فهرست مطالب

مرثیه ای برای جدال نیکی و بدی

اسطوره و قهرمان جزء جدایی ناپدیر ادبیات هر قوم و ملت است. تا جایی که میتوان قهرمان ها و حتی ضد قهرمانهای هر زبان و قوم را نمادی از آرزوها و بیم های مردم آن دانست. عنصری که علاوه بر جذابیت و غنای داستانها، مفاهیم عمیق انسانی و اخلاقی را به بهترین شکل نمایان می کنند. داستانهایی که سینه به سینه گشته و در هر بار نقل بنا به موقعیت زمانی و مکانی تغییراتی یافته تا به دست ما رسیده است. ادبیات فاخر ما نیز بهره بسیاری از این قهرمانها برده است و در جای جای کتابهای بزرگی چون شاهنامه امثال آنها یافت میشود. انسانهایی که در میان صفحات جان میگیرند و همراهشان صفتی و یا خویی زنده میشود و هرکدام با از میان رفتنشان درسی را که باید بیاموزند جاودان میکنند. جنبه اساطیری داستان های شاهنامه را میتوان در سیمرغ، اسفندیار و یا حتی داستان رستم جستجو کرد. ولی همه این اسطوره ها کمابیش تا مرز واقعبت به زندگی ما نزدیک میشوند. یکی از کسانی که در این میان اسطوره ای است باورپذیرتر از همگان سیاوش است. داستانی که جان مایه بسیاری از داستانهای فارسی بوده است. داستان سووشون سیمین دانشور بیان مستقیمی از روایت سیاوش است و این بار قلم بهرام بیضایی این تراژدی تلخ را باز مینویسد.

معرفی کتاب سیاوش خوانی

شاهکاری در بستر یک انتقام

صحبت از هملت، به راستی کاری دشوار  است. چرا که هر خواننده ای به احتمال قوی ترجمه ای از آن را خوانده است و یا اقتباسی از آن را در بی شمار آثار سینمایی دیده است. چیزی که باعث می شود این اثر بیش از سایر آثار برای همه اشنا باشد و همین امر دقت نظری میطلبد که مطلبی که درباره آن نوشته میشود به طیف وسیع مردمی خواهد رسید که اغلب با این اثر آشنایی زیادی دارند.

هملت که اکثر منتقدین و نویسندگان آن را شاهکار نویسنده مشهور انگلیسی، ویلیام شکسپیر می دانند، نمایشنامه ای است با دو وجهه. یک، وجهه ای که شخصیت های درون آن می آفرینند و در واقع بعد روایی و داستانی آن است و روایت ساده و روانی است از یک انتقام و عشق. دیگر جنبه آن دنیای نهانی است که در پس این نمای ظاهری، در تاریک و روشن کلمات پیدا و پنهان می شود. بهتر است برای شناخت این بعد ابتدا رویه آن را بشکافیم.

 

معرفی کتاب هملت

در جستجوی خوشبختی

خوشبختی که در اغلب اوقات آرامش نیز به آن اطلاق میشود مفهومی است کاملا نامشخص و شاید حتی انتزاعی که اغلب تعاریف متعددی برای آن بیان می شود. به عقیده برخی از فلاسفه آرامش مفهومی است کاملا فردی که برای هر شخص و با توجه به اندیشه ها و خواسته هایش متفاوت با هر کس دیگری است. چیزی که در نمایشنامه سوءتفاهم نیز به عنوان هدف برای همه مطرح می شود همین آرامش است.آرامشی که شاید بسیار دور از دسترس و یا حتی بسیار نزدیک باشد. این چیزی است که هر برای شخص که در این نمایشنامه جان میگیرد متفاوت است.

در سوء تفاهم ما با یک تراژدی روبرو هستیم. یک تراژدی که با یک بازی ساده شروع می شود. پسر خانواده ای که سالها پیش خانواده خود را به امید یک زندگی بهتر ترک کرده است، پس از سالها به خانه بازگشته و پیش از آنکه خود را به آنها معرفی کند می خواهد شبی را به عنوان میهمان نزد مادر و خواهرش سر کند. این داستان تا اینجا بسیار ساده و روان است که احتمال پایانی خوش برای آن نیز بسیار محتمل است. حال آنکه کامو پایانی بسیار دور از ذهن را برای آن تصویر میکند.

