کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب از سلاجقه تا صفویه اثر نصرت الله مشکوتی

دانلود کتاب از سلاجقه تا صفویه اثر نصرت الله مشکوتی

 

 

 

در زمان سلطان سنجر چهل هزار خانه وار که مشهور بخشم داران غز بودند در حدود ولات بلخ سکونت داشتند و قبل از آن در حدود ماوراءالنهر سکنی اختیار کرده بودند تا اینکه قراختائیان آنانرا وادار بهجرت کردند این طایفه حشمدار هر سال بیست هزار گوسفند برسم پیشکش تقدیم سلطان مینمودند.

تا اینکه در صدد برآمدند که از تقدیم گوسفند سالانه خودداری نمایند و چون این موضوع باطلاع سلطان سنجر رسید امیر قماج والی بلخ را مأمور نمود که پیشکش سالانه را از قزان بستاند امیر قماج و پسر او چون اهانت غزان را بفرستاده خود دیدند در صدد محاربه با آنان بر آمدند اتفاقاً در حین شکار بدست غزان گرفتار شدند بعد از این جریان سلطان سنجر ترکان نغز را به ترك حدود بلخ تهدید نمود قران از در عذر خواهی در آمده و حاضر شدند که علاوه بر پیشکشهای سالانه مبالغی خطیر بابت خون بهاء والی بلخ و پسر او تقدیم سلطان نمایند مشروط بر آنکه سلطان مانند گذشته با آنان بر افت و ملایمت رفتار نماید و با اینکه سلطان از گوشمالی آنان چشم پوشید لیکن بنابر مصلحت و اغراه درباریان تصمیم گرفت که بهر نحوی است آنان را تنبیه نماید سلطان با لشگری قریب صد هزار نفر بدفع آن طایفه همت گمارد ولی بعلت سمتی و نظاری که در بین سپاهیان آن روی داد بسختی دو چار شکست شد و همین شکست مقدمه واقعی خرابی و اضمحلال شهرهای خراسان شد بطوریکه جمع کثیری از امرای لشگر وی بقتل رسیدند و سلطان وزوجهاش بدست ترکان غز اسیر افتادند و این جماعات خونخوار بیابان نشین غارتگر شهر مرو را که در نهایت آبادی و ثروت بود.

در مدت سه شبانه روز چنان غارت و خراب نمودند که اثری از آبادی و آبادانی آن باقی نماند و در همین شهر است که عده بیشماری از فسلام و مسلمین را بشهادت رساندند بطوریکه در تمام شهرهای خراسان اثری از آبادی و قریشی نماند که از قتل وغارت و خرابی این قوم و حتی در امان باشد .

سلطان سنجر و همسرش مدت چهار سال در دست ایشان با سارت گذراندی و با اینکه گاهگاهی وسایل قرار مهیا میشد بعلت زندانی بودن ترکان خانون حاضر نمیشد که ترك اسپری نماید پس از فرت ترکان خاتون ٥٥١ سلطان سنجر با كومك امير احمد تیاج که حاکم ترمز بود بر طبق نقشه قبلی از شکارگاه قرار نمود.

و خود را از شر تركان غير مستخلص ساخت و بلافاصله با کشتی به قلعه ترمز پیاده و پس از چند روزی که در آن قلمه بود بجانب مرو بهمراهی باقیماندگان لشگریانش روانه شد . از امراه سلطان سنجی آنانی که در حین گرفتاری سلطان جانی بدر برده بودند یا تفاق و زیر سلمان خواجه ظاهر بن فخر الملك سليمان شاه پسرسلطان محمدرا بسلطنت برداشتند ولی چون این امان تاب زد و خورد باغز را نياورد وفخر الملك وزير اوهم مرد نتوانست در خراسان بماند و در سفر ٥٤٩ بمراق برگشت وفات سلطان سنجر در ۳۴ ربیع الاول ۵۵۲ هجری – اسارت سلطان سنجر وزوجه او در دست ترکان غزو تاثر او از این گرفتاری و ضعف پیری و ظهور سرکشان و خرابی شهرها و تفرقه سپاهیان و مرگ ترکان خاتون بتدریج سلطان منجر را از پای در آورد.

مخصوصاً هنگامیکه بشهر مرو پایتخت خود که شاهجهان نام گذاشته بود وارد شد و آن شهر مصور بی نظیر را تل خرابی یافت بی نهایت غمگین شد تا آنکه در سال بعد یعنی در ٢٤ ربیع الاول در مرو در سن هفتاد و دو سالگی پس از مدتی امارت و سلطنت قریب شمت و یکمال در گذشت و در همانجا مدفون گشت … سلطان سنجر یکی از بزرگترین سلاطین ایران است وی علاوه بر آنکه مردی شجاع وكريم ودعيت دوست بوده و در آبادی ورفاه حال مردم و بسط امنیت جد بلیغ داشته همواره تا آنجا که ممکن بوده است از جنگ و خونریزی پر حدد بوده و بهر کسی در فراخور حال و مقام منصبی | استاء مینمود .

سلطان سنجر بجز در دو واقعه از جمیع محارباتی که در مدت امارت و سلطنتش اتفاق افتاد پیروز در آمد و از کاشفر تا دریای مدیترانه و قیچای تا ساحل مرموز بنام او خدایه میخوانده اند و از حدود ۵۱۱ که سال جلوس اوست با هنگام مرگه سلاطین خوارزم و قرنین و عراق و تاجتك قطوان امرای کاشمر و ماوراءالنهر همه دست نشانده او بودند و پدربار او خراج میفرستادند – سرزمینهایی که این سلطان را در قزنه و ماوراء الشهر وغور و خوارزم نصیب گردید هیچیک از سلاطین ملحوقی را دست نداد. مخصوصاً در سمت مشرق و شمال شرقی با ضمیمه کردن بلاد امراه غزنوی و فوری و دره علیای سیحون حدممالک سلجوقی را توسعه داده است.

 

زندگی نامه و خاطرات
منتشر شده در

دانلود کتاب یعقوب لیث سیستانی اثر امیرحسین خنجی

دانلود کتاب یعقوب لیث سیستانی: پادشاه عدالت گرای خوارجی مذهب اثر امیرحسین خنجی

 

 

نام کهن سرزمین سیستان در زمانهای دور و چند سده پیش از هخامنشی هنتومت بوده نامی در بخشی از وندیداد که از داستانهای تاریخی بسیار کهنی گرفته شده بوده آمده است. رود هنترمت که بعدها هلمند و هیرمند نامیده شد و روزگاری پر آب و برکت بار بوده و شاخه های بسیار داشته نامش را از همین سرزمین گرفته است.

