پشتیبانی از ساعت ۹ صبح الی ۱۰ شب :  ۰۹۱۲۵۳۴۳۶۴۴

کتاب سیاسی

دانلود رایگان کتاب سیاسی

..................................................................................................

دانلود کتاب خاندانهای حکومتگر ایران یا الیگارشی اثر ابوالفضل قاسمی

 

 

 

 

علاوه بر حکومت عراق و ملایر و تویسرکان بحکومت بالاستقلال دار الخلافه باهره مهران نیز منصوب و برقرار و در ۱۲۷۶ بيك قطعه نشان تمثال همایون سرفراز و جزء وزراء و اعضای عظام مجلس شورای دولتی منسلک شدند و ۱۲۷۷ نشان درجه اول مجیدی از دولت عثمانی برای ایشان آمد و ۱۲۷۷ سرداری قشوق عراق نیز پایشان تفویض شد در ۱۲۸۶ در حالیکه بامارت و ریاست توپخانه مبارکه برقرار بودند، بمنصب وزارت جنگ برقرار و پس از چندی مستقلا بوزارت جنگ منصوب گردیدند.

در ۱۲۹۰ در رکاب بسفر فرنگستان رفته بعد از مراجعت مجدداً بوزارت جنگ و امارت توپخانه و قورخانه نایل شدند در ۱۲۹۱ بحکومت عراق و بروجرد منصوب و ۱۲۹۳ پس از قدری انفصال این حکومت مجددا حکومت ایالت مرکزی که عراق ، همدان، ملایر ، تویسرکان نهاوند، گلپایگان، خوانسار باشد با لقب نبیل فرمانفرمایی پایشان تفویض و مرحمت شد و ۱۲۹۶ بحکومت ایالت کرمان و بلوچستان مأمور و منصوب گردیده و همواره اوقات دارای مراتب عاليه و مناسب منظمه و امتیازات بزرگ دولت و مورد مراحم والطاف مخصوص بوده و هستند .

  بروجرد بطوریکه دیدید عمر سیاسی حضرت والا بیشتر در امور سپاهیگری گذشته است مجد الملك سينكي پرده از این علاقه شاهزاده به امر قشون بر میدارد و معتقد است: هر فوج بی زحمت زرع و کشت و آفت ارضی و سماوی يك ده معتبری منفعت داشت) ، بار داستان از اقدامات برجسته فیروز میرزا در این سمت تغییر غذای سرد و حاضری سربازان به غذای گرم است که مجد الملك در این باره چنین مینویسد : پیش از اینکه در شداید گرسنگی حرکت مذبوحی از افواج میشد ناله و فریادی میکردند بچند لقمه حاضری كه سيك و سريع الهضم و مختصر بود آنها را سیر میکردند به پایه میبستند و تازیانه میزدند در این دو سال سنگینی آقا اقتضا کرد سربازها را بغذای مطبوخ یعنی تیرباران گلوله بقددیست دیر هضم و سنگین از وجع جوع خلاصی دهند تا بشجاع العالم ملقب شود وزیر جنگ با هر گونه نوسازی ارتش و برقراری نظم درست مخالف بود و وقتی تصمیم گرفته میشود امور اداری ارتش را از وضع بلبشو و هرج و مرج برهانند وی اعتراض میکند منطق ارتجاعی وی شنید نیست کتاب بالا در این مورد چنین مینویسد از کتابچه های تنظیمات قشون که متتبعین ایرانی نوشتند و بدستخط همایون موشح شده فیروز وزیر جنگه اعتراض غریبی دارد میگوید بعد از سالها تجربه و زحمت اینقدر خاک بر سر ما شده که نقل خود را کنار بگذاریم مقلد مرد که فرنگی شویم ریشمان را بدست چند نفر جاهل بدهیم لازمه تنظیمات قشونی تسلط زیاد است و پول حاضر که آدم بتواند رخنه کار ها را ببندد افغانها که صفویه را متفرق کردند کتابچه تنظیمات داشتند نادر که هر چه «نه» بدتر افغانها را پاره کرد و تمام هندوستان را گرفت قواعد فرنگی میدانست من این چیزها را نمیدانم شغلی پادشاه یمن محول کرد از کسالت بیرون بیایم هزار نفر در این میانه از من توقع دارند طالع بد عجب چیزیست مردم بردند و خوردند بمن که رسید باید گرفتار این لجن کاری باشم مجد الملك در صفحات دیگر از سول استفاده فیروز میرزا از ارتش و ایجاد بلواهای ساختگی و اردوکشی دروغی بمنظور یافتن راه خرج و دخل نکات جالبی مینویسد که ما مطلب را مقراض میکنیم علاقمندان را به خواندن این کتاب سفارش می نمائیم .