 

معرفی کتاب سوءتفاهم

روایتی مدرن از افسانه ای کهن

نویسندگان و یا حتی فیلمسازان بسیاری نیستند که حاصل فکر و هنرشان دارای امضا و مشخصه ای خاص، چشم گیر و کاملا منحصر بفرد باشند. به این معنی که خواندن و یا دیدن آثار آنها بدون دانستن هنرمند جای شکی برای شما باقی نگذارد که که این اثر را چه کسی آفریده است. شاید این را بتوان به سبک و تکنیک یک هنرمند در اجرای تفکرات و ایده هایش در قالب آثار هنری اش نسبت داد. چیزی که شاید اگر یکی از موارد لازم برای شهرت و ماندگاری نباشد، مطمینا نیز بدون آن هنرمند از مرحله ای خاص بالاتر نخواهد رفت. در میان خیل عظیمی که در عرصه هنر فعالیت دارند، کسانی چون بیضایی در نویسندگی و فیلمسازی ایران چون مرواریدی میدرخشند. بیضایی هم به واسطه سبک خاص و تیاترگونه اش در فیلمسازی و نیز به دلیل نگارش فیلمنامه های بی نظیرش، در میان اهل هنر جایگاهی ویژه دارد. امضای هنری او را میتوان در اغلب آثارش چه فیلم و چه فیلمنامه به راحتی یافت. پرداختن به داستانهای اساطیری و نزدیک کردن آنها به دنیای امروز را شاید بتوان بارزترین خصوصیت آثار او دانست. راهی که او در آرش نیز رفته است.

معرفی کتاب ارش

کتاب حاضر همانظور که نامش پیداست پیرامون ادبیات نمایشی در رم است که توسط فرهاد ناظر زاده کرمانی در سال هزار و نهصد و شصت و نه  در انتشارات برگ  سیصد و سی برگ به چاپ رسید این کتاب بهمراه نمایشنامه ای از سه نکا به نام تی ای تیز در این کتاب جمع اوری و ترجمه شده که مترجم این نمایشنامه نیز خود مولف است و از سری کتاب های ناظرزاده کرمانی می باشد  .

نام روم را نباید با رم یکی دانست روم نام کشوری بود با آنچنان وسعتی که از مرگ امپراتور تئودوسیوس کبیر به دو کشور پهناور تقسیم شد روم شرقی و روم غربی که اکنون کشور ایتالیا بر بخش کوچکی از آن جمهوری و امپراتوری جای گرفته و پایتخت باستانمی شهر رم است که انهم از عجایب دنیای باستان بشمار میرود و روزگاری همه راه ها به ان شهذ ختم میشد.

بنابراین انچه مربوط به ان کشور باستانی است رومی و انچه مربوط به پایتخت ان است رم خوانده میشود.کشور روک یکی از ابرقدرتهای شگفت انگیز دنیای باستان بود

 

 معرفی کتاب ادبیات نمایشی در رم

 

بسیاری از دوستان کتاب فاسق را نوشته آنتوان چخوف می دانند که این اشتباه نیست بله این نویسنده برجسته روس داستانی و کتابی تحت همین عنوان دارد.اما در دنیای نمایش کتابی بسیار ارزنده وجود دارد با همین عنوان از  هارولد پینتر که یک نمایشنامه است و متاسفانه در ایران بسیار نایاب بوده بطوری که تنها در هفتصد نسخه در سال هزار و سیصد و پنجاه و سه ذر چاپخانه دانشگاه مشهد به ترجمه دکتر منوچهر بیات مختاری به چاپ رسید.قطع کتاب وزیری و جلد کتاب شومیز است و پیش از این سال تنها در مجله نگین به چاپ رسیده بود که گویی خلاصه بوده

موضوع نمایشنامه بسیار ساده است.قهرمانان اصلی آنرا زن و شوهری تشکیل میدهد که چند سال از ازدواج آنان مگذرد. و با روشی نادرست و یا درست برای خود تنوع ایجاد می کنند این دو برای فرار از تکرار در نقش دیگران می روند و برای لحظه ای خوب یا بدی خود را فراموش و دچار خوبی یاب بدی دیگران میشوند.مرد با زن خود خداحافظی کرده و لحظه ای دیگر در نقش شخصیت دیگر به خانه برمیگردد.و به گونه ای این راه بیهوده ای برای جنگیدن با تکرار است.چون هر دو در حین بازی بر این باورهستن که این یک بازی است و راهی نیست که به زندگیشان برق و جلا دهد و هردونفر این حقیقت را در پایان می پذیرند راهی جز قبول این حقیقت وجودندارد و زنئگی را آنطور که هست با تضادهایش و یا با تکراری بودنش باید پذیرفت