کهن ترین پادشاهی ایران در این سرزمین تشکیل شده بوده است. آثار بازمانده از یک تمدن دیرینه مربوط به هزاره دوم پیش از مسیح که باستان شناسان ما نام شهر سوخته، به آن داده اند او ای کاش که به نام اصلیش دهنتو منت نامیده بودند هم اکنون در این سرزمین گین یادآور آن تمدن دیرینه شکوهمند است. اگر بینداریم که جمشید داستانهای تاریخی ما بنیان گذار کهن ترین پادشاهی ایران در این سرزمین بوده است بیجا نرفته ایم نام او در گالری زرتشت اینده است که تلفظ نوترش «جم» است. در ریگوهای هندوان پیش است. در بخش تاریخی اوستا با صفت پس حقیق از او یاد شده است، و این همان نام است که بعدها مجم شیده شده است. وقتی شاهنشاهی هخامنشی تشکیل شد نام این سرزمین در نگیانه بود. نامی که در سنگ نبشته داریوش بزرگ آمده است.

در نگیانه که نام شهر مرکزی و شاه نشین این سرزمین بوده بعدها در زمان ساسانی به صورت زرنگان و سپس زرنگ درآمد عربها پس از آن که ایران را اشغال کردند چون که حرف گه نداشتند، آن را زرنج نوشتند، نامی که تا امروز مانده است. مردم این سرزمین از دیرهنگام دلیر ترین قوم ایرانی بوده اند؛ و چنان که می دانیم، نام بلند رستم داستانهای حماسی ما که شکل اصلیش روشت لهمم است (یعنی مردی از تبار روشنایی با نام این سرزمین گره خورده است؛ و بخش بزرگی از حماسه های تاریخی ما که در خدای نامه دوران ساسانی آمده بوده، سپس در شاهنامه های دوران اسلامی بویژه در شاهنامه فردوسی آمده است، مربوط به مردم همین سرزمین است.

به دنبال آشفتگیهای ناشی از فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی که در پی لشکر کشی اسکندر مقدونی به ایران به پیش آمد یک شاخه از قبایل آریایی توریا (بعدها توران) که مزداییسن نبودند بلکه دین کهن میترایی داشتند، از سرزمینهای بومی خودشان در بیابانهای کرانه های شرقی سیر دریا (اکنون در شرق ازبکستان برکنده شدند و رخ به درون ایران زمین کردند، و به دنبال هجرت در از راهشان در سرزمینهای شرقی ایران زمین که اکنون بخشی از جنوب غرب کشور افغانستان را تشکیل می دهد جاگیر شدند. اینها پس از آن که به این منطقه رسیدند به دو شاخه با نام قبیلگی زاول و سیگم تقسیم شدند و در دو سرزمین در همسایگی یکدیگر جاگیر شدند. سگها در زمینی که به نام خودشان سیگستان شد، و زاولها نیز در زمینی که به نام خودشان راولستان شد.

همه زاولستان اکنون در کشور افغانستان است و شهر غزنی مرکز آن سرزمین کهن است؛ و نوار کوچکی از سگستان در ایران کنونی و عمده آن در کشور افغانستان است. قبایلی از توران مهاجر نیز رخ به جنوب گردند و به درون سرزمینهای شمالی بلوچستان پاکستان کنونی رسیدند. اینها خودشان را با همان نام کهن توران» مینامیدند و سرزمینشان نیز توران نامیده شده نامی که تا زمان سامانیان بر این سرزمین اطلاق میشد.

شهرهای مهم این آخریها یکی در شمال بلوچستان پاکستان کنونی بود که اکنون گویشه نامیده میشود و نام اصلیش گیگانه بوده است (به عربی فیقانه، دیگر شهری در مرکز شمالی بلوچستان پاکستان کنونی که در سده های پس از اسلام قصدار نامیده شد، و اکنون خزدار نامیده میشود پاکستانیها خضدار می نویسند). ۱۹ این خزدار گویا نام کهنش توران بوده است. گرچ» که در شاهنامه نامشان به همراه بلوچ، آورده شده است (سپاهی زگردان کوچ و بلوچ) همین مردم بوده اند.

سخن ما در این گفتار درباره سیستان است. مردم این سرزمین در زمان ساسانی ترکیبی از بومیان دیرینه و سگ ها و زاولیهای مهاجر بودند، و همگی ایرانی نژاد بودند. عربهای مسلمان پس از آن که ایران را اشغال کردند به هر دو سرزمین سیستان و زاولستان نام سیستان دادند. سیستان در لشکرکشیهای پیوسته جهادگران عرب در سالهای ۳۰ تا ۳۴ مجری به دست عربها افتاد و در همان زمان در سال ۲۴ هجری) دو مرکز تجمع جهادگران به صورت دو پادگان شهر عرب در کنار زرنگ و بست دائر شده و جمع بزرگی از جهادگران قبایل بنی تمیم و بنی شیبان و بنی حنیفه و طی و آزد (مثل یزد) که با باروبنه و زن و فرزند به سیستان خزیده بودند در این دو مرکز جاگیر شدند تا از دست آوردهاشان حفاظت کنند.

دو سال بعد و به دنبال آشفتگیهای پی آمد کشته شدن خلیفه عثمان و گرفتاریهای امام علی در عراق سیستان بهمراه خراسان برضد سلطة ستم پیشه عرب شورید و از قلمرو خلافت بیرون شد، کارگزاران امام علی با شکست گریختند و عربهای جهادگر نیز بدرون بیابانها تارانده شدند.

 

برای خرید کتاب یعقوب لیث سیستانی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید

کتاب سیاسی
منتشر شده در

دانلود کتاب طغیان نایبیان در جریان انقلاب مشروطیت ایران اثر محمدرضا خسروی ب‍ه‌ اه‍ت‍م‍ام‌ ع‍ل‍ی‌ ده‍ب‍اش‍ی‌

دانلود کتاب طغیان نایبیان در جریان انقلاب مشروطیت ایران اثر محمدرضا خسروی ب‍ه‌ اه‍ت‍م‍ام‌ ع‍ل‍ی‌ ده‍ب‍اش‍ی‌

 

 

 

 این طغیان در عصر خود اهمیت اجتماعی بسیار داشت، و انبوهی از مردم ایران به عنوان موافق یا مخالف درباره آن به بحث و داوری می پرداختند. از دیدگاه مخالفان که بیشتر به طبقات بالای جامعه تعلق دارند تایییان گروه بزرگی از «یاغیان يا ومتجاسران» یا «اشرار» با حتی در اهزنان» بودند که از سر شیطنت ذاتی یا برای کسب جاه و مال و شهرت به رهبری نایب حسین و طایفه او و مخصوصاً فرزند معروفش یار ماشاء الله بر دولت قاجار یاغی شدند و با جنگ ها و غارت گری های خود امنیت شهرها و روستاهای حاشیه کویر را از میان بردند و پس از برقراری نظام مشروطیت، با آن در افتادند و در مواردی با انگلیس و روسیه تزاری و آلمان و عثمانی همکاری کردند و سرانجام بالتدبير رئيس الوزراء وثوق الدوله به کیفر و میدند.

