخ می دهند که به ظاهرساده هستند ولی در داستان مفهمومی بزرگتر از ظاهرشان دارند و این یکی از هنرمندیهای بهرام بیضایی در نگارش است که در این داستان نیز به کار گرفته شده. شناسنامه لیلا در این داستان گم شده و او را در حالت بی هویتی مفهومی نگاه می دارد و به کل داستان و فیلم معنایی فراتر از سادگی روایت آن می بخشد. شاید لیلای این داستان در جستجوی هویتی است که یا ندارد یا از دست داده. شاید انتخاب عنوان نیز اثبات همین تفکر باشد، این که لیلا فقط از هویت فقط و فقط نام پدر را دارد. این جستجو او را به نقل مکان وا میدارد و به اجبار هزینه به محله ای سطح پایین می رود و اتاقی اجاره میکند که شاید بتوان آن را نیز یکی از شخصیت های داستان به شمار آورد. اتاقی که پیش از او متعلق به دختری بوده که برای گذران زندگی به تن فروشی می پرداخته و میهمانان گاه و بی گاه او را همسایه ها دیده اند ولی چهره دختر که بنام اعظم نامیده می شود را کسانی به روشنی ندیده.اتاق یادگارهایی از اعظم را در خود دارد و گویی اعظم کاملا از آنجا نرفته و هنوز حضور او در عکس های دیوار و آینه سفارش داده شده او حس می شود و این آغاز نزاعی است وحشتناک و ویرانگر.نزاعی با همه دنیا. تمامی همسایه ها او را به چشم اعظم می بینند و اورا درگیر اثبات آن می کنند که شاید هویتی چاپ شده ندارد ولی این ماسکی نیز که برای ساخنه اند نیز نیست. او که از بند های پیشین فرار کرده، گرفتار باتلاقی می شود که هرچه بیشتر در آن دست و پا می زند بیشتر فرو می رود.

این فیلم نامه زیبا و بی نظیر یکی از زیباترین کارهای بهرام بیضایی است که حسرت این را در دل ما میگذارد که چقدر حیف است که این فیلمنامه به فیلم تبدیل نشده است.

لذت خواندن این فیلم نامه را با پایان فوق العاده آن از دست ندهید.

برشی از کتاب:

لیلا : اون احضار شده ؛ اعظم .حالا می فهمم-هرکس یه تقصیری در حقش کرد تا اون اعظم شد.آی اعظم دوستت دارم ؛ چرا دست از سرم بر نمی داری؟ چرا ولم نمی کنی؟ همیشه حرف توهه ...  بذار زندگی کنم؛ خواهش می کنم بذار زندگی کنم..

ستایش هنر در بستری از عشق و توهم

آنتوان پاولویچ چخوف داستان نویس و نمایشنامه نویس شهیر، از معروفترین شخصیت های ادبی روسیه است که در طول زندگی نه چندان طولانی خود 1860-1904 آثار بزرگی را به جامعه ادبی تقدیم کرد. آثار بزرگی چون باغ آلبالو،دایی وانیا، ایوانف و مرغ دریایی و .... . بسیاری پس از شکسپیر اورا بزرگترین نمایش نامه نویس دوران می دانند.

مرغ دریایی در واقع اولین نمایش نامه چخوف است که با اقبال عمومی مواجه شد و نام او را به عنوان نمایش نویسی بزرگ بر سر زبانها انداخت. این نمایشنامه چندین بار در تمامی جهان به روی صحنه رفته است.