کتاب فاسق

مولفه های یکسان در مورد آثار چخوف کم نیست، چرا که اغلب آثار او به شکل عجیبی واقعی هستند و در بستری از روزمرگی های آشنا و پرسوناژهایی بسیار عادی بیان می شوند. چیزی که اجرا، نقد و حتی تعریف کردن آنها را به کاری دشوار بدل میکند. این تنها از عهده نویسنده قهاری چون چخوف بر می آید که در عین سادگی، بسیاری از مفاهیم انسانی و اجتماعی را بیان میکند و حتی گاهی به بیان عقاید سیاسی خود و دفاع از آنها در نمایشنامه هایش نیز دست می زند. ولی با اینحال خط سیر داستان در نمایش های چخوف اغلب خطی افقی و بدون ضربان و تنش است و یکی از دلایلی که به چخوف نویسنده داستانهای بدون اتقاق می گویند نیز همین است.

معرفی کتاب دایی وانیا

 

داستان دایی وانیا در یک ملک روستایی و مزرعه مانند اتفاق می افتد که مالک آن شخصی به نام پروفسور سربریاکوف است. پروفسور که پس از به ارث بردن زمین از همسر درگذشته اش با زنی جوان ازدواج کرده است، به مدد این مال باد آورده زندگی بدون دغدغه ای را میگذراند. سایرکسانی که در کنار آنها زندگی میکنند دختر پروفسور از همسر اولش،سونیا و نیز برادر همسر اول او یعنی وانیا هستند. کسانی که بخش بسیاری از مسئولیت اداره امور مزرعه و رسیدگی به کارهای آن را به عهده دارند و نصیبشان از این تلاش مقرری ناچیزی است که از پروفسور دریافت می کنند. همین توضیح کوتاه کافی است تا فضای شکل گیری داستان و هدف نویسنده از نگارش داستان روشن شود. چخوف که شخصیت های اصلیش را از قشر ضعیف داستان انتخاب می کند و خود را در کنار آنها میبیند و به مدد داستان خواننده را به محق بودن آنها قانع میکند. اندیشه های سوسیالیستی او در این داستان نیز به وضوح به چشم می آیند و او قشر سرمایه دار را با خصوصیاتی که او در این داستان برای آن پرداخته است، بدون توانایی، سودجو ، متظاهر و بی اهمیت به زندگی پایینتر از خویش نشان میدهد و برای نمایش این جنبش عمومی و یا حتی جهانی، آن را در ماکت کوچک یک خانواده پنح نفره بیان میکند. این طبقه که سرمایه و دارایی خود را به شکلی کاملا نمادین از شخصی دیگر گرفته است و در واقع در این داستان با به ارث بردن آن از همسر سابقش و استثمار برادر او، این را نشان می دهد که دارایی های قشر کارگر است که در لیست اموال سرمایه داران است و آنها به مدد این چپاول و به قیمت ناآرامی زیردستان است که در آرامش به سر میبرند. روابط سست بین آنها و نیز ارتباطها و تمایلات بعضا پنهانی در این داستان نشان از پایه های سست و در حال ریزش این طبقه محکوم به فناست، که همین ها تنش های میان شخصیت ها را ایجاد میکند. این تنش در جایی به اوج میرسد که پروفسور تصمیم به فروش ملک میگیرد. فروش ملک برای او به معنی فروختن یک زمین است ولی برای دایی وانیا یعنی قطع آخرین شاهرگ حیاتی زندگی او.