اما از دیدگاه موافقان که بیشتر از مردم ساده اند طایفه تایی که شاخه ای از ایل ار بیرانوند بود و به وسیله نادرشاه افشار در اواسط سده دوازدهم قمری از لرستان به کاشان تبعید شده در اواخر سده سیزدهم براثر مظالم دولتیان، سر به طفیان برداشت و به اقتضای تمایل خود به عیاری و جنبش اتحاد اسلامی، به یاری سایر مردم به صورت حلقه با فرقه ای مبارز در آمد و علیه طبقات حاکم ایران و امیر الرسم حامی آنها جنگید و سپس به پیروی از جناح تندرو انقلاب مشروطیت ایران، به سلطه مشروطه خواهان محافظه کار تمکین نکرد و در آغاز جنگ جهانی اول به هدایت مبارزان مردمی چون حاج آقانور الله الله الاسلام و سید حسن مدرس دعوت کمیته دفاع ملی را پذیرفت و در قیام رهایی ملی که با همکاری عثمانی و آلمان علیه انگلیس و روسیه تزاری برپا شده شرکت کرد و آنگاه از ساوه تا قصر شیرین در کنار سایر واحدهای قیام رهایی علیه پیشتازی سپاهیان روسیه به مدافعه پرداخت، ولی به سبب این دگناهه و نیز به سبب دگناه مخالفت با پیمانی که انگلیس برای قبضه کردن ایرانند با وثوق الدوله بسته بود، با توطئه مشترك كابينه ولوق الدوله و حامیان انگلیسی آن، در معرض قتل عام قرار گرفت با آن که وفاع و ستایش تعصب آمیز موافقان ناییان با حمله و نکوهش عرض آلود مخالفان آنان ناسازگار است هر دو طرف در مورد برخی از حقایق طفیان ناییان همداستان اند و مکمل یکدیگر به شمار می روند.

مطابق گفته مخالمان، تاییان در عصر سلطنت ناصر الدین قاجار بر دولت یاخی شدند و البته این باغی گری آنهم در جامعه ای که مردم کشی و چپاول شیره دیرینه شاهان و اشراف و وابستگان آنان بود، از جنگ و غارت برکنار نمانده و در نتیجه آرامش جامعه که بر اساس مصالح طبقات حاکم استوار بود برهم خورده و خار جهان هم برای تأمین منافع خود اور جلب دوستی باخیان نایبی کوشیدند. اما مطابق انتظار موافقان باید گفت که طافیان تایی در جریان طلبان خرود با جنبشهای اجتماعی مردم ایران آشنا و هماهنگ شدند و در راه جنبش اتحاد اسلامی و جناح تندرو انقلاب مشروطیت ایران تلاش ورزیدند، در قیام رهایی ملت ایران که معروف به «مهاجرت است، شرکت کردند و در نتیجه، با همکاری آلمان و عثمانی علیه امپریالیسم انگلیس و روسیه جنگیدند و به کیفر این و گناهی به دست حکومت وثوق الدوله در هم شکستند.

با این وصف اکثر تاریخ نویسان رسمی ایرانی که در واقع وقایع نگارانی ساده پیش نبوده اند، بدون اعتنا به دیدگاه موافقان فقط دیدگاه مخالفان را مورد تاکید قرار داده اند. در جامع تعارف در عین وحدت، دستخوش کثرت بوده است و مخصوصامیان بخش فرازین و فرودین آن ناسازگاری وجود داشته است. البته بخش فرازین با طبقات حاکم بوسیله حکومتها نظمی موافق مصالح خود، بر جامعه تحمیل کرده است. اما بخش فرودین با طبقات محکوم چنین نظمی را محل مصالح خود یافته و در هر مجالی از آن سر پیچیده است.

از این دو بخش فرارین از سویی با وسایل گوناگون در نابودی و تخطئه نظم دکنان همت گمارده است و از سویی دیگر کوشیده است تا با مغزشویی با دزدیدن شعور مردم، آنان را از مصالح خود غافل گرداند و به قبول ایدئولوژی هایی که نظم مطلوب طبقات بالا را تأئید، و هرگونه نظم شکنی را تقبیح می کند، را دارد.

تاریخ نویسان اکثرا مانند سایر کارگردانان فرهنگی جامعه با اصالتاً به طبقات بالا تعلق داشته اند یا به امید خود در خدمت آنها به سر برده اند و یا به اقتضای تسلط علمی و فکری طبقات بالا، ماشین وار در قالب سنتهای طبقات بالا اندیشه کردهاند.

 

زندگی نامه و خاطرات
منتشر شده در

دانلود کتاب دلقک های مشهور درباری اثر حسین نوربخش

دانلود کتاب دلقک های مشهور درباری اثر حسین نوربخش

 

 

در طی مدت طولانی تنظیم کتاب حاضر سعی نگارنده بر این بود که در صورت امکان همه منابع و مآخذ فارسی را که احتمال میرفت در آنها مطلبی در مورد دلقکها و مسخر معا نوشته شده باشد، مطالعه نموده و از آنها برای نوشتن این کتاب بهره برداری نماید، و حالا که کار تألیف کتاب پایان یافته است ، معلوم نیست که آیا چنین توفیقی نصیب این نگارنده شده است یا خیر ؟

مطلب قابل ذکر اینکه ، تا حد مقدور کوشش شده است که داستانها و مطالب ، باستثنای یکی دو مورد، بدون تغییر و با همان نثر اولیه ، در کتاب نقل گردد و برای حفظ اصالت و فرم و قالب اصلی داستانها ، کمتر اصلاح قابل توجه و مهم در آنها بعمل آمده است.

(مگر آنکه از نظر تسلسل و تداوم داستانها و نیز از جهت قابل فهم ساختن مطلب برای خواننده عادی اندك تغيير و مختصر اصلاحی در آنها ضروری بنظر میرسیده است و بیشتر بهمین سبب است که با خواندن داستانها و لطیفه های کتاب باسبكها و فرمهای مختلفی از نگارش و داستان نویسی روبرو می شوید.

كتاب دلقکهای مشهور درباری و مسخره های دوره گرد ، در حقیقت دنباله کتاب کریم شیره ای است با این تفاوت که در کتاب کریم شیره ای ، بحث و گفتگو درباره يك دلقك و مسخره درباری بود و کتاب حاضر اختصاص

به شرح و تفصیل در اطراف کارها و داستانها و بالاخره لطیفه های دلقک های مشهور پادشاهان درباریان – بزرگان – امرا و دیگر اجزاء حكومتي – مسخرهها و دلقکهای دوره گرد و نیز صحبت بر سر دلقکهای درباری و غیر در بازی کشورهای بیگانه از قبیل فرانسه انگلستان – ایتالیا و غیره است . منظور از ذکر این مقدمه اشاره مختصر به چند نکته زیر است که از خوانندگان ارجمند و صاحب نظر تقاضا دارد بدانها توجه فرمایند.

