داستان رستم و سهراب از شاهنامه
کتاب داستان رستم و سهراب از شاهنامه نوشته حکیم ابوالقاسم فردوسی – مجتبی مینوی – مهدی قریب
ارسال سریع
با پست پیشتاز
پشتیبانی ۲۴ ساعته
و ۷ روز هفته
تضمین کیفیت
و تضمین اصالت
رضایت مشتریان
افتخار ماست
قیمت محصول
2,000,000 تومان
کتاب داستان رستم و سهراب از شاهنامه نوشته حکیم ابوالقاسم فردوسی – مجتبی مینوی – مهدی قریب
جلد سخت رستم و سهراب يكي از دردآورترين و غم انگيزترين داستانهاي شاهنامهاست. فردوسي داستان مرگ سهراب جوان را به تصوير ميكشد كه بر اثر جنگ با رستم، به دست پدر كشته ميشود. روزي از روزها رستم اسباب شكار را آماده كرد و همراه با اسبش رخش عازم مرزهاي كشور توران شد. آن روز رستم در نزديكي شهر سمنگان گوري شكار كرد و بعد از خوردن گور به خواب رفت. چندتا از سواران توراني كه از آن محل مي گذشتند رخش را ديدند كه در دشت به چرا مشغول است. و چون رخش اسب بي نظيري بود آن را گرفته و با خود به شهر سمنگان بردند. وقتي رستم از خواب بيدار شد و اسب خويش را نيافت اندوهگين شد و به ناچار با پاي پياده براي يافتن رخش عازم شهر سمنگان شد. پادشاه سمنگان وقتي شنيد كه رستم براي پيدا كردن اسبش به شهر او آمده شادمان شد و به پيشواز رستم شتافت. شاه سمنگان رستم را به كاخ خودش دعوت كرد و به او قول داد كه به زودي رخش را يافته و براي رستم خواهد آورد. تهمتن دعوت شاه را پذيرفت و به كاخ او رفت و به خوردن مي و تفريح مشغول شد تا اينكه شب فرا رسيد. براي رستم خوابگاه ويژه اي آماده كرده بودند. رستم به خوابگاه رفت تا قدري بياسايد. چون پاسي از شب گذشت دختري زيبارو و خوش اندام به خوابگاه او آمد. رستم بيدار شد و با تعجب به دختر نگاه كرد و بعد پرسيد تو كيستي؟ دختر جواب داد كه من تهمينه، دختر شاه سمنگان هستم. رستم وقتي آن همه زيبايي را در چهره تهمينه ديد سريع موبدي را براي خواستگاري تهمينه نزد شاه سمنگان فرستاد. شاه از خواسته رستم بسيار خشنود شد و رستم و تهمينه همان شب با هم ازدواج كردند. سپس رستم مهره اي را كه به بازوي خويش بسته بود در آورد و به همسرش تهمينه داد و گفت اگر فرزندمان دختر بود اين مهره را به گيس او ببند و اگر پسر بود مهره را به بازوي او ببند. فردا صبح شاه سمنگان به رستم خبر داد كه رخش را يافته است. پس رستم از تهمينه خداحافظي كرد و همراه با رخش به سوي زابلستان رهسپار شد. نه ماه بعد تهمينه پسري به دنيا آورد كه بسيار شبيه پدرش بود و نام او را سهراب نهاد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.