خرید کتاب

پشتیبانی : 9 صبح لغایت 12 شب ( خط ویژه: 02122251758-- 02188478196---مشاور فنی: 09125343644)

0
0
0

معرفی داستان کوتاه

صفحه معرفی داستان کوتاه شامل معرفی داستان های کوتاه ایران و جهان میشود که مشهورترین داستان کوتاه یا پر فروش ترین داستان کوتاه ایرانی و خارجی است.البته عموما معرفی داستان کوتاه معیار از روی شهرت یا فروش نیست.کتب منتخب داستانی معرفی می گردد و برای خرید کتاب داستان روی لینک آبی کلیک نمایید

 

...........................................................................................................................................................................................................................................................................................

.جی دی سلینجر به رغم محدودیتش در مضمون و نیز در شگرد داستان نویسی،جالب ترین داستان نویس معاصر امریکاست

راز گیرایی هنر او هنوز کشف نشده است.از دهه ی بیست قرن بیستم،یعنی دوران ارنست همینگوی و اسکات فیتز جرالد،هیچ نویسنده ای چون سلینجر علاقه همگان را در امریکا جلب نکرده و چون او بر قله های شهرت دست نیافته است.

.آثاری چون ناتور دشت که پس انتشار آن قهرمان داستان مدتی امریکا را تکان داد.و جهانی شد. همچنان ماندگار

سلینجر تنها نویسنده ی پس از جنگ در آمریکاست که آثارش مورد استقبال همگان قرار گرفته.این استقبال نوعی عقب نشینی ادبی از آثار نویسندگان بزرگی چون هرمان ملویل،هنری جیمز و ویلیام فاکنر است زیرا که آدم های سلینجر بیشتر درونگرایانی هستند که خواننده به آسانی می تواند تصویر خود و معاصران خود را در آینه ی آنها بازشناسد

سلینجر در عین حال به تقابل کودکی و بزرگسالی دست می زند،به تقابل بی گناهی و پلیدی،امید و نومیدی و حقیقت و دغلکاری.مواجهه ی فساد آدم ها و ادراک کودک موضوعی بکر در داستان نویسی امروز است.این کودک که هم ربانی دغلکاری ماست،و هم نجات دهنده،با چشمان نگران خود در اکثر داستان های سلینجر حضور دارد.

نه داستان سلینجر که حکایت تنهایی در آزادی است،یکی از ده کتاب کلاسیک مدرن جهان شمرده شده است.

کتاب دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم،نه داستان کوتاه که داستان اول آن "یک روز خوش برای موزماهی" مقدمه ای بر رمان "تیرهای سقف را بالا بگذارید،نجاران و سیمور" خود نویسنده است

ترجمه احمد گلشیری بر این کتاب در بازار موجود است

Deltangihaye Naghashe 48.

فرانتس کافکا -سه ژوئیه هزاروهشتصدوهشتادوسه- سه ژوئن هزارونهصدوبیست و چهار- به قطع از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم بود
او که در دوران زندگی اش تنها چند داستان کوتاه منتشر کرد،و رمان های بلندش همه جز مسخ ناتمام ماندند،وصیت کرد که تمام آثارش بعد از مرگش نابود شود.اما اکثر آثارش بعد از مرگش منتشر شدند.مشهورترین آثار کافکا داستان کوتاه مسخ و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر هستند.

درباره کتاب پزشک دهکده 

مجموعه "پزشک دهکده" برخلاف بسیاری از داستانها و سه رمان معروف کافکا که پس از مرگ او منتشر شده اند،نخستین بار در سال -هزارونهصدونوزده- و چهار سال پس از "مسخ" توسط خود نویسنده تنظیم و به دست ناشر سپرده شد.از داستانهای مجموعه "پزشک دهکده" تمثیل "جلو قانون" عصاره ی رمان "محاکمه" ،"خواب" تحریر دیگری برای پایان آن و "پیام امپراتوری" هسته ی مرکزی داستان بلند و ناتمام "دیوار چین" بوده است.با اینهمه کافکا این سه را از چهارچوب اصلی شان جدا کرد و به صورت مستقل در "پزشک دهکده" گنجاند.
خواننده این مجموعه بی تردید با داستانهایی مواجه خواهد شد که از هر جهت تفسیر یا تشریح می طلبد.با تمام پیچیدگی های هنری داستانهای کافکا،اگر خواننده نتواند درمواردی پی به مفهوم داستان ببرد،نباید در خود به دنبال نقصی باشد.حتی مفسرین بنام آثار کافکا هم تابحال در اصل کاری نکرده اندجز آنکه هریک سازی ناهمساز زده اند.
کافکا در نامه ای به پدرش می نویسد:"من درقبال تو اعتماد به نفسم را از دست داده بودم و در عوض آن،احساس تقصیری بیکران کسب کرده بودم.روزی راجع به کسی نوشتم:"می ترسد که این ننگ از خود او بیشتر عمر کند."