۱ دلقکها و مسخرمهایی که زیر عنوان دلقک های درباری ایران) در این کتاب به آنها اشاره و یا از آنها یاد میشود اکثراً مشهور و شناخته شده اند و اغلب خوانندگان عزیز ما اگر داستان عالی از ایشان نخوانده باشند بطور یقین حداقل با نام آنها آشنایی دارند ، بهمین سبب به شما خواننده گرامی و نه این نگارنده در ملیت و ایرانی بودن آنها تردیدی نداریم ولی در مورد موطن اصلی یکی از دلقک ها که در کتاب حاضر با او زیر نام (مسخره) آشنا میشویم اطلاع دقیقی در دست نیست و نیز در قسمت مولانا و دلقكها ) مولانا جلال الدین محمد معروف به (مولوی) داستان هایی از دلقک ها با نامهای : ونكاح دلقك با فاحشه .

وشطرنج باختن دلقك با شاهه وملك ترمد و دلقك ، نقل می کند که معلوم نیست این دلقکها از آن چه کشور و متعلق یکدام دوره از سلطنت پادشاهان میباشند ، دیگر اینکه ومالك ترمده پادشاه کدام مملکت و از چه سلسله ای است ؟ در این چند مورد از خوانندگان دانشمند و استادان تاریخ تقاضای راهنمایی و ارشاد دارد .

برای خرید کتاب دلقک های مشهور درباری نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

زندگی نامه و خاطرات
منتشر شده در

دانلود کتاب چکیده انقلاب حیدرخان عمو اوغلی اثر رحیم رضازاده ملک

دانلود کتاب چکیده انقلاب حیدرخان عمو اوغلی اثر رحیم رضازاده ملک

 

 کتابی که پیشرو شما خواننده محترم است به زندگی شخصی بزرگی می پردازد که نامش حیدر است.و تا برگشتش بوطن جز این اسمی نداشت. بغیر از اینکه مانند شهر قفقاز که ضرورت شد بغیر از اسمش یک لقب نیز اضافه کند و نام حیدر همراه تاری وردیوف گردید و اورا با این نام و لقب می شناختند.
بعد از آمدن بوطن رفقا و دوستان در عنوان کردن نامش پیشوند خان نیز را اضافه نمودن و اینگونه به ایشان حیدرخان می نامیدند. و مانند کارهایی که در شهرهای مختلف چون مشهد انجام بود مثل مهندس برق بو و همینطور تهران به او حیدرخان برقی نام مینهادند.
و چون در انقلاب آذربایجان جان نثاری بسیار نمود به حیدرخان عمو اغلی نام نهادند.

بيشك، وقتی از انقلاب صحبت میشود نام بسیار کسان به میان میآید در بيان نيك و بد کسانی که در این دفتر یاد شده اند وجهه ی نظرم حقایق تاریخی است. نوشته های بسیاری که در مدح یا قدح دست اندرکاران انقلاب مشروطه ی ایران نشر شده است در من بی تأثیر است .
.
برای آنکه تا حد ممکن بازندگی حیدرخان عمواوغلی آشنایی حاصل شود به هر مآخذ و نوشته بی که احتمال میدادم و البته میتوانستم سر کشیدم . آنچه را که از نوشته های دیگران درست تشخیص دادم در متن آوردم و در حاشیه گاهی دیگر مآخذی را که در تأیید متن است و همواره آنچه را که مغایر با متن است – والبته از نظر من صحت آنها به تحقیق نپیوسته است ذکر کرده ام. بردمه ی خود میدانم از آقای سید محمد علی جمالزاده که طی نامه یی به تاریخ ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۴۸ ، آگاهیهایی از احوال حیدرخان عمواوغلی در دسترس من گذاردند ، سپاسگزاری کنم و نیز از دوست مهربانم کورش یاراحمدی که این دفتر به لطف ایشان به چاپخانه رفته است متشکرم.

 

 

کتاب سیاسی
منتشر شده در

دانلود کتاب انجمن‌ های نیمه‌ سری زنان در نهضت مشروطه اثر ژانت آفاری ترجمه جواد یوسفیان

دانلود کتاب انجمن‌ های نیمه‌ سری زنان در نهضت مشروطه اثر ژانت آفاری ترجمه جواد یوسفیان

 

 

زنان ایرانی که در جریان زندگی دشوار و پرفید خود همواره بیش از مردان معروض محدودیت های گوناگون بوده اند به ندرت مجال یافته اند تا در امور جامعه شرکت جویند د میروی عظیم خویش را در توسعه و تغییرات اجتماعی به کار اندازند.

این سرنوشت موجب گردیده است که از یک سو قوای دماغی و شور زندگی خواهی زنها خفه و خاموش شود و از سوی دیگر در همین وضعیت نامطلوب و مقرون به شیره روزی با مردان مقایسه شوند و مورد داوری تاریخ قرار گیرند اما جای بسی خرسندی است که شرایط پیشین در تغییر است و زنان ما نیز همانند توان سایر کشورها به دولت بیداری دست می یابند و برای نیل به حقوق طبیعی و اجتماعی خود می کوشند. براین اساس ملاحظه میکنیم که درست یک قرن پیش یعنی مقارن انقلاب مشروطیت، زنان ایرانی نیز به پیکاری خردمندانه و دامنه دار دست میبازند و مطالبات خود را در حوزه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی پیش می نهند و بر تحقق آن تأکید می ورزند. 

در آن هنگام زنان به خوبی دریافته بودند که برای وصول به آرمانهای والای خویش نخست باید بنیاد خودکامگی را برافکنند و آنگاه به استقرار حکومت قانون دست زنند. زیرا در پرتو آرامش و امنیت که محصول حکومت قانون است آگاهی علمی و فنی دست میدهد و جامعه لسلط خود را بر محیط اعمال می.کند. از این رو زنان در جریان انقلاب مشروطیت با جسارت بسیار پیش تاختند و به پیروزی آن امداد رسانیدند چندان که لباس رزم پوشیدند و حتی بی آنکه مردان مجاهد و فرماندهان ایشان آگاه شوند جنگیدند و نقد زندگی خویش را نیز در این راه در باختند.

هدف زنان رفع تبعیض دیرنده تاریخی در عرصه زندگی اجتماعی خویش بود و برای تحقق این مهم می بایست خود را توانا سازند. اما چگونه این کار امکان پذیر بود؟

از منظر زنان عصر مشروطیت آموزش دختران ایرانی ضرورت داشت زیرا تعمیم سواد و ایجاد مهارتهای لازم برای مشارکت اجتماعی و حضور در جامعه و کسب درآمد به استقلال زن می انجامید و او را از وابستگی به مرد می رهانید.

