کتاب چشم باز و گوش باز اثر زکریا هاشمی
خرید کتاب چشم باز و گوش باز اثر زکریا هاشمی چاپ اول
ارسال سریع
با پست پیشتاز
پشتیبانی ۲۴ ساعته
و ۷ روز هفته
تضمین کیفیت
و تضمین اصالت
رضایت مشتریان
افتخار ماست
قیمت محصول
3,000,000 تومان
کتاب چشم باز و گوش باز اثر زکریا هاشمی
«چشم باز و گوش باز» نوشته زکریا هاشمی یکی از آثار شاخص خاطرهنگاری جنگ در ادبیات معاصر فارسی است؛ کتابی که نه در قالب رمان کلاسیک، بلکه به شکل روایتی مستند، تجربی و شخصی از حضور نویسنده در جبهههای جنگ ایران و عراق شکل گرفته است. این اثر حاصل مشاهدات مستقیم هاشمی در سالهای جنگ است؛ زمانی که او به عنوان فیلمساز و مستندساز به مناطق عملیاتی رفت و با واقعیتی مواجه شد که با روایتهای رسمی تفاوتی بنیادین داشت. حاصل آن مواجهه، متنی شد که سالها بعد با عنوان «چشم باز و گوش باز» منتشر شد.
کتاب از نظر ژانری در مرز میان خاطرهنگاری، گزارش جنگ، نثر مستند و ادبیات انتقادی قرار میگیرد. نویسنده تلاش نکرده است روایت خود را در قالب داستانی پیچیده یا ساختاری کلاسیک بریزد؛ بلکه آنچه دیده، شنیده و تجربه کرده، به همان صراحت و بیپیرایگی ثبت کرده است. همین ویژگی به اثر حالتی صادقانه و گاه تکاندهنده میدهد.
عنوان کتاب بسیار معنادار است. «چشم باز» اشاره به دیدن واقعیتها دارد؛ دیدنی که با توهم، تبلیغ یا سانسور آلوده نشده باشد. «گوش باز» نیز نماد شنیدن حقیقت است؛ شنیدن صدای انفجار، ناله مجروحان، فریاد سربازان و حتی سکوت مرگبار میدان جنگ. این عنوان در واقع بیانیهای برای شیوه روایت نویسنده است: دیدن و شنیدن بیواسطه، بیپرده و بدون تحریف.
زمینه تاریخی و اجتماعی اثر
کتاب در بستر جنگ هشتساله ایران و عراق شکل گرفته؛ جنگی طولانی، فرسایشی و ویرانگر که آثار عمیقی بر جامعه ایران گذاشت. در سالهای جنگ، روایت رسمی غالباً بر مفاهیمی چون قهرمانی، ایثار، شهادت و حماسه تأکید داشت. اما تجربه زیسته بسیاری از افراد حاضر در جبههها، پیچیدهتر، تلختر و چندلایهتر از این تصویر بود.
هاشمی از موضع یک شاهد عینی مینویسد؛ نه به عنوان فرمانده، نه رزمنده خط مقدم، بلکه به عنوان کسی که برای ثبت تصویر به جبهه رفته و خود در دل واقعیت فرو رفته است. او در متن خود از تضاد میان تصویر رسمی جنگ و واقعیت عریان آن سخن میگوید؛ تضادی که به یکی از محورهای اصلی کتاب تبدیل میشود.
ساختار و شکل روایت
«چشم باز و گوش باز» ساختاری خطی و داستانپردازانه ندارد. فصلها یا بخشهای کتاب بیشتر بر اساس تجربههای مجزا، موقعیتهای خاص، سفرهای مختلف به مناطق جنگی و مواجهه با صحنههای گوناگون شکل گرفتهاند. این ساختار تکهتکه و گزارشگونه، کاملاً با ماهیت اثر هماهنگ است؛ زیرا جنگ خود نیز تجربهای منقطع، ناگهانی و بیثبات است.
روایت اولشخص است. نویسنده مستقیماً از زبان خود سخن میگوید و فاصلهای میان خود و متن ایجاد نمیکند. این نزدیکی باعث میشود خواننده احساس کند در کنار او ایستاده، صحنهها را میبیند و صداها را میشنود.
توصیف میدان جنگ
یکی از برجستهترین ویژگیهای کتاب، توصیفهای حسی و تصویری آن است. نویسنده نهتنها وقایع را شرح میدهد، بلکه بو، صدا، رنگ و بافت صحنهها را نیز منتقل میکند:
بوی باروت و خون، صدای ممتد گلولهها، نور انفجار در شب، بدنهای بیجان در خاکریزها، اضطراب مداوم پیش از حمله و سکوتی که پس از کشتار بر زمین مینشیند.
این تصویرسازیها یادآور نگاه یک فیلمساز است. هاشمی صحنهها را قاببندی میکند؛ گویی دوربینی در دست دارد. اما برخلاف فیلم، اینجا کلمات جای تصویر را گرفتهاند و اثرگذاری عاطفی از طریق زبان منتقل میشود.
حضور انسان در متن
اگرچه کتاب درباره جنگ است، اما موضوع اصلی آن انسان است. انسان در وضعیت مرزی؛ انسانی که میان ترس و شجاعت، امید و ناامیدی، ایمان و تردید معلق مانده است. نویسنده سربازان نوجوان، نیروهای خسته، مجروحان، خانوادههای داغدار و حتی کسانی را که از جنگ سود میبرند، توصیف میکند.