لرد کرزن نظر میدهد: شوق و شف برای دوستی با انگلیس، صمیمیت و وفاداری نسبت بدولت انگلیس هیچوقت باین درجه در ایران بالا نرفته بود که در زمان صدارت میرزا حسین خان سپهسالار بالا رفت در این دوره دوستی دولت ایران با علادرجه رسید محمود محمود مورخ فقید در تأیید این نظر مینگارد: در هیچ تاریخی اولیاء امور ایران این اندازه اظهار صمیمیت و یگانگی نسبت به انگلستان نشان نداده اند در حقیقت در مدت دهسال تمام از ۱۲۸۰ تا ۱۲۹۱ وزراه ایران کاملا در دست سیاسیون انگلیس بوده نسبت به آنها صدیق و وفادار در مقابل تقاضاهای آنها بی اختیار بودند (۱) نقشه استعمار در این سالها در اختیار گرفتن تمام منابع کشاورزی و معدنی و مالی از راه قرار داد رویتر ( حل مسئله مرزهای شرقی و ایجاد حریم برای هندوستان و معامله روی مناطق ایران در آسیای مرکزی بود .

 

برای خرید کتاب خاندانهای حکومتگر ایران یا الیگارشی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

مدیر سایت
81

دانلود کتاب رجال دوره قاجاریه اثر حسین سعادت نوری

 

مرحوم سعادت در کتابی که به من مرحمت کرده تصریح دارد که این کتاب نتیجه کار او در کرمان است منتهی دری به تخته خورد و گزارش به اصفهان افتاد و کتاب را در اصفهان چاپ کرد. توضیح این نکته آنست که در همان سال که آن شعر کذایی را در باب زن، مرحوم سعادت در بیداری چاپ کرد تابستان ناچار شد سفری به اصفهان بکند و یادباره فهمید: آمد برم از آنچه میترسیدم یکراست از کرمان را ما افتاده و به دام عشقی عارفانه افتاد. در طرف چمن مرغ دل آرام ندارد پیداست که غیر از هوس نام ندارد او با خواهر زن مرحوم احمد عرفان که از زنان فاضله و نجیب و بزرگوار اصفهان است ازدواج کرد و البته کتاب ترجمه شده خود را هم به مرحوم عرفان سپرد و او نخستین جلد هشت سال در ایران راه در جزم انتشارات روزنامه عرفان به چاپ رساند کتابی داد وزنی گرفت کدام معامله با این مرابحه برابری می کند؟ کتاب مورد استقبال قرار گرفت و جلد دوم آن نیز، یک سال بعد، در ۱۳۱۹ شمسی به چاپ رسید، در حالیکه مقدمه استاد نصر الله فلسفی هم چون ستار مزهره به عنوان تقدیر و تحسین برییشانی کتاب می درخشید.

مرحوم سعادت با عصر مهربان خود به کرمان بازگشت و سالها و سالها در کرمان بود، ولی درین اواخر به علت تغییر خلقیات مرحوم دیلمقانی، کم کم به هوای انتقال به تهران افتاد و با آمدن به تهران در وزارت دارایی و اقتصاد کار گرفت و آخرین سفر او به کرمان در ۱۳۳۹ش، چندسالی قبل از مرگ او صورت گرفت که ظاهراً برای بازرسی و باطناً برای دیدار دوستان میچهل ساله قدیمی بوده است. او هیچوقت از یاد کرمان و اوقات خوشی را که در آنجا گذرانده بوده است غافل نبود.