شگفت نیست که می بینیم زنان در مدت کوتاهی انجمن تأسیس کردند و به انتشار پس نشر به پرداختند و پول گرد آوردند و مهمتر از همه اینها، چهار سال پس از انقلاب مشروطیت علیرغم ناسازگاریهای جامعه سنتی آن روز و مزاحمت های مخالفان آموزش زبان در ایران فقط در تهران و در طی یک سال بیش از شهبت مدرسه دخترانه احداث کردند و به آموزش وسیع زنان همت گماردند. علاوه براین، زنان به منظور احقاق حق رأی که یکی از حقوق مسلم زندگی مدنی به شمار می آمد، مبارزه کردند و برای تصویب آن بر مجلس فشار آوردند.

گفتنی است که برخی از مردان فرهیخته آن روز نیز با جنبش زنان موافق بودند و از آن حمایت میکردند اما اکثر مردان ایرانی، جنبش نسوان و مخصوصاً آموزش آنها را تأیید نمیکردند و از این رو میبینیم که زنان در اغلب موارد ناگزیر بودند که نه تنها با دولت بلکه با مردان و از جمله بستگان ذکور خویش نیز مبارزه کنند. در پرتو این تلاش ها راه ترقی زن در ایران هموار شد به طوری که می توان گفت زنان امروز نیز به اقتضای مادران پیشتاز خود گام بر می دارند و دستاوردهای پرارجی را نصیب خود می سازند. بدون تردید به هم آمدن زنان در قالب انجمنها و تشکلات مردمی که از صدر مشروطه تا به اکنون دوام داشته است میتواند در تشکیل جامعه مدنی مؤثر افتد و حصول آن را امکان پذیر گرداند.

این رساله ترجمه بخشی از یک تحقیق معتبر دانشگاهی است که رویکرد گسترده ای به تاریخ مشروطه ایران از زوایای گونه گون داشته و توسط مردم شناسی فرهیخته و دانشمند خانم ژانت آغازی فراهم گردیده است. امید است مطالعه آن سودمند واقع گردد. «مورگان شوستر (Morgan Shuster) اقتصاد شناسی امریکایی که پس از انقلاب مشروطیت مدنی در ایران زیسته است، در اثر معروف خود موسوم به اختناق ایران که در ۱۹۱۲ مسیحی انتشار یافت، برای نخستین بار گزارش مشروحی از انجمنهای نیمه سری زنان ایرانی که در جریان انقلاب مشروطیت بنیاد گردیدند، در خارج از ایران انتشار داده است. مورگان تلاشها و خدمات ارزشمندی را که زنان ایرانی در جهت تحقق انقلاب مشروطیت به عمل آورده اند میستابد و معتقد است که زنان محجوب ایرانی که تجربه سیاسی و اجتماعی چندانی نداشتند، یک شبه ره صدساله پیمودند و به کارهایی چون معلمی و روزنامه نویسی و تأسیس باشگاه زنان و مبارزات سیاسی دست زدند و سرانجام طی چند سال به دستاوردهایی نیل کردند که زنان غربی در طول چند دهه و حتی یک قرن به آن دست یافته بودند.

برای خرید کتاب انجمن‌ های نیمه‌ سری زنان در نهضت مشروطه نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

زندگی نامه و خاطرات
منتشر شده در

دانلود کتاب وقایع روزانه دربار ناصرالدین شاه اثر محمدحسن خان اعتمادالسلطنه

دانلود کتاب وقایع روزانه دربار ناصرالدین شاه اثر محمدحسن خان اعتمادالسلطنه

 

 آنچه که در متن ذیل مطالعه می کنید مربوط بخشهای پایانی وقایع روزانه دربار ناصرالدین شاه است که بعنوان مثال آورده م تا با شیوه نوشتاری و موضوع کتاب بهتر و بیشتر آشنا شوید.

  دیشب بندگان همایون بواسطه دردسر شدید بیرون شام میل فرمودند و مراهم احضار کردند بواسطة خستگی نرفتم. حكيم الممالک که میدان را خالی دیده بود هم طبابت کرده بود هم ترجمه روزنامه بیچاره اگر ترجمه ای مشابه معالجه اش باشد زهی بدبختی دارالترجمه، برای در دسر و دوار جناب حكيم على الاطلاق پیاز اجویز کرده بودند و افراط در شرب شراب شیر از ۲ بجای اینکه پاشویه بدهند و مسکن استعمال نمایند مهیچ داده بودند.

خداوند جل شانه که همیشه حافظ وجود همایون است معدل کرده بسلامت ماندند و شب را هم بیرون خوابیدند اشخاصی که در پرده سرای همایون اجازه ورود داشتند، امین السلطان ، سید ابو القاسم ، مردك و آقا حسینهای . بودند. این سفر طالقان را باختصار تشریف آورده اند مرا پرده شهر یاری عبارت از چند چادر قلندری و تجیز سفید چادرهای ماتزمین است که عاریه گرفته اند. امین السلطان باین جهت مأمور شد که ما بین خوابگاه سلطنتی و حرمخانه مبارکه پادشاهی كشيك بكند و آن وجود بالا مقدس را از تطاول خارجی و از تفاضل حراست خودی محفوظ دارد و چنین کرد الحمدالله سالم وفاتم ماندند، خلاصه صبح امروز بشدت سرد بود هیزم بجهت منقل طوری کمیاب بود که تحصیات بخيال هم نمی آمد .

علی العليمه برخاستم لباس پوشیدم مصمم حر ک گردیدم آن زردی که هنوز تازه خیر و عالم در فال جبال ، اعمه خود را پرتو افکن شده بود خسرو ایران زمین ازین نشسته و راه کل را گرفته بالا راندند. من هم سوار شدم متعاقب موکب همایون راندم. بارتفاع چهار هزار ذرع از سطح در با باصل قله کوه آنجایی که کوه گرفته شده از سمت شمال بکلاردشت و از طرف جنوب بطالقان منظر دارد ؛ رسیدیم اصل قله این کوه تخت سلیمان مشهور است و ارتفاع آن چهار هزارو پانصد ذرع است.

در حوالی قله طرف شمال پوشیده از برف است که متجاوز از چهار هزار فرع از روی برف صور شده و این برف در بعضی جاها که قدری گود است تشکیل دریاچه ها داده که اطرافش برف است و آب بطور تفطير الرزين برفها خارج شده در پاچه تشکیل داده که پارچمهای یخ در میان این دریاچه ها شناوری میکند. خادمان حرم جلالت و مسئوران سرادق سلطنت خدر کنار یکی از این دریاچه ها به ناهار افتاده بودند. ما از قله برفی صعود کردیم و از طرف دیگران هبوط نمودیم اگرچه ماموران راه که از طرف پادشاه فرستاده بودند مانع حرکت به مردم شده بودند که کسی با این نیاید، مبادا راه را بگیرند پاسنگی پرتاب شود، با وجود این چون راه خیلی بد بود و سخت و عمودی سراشیب بود قریب به ربع فرسنگ بماك چون سنگ پیاده آمدم، سربازهای ترك ترك انسانيت کردم محض دلتنگی از مسافرت بادراج خرکی گارگاه سنگ میانداختند که سه سنگ از پهلوی من گذشته و بحمدالله مرا نگرفت، بقول مشهور : از من بود ، بجوال کاه گرفت

. و با حالت و اماده بافتاب گردان ناهار خوری شاه رسیدم طاوزان هم بود ، بندگان هما پورا دیدم که دوربین در دست گرفته تماشای مردم را میکرد کمتر کوه پائین میآمدند هر کس بخت و زحمت میامد مشعوف میشدند و خنده میکردند.

