کتاب نجوای فرزانگان ذن : روشنگری بیپایان
خرید کتاب نجوای فرزانگان ذن : روشنگری بیپایان اثر تسای چیهچونگ ترجمۀ نسرین طباطبایی، هرمز ریاحی، بهزاد برکت
ارسال سریع
با پست پیشتاز
پشتیبانی ۲۴ ساعته
و ۷ روز هفته
تضمین کیفیت
و تضمین اصالت
رضایت مشتریان
افتخار ماست
قیمت محصول
3,000,000 تومان
کتاب نجوای فرزانگان ذن : روشنگری بیپایان اثر تسای چیهچونگ ترجمۀ نسرین طباطبایی، هرمز ریاحی، بهزاد برکت
معرفی جامع و مفصل کتاب
نجوای فرزانگان ذن: روشنگری بیپایان اثر تسای چیهچونگ، با ترجمۀ نسرین طباطبایی، هرمز ریاحی و بهزاد برکت، کتابی است که بیش از آنکه «خوانده شود»، باید با آن مکث کرد، نفس کشید و زیست.
این کتاب در مرز میان فلسفه، عرفان، روایت تصویری و مراقبه ذهنی حرکت میکند. نه شبیه متون آکادمیک فلسفه است و نه همچون کتابهای عرفانیِ سنگین و پرارجاع. «نجوای فرزانگان ذن» بیشتر شبیه زمزمهای آرام در گوش ذهن است؛ زمزمهای که قصد قانعکردن ندارد، بلکه میخواهد بیدار کند.
تسای چیهچونگ، که بهعنوان یکی از برجستهترین روایتگران تصویری فلسفه و حکمت شرق شناخته میشود، در این کتاب آموزههای ذن را به زبانی داستانی، نمادین و گاه طنزآمیز بیان میکند. او بهجای تعریف مستقیم مفاهیمی چون روشنگری، تهیبودن، رهایی، یا سکوت ذهن، آنها را در قالب گفتوگوهای کوتاه، حکایتهای مینیمال و تصویرسازی ذهنی عرضه میکند.
عنوان کتاب، «نجوا»، کاملاً هوشمندانه انتخاب شده است. ذن فریاد نمیزند، استدلال نمیچیند، و شعار نمیدهد. ذن آرام است، گریزپا و گاهی حتی آزاردهنده، چون ذهن عادتکرده به قطعیت را بیپناه رها میکند.
در این اثر، ما با مجموعهای از فرزانگان، راهبان، شاگردان و استادان ذن مواجه میشویم که هرکدام بهظاهر سخنی ساده میگویند، اما همان سادگی، دام اصلی است. پاسخها اغلب ناقصاند، پرسشها نیمهتمام میمانند، و پایانها باز هستند؛ چون ذن معتقد است حقیقت نه در پاسخ، بلکه در دیدن مستقیم است.
ترجمه فارسی کتاب، با وجود تعدد مترجمان، لحنی نسبتاً یکدست و نرم دارد. زبان ترجمه تلاش کرده وفادار به روح ذن بماند:
بدون زیادهگویی
بدون پیچیدگی تصنعی
با حفظ سکوتهای معنایی
کتاب بهگونهای تنظیم شده که خواننده مجبور نیست آن را از ابتدا تا انتها بهصورت خطی بخواند. هر بخش میتواند نقطه شروع باشد. حتی بازگشتهای مکرر به یک صفحه، بخشی از تجربه خواندن این کتاب است.
در مجموع، «نجوای فرزانگان ذن» نه راهنمای معنویت است، نه نسخهای برای آرامش فوری؛ بلکه آینهای است برای دیدن ذهن خود.
تحلیل و بررسی کتاب (برداشت و نگاه شخصی)
بهنظر من، مهمترین ویژگی این کتاب این است که با ذهن لج میکند. ذهنی که دنبال نتیجه است، دنبال تعریف است، دنبال «پس چی؟» است. ذن در این کتاب بارها و بارها این ذهن را ناکام میگذارد، و همین ناکامی، نقطه آغاز فهم است.
این کتاب عمداً خواننده را بلاتکلیف میگذارد. نه به این معنا که گیجکننده است، بلکه چون نمیخواهد به تو تکیهگاه بدهد. ذن میگوید تا وقتی به عصا تکیه داری، راهرفتن را یاد نگرفتهای.
یکی از چیزهایی که برای من برجسته بود، نقش سکوت در متن است. بعضی جملات انگار ناتماماند. بعضی حکایتها پایان ندارند. اینها نقص نیستند؛ دعوتاند. دعوت به مکث، به نخواندن جمله بعدی، به فکر نکردن حتی.
از نظر محتوایی، کتاب بهشدت ضد خودنمایی معنوی است. هیچجا خبری از «منِ روشنشده» یا «استاد دانا» نیست. استادان ذن در این کتاب گاهی احمق بهنظر میرسند، گاهی خشن، گاهی بیمنطق. و دقیقاً همینجاست که ذن کار خودش را میکند: شکستن تصویر ذهنی ما از قدیس و حکمت.
از نظر زبانی، سادگی کتاب فریبنده است. اگر کسی با ذهن مصرفی سراغش برود—ذهنی که میخواهد در ده دقیقه «چیزی یاد بگیرد»—احتمالاً ناامید میشود. اما اگر کسی بپذیرد که این کتاب قرار نیست چیزی اضافه کند، بلکه قرار است چیزی را کم کند، آنوقت اثرش آرامآرام ظاهر میشود.
بهنظرم یکی از ارزشمندترین پیامهای پنهان کتاب این است که:
روشنگری یک اتفاق خارقالعاده نیست؛
بلکه دیدن معمولیترین چیزها بدون فیلتر ذهن است.
کتاب مدام این توهم را میزداید که فهمیدن یعنی جمعکردن اطلاعات. در ذن، فهمیدن بیشتر شبیه زمینگذاشتن بار است.
در نهایت، من این کتاب را نه برای «خواندن»، بلکه برای همراهی طولانیمدت مناسب میدانم. کتابی که میشود سالها کنار تخت، روی میز کار یا در کیف داشت و هر بار فقط چند خط از آن را خواند—یا حتی فقط نگاه کرد.
اگر بخواهم صادق باشم، این کتاب آرامش نمیدهد؛
بلکه نقاب آرامشهای دروغین را برمیدارد.
و همین، شاید بزرگترین لطف آن باشد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.