آنتوان چخوف در نهایت از یک طرف،با بازگرداندن پروفسوربه شهر و از طرف دیگر با به حال خود گذاشتن‌ دایی وانیا و سونیا، بین این دو قطب متضاد و جمع ناشدنی فاصله می اندازد و موقعیت را به ظاهر آرام‌ نگه می‌دارد. آرامشی که ابستن تغییری بزرگ است . ولی همین ارامش نسبی نیز سرشار از معنی استپ.این طبقه بالاست  که همیشه راهی بری فرار از هر وضعیت ناخوشایند میابد و در واقع حق انتخاب دارند. اما وانیا و سونیا همانند بردگانی اسیر که راه نجاتی ندارند، در همان وضعیت و حتی تا حدی بدتر می‌مانند. بدتر از این جهت که پیش از این درگیریها آنها خود را اشخاصی تعیین کننده در این زندگی می دانستند ولی با این تنش های ایجاد شده به آنها یادآوری شده است که آنها تنها کارگرانی ساده هستند با مسئولیتی ناچیز و تمامی تصمیم ها و حتی زندگی آنها در داستان کسان دیگری است. آنان چون‌ راه نجات را در بیرون نمی یابند ،به درون خود برمی‌گردند و با توسل و تسلی و انگیزه‌های روحی و روانی‌ دردها و رنج‌های برآمده از جبر محتوم زندگی و سرنوشتشان را تسکین می‌دهند. تسکینی از روی ناچاری ...

جرقه های آغازین یک انقلاب

برای بررسی این کتاب نیاز به دانستن پیشنیه یک اتفاق مهم تاریخی ضروری است. یعنی جنبش انقلابی روسیه. انقلابی که بیشتر تحت نفوذ و تحریک حزب بلشویک روسیه، حزبی بیشتر با اندیشه های سوسیال دمکرات انجام شد. اندیشه اصلی طرفداران و سردمداران این انقلاب بازگرداندن حقوق قشر کارگر و سرنگونی نظام سرمایه داری حاکم بود. انقلابی که مانند سایرانقلاب ها از دل قشر محروم و ظلم دیده مارگر(پرولتاریا) آغاز شد و نتیجه آن تغییرات بزرگی در حکومت و نظام روسیه بود. انقلابی که در ادامه به جنگ داخلی و تشکیل ارتش سرخ منجر و سرآغاز جنگ های ادامه داری در اقصی نقاط روسیه شد و مضمون بسیاری از آثار بزرگ ادبی روسیه و نویسندگان مشهور آنشد. نویسندگان بزرگی چون شولوخف، گورکی، چخوف و...

تغییر همواره نیازمند صرف انرژی و منابع است و این چه در فیزیک و سیاست امری است ثابت. تغییر نظام حاکم چندین ساله در روسیه نیز از این قاعده مستثنی نبود. برای این تغییر انسانهای زیادی جان و مال خود را از دست دادند تا ریشه های این انقلاب را آبیاری کنند. دشمنان ابتدای این راه طولانی را بیان می کند. ابتدای تغییری که هنوز آشکارا بیان نمی شود و حتی طرفداری از اندیشه آن تا حد زیادی از جانب هر دو دسته سرمایه دار و کارگر اقدامی شجاعانه تصور می شود به گونه ای که هر کس که نام سوسیالیسم را می آورد در نظر سرمایه داران شورشی و عصیان گر و در نظر سایر قشر کارگر، شخصی متهور و محکوم به نابودی تصور میشود. بدیهی است که مانند هر انقلابی دیگری قشر کارگر و متوسط در صدد تصاحب جایگاهی بالاتر برای خود است و به طبع آن نیز قشر حاکم سعی در حفظ جایگاه خود دارد. شاید بتوان این را اصلی ترین و ساده ترین دلیل تمامی انقلاب های با منشا دلایل اقتصادی دانست.