ناهاری صرف فرمودند من و طلوزان و دندانساز و میرزا احمد خان در یکجا ناهار خوردیم یعنی ناهار مرا صرف کردند. بندگان پادشاهی تفقد فرمودند نصف قرقاول کباب که خود نصف دیگر را مین فرموده بودند بتوسط سید ابوالقاسم برای من فرستادند. بعد از ناهار جون پناهگاهی نداشتم یعنی آفتاب گردانچی من سر گردان در گوه مانده بود آفتاب هم خالی از حرارت نبود چونکه غالبا درقلة جبال بواسطة لطاعت هوا حرارت آفتاب زیادتر مؤثر است نتوانستم بمانم ، سوار شدم براه افتادم از امین همایون که سازنده راه بود اما از قله کوه هیچ پائین نیامده بود پرسیدم بمنزل چه داریم ؟

گفت فرسخی ، از پستی و بلندی راه سؤال کردم گفت : چون کف دست است. این شخص بزرگوار که جوانی است خوش کار چنانکه ذکر شد پولی گرفته بود با ناظم خلوت که او هم پیر بی خردی است بلکه بعبارت غیر فصیح خر غریبی است آن پول را برادر و از بدون هیچ رعایت بانهایت اختیار میان خود تقسیم کرده بودند و مطالق طالقانیها را بطور بیگاری باینکار را داشته بودند، از حضرت باری و سر کار شهریاری ترسیده بودند بعلاوه تعارفی هم از اهل با ولت و صاحب تبول باسم تعارف ومصادره ماخوذ داشته بودند و بهیچوجه رعایت رعیت بینوا وبالاهل اردوی تا توانرا نکرده بودند! راه تنگ و تا قله سنك و منزل بیدو آذوقه نادیده بهر حال شش فرسخ راه پیمودیم و هر آن وحشت از مرگ داشتیم ، تا عصری بمنزل که پری جان است بی جان رسیدیم میرزا عیسی خان سرتیپ که از امکان است و من او را از پاکان میدانم جلو آمده بود و خانه سید خری را موسوم بسید اباصات گرفته بود ، جای حاضر کرده بود بی اختیار خود را خدمت خان سرتیپ رسانیدم جای خوردم اند کی آسوده قدم فکر شام و شب افتادم .

 

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری اثر فضیلت الشامی

دانلود کتاب تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری اثر فضیلت الشامی

 

 ابو مسلم وقتی از خراسان بلند میشود شمار ملی ندارد. میگوید الرضا من آل رسول در حالی که مسلما در میان افسران ابو مسلم کسانی وجود داشتند که مسلمان نمودند اما این شمار را برای کوبیدن عرب قبول داشته و می گفتند که باید به مردم عرب و ایران گفت که علقا به دروغ خود را به اسلام چسبانده اند و در واقع ما مسلمانان حقیقی هستیم به همین دلیل مسلمان و غیر مسلمان اهم از عرب و عجم حاضر شدند که با خلیفه اسلام بجنگد و زیرا بہر حال این شوشت، خلیفه عرب را می گویید با اینکه در رکاب ابومسلم فرق و افشار متفاوتی همچون : شیعیان کیسانی ، خوارج سیستانی، زردشتیان خرمدینی، روستاییان و پیشه وران و حتی بردگان شرکت داشتند، اما اینان تنها نه بخاطر نجات از ظلم بنی امیه سلاح در دست گرفته بودند و آرمان خود را در تحقق حکومت آل محمد (ص) می دانستند؟

اما افسوس این آرزو برآورده نشد حتی خود ابوسلم ضمن توبه نامه ای به منصور که عموما ” آن را مهمترین عامل قتل وی شمرده اند، پای خود را از ایمان تایجان خویش چنین می نویسد: من رهبری از دودمان پیغمبر داشتم کام الهی را بین بیاموزد و من می پنداشتم که ” علم راستین ” را نزد نواهم یافت اما او حتی قرآن را وسیله فریب من ساخت ؟ آری ، ابو مسلم نیز آرمان اسلامی داشت و به دنبال تحقق آن در جستجوی رهبری با فضیلت بود و آن را در وجود ابراهیم امام میدید، اما در این تطبیق به خطا رفت و بعقول دکتر صاحب الزمانی: انگیزه ” مازیا رو ابومسلم را تا زمانی که همین مقدار اطلاعات پراکنده در باره آن در دست است با هیچ مینکی، با هیچ وارونه گوشی و مسیح مشقتی نمی توان همسان و یکی دانست، ابومسلم مسلمان بوده : مسلمانی واقعی و معتقد او نیز تحقق آرمان بی تعیلی اسلامی را در رهبری فردی برتر از خاندان پرهیزگار پیغمبر می جست.

او می اندیشید اگر حکومت بنی امیه که مالامال از تبعیض و سلم است برکنار شود و زاهدی چون ابراهیم امام از خاندان پیامبر بر سر کار آید، خلافتی نظیر خلافت بی تبعیاتی و عادلانه علی ، زمام امور را در دست خواهد گرفت ؟ اما افسوس که همه آنها خیال خامی بود که در سر می پرورانید و چه جنایتها که در راه آن مرتکب نشد. شمارها . در هر نهضت و قیامی شهر در باروری آن نقش مهمی را بازی می کند .

شعار احساسات مردم و انقلاب کنندگان را تهیه کرده و راه نیروها را در تحقق آرمانهای انقلاب متمرکز می سازد . شمار بیانگر اهداف و آرمانهای یک ملت انقلابی است و از طریق آن میتوان به خواسته های یک ملت می برد. در انقلاب عظیم صدر اسلام پیامبر دستور داد که مسلمانان شعر بدهند و با احساسات پاک و انقلابی خود روحیه دشمن را تضعیف کرده و اهداف خود را پیش ببرند. شمار مسلمانها در جنگ تکبیر بود و به دنبال آن ندای با منصور است را دسته جمعی بانگ میزدند و به دشمن حمله می کردند و گهگاهی نیز در جنگها در برابر سرود دشمن رجز خوانده و مقابله به مثل میکردند. در جنگ احد ابوسفیان شمار داد : زنده یاد هیل اعل خیل اصل هیل ، پیامبر به علی فرمود که بگوید. خدا بزرگ و متعالی است . الله اعلى واجل دوباره ابوسفیان نعره زد که: بابت هزی داریم و شما بت ندارید .