در این میان، یکی از دردناکترین محورهای کتاب، اشاره به حضور نوجوانان کمسن در جبهههاست. نویسنده با نگاهی انتقادی، از شکاف میان شعار و واقعیت سخن میگوید و پرسشهای اخلاقی جدی مطرح میکند.
نگاه انتقادی به روایت رسمی
هاشمی آشکارا در برابر تقدیس یکدست و مطلق جنگ میایستد. او جنگ را نه صرفاً میدان حماسه، بلکه عرصهای از خطا، بینظمی، سوءمدیریت، سردرگمی و گاه سوءاستفاده میبیند. این نگاه انتقادی باعث شده کتاب در دسته آثار غیررسمی ادبیات جنگ قرار گیرد.
او به جای آنکه جنگ را مفهومی مقدس و یکپارچه نشان دهد، آن را پدیدهای انسانی و خطاپذیر معرفی میکند؛ پدیدهای که تصمیمهای سیاسی و ایدئولوژیک درباره آن گرفته میشود، اما هزینهاش را انسانهای عادی میپردازند.
زبان و سبک
زبان کتاب ساده، بیتکلف و مستقیم است. نویسنده از استعارههای پیچیده، صنایع ادبی سنگین یا جملههای بلند و متکلف پرهیز میکند. این سادگی آگاهانه است؛ زیرا موضوع کتاب خود به اندازه کافی سنگین و تکاندهنده است.
در عین حال، نثر خشک و گزارشی صرف نیست. در بسیاری از بخشها، احساسات نویسنده – ترس، خشم، اندوه، حیرت – در لایههای زیرین متن حضور دارد. این ترکیبِ گزارش و احساس، به کتاب حالتی دوگانه میدهد: هم سند است، هم تجربه زیسته.
مضامین اصلی
جنگ به عنوان فاجعه انسانی
شکاف میان تبلیغ و واقعیت
تجربه زیسته در برابر روایت رسمی
بحران اخلاقی در شرایط جنگ
نقش شاهد در ثبت حقیقت
مسئولیت فرد در برابر تاریخ
تحلیل و بررسی انتقادی
از منظر ادبی، «چشم باز و گوش باز» را میتوان نمونهای از ادبیات شهادت و ادبیات ضدجنگ دانست. نویسنده در مقام شاهد ظاهر میشود؛ کسی که نه میخواهد اسطوره بسازد و نه قصد تخریب دارد، بلکه میخواهد آنچه را دیده ثبت کند. این نقش «شاهد» اهمیت زیادی دارد؛ زیرا حافظه جمعی یک جامعه بدون روایتهای صادقانه ناقص میماند.
از نظر گفتمانی، کتاب تقابل میان دو نوع نگاه را برجسته میکند:
نگاه ایدئولوژیک که جنگ را در چارچوب ارزشهای کلی تعریف میکند، و نگاه تجربی که بر بدنهای زخمی، خاکریزهای خونین و روانهای آسیبدیده تمرکز دارد.
در سطح روانشناختی، اثر نشان میدهد که جنگ تنها به جسم آسیب نمیزند؛ بلکه ذهن و روح انسان را نیز دچار ترک و شکاف میکند. ترس مداوم، عادت به خشونت، بیحسی عاطفی و احساس پوچی از پیامدهای تکرارشونده در متناند.
از منظر اخلاقی، کتاب پرسشهایی بنیادین مطرح میکند:
آیا هدف میتواند هر وسیلهای را توجیه کند؟
آیا روایت رسمی میتواند جایگزین حقیقت عینی شود؟
مسئولیت شاهد چیست؟ سکوت یا گفتن؟
نقاط قوت
صداقت و صراحت در روایت
تصویرسازی قدرتمند و حسی
نگاه انسانی و غیرشعاری
ثبت بخشی از حافظه تاریخی معاصر
محدودیتها
نبود ساختار داستانی کلاسیک ممکن است برای برخی خوانندگان دشوار باشد
تمرکز بر تجربه فردی باعث میشود تحلیل کلان تاریخی کمتر باشد
لحن تلخ و بیپرده ممکن است برای مخاطب حساس سنگین باشد
جایگاه در ادبیات جنگ
در میان آثار مرتبط با جنگ ایران و عراق، این کتاب در گروه آثاری قرار میگیرد که از چارچوب رسمی فاصله میگیرند و به ثبت تجربه شخصی و انتقادی میپردازند. ارزش آن بیشتر در وجه شهادتگونه و مستند آن است تا در پیچیدگی روایی یا تکنیکهای داستانی.
جمعبندی
«چشم باز و گوش باز» کتابی است درباره دیدن و شنیدن آنچه بسیاری ترجیح میدهند نبینند و نشنوند. اثری است درباره مسئولیت فرد در برابر حقیقت. زکریا هاشمی در این کتاب نه قهرمان میسازد، نه اسطوره میآفریند؛ او صحنه را نشان میدهد و کنار میایستد.
این کتاب را میتوان سندی ادبی از تجربه انسانی جنگ دانست؛ متنی که تلاش میکند حافظه تاریخی را از یکسویهنگری نجات دهد و تصویری چندبعدی، تلخ و انسانی از یکی از مهمترین رخدادهای معاصر ارائه کند.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.