معرفی کتاب دشمنان

ماکسیم گورکی نویسنده آثارمشهوری  چون رمان های مادر، سه رفیق و نمایشنامه هایی چون دشمنان و داستانهای کوتاهی چون زندانبان است. شاید بتوان ماکسیم گورکی و آثار او به ویژه در زمینه نمایشنامه را مانند چخوف دانست. دیگر نویسنده بزرگ روسیه که علاوه براینکه هم عصر گورکی بود، ارتباط کاری و هنری فراوانی نیز با هم داشتند. دشمنان که شاید بتوان با توجه به زمان نگارش آن که کمی بعد درگذشت چخوف بود را به نوعی ادامه دیدگاه و سبک او دانست. هرچند که در کارهای آینده گورکی سبک و مضمونی متفاوت را در آثارش وارد می کند. با اینحال نوع نگارش این کتاب شما را به یاد نمایشنامه های چخوف می اندازد. دیالوگها و پرده های طولانی و هدفمند که بیشتر در حال دفاع و یا حمله به دیدگاهی هستند و میتوان آن را بیشتر به جلسه ای مناظره دانست. داستان در این سبک تنها به بستری برای بیان روایت اکتفا میکند و در واقع بیشتر کتاب را خواندنی تر میکند و به آن جذابیت می بخشد. با این حال گورکی از هنر خویش بهره میبرد و با نگارش نمایشنامه ای با بیش از ده نفر، کاری بسیار سخت را به خوبی انجام میدهد. نفراتی که هرکدان شخصیتشان را در داستان به نمایش می گذارند و هرکدام در جایی از فاصله میان یک سرمایه دار متعصب تا یک قهرمان انقلابی قرار میگیرند. در این داستان نیز می شود دیدگاه نویسنده را به وضوح یافت و می توان فهمید که او هم خواهان این تغییر است و هم پیروزی آن را محتوم می داند. شخصیت پردازی مناسب و شفاف، داستانی تقریبا پرکشش و جذاب و تاثیر مکتب سوسیالیسم و دیدگاه هر کدام از طرفین این داستان به آن را می توان یکی از بهترین مثالهای نمایشنامه های با مضمون سیاسی دانست. نمایشنامه ای که شاید روسی باشد ولی می توان مانند آن را در تمام فرهنگها و کشورها یافت. هر جا که برای به دست آوردن حقی مردی به پا میخیزد و به همراه آن ملتی بر میخیزند

برای خرید کتاب دشمنان ماکسیم کورگی کلیک کن

مرگ تدریجی یک رویا

آرتور میلر، نمایشنامه نویس مشهور امریکایی که چندی است نام او برای علاقه مندان فرهنگ و ادب بیشتر شنیده شده است، واین به دلیل استفاده بسیار مناسب و به جای اصغر فرهادی در فیلم فروشنده است. فیلمی که برای آن عنوان بهترین فیلم خارجی زبان را در جشنواره اسکار دریافت کرد و همین باعث معروفیت بیش از پیش این نمایشنامه نویس و نمایشنامه او شد. هر چند که این نمایشنامه پیش از این نیز در نظر دوستداران هنر کاملا آشنا بود و گواه آن نیز بردن جایزه های تونی و پولیتزر توس آن و نیز رکورد بیشترین نمایش اجرا شده است. این نمایش نامه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و در سال 1949 نوشه شده است ولی به اذعان خود نویسنده بیش از ده سال در ذهن او بوده است تا به رشته تحریر درآمده است.

پیش از شروع صحبت درباره این کتاب بهتر است توضیح کوتاهی راجع به عنوان کتاب که لازم است بدهیم. عنوان مرگ فروشنده شاید بهترین ترجمه معنایی عنوان آن نباشد. در اولین ترجمه علی اصغر بهرام بیگی آن را به مرگ پیله ور به فارسی برگرداند که به معنای مورد نظر نزدیکتر است ولی به دلیل اینکه شغل پیله وری از میان رفته این واژه نیز از ادبیات امروز فاصله گرفته است. پیله ور به کسی گفته می شد که اجناس مورد نیاز خانه ها را در وسیله نقلیه قرارداده و در میان شهرها و خیابان ها می گردد و می فروشد. در فرهنگ معین این واژه هم معنی دوره گرد و دستفروش آورده شده است. شغلی که به نوعی سرگشتگی و بی مکانی را در ذهن متبادر می کند که در این داستان با توجه به مضمون داستان قرابت آن احساس می شود.

معرفی کتاب مرگ فروشنده

مرگ فروشنده از لحاظ داستان به دوره ای تاریخی اشاره می کند که در آن جامعه کارگری تحت فشار سرمایه داران و نیز تغییرات حاصل از مدرنیته است. آشفتگی های شخصیت اصلی داستان ویلی لومان پیله ور در واقع نمادی از فروپاشی این قشر از جامعه است. او در این فضا احساس ناکارآمدی می کند و به شکل بدون هدف و بی انگیزه و با علم به اینکه این جنگ را خواهد باخت و یا حتی شکست را پذیرفته، کارهای روزمره و تکراری خود را نجام میدهد.او که زمانی شخص موفقی بوده اکنون در دوره کهنسالی به نقطه بی بازگشت زندگی رسیده و همه چیز را از دست رفته می بیند. داستان از سقوط ویلی شروع می شود و او که اکنون پیرمردی بدخلق و همواره خسته است درگیر روزمرگی بی نتیجه شده ولی هنوز شکست را حداقل در جنبه خارجی خود قبول نمی کند.