او از مشوقین جدی و بی دریغ من بود و هر مقاله یی یا کتابی درباب کرمان مینوشتم میخواند و بارها میخواند و تصحیح میکرد و تذکر میداد و یاد خیر می کرد. من مصداق این بیت عربی را در روحیه و خصوصیات مرحوم سعادت در مورد کرمان کاملا مطابق دیدم که میفرماید: مرحوم سعادت نوری در تاریخ قاجاريد خصوصاً انساب و خانوادهها کونظیر بود. دوتن بودند که درین مورد خاص گوهرشناس بی بدیل بشمار میرفتند، پکی مرحوم حسین محبوبی اردکانی و دیگری همین حسین معادنوری اینکه اروپائیها میگویند موقتی یاد پیرمرد می خرده پاک کتاب تاریخ زیر خاک پنهان میشود در مورد این دوتین خصوصا صادق است.

دوره قاجاریه در مورد القاب و کنی و فامیلها دوران خر تو خر مجیبی است، پنج شش جور مشير الدوله داریم و هفت هشت رنگ تیر الطاف و به چهار نوع مثير المواد و کار أظهر مشکل میشود که استال مخلص هم میان ناظم الاسلام و ناظم الاطباء در میداند که حافظه اش کدامیان را ضبط کند. اگر پاک مملکت حساب داشت روز اول آدمی مثل محبوبی اردکانی با حسین سعادت نوری راد به جای اینکه مامور ثبات دارائی کند می نشاند گوشه امانی و میگفت بیاد این استاد کتابخانه سلطنتی و بیوتات و دارائی و وزارتخارجه و...

در اختیار بنشين و تحولات القاب او عناوین و رتبه ها و پایه ها و خلعتها وقراها وتشريقها مله اجتماعی کیا مربوط به این عصر است تحقیق کی ان وقت . کانی که شاید میتوانستند. تاريخي من تاريخ ویل دورانت هم در این گونه از سرزمین بوجود آورند مرحوم سعادت نوری را در سالهای آخر هفته ای باشجار در دفتر یقنا زیارت میگردیم و معطر و . خال منشین گشته و تنها مایه که تا دم آخر محطه ای از خدمت و حمایت است که آدمی وقتی تا اخير أورا. فر الحبيت ها با طبیعت میخواست عجیب تر از این ها از روی در نقاب خاک کشیده حلوف العبير روستایی حصول بدان برای و او باتوان شده و بزرگوار او بود حمر وفادار ازو غافل نماند، تایم باران و دوستان و بستگان شد مود، چنان مینماید ابتدائی خود شرمگین سازد حمدان قول سعدی ا را به رحمت نظر سوی اوست مرگ سیامک نوری کمال دلسوزی او که عمرش شفقت با بهتره به در گرم نگاهداشتن اجاق زندگی چیزی که در روزهای آخر عمرش از وسوال کنم، آیا هنوز هم بر همان سایت هست و شمر بر آنند را مقاله یاد کردیم، باز هم از خود میداند، و از خود میخواند؟

کاشی این را میدانستها پرتوان او و بازارگان به کرمان گوار سنگین امامیه سائل خان زند جوپاری و اشمی از متوفین بیست پلانه بهارت موری یداری مورخ ۱۱ آذر ۱۳۹۵ عالم حوادث آن حدود آن میگشود اتوری در فعالیت های اقتصادی کرمان نیز برای بالابرسان راحتها و مکاتبات با کشورهای خارجید خریدار اصلی راه میانبر را انتخاب ماندگان و کوشش قالی و نهای بیات اقتصادی کرمان کار خانه ای بینا مردی به تولید صاحب الام نوری یکی از عوامل مواترین بود ما معرفی به کرمان وارد کند هر عدی حافظه بود در عین حال اینکار ام دوم محبت نوری علاوه بر آن که مقالاتی ماصد در روزنامه اجگر چاپ اصفهان در خصوص چراغیری کرمان نگاشته بود و کشیدن خیابان شهر را توصیه کرده بود پس از آنکه کارخانه برقی کرمان افتاح ه در خوشحالی از نتیجه قادات و پیشنه داد و گوشتهای خود، مجددا خاله ای در روزنامه بیماری درج کرد و طی آن توضیح دار ....