ان لنا عزى و لا عزى لكم على فریاد کرد، خدا بزرگ ما است و شما مولی ندارید . الله مولا نا و لا مولی تکلم، و همین شمارها بود که باعث شد تا نیروی اندک با ایمانی قوی بر دشمن بیشمار و مسلح چیره شود و این چنین اسلام حماسه آفرید و پیروز گردید . خاطرات این شمارها و حماسه ها در ذهن مسلمانان باقی بوده و به همین جهت آنان از این حربه در نهضتها و نبردهای خود علیه حاکمان زور و ظاهرتهای زمان در تجدید اسلام ، حتى فرتها بعد از آن بهره می جستند. به اعتراف مورخان در تهشت علویان و حضرت زیدبن علی در کوفه به سال ۱۲۲ هجری، همان شعارهای اولیه تکرار شد. این اثیر می نویسد: در اول صفر سال ۱۲۲ هجری طرفداران زید در حدود ۱۵ هزار نفر بودند.

آنها قرار گذاشتند که علیه بنی امیه قیام گفتند و همان شب در مسجد کوفه جمع شدند اما متاسفانه قبل از اینکه کاری بکنند از طرف نیروهای یوسف بن عمر عامل بنی امیه در گونه محاصره شدند. در آن شب زیدین ملی در خانه حاوية بن اسحاق انصاری بود؛ زید از خانه بیرون آمد و همراه هواداران خود آتش روشن کرد. سپس همگی تکبیر گویان شعار با منصور است را بردادند و با بنی امید آماده نبرد لدند! صبحگاهان از نیروهای زید (۱۵ هزار نفر خبری نشد و تنها ۱۱۸ نفر به بسیاری تو آمدند و دیگران بی وفاقی کردند، جنگ شروع شد جنگی شرافتمندانه در راه دفاع از اسلام و سرانجام زید شهید شد ( دوم صفر ۱۲۲ هـ . ق) و چند سال بعد پسران یحیی بن زید در خراسان قیام کرد و به شهادت رسید، تا اینکه سیاه جامگان نهضت بزرگ خود را بر شد بنی امیه آغاز کردند در شیفت ابوسلم نیز همین شمارها تکرار میشدند و خاطرات جنگهای پ متن یار – تبدیل عکس به متن فارسی,  یامبر را تجدید میکردند.

 

در ۲۵ رمضان ۱۲۹ ابو مسلم همراه مبلقات بنی عباسی ، سلیمان بن کثیر و دیگر ایرانیان مرادار حکومت الرضا من آل محمد ام كه متشکل از مردم ۶۰ قربه بودند در قریه سفیدیج سروگرد آمدند. اگر اینان در واقع همان شیعیان و موالی ایرانی بودند که در قیام زیدین علی نیز شرکت داشتند آنان در حالیکه دو پرچم سحاب [ایر) و قل (سایه) را در پیش داشتند شبانگاه آتش روشن کردند و قیام خود را اعلام نمودند.

آنان شعار می دادند. با منصور است و ابومسلم آیه اذان الذین یقاتلون بأنهم ظلموا و ان الله على نصرهم لقدير را می خواند. فردای آن روز همه مردمان اطراف به او پیوستند و همه تکسیر می گفتند، روز عید فطر ابومسلم دستور داد که سلیمان بن کثیر نماز عید بگذارد. او نماز قطر را قبل از خطبه آن، بدون اذان و اقامه شروع کرد ( و این در حالی بود کند اپنی اسیه مکی آن می کردند و با شش تکبیر نماز گذارد (در حالیکه) بنی امیه با چهار تکبیر انجام می دادند؟ و بدین ترتیب نهضت بزرگ شروع شد و بعد از جنگها و پیکارهای زیاد سرانجام بساط علم و فساد و دستگاه استبداد امری ساقط گردید .

 

 

 

 

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب تاریخ زندیه: جانشینان کریم خان زند اثر ابن عبدالکریم علیرضا شیرازی

دانلود کتاب تاریخ زندیه: جانشینان کریم خان زند اثر ابن عبدالکریم علیرضا شیرازی

 

 

 

در تاریخ سلطنت کریم خان زند ایمانی بان برده است امر سلطنت بلاد ایران مغشوش و هر پنج روز نوبت حکمرانی بنام یکی بلندآوازه بوده تا در سنه ۱۱۶۳ مهر منیر دولت کریم خان زند از افق پرته ملایر عراق ظاهر و در سنه ۱۱۱۳ در شیراز وفات یافت و از هنگام فوت کریم خان که مبدای طلوع آفتاب عالمتاب : دولت قاجاریه است نیز بعضی از ارباب تواريخ بضبط وقايع اموران دولت روز افزون ارتکاب ورزیده و در ذکر وقایع انقراض دولت زندیه احدی متعرض نشده بود یکی از دوستان صمیم در جاده صداقت مستقیم خواهش نمود که این غبار قدوم را دروان طریق حکایت طراری و مرحله پیمایان وادی عبارت پرداری  ابن عبد الكريم علی رضای شیرازی بذكر مجملی از وقایع اموریکه بعد از فوت کریم خان تا انقراض دولت زندیه مقتضای حکمت اولى وقدرت لم يزلى بظهور رسیده است مبادرت نماید هرچند بنابر عدم استعداد و قابلیت ماده دامن از قبول آن برچیده تا مدتی گریبان این مطلب در کشاکش گفتکو واصرار او  از حد اعتدال تجاوز نمود آخر الامر اصرارش بر انکار این خاکسار غالب و است.

رضای خاطر او را طالب و از الطاف عیب پوش مستمعان مستظهر گردیده بذكر ان جسارت ورزید در بیان خانه کار خانان علیین اشيان وكيفيت أن كريم خان زند بعد از انتظام مهام اذربایجان و عراق و دارالمرز وکیلانات مراجعت بشيراز  و بعضی از عظما وسرخیلان و اشرار ولایات مزبور را باتقان خود آورده بدریخ سیزده شهر صفر سنہ ۱۱۷۹ وارد این باده مینو مثال وب بادی و معموری مملکت مزبور اشتغال ودر اصل شهر وخارج قلعه شیراز جنت دراز بیوتات دلکشا و عمارات وسيع ومسجد وحمامات وتكيا وخانات رفيع البنا وبركهاى كوترصف القضا و بازار ة وبروج وحصار کیوان رفعت و خاکریز وخندی قلعه آن شهر در کمال ضبط و استحکام بمهندسی طبع بلند ان خديو ارجمند صورت اتمام پذیرفته در سنوات توقف شیراز کلید فتح ولایت کرمان و محل سیستان که در تصرف جماعت سیستانی وافغان بود.