اما جنگی که در داخل ذهن اوست به مراتب ویرانگر تر است و دقیقا همین جاست که این نمایشنامه اوج میگیرد و از یک نمایشنامه عادی به یکی شاهکار بدل میشود. ویلی در افکار خود غوطه میخورد و این افکار چون موجی او را به گذشته . حال می برند و باز میگردانند. شایئ این اتفاق در دنیای سینما بی نظیر نباشد و بتوان فیلمهای زیادی را با فلش بک ( بازگشت به گذشته) یافت ولی در نمایش و روی صحنه  تنها چیزی که می تواند این را نشان دهد تیزهوشی نویسنده است. میلر برای اینکار فاصله میان گذشته و حال را در هم شکسته و برای هرچه بیشتر نشان دادن این مسیله در تمام منزل دیواری مشاهده نمی شود. به گونه ای که گاه در اتاقی از خانه ویلی، زمان حال در گذر است و در همین زمان اتاقی دیگر در زمان گذشته است. ویلی هم همانگونه که در فکر انسان اینگونه است گاهی در حال است و سپس ناگهان به زمان گذشته پرتاب می شود. دیالوگهای عادی او که د رمان حال اغلب شکواییه مانند است با رفتن به گذشته شاد شده و خلق و خوی او نیز تغییر می کند. این رفتن و بازگشت ها گذشته پنهان ویلی را نمایش می دهد و ما نقطه آغازین سقوط لو را میبنیم. جایی که در واقع ویلی در آن جا مانده و پس از آن فقط زنده است و نه زندگی میکند. ویلی در گذشته در خاطراتش جوانی میکند در حالیکه خود جوان نیست. با بچه هایش بازی می کند و در آن زمان باز به دوران اوج خود بازمیگردد. راههایی را که می توانسته برود و نرفته باز به روی خود یاز میبیند. چیزی را که از دست داده مجددا باز می یابد و این در حالی است که این عمق فاجعه و ناتوانی او را نشان میدهد. فاجعه ای که رخ داده و برای جلوگیری از آن تنها  جز فکر و خیال راهی باقی نمانده و همین تنها راه ویلی برای زندگی است. غرق شدن تدریجی در حال خوش گذشته برای فرار از اکنون

ساختار مدرن، معنای عام و نیز متفاوت بودن روایت آن، چیزی است که مرگ فروشنده را برای همیشه در ذهن شما ماندگار خواهد کرد. شما می توانید با خواندن کتاب دید جدیدی نسبت به فیلم فروشنده پیدا کنید که آن نیز خالی از لطف نیست.

نوشتن با دوربین رو در رو با ابراهیم گلستان عنوان کتابی حاصل مصاحبه پرویز جاهد با ابراهیم گلستان فیلمساز نامی ایرانی می باشد. این کتاب که به همت نشر اختران در چهار دیدار تنظیم شده است در زمینه های فیلم و ادبیات مباحثی صورت می گیرد و بحث ها و گفتارهای بی پروایی درباره شخصیت های معروف معاصر ایران از جمله احمد شاملو بیان می شود.در دیدار نخست مباحثی چون: سنت و مدرنیسم، شکل گیری موج نو، فیلمفارسی، سینمای روشنفکری و مخاطبان ایران بیان می شود. دیدار دوم با دو گفتار با عناوین: ذکریا هاشمی و طوطی ، حزب توده و خیلی ملکی، طرح می شود. دیدار سوم به آثار گلستان از جمله فیلمهای او پرداخته می شود. تپه های مارلیک، خشت و آیینه، اسرار گنج دره جنی از جمله فیلم های گلستان است که درباب آنها بحث می شود. در این دیدار درباره فروغ و دوستی و همکاری او با گلستان در زمینه فیلمسازی گفته هایی بیان می شود. همچنین بحثی در مورد شاملو و ورود ناموفق او به حوزه سینما. دیدار چهارم و آخر کتاب شامل مباحثی چون: صادق چوبک، تنگسیر و امیر نادری ، پهلبد و دستگاه سانسور، هیچکاک و آغاباجی می باشد.