شاید خوش آمد گوئی الي واطي گیرید و شاید عذرات فوق العاده آقای هرندی بود که مردم از گرفتن اشتراه و طی مقاله دیگری وشت: امروز با حسرت ای برقی از ایشان سؤالاتی نمودم ندن وسایل پریشانی حوالی براههای سال خاور ریال میشود

 

برای خرید کتاب رجال دوره قاجاریه نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید

مدیر سایت
60

دانلود کتاب تغییرات بنیادی جامعه ایران در دوره رضاشاه و مقایسه آن با عصر قاجار اثر فریدون فرهی

 

 ایـن چگونگـی را میتـوان از عهـد صفـوی تاکنـون دنبال کـرد. ایـن دوره اسـتبداد، جزم ً اندیشـی و تعصـب مذهبـی در حالی آغاز شـد کـه در کشـورهای اروپای غربی، رنسـانس تقریبا همزمـان با به قدرت رسـیدن شـاه اسـماعیل اول و اعالم تشـیع دوازده امامی بـه عنوان مذهب رسـمی کشـور شـکل گرفت.

این کشـورها بـا ورود بـه دوره رنسـانس در صدد احیـا مبانی علم و فلسـفه و دموکراسـی برآمدند و خود را از عهد هزارسـاله قرون وسـطا و حاکمیت کلیسـا رها سـاختند. زیـرا در آن سـدهها انسـان بـا فهـم علمی بـه جهان هسـتی نمینگریسـت و نگاهش تنهـا از منظـر احـکام ایمانـی بـود امـا با رنسـانس و انسـان گرایی و با شـعار فردگرایـی ذهنیت انسـان از اوهامـات قـرون وسـطا و خرافات زدوده شـد و به جـای نگرش مذهبی، عقل فلسـفی را جایگزیـن کـرد و انسـان مـدرن را بـه سـوی چرایـی و پیداکـردن علتهـا از طریـق علمـی رهنمـون شـد و او را از تلقینـات غیرعقالنـی منادیـان دیـن رهـا و دیـدگاه وی را از موهومـات و سـنتهای نامعقـول و خردسـتیز پـاک نمـود. نتیجـه ایـن تغییـر نگـرش اروپاییان بـه جهان هسـتی و توجـه بـه مقوله روشـنگری بـه عنوان بنیـان مدرنیتـه که بر عقالنیت اسـتوار اسـت، موجب توسـعه کمی و کیفی دانشـگاهها، اختراعات جدید و توسـعه فرهنگی، اجتماعی، سیاسـی و صنعتی ای

ن کشـورها و گسـترش نفوذ آنان در کشـورهای آمریکای شـمالی و جنوبی، آفریقایی وکشـورهای آسـیایی از جملـه ایـران تا شـرق دور شـد. در همین عصر رنسـانس، شاهاسـماعیل اول در چهاردهسـالگی بـا کمـک نیروهـای قزلبـاش تبریـز را فتـح و بـا اعلام پادشـاهی خـود سلسـله صفـوی را بنیـاد گذاشـت.

نزدیـکان شاهاسـماعیل به وی گوشـزد کردند کـه از جمعیت دویسـت تـا سـیصد هـزار نفـری تبریز، دو سـوم آن سـنی مذهـب هسـتند، ما میترسـیم مردم بگوینـد فرمانـروای شـیعه نمیخواهند و اگر خـدای ناکرده مردم از قبول تشـیع خـودداری کنند چـه کنیم؟ پاسـخ شاهاسـماعیل صریـح و سـازشناپذیر بود.

