پشتیبانی از ساعت ۹ صبح الی ۱۰ شب : ۰۹۱۲۵۳۴۳۶۴۴

زندگی نامه و خاطرات

 نامه دانلود کتاب زندگی نامه ,دانلود کتاب خاطرات,دانلود کتاب بیوگرافی افراد مشهور

دانلود کتاب خاطرات یک مترجم اثر محمد قاضی

در آن سال های نخستین پنجاه که در کانون پرورش فکری به کار ترجمه برای کودکان و نوجوانان مشغول بودم. کانون مجله ماهانه ای در این زمینه منتشر می کرد که مدیریت آن را آقای سیروس طاهباز مدیر انتشارات کانون برعهده داشت. من گاهی که از خاطرات کودکی خود بنا به شرحی که بطور خصوصی برای خود نوشته بودم برای او نقل می کردم خوشش می امد و یک روز به اصرار خواهش کرد که هرماهه مقاله ای در یکی دو صفحه از خاطرات خود را بنویسیم و به او بدهم تا در مجله نوجوانان کانون چاپ بکند.
من اول بار به تشویق و به اصرار او بود که به ویراستاری و به تنظیم ان قسمت از خاطرات خود از اغاز زندگی ام که نوشته بودم شروع کردم و تا انجا که به یاد می اوردم ماجراها را به دقت و به ترتیب به رشته تحریر کشیدم.

بی اغراق و بی انکه به راستی قصد خودستایی داشته باشم از ان چند شماره ای که شرح خاطرات من به ترتیب در انها به ترتیب به چاپ رسید چنان به گرمی استقبال شد که کانون در ظرف همان یک ماه مجبور به تجدید چاپ انها می شد و ناچار تیراژ مجله را از دو هزار به پنج شش هزار نسخه ترقی داد.
و از شما چه پنهان بعضی از روزنامه های وقت نیز گاهی از روی مجله کانون پرورش ان تکه از خاطرات مرا بر می داشتند و در روزنامه خود نقل می کردند.
یادم می اید که من به یکی از انها که متاسفانه به علت پیری و کم حافظه شدن ناشی از آن نامش را فراموش کرده ام اعتراضی کردم که چرا بدون اجازه خود من یا کانون خاطرات مرا چاپ کرده است. در ان زمان که اوایل سال های پنجاه بود ان روزنامه برای سه شماره ای که تا به ان دم چاپ کرده بود هزار و پانصد تومان به من پول داد و تاکید کرد که برای هر شماره ای هم که از ان پس چاپ بکند پانصد تومان خواهد پرداخت.

 

برای خرید کتاب خاطرات یک مترجم اثر محمد قاضی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

دانلود کتاب ع‍ق‍اب‌ ک‍م‍ازان‌ اثر سید محمد علی کشاورز صدر

 هنگامی که چشم هیچکس از هر طبقه و صنفی حتی دژخیم مخصوص یا فرزند دلبند از بیم غضب نادرشاه لحظه ای بخواب نمیرفت و پادشاهان جهان چه آسیائی و چه اروپائی از وحشت نبوغ کشور گشائی نادر پیوسته اندیشناک و دلواپس بودند و لبه تیز تبرزین خون ریز این قهرمان قهار بالای سر دوست و دشمن سایه افکنده بود در ارتفاعات کوشهستانی دره گز و ابیورد نزدیک سی خانوار از طایفه زند در سیاه چادرهای خود زندگی می کردند.
انها بازماندگان ششصد هفتصد خانوار زند بودمد که پس از قتل عام مردان دلیرشان باباخان چاپشلو بفرمان نادر از حوالی ملایر به بیورد و دره گز تبعید شده و در نتیجه زد و خورد با ازبکان تا این اندازه تقلیل یافته اند.

 این سی خانوار رنج دیده و شکنجه کشیده کسانی بودند که از جانب عمال حکومت نادری همواره توسری میخوردند و از طرف ترک تازان ازبک و ترکمن در معرض تاخت و تاز قرار میگرفتند و در هر حال زندهای تبعیدی چه در هجوم ازبکها و ارکمن های سرکش و چه در حملات قشون نادری برای سرکوبی انا لگدکوب طرفین میشدند.