پزشک دهکده

 

و این جمله آخر رمان "محاکمه" است.انعکاس های متقابلی از این دست در آثار ادبی و نوشته ها و گفته های خصوصی کافکا فراوان است.و تازمانیکه امکان خواندن تمامی انها نباشد،فهم پیام کافکا -اگر اصولا پیامی داشته باشد-محال و تفسیر یا تشریحی عبث است.
در داستان های کوتاه این مجموعه هم داستان های پیچیده و انتزاعی کافکا همچنان خود را به رخ می کشد.و داستان کوتاه پزشک دهکده به خصوص فضای رویاگونه و مالیخوییایی را به تصویر می کشد که دست خوش ساخت فیلم کوتاه و انیمیشن های زیادی شده است.که توصیه به دیدنشان نیز می شود.

فرانتس کافکا -سه ژوئیه هزاروهشتصدوهشتادوسه- سه ژوئن هزارونهصدوبیست و چهار- به قطع از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم بود.
او که در دوران زندگی اش تنها چند داستان کوتاه منتشر کرد،و رمان های بلندش همه جز مسخ ناتمام ماندند،وصیت کرد که تمام آثارش بعد از مرگش نابود شود.اما اکثر آثارش بعد از مرگش منتشر شدند.مشهورترین آثار کافکا داستان کوتاه مسخ و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر هستند.
دوریا دیامانت معشوقهٔ اش با مخفی کردن حدود ۲۰ دفترچه و ۳۵ نامهٔ کافکا، تا حدودی به وصیت کافکا عمل کرد   

درباره کتاب گزارشی برای یک آکادمی

کافکا داستان "گزارشی برای یک آکادمی" را در سال -هزارونهصدوهفده- میلادی یعنی درواقع پنج سال پس از انتشار داستان "مسخ" به رشته ی تحریر درآورد.در میان منتقدین در این موارد اختلاف نظر وجود دارد که آیا در آنجا یک میمون به انسان تبدیل می شود؟و آیا پترقرمزی میمون است یا انسان و یا شاید هیچ یک از آنها؟!
داستان کوتاه گزارشی برای یک آکادمی یکی دیگر از داستانهای تاثیرگذار و مهم نویسنده ی عاصی،کافکای قرن ماست.
میمونی برای اعضای آکادمی گروهی از انسانها سخنرانی می کند.داستان تبدیل شدنش به انسان را نقل می کند.اینکه از هم قطارانش جا می ماند و به دام شکارچیان می افتد.درون قفسی در کشتی زندانی میشود.و تنها راه نجات خود و آزادی را تبدیل به انسان شدن میابد و شروع به تقلید عادات انسانی می کند

akademi

کافکا بار دیگر مسئله ی پریمیتیویسم را مطرح می کند.اعتقاد کافکا به تفکر اساطیری همواره در آثارش به چشم می خورد و بن مایه داستان را تشکیل می دهد.در مسخ به وضوح قد علم میکند و انسان تبدیل به گونه ی اساطیری خود می شود.در گزارشی برای یک آکادمی هم معکوس این اتفاق می افتد.میمونی تبدیل به انسان می شود و درگیر مدرنیته می شود.برای آزادی.اما به اسارت مدرنیته در می آید و حس یاس و اسارت کاملا از زبان و حال میمون حس می شود.
آثار کافکا عمدتا در مورد تناقضات زندگی می باشد.او در مورد خودش می گوید:"من یک نویسنده هستم حتی اگر چیزی ننویسم."
در گزارش آکادمی هم مفهوم آزادی را به چالش می کشد.و چون آثار دیگرش اظهار می کند که آزادی به معنای حسی که آدمی به دنبال آن است اصولا وجود ندارد.
کافکا نویسنده ای است که حقیقت تلخ را بی پرده در فضایی مالیخویایی،انتزاعی و رویاگونه عنوان می کند.و خود از آن فاصله می گیرد.

نادر ابراهیمی نویسنده ای است که سبک نگارش خاص و منحصر بفرد و نیز نحوه برخورد و پرورش مسایل در داستانهایش از او نویسنده ای ماندگار ساخته است. از او مجموعه داستانهای بسیاری به یادگار مانده است. داستانهایی که با استفاده از شیوه جریان سیال ذهنی نگاشته است و در واقع سعی اش در این بوده که ذهنش را برای نگارش داستانها از تنگنای دستورها و قواعد زیبایی شناسی متن عبور ندهد. همین به داستانها رنگ و بوی صمیمیتی خاص میبخشد که گویی در حال تفکر و تعمق در فکر خود باشیم. خ.د او درباره این شیوه در ابتدای مجموعه حکایت آن اژدها توضبحاتی را نوشته است که خواندن آن در درک فضاهای حاکم برداستانها به شما یاری میرساند.

معرفی کتاب حکایت آن اژدها