اوگفـت، مأمور انجام این کار اسـت و خداونـد و امامـان معصـوم همـراه اوینـد و از هیچکـس هم باکی نـدارد و به یـاری خداوند اگر رعیـت حرفـی بزند شمشـیر میکشـم و یـک نفـر را زنده نمیگـذارم. طرفـداران شاهاسـماعیل ّائیـان و توالئیـان ) اینـان گـروه و طبقـهای از شـیعیان هسـتند کـه به سـبب اعتقاد بـه نـام تبر بـه وجـوب والیـت علـی، نسـبت بـه آل علی ابـراز تولی و نسـبت به سـایر خلفا اظهـار تبری و بیـزاری مینماینـد( درکوچـه و بازار مسـلحانه راه افتادند و نه تنها سـه تن خلفای راشـدین بلکه همـه دشـمنان علـی و دیگـر امامـان و بـه طورکلـی سـنیمذهبان را لعـن میکردنـد. هرکس بیدرنـگ در جـواب نمی َ گفـت، بیـش باد وکم مبـاد، خطر آن بـود که در دم خونش ریخته شـود.

تغییرات بنیادی جامعه ایران در دوره رضا شاه و مقایسه آن با عصر قاجار )سیوری۲۶:۱۳۶۶،(. در تبریـز موضـوع بیـش بـاد وکـم مباد، بـه از دم تیغ گذشـتن هـزاران زن و مـرد تبریزی انجامیـد. فقـط بـه ایـن علـت کـه سـنی مذهـب بودنـد و توهیـن بـه خلفـای راشـدین را روا نمیدانسـتند. بدین ً ترتیـب مـردم ناحیـه بـه ضـرب شمشـیر تدریجـا از اسلام سـنی بهطریقـه تشـیع دوازده امامـی پیوسـتند تـا از بـه خـاک و خون کشـیده شـدن رهایـی یابند.

ایـن روند به همیـن روش در سـایر نقـاط ایـران ادامـه یافت تـا اینکه اقلیت شـیعه ایـران به اکثریـت تبدیل شـد. بـه هـر روی ایـن بازی تلـخ روزگار با مـردم سـتمدیده ایران در تاریخ بعد از اسلام اسـت کـه یکبـار بـه هنـگام سـقوط ساسـانیان و فتـح ایـران بـه ضـرب شمشـیر و کشـتار عـرب در فراینـدی چنـد صـد سـاله از دین آبـاء و اجـدادی خود، زرتشـتی، به اجبار به اسلام اهل سـنت گرویدنـد و دوبـاره بـا شمشـیر و خـون مجبـور بـه تغییرگرایـش مذهبـی خـود به شـیعه دوازده امامـی شـدند. بـرای اینکـه به میـزان تعصب غیرعقالنـی هواداران شاهاسـماعیل پی برده شـود بـه نمونـهای از رفتـار وی که شـرح آن در منابع تاریـخ مختلف از جملـه »لُبالتواریخ« و »تاریخ ایلچـی نظـام« و منابـع خارجـی آمـده اسـت نظـر میافکنیـم. شاهاسـماعیل کـه سـه سـال از اعلام پادشـاهیاش میگذشـت در جنـگ با حسـین کیاچلاوی و مرادبیـک جهانشـاهلو یا به احتمال بیشـتر جهانگیرلو در مازندران مرادبیک را دسـتگیرکرد.

 

 

برای خرید کتاب تغییرات بنیادی جامعه ایران در دوره رضاشاه و مقایسه آن با عصر قاجار نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 

مدیر سایت
115

دانلود کتاب دولت در عصر پهلوی اثر ابراهیم فیوضات

 

 نقش قدرت و فرد در جوامع سنتی به علل زیربنای ضعیف صنعت ماشینی و ضعف کارکردی نهادهای موجود و «وجود جامعه ای پدرسالار» بیش از نهاد رسمی و قانونی اهمیت داده میشود به مرور زمان در اثیر تحولات تکنولوژیکی و رویداد انقلاب صنعتی نهادهای متناسب با آن گسترش می یابند و نقش فرد جای خود را به سازمانهای نوین اجتماعی نظیر انجمن اتحادیه و حزب میدهد نهادهای نوین حق و حقوق هر شهروند را مشخص می کنند و توضیح میدهند. بدین ترتیب آگاهی فرد نسبت به حقوق فردی و جمعی افزایش می یابد رابطه میان فرد و جمع نظم بهتری پیدا می کند.