 

برای خرید کتاب ع‍ق‍اب‌ ک‍م‍ازان‌ اثر سید محمد علی کشاورز صدر نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

دانلود کتاب خاطراتی از هنرمندان اثر پرویز خطیبی

 

 اندیشه چاپ و انتشار این کتاب در یکی از تاریک ترین لحظه های زندگی به سراغم آمد.چند روزی از مرگ پدرم گذشته بود.در اتاق کوچک او در محوطه ای که میز تحریرش قرار داشت ایستاده بودم و انگشتانم را روی کلیدهای ماشین تحریرش می کشیدم که ناگهان خاموش مانده بود. در تلخی آن سکوت و خاموشی چهره او روی کتاب ها.نوارهای موسیقی و روی نوشته های پراکنده اش نقش بسته بود.
آثار قدیم و جدیدش در گنجه ای با نظم و ترتیب خاصی چیده شده و روی همه انها قسمتهایی از خاطراتی از هنرمندان قرار گرفته بود.بی اختیار بر سطوری از این نوشته ها نشست و با خواندن اولین جملات ناگهان حضور پدرم را باهمان انرژی همیشگی و بی پایان در آن اطاق حس کردم.

بعدها که به گردآوری و تنظیم مطالب این کتاب مشغول شدم قطعات پراکنده از گوشه و کنار به هم ارتباط یافتند و به تدریج به زوایای تازه ای از جوهر هستی او دست یافتم که تا ان زمان برایم بیگانه بود.او را همانطور که بود به یاداوردم.ازاد اندیشی که همیشه از زمان خود جلوتر حرکت میکرد. در طول ماها به شادیش خندیدم و با اندوهش گریستم و دردها و محرومیت هایش را حس کردم.دوستان بی شمارش را شناختم و نیز دشمنانش را آن کوته اندیشان حریص و پایبند جهل و خودخواهی را با تنها سلاح او در مقابله با دیو پلید نامردمی یعنی طنز اشنا شدم.دیدم چگونه زجر زندان به خود خرید.بیکاری و بی پولی کشید و تا اخرین سالهای زندگی مورد کارشکنی بیمایگان هنرمندنما قرار گرفت

برای خرید کتاب خاطراتی از هنرمندان اثر پرویز خطیبی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 

دانلود کتاب حماسه ستارخان اثر عباس پناهی ماکویی ترجمه کیخسرو کشاورزی

 زمان این سرگذشت تاریخی از سال 1880 میلادی (258 شمسی هجری) آغاز می شود.در روز تابستانی بسیار گرمی هنگام نیمروز زنی که جامه گرانبها به تن داشت در ایوان خانه اربابی ایستاده بود و لبخند زنان بازی کودکان را در کوچه تما می کرد.
از این ایوان نمای روستای مسگران بخوبی دیده می شد.آفتاب سوزان بود.زن که جامه ای از پارچه کلفت ابریشمی و مخمل به تن داشت احساس گرمی می کرد . با کف دست گوشتالودش عرق چهره اش را میزدود اما زیر سایه نمیرفت تا مبادا از نظارت بازی کودکان بازماند.
این خانه گل و گشاد و زیبا با همه ساختمانهای اضافی اش از آن یکی از خانهای نامی تبریز بنام حاجی صمصام بود.این خان آبادیهای بیشماری داشت اما مسگران از همه بزرگتر و خوش نماتر بود.با انگیزه نزدیک بودن به کوهستان و داشتن هوای پاک این ابادی از روستاهای دیگر خوش اب و هوا تر بود.

 افراد خانواده حاجی صمصام در تابستانها به مسگران می کوبیدند و فصل گرما در انجا بسر میبردند.خانم مانند همه زنان خانهای دیگر دست به هیچ کاری نمیزد.بیشتر اوقات را در ایوان می گذارند.بازی کودکان را از بالا تمشا میکرد به گفتگوهای نوکرها گوش می داد و گاهگاهی خود را به تماشای خروسهای جنگی سرگرم می ساخت.
این زن هنگام دخریش در خانه پدر لوس و ننر بار امده بود.از کارهای خانه داری و صرفه جویی سررشته ای نداشت .تنها خواهان زبور و سرگرمیها دلپذیر بود.
با این انگیزه هزینه های حاجی صمصام بگونه ای سرسام اور افزایش می یافت و از درامدش بیشتر میشد و بنابراین همیشه وامدا بود.

برای خرید کتاب حماسه ستارخان اثر عباس پناهی ماکویی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید