واپسین جنبش قرون وسطایی در دوران فئودال
خرید کتاب واپسین جنبش قرون وسطایی در دوران فئودال اثر محمد رضا فشاهی چاپ اول
ارسال سریع
با پست پیشتاز
پشتیبانی ۲۴ ساعته
و ۷ روز هفته
تضمین کیفیت
و تضمین اصالت
رضایت مشتریان
افتخار ماست
قیمت محصول
2,000,000 تومان
وقتی به کتاب «واپسین جنبش قرونوسطایی در دوران فئودال» اثر محمدرضا فشاهی نزدیک میشویم، گویی وارد تالاری میشویم که در آن، تاریخ ایران درست در لحظهای که هنوز از سایهٔ قرون وسطی بیرون نیامده، بیقرار و لرزان ایستاده است. این کتاب نه روایت سادهٔ بابیه، ازلیه و بهائیه است، و نه کوششی برای داوریهای دینی یا سیاسی. فشاهی جهان دیگری را پیش چشم ما میگشاید: جهانی که در آن اندیشه و ایمان، رنج و محرومیت، جستوجوی رهایی و بحران ساختارهای کهن درهم تنیدهاند. فشاهی به خواننده اجازه میدهد تاریخ را از پشتصحنه ببیند؛ جایی که فئودالیسم ایرانی—با زمینهای اربابی، قدرتهای پراکندهٔ محلی، مالیاتهای سنگین، و ناتوانی ساختار سیاسی—آرام آرام فرسوده میشود، و صدای کسانی که قرنها خاموش بودند، ناگهان شنیده میشود. در چنین فضایی است که نویسنده، جنبشهای بابیه، ازلیه و بعدها بهائیه را نه صرفاً حوادثی مذهبی، بلکه نشانههایی از یک دگرگونی ژرف اجتماعی تلقی میکند. کتاب توضیح میدهد که این جنبشها نه در خلأ، بلکه در دل جامعهای پدید آمدند که زیر فشار فقر، بیعدالتی و انسداد ساختارهای کهن، در جستوجوی معنای تازهای از رنج و امید بود. فشاهی این جریانها را «جنبشهایی در آستانهٔ پایان» میخواند؛ آخرین انفجارهای نظم فئودالی که میکوشید خود را از نو تعریف کند، اما ظرفیت بقا نداشت. از نگاه او، بابیه و شاخههای پس از آن بیش از آنکه «نوید یک جهان تازه» باشند، «بازتاب اضطراب جهان در حال مرگ» بودند. در روایت او، رهبران این جنبشها نه صرفاً مصلحانی معنوی، بلکه معلول و محصول روابط قدرت، تضادهای طبقاتی، و شکافهای اجتماعیاند. فشاهی با حساسیت خاصی به شبکههای محلی، پیوندهای خانوادگی، شهرهای کوچک، دهقانان بیزمین، و طبقات متوسطِ نوپا میپردازد؛ کسانی که از دلِ همهٔ این آشوبها، به دنبال راهی برای بیان اعتراض جمعی خود میگشتند. کتاب نشان میدهد که چگونه آموزههای دینی، وقتی وارد بستر بحرانی میشوند، به انرژی اجتماعی تبدیل میگردند—و چگونه این انرژی میتواند نهضتهای گسترده بسازد. فشاهی همچنین به شیوهٔ برخورد دولت، روحانیت و طبقات مسلط میپردازد؛ اما با رویکردی توصیفیـتحلیلی، نه جدلی. برای او مهمتر از نتیجهٔ تاریخی جنبشها، فهمیدن چرایی پیدایش آنهاست. خواننده در این کتاب میآموزد که هیچ اندیشهای ناگهان از آسمان فرود نمیآید؛ همهٔ ایدئولوژیها ریشه در خاک جامعه دارند، و بدون درکِ آن خاک، نمیتوان درخت را شناخت. کتاب از نظر سبک، نثر علمی دارد اما بیروح نیست؛ میان روایت تاریخی و تحلیل ساختاری رفتوآمد میکند و گاه لحنش یادآور مطالعات جامعهشناسی تاریخی اروپاست. اثر، خواننده را وادار میکند تا تصویر سنتی خود را از جنبشهای مذهبی ایران بازبینی کند و آنها را نه بهعنوان «فصلهای فرعی» بلکه بهعنوان «علائم حساس یک دوران گذار» ببیند. در پایان، کتاب این پیام را میدهد که تاریخ ایران، فقط تاریخ پادشاهان و جنگها و اصلاحات نیست؛ تاریخ کسانی هم هست که در زیر پوست جامعه، در کوچهها، بازارها و روستاها، رؤیا و اعتراض خود را در قالب جنبشهایی بیان کردند که بعدها، چه شکست خوردند چه تداوم یافتند، روح زمانه را تغییر دادند. فشاهی این کتاب را برای آن نوشته است که بفهمیم چگونه یک جامعه، در مرز میان یک جهان قدیم و یک جهان تازه، ممکن است به سراغ جنبشهایی برود که در ظاهر مذهبیاند اما در حقیقت فریاد ساختارهای در حال فروپاشیاند.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.