در نتیجه این روند دموکراسی و مشارکت بیشتر مردمی، همدلی و نظم عاطفی گسترش نظارت دولت بر جامعه امکان ظهور بیشتری می یابد. گروههای فرودست جامعه که در روزگاران گذشته اقتدار و جایگاه درخور توجهی نداشتند و به آنان اهمیتی داده نمیشد با مشارکت در تشکلها و انجمنهای نوین اقتدار بی نظیری کسب میکنند و در برابر بزرگان و رؤسای کشورها از قدرت نسبتاً وسیعی برخوردار می شوند. در اروپای قرون وسطی آباء ،کلیسا فئودالها و اشراف زمیندار سلطه داشتند و نقشی محوری در تعیین مسائل نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به خود اختصاص داده بودند. در کشورهایی نظیر هلند انگلیس و فرانسه برخورد میان قشرها و گروههای کهنه و تو روی داد و ضمن تحول جامعه از کشاورزی به صنعت تغییراتی عمیق در قشرهای اجتماعی بر جای گذارد و جامعه را به سمت «مشارکت مردمی و
دموکراسی» و احقاق حق فردی سوق داد اما در برخی کشورهای دیگر
نظیر آلمان و ایتالیا سازش گروهی میان قشرهای کهنه و نو در سطوح بالای جامعه شکل گرفت و در عین حال که جامعه را به سمت صنعتی شدن متحول ساخت گروه ها و قشرهای اجتماعی را دست نخورده باقی گذارد و نیاز به پیشوا و یا به قول ماکس وبر كاريزما (CARIS MATIQUE FIGURE) را مطرح ساخت به عنوان مثال هیتلر موسولینی و امپراطور هیروهیتو). در کشورهای در حال گذار عوامل بیرونی بازار جهانی استعمار امپریالیسم و شرکتهای فراملیتی بر سازش گروهی اثر گذارد و رشد طبیعی کشورهای مذکور را با مانع روبرو ر ساخت چنین روندی در ایران با آغاز دولت رضاشاه شکل گرفت و استمرار یافت در نتیجه جامعه ایران از شکل کشاورزی به صنعت با ویژگیهای بومی متحول نشد و گروه های اجتماعی هم به تحول بنیادی دست نیافتند بنابراین صنعت ماشینی جدید نتوانست جای مشخصی را در ساختار اقتصادی جامعه باز کند و کامل کننده بخش کشاورزی شود.

در عین حال کشاورزی هم جایگاه گذشته خود را از دست داد، بدون آنکه بتواند به تحول فرایند صنعتی شدن کشور یاری رساند. این تغییرات باعث مشارکت مردمی در امور مختلف نشد و به بروز و نشر دموکراسی و آگاهی اجتماعی میدان نداد. رشد شتابان جمعیت و تناقضات ،آن ضعف و کمبود مشارکت در حل مسائل روزمره زندگی فردی و اجتماعی، فقدان پرورش و عدم آمادگی برای کارهای جمعی نبود فضای آزاد لازم اجتماعی، خودخواهی جاه طلبی و نفع پرستی را در جامعه رایج ساخت همین روند مخرب جلوی هر نوع کار خلاق بردباری استقامت استمرار کاری تحقیق علمی و پژوهشی را گرفت و توانائی در حل بنیادین معضلات اجتماعی را از جامعه سلب کرد.
دولتی که از درون چنین ساختاری سر برآورد به سختی توانست رسالت اجتماعی مهمی را بر عهده گیرد. این دولت هرچند از دولتهای ایلی
عشیره ای دوره قاجار فاصله گرفت و به مسأله مالکیت رسمیت بخشید؛ اما نهادهای قانونی را در کشور پابرجا و استوار نساخت. در این میان ساختار غالب دولت رضاشاه به ساختار بزرگ مالکی در جوار سرمایه خارجی تبدیل شد. اما این دولت استبداد و خودرایی حاکمیت های ایلی را به همراه آورد و به نهادهای خودجوش مردمی چه در عصر خود و چه در عصر بعدی
(محمدرضا) امکان رشد و توسعه کمتری داد.

 

 

مدیر سایت
125