 

نوشتن با دوربین

 

درباره گلستان:
ابراهیم گلستان زاده شیراز در سال 1301، نویسنده، فیلمساز و مترجم و از چهره های برجسته ی جریان روشنفکری ایران در سده ی معاصر خورشیدی می باشد و فیلم ها و نوشتارها و داستان های زیادی از او منتشر شده است. در مناظره ها و جدال های قلمی بین منتقدان ادبی و سینمایی ایران، نام ابراهیم گلستان و نوشته های او همواره مطرح و برجسته بوده است. پدر ابراهیم گلستان مدیر روزنامه ی گلستان در شهر شیراز بود. گلستان برای تحصیل به تهران و دانشگاه تهران رفت. بعدها به فعالیت سیاسی روی می آورد و درس را نیمه کاره رها میکند و پس از مدتی، به کل فعالیت سیاسی را کنار میگذارد.

پرویز جاهد درباره این گفتگو می نویسد:
کتاب حاضر، حاصل گفتگوی طولانی است که در فاصله ی ژوئن 2002 تا دسامبر 2003 طی چهار دیدار با ابراهیم گلستان شده است.
مدتی است که برای پروژه ی دکتری خود روی تحقیقی دانشگاهی درباره ی سینمای ایران کار می کنم تحت عنوان تاریخ تحلیلی ریشه های موج نو در سینمای ایران که به بررسی و تحلیل ریشه ها و خاستگاه های موج نو در فاصله سال های 1338 تا 1348 یعنی از زمان ساخته شدن فیلم داستانی فرخ غفاری با عنوان جنوب شهر تا ساخته شدن فیلم گاو(داریوش مهرجویی) قیصر (مسعود کیمیایی) و آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی) در سال 1348 و به طور مشخص سه کارگردان برجسته و پیشگام سینمای روشنفکری و غیرمتعارف ایران در این سال ها یعنی ابراهیم گلستان، فرخ غفاری و فریدون رهنما می پردازد. فیلم سازانی که به گمان نگارنده زمینه ی شکل گیری و ایجاد جریانی تحت عنوان موج نو را در سینمای ایران فراهم کردند و تاثیر عمیق و انکار ناپذیری بر فیلم سازان نسل پس از خود گذاشتند. نقش ابراهیم گلستان در این میان، بسیار بارزتر و تاثیر گذار تر از بقیه بوده است...

اما آن چه در این گفتگو برای من اهمیت بیش تری داشت و ارتباط تنگاتنگی با موضوع تز دانشگاهی ام پیدا می کرد، دوره ی فعالیت مستند سازی گلستان، تاسیس استودیو گلستان، همکاری با فروغ فرخزاد و تولید فیلم های داستانی و بلند خشت و آینه و اسرار گنج دره جنی و دریافت و درک دیدگاه های گلستان در زمینه های مربوط به واقع گرایی در ادبیات و سینما، استعاره و نماد در آثار او، حکومت و پروژه ی مدرنیسم در ایران، روشنفکران ایرانی و گفتمان غرب ستیزی، سینمای موج نو و سانسور بوده است. به همین منظور بخش مهمی از گفتگو بر روی این مباحث متمرکز شده است و در آن گلستان با کلام نافذ، برنده و تا حدی نیش دار و گزنده ی خود به نقد فضای روشنفکری، ادبی و سینمایی ایران در دهه های سی و چهل پرداخته و با صراحتی کم نظیر، نگاهی ژرف و منحصر به فرد، و دیدی فراخ به داوری درباره ی بسیاری از چهره های شاخص روشنفکری، ادبی و هنری این دوران از هدایت گرفته تا شاملو، از خانلری تا یارشاطر، از آل احمد تا چوبک، از کیمیایی تا کیارستمی، از تقوایی تا شهید ثالث و آربی آوانسیان و فروغ فرخزاد نشسته است

 برای خرید کتاب نوشتن با دوربین اینجا کلیک کن

صفحه1 از3

کارا کتاب را در تلگرام دنبال کنید