معرفی کتاب مرغ دریایی

مرغ دریایی داستانی است که درباره هنر و افرادی که به با آن زندگی میکنند. در واقع شاید بتوان مرغ دریایی را بسط نظریات چخوف درباره هنر دانست. چرا که سراسر ماجرا درباره پذیرش هنر و کیفیت آن است. ولی پایه های داستان بر روی رابطه های عاطفی سست و غیر قابل اتکای شخصیت هاست. رابطه مادر و پسری که به دلیل بازیگر بودن مادر و نگاه تحقیرآمیز او به سبک نگارش مدرن نمایشنامه های فرزندش دچار اختلال شده و چیزی جز سایه ای از آن باقی نمانده. رابطه عاشقانه ای یکطرفه که یک سوی آن نمایش نامه نویسی است تازه کار و ترسو و کم اعتماد به نفس چرا که موفقیت چندانی به دست نمی آورد و سوی دیگرآن بازیگری است پرشور و هیجان که بیشتر به عاشق هنر است تا شخص و یا بهتر بگویم در وهم عشق هنر است و چون برگی در باد به هرسویی که ان را جذاب تر می بیند کشیده می شود. در این میان نویسنده ای مغرور و بی توجه که با اقبال عمومی مواجه شده نیز وارد داستان می شود و یک چند قطبی عاطفی حول محور هنر شکل میگیرد. درگیری که بیشتر از آنکه رنگ و بوی عشق داشته باشد، در واقع صرف دفاع از نظریات آنها درباره هنر است. حتی شاید بتوان نظرات خود چخوف را در نظربات نویسنده جوان یافت که بسیاری به او شباهت دارد. سایر شخصیت های این نمایشنامه بار عاطفی این ماجرا را به دوش می کشند و خانواده ای ساده و نا مستحکم را پدید می آورند. خانواده ای که همه آنها را هنر به هم پیوند می زند و همین هنر به واسطه بزرگی دنیای خود و نظرات حاکم بر آن باعث جداییشان می شود.

قهرمانان زاده نمی شوند، ساخته میشوند. بزرگترین قهرمانان در بزرگترین مشکلات ساخته می شوند.


عیار تنها فیلم نامه ای از بهرام بیضایی یکی از برجسته ترین کارگردانان و نمایشنامه نویسان معاصر ایران است. بهرام بیضایی که تحقیقات و پژوهش های فراوانی در زمینه اسطوره شناسی باستان انجام داده و هنوز نیز در این عرصه کم شناس در حال کار و فعالیت است. تاثیرپذیری او از این مسیله در بسیاری از آثار او دیده می شود که باعث ایجاد عمقی دلچسب در داستان های او می شود و داستان های او را شناسنامه دار می کند. او قهرمانان و شخصیت های خفته را بیدار می کند و در چشمان مخاطب جان میدهد و آنان را نه آن چنان که خوانده ایم بلکه به گونه ای متفاوت و مدرن که برایمان آشنا باشند دوباره به ذهن ما میبخشد. آرش کمانگیر، مرگ یزدگرد و عیار تنها بخشی از این آثار هستند.

و اما عیار تنها. لازم است ابتدا عیار را معنایی شایسته کنیم. عیار به معنی چالاک و سلحشور و دلاور است هر چند که حال بار معنایی این کلمه تا حدودی تاریک گشته و مترادف با معناهایی چون راهزن و یا سارق نیز به کار میرود. عیاران دسته ای از مردم بودند که با روشی خاص خود و بدون رعایت قوانین مرسوم جامعه دست به کارهای خوب و به صلاح جامعه می زدند. از این جمله می توان به دزدیدن اموال ستمگران و بازگرداندن آن به مردم و یا مجازات آنها اشاره کرد. معادل آنها در زبان ها و ادبیات دیگر نیز بسیبار مشاهده می شود. مثال هایی چون رابین هود و یا زورو و ... . عیاران قهرمانان و جوانمردان دوران خود به شمار می رفتند. این مقدمه لازمه دانستن و درک این داستان وقهرمانش می باشد.

معرفی کتاب عیار تنها

عیار تنها درباره زندگی همه ماست. مایی که چون قایق نشینانی در این دریای ناآرام هستیم. همه دریاداران بی باک دریای ارامیم ولی آنجا که دریا خشمگین باشد ذات واقعی ما رخ می نماید و آنجه می شویم که هستیم نه آنچه نشان میدهیم و میخواهیم باور کنند. عیار این داستان از اوج به خاک می آید و به خاک آلوده میشود مانند همه انسانهایی که سختی های روزگار وادار به کجرویشان میکند. ولی چه عاملی او را به اینجا می کشد؟ دنیا ؟ ثروت؟ جاه و جلال؟ پاسخ به همه این موارد منفی است. او به بیماری دچار می شود که آغاز بسیاری از راه های خطاست و آن نا امیدی و ترس است. عیار خود و امیدش را در حمله وحشیانه مغول از دست میدهد و به همراه آن تمامی آنچه که برایش می جنگد نیز را ویران و از دست رفته میبیند. او به آنجایی می رسد هیچ چیزی جز تاریکی نمی بیند و دل به تاریکی میسپرد. ولی آیا ارزشها و معنویات او را در این حمله ویرانگر یاری می رسانند؟ سرانجام او چه خواهد شد؟

لذت خواندن این فیلمنامه زیبا را با پایان فوق العاده آن از دست ندهید.

