لولیتا نام یک اثر جنجالی از نویسنده ی روس ولادیمیر ناباکوف است که در سال هزارو نهصدو پنجاه و پنج در پاریس به زبان انگلیسی منتشر شد و بعد ها خود ناباکوف آن را به روسی برگرداند‌.
شخصیت داستان یک استاد ادبیات روانی به نان هامبرت هامبرت است که عاشق یک دختر ۱۲ ساله به نام دلورس هیز میشود و بعدا پدرخوانده او شده و میخواهد با او رابطه برقرار کند.اونها باهم به مسافرت رفته و طی آن رابطه جنسی برقرار میکنند.
لولیتا یکی از برترین آثار کلاسیک قرن بیستم میباشد و آنقدر مشهور شد که حتی به دختران سکسی و دخترانی که زود به بلوغ میرسند لقب لولیتا را میدهند.
با اقتباس از این کتاب دو فیلم نیز ساخته شده است.یکبار این کتاب را قبل از انقلاب ذبیح الله منصوری ترجمه کرده و در سال ۱۲۹۳ نیز اکرم پدرام نیا هم این کتاب را ترجمه کرده و توسط انتشارات زریاب اقغانستان منتشر شده و جزو کتاب های ممنوعه در ایران میباشد.
هامبرت هامبرت یک استاد ادبیات است که عشق کودکی خود آنابل را ازدست میدهد و به همین دلیل است که او به دختران جذاب ۹ تا ۱۴ سال علاقه پیدا میکند.گاهی اوقات به پارک رفته تا به بهانه ی کتاب خواندن دختران را دید بزند تا ارضای جنسی بشود.او با یک فاحشه ۱۶ ساله رابطه برقرار میکند و تصور میکند که او ۱۳ سال دارد ولی بعدا توسط پلیس چند باری دستگیر میشود.
بعد ها اوبا یک زن لهستانی که اخلاق کودکانه دارد ازدواج میکند ولی این ازدواج زیاد به طول نمی انجامد و وی پس از رفتن پیش روانپزشک به شهر نیو انگلند رفته تا نویسندگی را ادامه دهد.

برای خرید کتاب لولیتا اثر ولادیمیر ناباکوف چاپ بدون سانسور(نسخه چاپی کتاب) با ترجمه اعظم پدرام نیا اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود به ادامه مطلب  مراجعه نمایید.


پس از رفتن به نیو انگلند تو رویای خودش که میخواهد برود خانه ای را اجاره کند که آنها یک دختر ۱۲ ساله دارند با یک کیف پر از اسباب بازی به دیدن آن خانه میرود ولی خانه در آتش سوخته و در همهن حال خانم هیز پیشنهاد میکند که هامبرت در آنجا بماند ولی هامبرت بخاطر اینکه دیگه دلیلی برا ی موندن ندارد میخواست که پیشنهاد اورا رد کند تا ناگهان دختر ۱۲ ساله ی او دلورس را که به لولا معروف بود میبیند و عاشقش میشود و تصمیم به ماندن میگیرد.
پس از اینکه لولیتا به کمپ تابستانی میرود شارلوت به هامبرت نامه مینویسد که یا بامن ازدواج کن یا از آنجا برو و هامبرت به دلیل علاقه اش به لولیتا تصمیم به ازدواج میگیرد.بعد از مدتی شارلوت دفتر خاطرات هامبرت را میخواند و افکار شوم اورا میفهمد.
شارلوت لولیتا را به یک مدرسه میبرد و میگوید که به همه بگوید که هامبرت یک فرد نفرت انگیز و بد است،بعد از آن در حال عبور از خیابان تصادف کرده و میمیرد.
هامبرت لولیتارا از کمپ گرفته و به او میگوید مادرت بیمارستان است و اورا به هتل میبرد تا به او قرص خواب بدهد تا بتواند باهاش رابطه جنسی برقرار کند.وقتی اولین قرص را به او میدهد به بیرون رفته تا بگذارد قرص اثر بکند و با یک نفر که میشناختتش صحبت کرده و وقتی برمیگردد میبیند اثر دارو ضعیف شده و دیگر رابطه برقرار نمیکند .روز بعد خود لولیتا میاید و پیشنهاد سکس میدهد و میگوید که در کمپ هم قبلا سکس داشته است و هامبرت به او میگوید مادرت مرده و من را به پدر خواندگی قبول کن وگرنه باید به یتیم خانه بروی.
هامبرت به لولیتا میگوید که اگر پیش پلیس بری بدبخت میشی و همه چیتو از دست میدی و با خریدن اسباب بازی و بردنش به تفریح و گردش اورا سرگرم میکند.لولیتا به مدرسه میرود و هامبرت نمیگذارد که او فعالیت های بعد از مدرسه را انجام دهد و همه فکر میکنند که او پدر دلسوزی است ولی او میخواهد که لولیتا از پسر های دیگر فقط دور بماند.
لولیتا برای شرکت در یک نمایش مدرسه به هامبرت التماس میکند و هامبرت در عوض رابطه ی جنسی بیشتر قبول میکند.
کوئیلتی که مسئول نمایش است از بازی لولیتا خوشش میاید.
لولیتا و هامبرت با هم دعوا میکنند و لولیتا فرار میکند و وقتی هامبرت اورا پیدا میکند لولیتا میگوید که بیا سفر کنیم.
در حین سفر لولیتا مریض شده و به بیمارستان میرود و هامبرت هم به یک متل در همان نزدیکی میرود و یک شب هامبرت به بیمارستان رفته و پرستاران میگویند که عمویش اورا مرخص کرده است و .....

 

دانلود کتاب لولیتا اثر ولادیمیر ناباکوف