و بعضی از بلاد دیگر که در اوقات غیاب انسلطان دادگر از باز زده بودند بعلاوه ام البلاد بتمره باعتمام صادق  اطاعت سر خان ونظر على خان وعلى محمد خان زند و غیره از خوانین و سرداران بتصرف اونهای آن دولت در آمد للحق در عهد ان خدیو معدلت کستر که از فرط عدل وانصاف مصدوقة اذا أراد الله برعيه خَيْرًا جَعَلَ لَهُمْ سُلطان كَرِيمًا. سمت ظهور یافته واز  فر طلعت مهرکستر طالع در پرورش پرتو بیروزی بر ساحت احوال عموم ممالان محروسه بالتخصيص اهل شیراز تافته در بسیط آن بلده طیبه بحدى بساط عدل و داد گسترد شعر  که شد بیمن عدالت مداین اوله که شد میمنت امن کعبه ژنی بجایی رسید که از اکثر بقاع ربع مسكون معمورتر و از اغلب بلاد مشهورة عالم امکان مشهورتر خلقش در کمال آرام در بستر امن و امان اسایش کزین و مکرر اوقات با شاهدان ما رخسار زهره جبین بتجرع اقداح راح ريحاني اتش عشرت و شادمانی در کانون سینه میافروختند زمانه کرد مهیا بساط عیش و نشاط .

سپهر کرد معبد مهاد امن و امان . شعر و مدت سیزده سال در شیراز بستر استراحت گسترده در سال چهارده مفاد كُل نفس ذائقه انموت ساقی اجل پیمانه حیاتش را  از باده تلخکام دور دورتك ليالي و ایام مالامال واستیلای مرت موت بر مزاجش بسرحد کمال نشأ شراب ممات علامات اتمام دور حیاترا بر مقربان و پرستاران نشان میداد از جمله عظما  واکابر ولایات کہ ان خدیو عدالت ایات باخود بشیر از آورده ان محمد خان ولد محمد حسن خان قاجار بود که از سلسله جلیله سلاطین عظام ونتيجة رفيعة خواتین کرام آثار دولت وفر اقبال از ناصیه احوالش ظاهر و خورشید روز افروز دولتش در اوج سعادت هنگام فرصترا ناظر چون بمصداى إِذَا أَرَادَ اللَّهُ شَيْئًا  هياً أسبابه بایست اسباب ان دولت دوران عدت مجتمع ومهيا کردد .

 

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب جنگ چالدران اثر نصرالله فلسفی

دانلود کتاب جنگ چالدران اثر نصرالله فلسفی

 

 

با مداد روز جمعه سوم ماه رجب سلمدان سلیم خان سرداران و بزرگان لشکر را بار داد و یکسانی که در روز جنگ دلیری و مردانگی نشان داده بودند ، خلعت و پاداش عطا کرد. اسیران قراباش را نیز بفرمان وی گردن زدند و کشتگان دوسپاه را بخاک سپردند. سپس به ای دیدار بهروزه خانم زن شاه اسماعیل ، که اسیر گشته بود، بیاور مخصوص وی رفت و با مهربانی و احترام از و دلجوئی کرد.

روز دیگر نیز غنائمی را که از آن جنگی بدست آمده بود ، بسرداران و سربازان بخشید و جزیرقهای ایران چیزی برای خود بر نداشت. پس از آن از دشت چالدران راه تبریز پیش گرفت و از شهر خوی ، انحنام الی برای سلطان مصر و سلطان سلیمان پسر و ولیعهد خویش و خان انار «مريم» (شبه جزيرة کریمه) و عبیدخان از بک فرستاد .

هروز پنجشنبه نهم رجب این دو آن از سرداران عثمانی بنام پیری پاشا چلبی و احمد پاشا دونه کین اوغلی را با حکیم الدین ادریس بدلیسی کرد و با صدر، از پنی چاری تبریز وانه کرد ، تا مقدمات ورود وی را فراهم سازند و اگر از سران و سواران قرابش کمی در آنجا ماده باشد، بکشند و اء والدان را تصرف کنند. روز دهم رجب در راه تبریز یکی از امیران قزلباش بنام حاج رستم با پنجاه وار باردوی سلطان سلیم آمد و اظهار اطاعت کرد. ولی سه روز بعد معلوم شد که او و همراهاش بدستور شاه اسماعیل آمده اند تا هنگام فرصت سلطان را بکشند. پس فرمان وی همگی را گردن زدند، و سه روز بعد خالد ینگ نام از سران قزلباش راهم که باشد و پنجاه نفر بارد و آمده بود ، کشتند . نويسند: حقيقة التواريخ می نویسد که شاه اسماعیل چون در چالمتران شکست یافت بر آن شد که دشمن را بحبله از میان بردارد.

پس جمعی از سران و افراد جا نسپار قراباش دستور داد که دسته دسته باردوی سلطان سلیم پناهنده شود و از در اطاعت در آینده و همینکه جمعشان بدو سه هزار رسید ناگهان شعی بر اردوی عثمانی شبیخون زاند و سلطان را بکشند . ولی چون حاج رستم باردوی عثمانی رسید یکی از امیران ترکمان سلطان را نهایی از قصد وی و همراهاش آگاه کرد سلطان دستور داد که ایشان را شکنجه و استنطاق کردند و چون حقیقت امر آشکار شد، جملگی را کشتند . روز پنجشنبه شانزدهم رجب، سامان سلیم خان بمحله سرخاب رسید. ازین محل داشهر تبریز تمام راه را با قالبهای گرانبها مفروش کرده و چندتن از علما و اعیان شهر با جمعی از مردم باستقبال آمده بودند .

سپاهیان عثمانی در کنار شهر فرود آمدند و سلطان سلیم امر کرد که سربازان دست از کشتار و غارت و تصرف دارای مردم باردارند. همچنین دستور داد مسجد جهانشاه و مسجد حسن پادشاه را که بفرمان شاه اسماعیل ویران شده بود تعمیر کنند و اوقاف این دو مسجد در تصرف هر کس باشد بگیرند و تصرف کننده را بکشند. روز بعد که جمعه هفدهم ماه رجب بود، سلطان سليم بمسجد حسن پادشاه ( در میدان صاحب آباد ) رفت و نماز گزارد و خطیب بقاعدة اهل سنت و جماعت خطبه خواند. ولی چون خطبه بنام پادشاه رسید، بجای آنکه نام سلطان سلیم را بر زبان آرد ، گفت : السلطان بن السلطان ابو المظاهر اسماعیل بهادرخان … سرداران ترك شمشیرها کشیدند تا خطیب را بکشند، ولی سلطان سلیم نگذاشت و گفت که از بانش عادت کرده است و گناهی ندارد میں لطان سلیم دستور داد که تمام خزائن و اموال شاه اسماعیل و سران قزلباشا از شد و جنسی، صرف کنند و احمد بیگ قاپوچی باشی را مأمور اینکار کرد. پس از آن شهر تبریز را مرکز فرماندهی سپاه خود ساخت، زیرا مصمم بود که زمستان را در تبریز بگذراند و سراسر آذربایجان را مطیع سازد، و در آغاز بهار بعراق و اصفهان و فارس حمله برد.