برشی از کتاب:

نحوی: هی هی سخنان زندقه می گویی. نبینم که یاوه های اهل جدل می بافی که فلسفی و سفسطی اند و سخن در رد اولیا می گویند. کاش مغول برسد و این اهل شبهه از زمین بردارند!

عروضی: پنداشتی تیغ مغول گردن مومن نمی بُرد؟ ـ آتش که درگیرد همه را می سوزد!

نحوی: سوخته به که پلید! تا شمایید که اوصاف ملامتیان می خوانید من خطِ رضا به آمدن مغول دادم!

لغوی: عجیب نیست؛ همیشه همچنین بوده اید و بود

برای خرید کتاب عیارتنها اینجا کلیک کن

""ارکستر زنان آشویتس" نام نمایشنامه ای به قلم آرتور میلر،نمایش نامه نویس معروف آمریکایی است که همگان او را به نام نمایشنامه بسیار معروف مرگ فروشنده میشناسند. آرتور میلر برای نگارش مرگ فرشنده برنده جایزه معتبر پولیتزر شده است. نام اصلی این کتاب "نواختن برای زندگی" است که درسال 1980 از آن فیلم بسیار موفقی ساخته شده است.

این نمایشنامه در اردوگاه خوفناک آشویتس درباره یک خواننده دورگه لهستانی یهود به نام فانیا فنه لون است . ایده اصلی این داستان از خاطرات واقعی همین خواننده است. در مورد فضای داستان که نیاز چندانی به توضیح نیست. آشویتس نام اردوگاه رژیم نازی در زمان جنگ جهانی دوم است که در لهستان واقع شده است. آلمانی ها برای پاکسازی نژادی که یکی از سرلوحه های اصلی برنامه هیتلر بود، از تمام مناطق اروپا، یهودی ها را به این اردوگاه کار می فرستادند و در صورت بیماری و یا کهولت سن و یا از کارافتادگی آنها را به کوره های ادم سوزی فرستاده و به شکلی وحشیانه اعدام میکردند.

این مقدمه کوتاه لازمه تصور فضای دلهره آور این داستان است. در این شرایط فانیا پس از انتقال به دلیل شهرت زیاد در خوانندگی به عضویت ارکستر زنان در آشویتس در می اید. ارکستری که فلسفه موسیقی را به سخره میگیرد. موسیقی نواخته و خوانده می شود ولی نه برای زیبایی ذاتی آن بلکه برای لذت سلاخان و جلادانی که کار روزانه آنها را با واژه جنایت نیز نمی توان به درستی و کمال بیان کرد. دنیای فانیا که سراسر با موسیقی آمیخته شده در این فضا به چالشی کشیده می شود و او را در ناباوری میزان پستی انسانیت فرو میبرد.

ارکستر می نوازد، سازها مرتب تکان می خورند و خواننده به آنها دم میگیرد ولی صدای آنها در موسیقی هولناک ترس گم میشود. ارکستری که برای مرگ نواخته می شود، چیزی به جر مرگ به ارمغان نمی آورد. فاصله آنها تا مرگ به اندازه یک نت موسیقی است و هیچگاه نمی توانند از این ترس رهایی یابند.

معرفی کتاب ارکستر زنان آشویتس

آرتور میلر این داستان را با توانایی خاص خود در فضا سازی و شخصیت سازی روایت کرده است و می توات در همه دیالوگ ها و حالات رفتاری فانیا و سایر نوازندگان تمامی احساسات را درک کرد. خشونت بی حد و حصر در کنار این گروه موسیقی خود را تشدید می کند و بیشتر و بزرگتر جلوه می کند. تمامی شخصیت های نازی که مسئول این ارکستر هستند چهره و نمایی کاملا خشک و بی روح دارند و لذت بردن آنها از موسیقی کاملا بی معنی و مسخره جلوه میکند. در سویی دیگر تمامی این ارکستر برای زندگی می نوازند چون می دانند این آخرین امیدشان برای زندگی است.

