سیمای کلیسای قرون وسطا
کتاب سیمای کلیسای قرون وسطا نوشته جاستین کلگ
ارسال سریع
با پست پیشتاز
پشتیبانی ۲۴ ساعته
و ۷ روز هفته
تضمین کیفیت
و تضمین اصالت
رضایت مشتریان
افتخار ماست
قیمت محصول
2,000,000 تومان
کتاب سیمای کلیسای قرون وسطا نوشته جاستین کلگ
در تصاوير نسخه هاي قديمي كتابخانه هاي بريتانيا قرون وسطی یا سدههای میانه، نام یکی از چهار دورهای است که برای تقسیمبندی تاریخ اروپا استفاده میشود. این چهار دوره عبارت بودند از دوران کلاسیک باستان، قرون وسطی، عصر نوزائی (رنسانس) و دوران جدید یا مدرن که از ۱۶۰۰ میلادی شروع میشود. معمولاً قرون وسطی را از پایان امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی تا سقوط قسطنطنیه توسط دولت عثمانی و پایان امپراتوری رم شرقی (یا بیزانس) در ۱۴۵۳در نظر میگیرند. قرون وسطی” بر طبق یک تقسیم سنتی تاریخ اروپا به سه “دوران” تقسیم می شود: تمدن باستان مربوط به عهد باستان، قرون وسطی و عصر جدید. قرون وسطی اروپای غربی به طور معمول از قرن پنجم امپراتوری روم (امپراتور روم غربی و امپراتوری روم شرقی. بربرها تا قرن شانزدهم از دوران مسیحیت که شامل جنبش دین پیرایی پروتستان و گسترده شدن اروپاییان در سطح دنیا در اوائل کاوشهای برون مرزی اروپا است، ادامه می یابد. این تغییرات گوناگون همه نشانگر آغاز یک عصر آغازی مدرن که پس از آن انقلاب صنعتی رخ داد، بودند. قرون وسطی را معمولاً با نام دوره وسطایی یا فقط وسطایی که املاهای متفاوتی در انگلیسی دارد، می شناسند. در اروپای غربی از قرن سوم به بعد، وحدت سیاسی امپراتوری روم آغاز به از هم پاشی کرد. به عنوان قدرت مرکزی روم، مرزهای امپراتوری توسط موج های پیاپی از تشکل های قبیله ای بربرها مورد نفوذ قرار گرفتند. بعضی از این قبایل بربر فرهنگ باستانی روم را نپذیرفتند، در حالی که برخی دیگر مانند گوت ها، آن را مورد تحسین و تمجید قرار دادند. مجارها، بلغارها و آوارها و Magyarها همراه با تعداد کثیری از ژرمانیک و سپس اسلاوها، گروه های عمده قبیله ای بودند که به قلمرو روم مهاجرت کردند. برخی از هجوم ها با توافق هایی از طرفین همراه بودند که گروههای قبیله ای ملزم می شدند که از زمین استفاده کنند و در مناطقی سکنی گزینند و در عوض به عنوان متحدانی برای روم خدمت کنند. در موارد دیگر، بویژه از قرن چهارم به بعد، هجوم ها خصمانه بودند و تصاحب زمین کشاورزی همراه با زور و حمله بود. تا اواخر قرن قرن پنجم، نهادها و سازمانهای امپراتور روم غربی تحت فشار این هجوم ها قدرت خود را از دست دادند. در جاهایی که هنوز آثاری از حکومت روم برجای بود، عمدتاً شهرهای دور افتاده ای بودند که تنها از یک حکومت ضعیف برخوردار بودند و یا فرماندهان نظامی بودند که خود را در غیاب یک حکومت مرکزی، قدرتمندانی محلی محسوب می کردند. در نیمه شرقی امپراتور که کمی توسعه یافته تر بود، با این وجود، نهادهای تمرکز یافته هنوز مشغول به ادامه فعالیت بودند و تمرکز خود را بر روی شهر قسطنطنیه که مورد دفاع جدی بود، می گذاشتند. این امپراتور روم شرقی که اکنون اغلب به نام امپراتوری بیزانس از آن یاد می کنند، تداوم همان امپراتور مسیحی روم مربوط به اواخر عهد باستان (عتیق) بود. این دوره که مورخان آن را به علت تغییرات اساسی که در جمعیت و فرهنگ آن رخ داد، می شناسند، گاهی به نام دوره مهاجرت و توسط مورخان آلمانی به نام آوارگی ملل شناخته می شود. از لحاظ تاریخی، این دوره توسط برخی از مورخان اروپای غربی به نام قرون سیاه یا دوران تاریک قرون وسطی شناخته می شود. نام قرون سیاه اکنون محبوبیت خود را از دست داده است، که بخشی از آن به علت پرهیز از تداعی مفاهیم و معانی کلیشه ای با این عنوان است و بخش دیگر، به علت اینکه تحقیقات اخیر و یافته های جدید باستان شناسی مربوط به این دوره نشانگر تأثیرات پیچیده فرهنگی هستند که اثراتشان تا آخر این دوره باقی بود

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.