درباره نسل کشی نازی ها در طول جنگ جهانی دوم، داستان ها و فیلم های بسیاری ساخته شده است. در میان این آثار ارکستر زنان آشویتس جایگاهی ویژه و ممتاز دارد.

متاسفانه راجع به حمید شعاعی این نویسنده بزرگ مطلب کافی در اینترنت پیدا نشد و افسوس که نویسنده و پژوهشگری به این بزرگی که آثاری چون رمان از گل پراکنده کتاب سخنان بزرگان -مجموعه مقالات تحت عنوان سایه ها و راجع به زندگی شوپن و رودن-کتاب علل پیدایش مشروطیت و کتاب امثال شعر فارسی و کاملترین فرهنگ نمکایشنامه و فیلم نامه را نوشته این چنین گمنام باشد که به زودی در مطلبی در همین سایت به حمید شعاعی بزرگ می پردازیم.و حال  در این مطلب به معرفی کتاب نمایشنامه و فیلم در ایران خواهیم پرداخت چاپخانه شرکت هرمینکو در سال 1355 که حاوی معرفی در حدود هزار و پانصد فیلم نامه نمایشنامه و کتابهای نمایشی است به انضمام شرح اجرای نمایشنامه های چاپ شده نقد نمایش ها و نمایشنامه ها در مطبوعات.عکس صحنه هایی از اجرای نمایشنامه ها و عکس هایی از دست اندرکاران .عکسهایی از پشت جلد کتاب های نمایشی و ........که شما عزیزان می توانید برای خرید کتاب نمایشنامه و فیلم نامه در ایران اینجا کلیک نمایید

 

برای اول بار در ایران فرهنگ سینمایی ایران تالیف حمید شعاعی انتشار یافت این فرهنگ که در واقع جلد دوم کتاب نمایشنامه و فیلم نامه ها در ایران است بصورت همه جانبه سینمای ایران را مورد بحث قرار میدهد و همانند این کتاب همه کتاب و اثار نمایشی را پوشش میدهد راجع به بیوگرافی هنرمندان شرح فیلم فهرست فیلم های ایرانی شرح فیلم های کوتاه و مستند .استودیوها.و جشنواره ها می پردازد این دو فرهنگ نتیجه بیش از سه دهه تلاش مولف است که بقول خودش برای هرکدام 15 سال وقت گزاشته

کتاب معرفی شذه بر حسب الفبایی است و برای دانشجویان و علاقه مندان رشته نمایش بسیار بسیار کارامد و ارزشمند خواهد بود مخوصا اگر بدنبال نمایشنامه ای مکی گردید که نایاب است یا حتی بصورت کتاب چاپ نشده و مشخص میشود در فلان مجله در شماره خاص به چاپ رسیده وبرای شما مسیر تهیه این اثر را اسانتر می نماید

کتاب قربانیان وظیفه که توسط اوزن یونسکو نوشته شده است.که انتشارات آن ترانه می باشد.و با ترجمه علی باش انجام گرفته است. در اول نمایش نامه زن و شوهری در حال مطالعه کردن روزنامه و صحبت کردن می باشند که پلیسی در خانه را می زند و از مرد درباره ی فرد دیگری سوال می پرسد و او را به اجبار راضی می کند در خاطرات و احساسات گذشته ی خویش فرو رود تا آن مرد را به خاطر آورد و به سراغ حقیقت گردد. در این دو سال مترجم ها ارتباطات بسیار خوبی با یونسکو داشته اند و بسیاری دنبال کتابهایش رفتنه اند. البته در گذشته هم ترجمه این نمایش نامه داخل بازار بوده است. به هر حال در سال هزار و سیصد و نود و سه و نود و چهار نشر ترانه با ترجمه های آقای باش چندین عدد از نمایش های این آقا را راهی بازار نمودند که خواهان آن هستم که معرفیشان کنم . در حقیقت من این سبک نگاشته را دوست نمی دارم چون بسیار سمبلیک می سباشد و درک آن برای من خیلی سخت و دشوار است.

برگرفته از بست بوکز

صفحه1 از3

کارا کتاب را در تلگرام دنبال کنید