کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب جنگ سرنوشت ساز قادسیه و پی آمدهایش اثر امیرحسین خنجی

دانلود کتاب جنگ سرنوشت ساز قادسیه و پی آمدهایش اثر امیرحسین خنجی

 

 

عربستان سرزمینی بود کم آب و گیاه با جمعیتی بزرگ که امکان زیستن در آن دشوار بود، و اتحاد ساختگی و زورکی قبایل پراکنده عرب که به زور شمشیرهای جهادگران مدینه حاصل شده بود هر آن ممکن بود که از هم بپاشد؛ زیرا قبایل مجبور بودند که برای حفظ یا حصول زمین و چراگاه و منابع زیستی به دوران ستیزه های قبیله بی برگردند. گرچه سرزمینهای دروني عربستان بیابانی و کم آب و گیاه بود ولی عربستان یک جمعیت بزرگ چند میلیونی داشت؛ زیرا بلاهای طبیعی زلزله، سیل و با قحطی که معمولاً در سرزمینهای تمدنی جمعیتها را کشتار میکرد در عربستان رخ نمی داد؛ و علت اینکه عربستان دارای یک جمعیت چند میلیونی بود همین بود. عمده جمعیت عربستان در یمن و در شرق عربستان جاگیر بودند.

بیشترین تراکم جمعیتی عربستان در یمن بود آمار قبایلی که در فتوحات اسلامی از یمن بیرون آمده به عراق و ایران و شام و مصر خزیدند و در گفتارهای بعدی خواهیم شناخت نشان می دهد که یمن در آن زمان حدود دو میلیون جمعیت داشته و بیش از یک میلیون از مردم یمن در خلال دو دهه پس از آغاز جهانگیری عرب به سرزمینهای شام و مصر و عراق و ایران کوچیده اند و این را در این کتاب به مناسبت، خواهیم دید. عربستان در این زمان از نظر جمعیتی به وضعی رسیده بود که هیچ راهی جز آن نداشت که بخش بزرگی از جمعیتش را به بیرون از مرزهایش پرتاب کند؛ یعنی بخش بزرگی از قبایل به هر حال میبایست به سرزمینهای بیرون از مرزهای عربستان میخزیدند. این وضعی بود که در تاریخ جهان بارها و بارها اتفاق افتاده بود و در هر دوره بخشی از جماعات بشری به سبب کمبود موارد و منابع زیستی مجبور شده بودند که دسته جمعی به درون سرزمینهای دور و نزدیکشان بخزند خزش جماعات آریایی به درون هند و اناتولی و اروپا در دورانی از تاریخ باستان یکی از نمونه های این خزش بشری بود که مطالعه گران تاریخ با آن آشنایند. خزشهای بزرگ جماعات ترک از سده پنجم هجری به بعد به درون ایران و اناتولی نمونه دیگری از این خزشهای جماعات بشری است.

در میان همه جابجاییهای بزرگ تاریخی اقوام جهان جابجايي قوم عرب ویژگی منحصر به فردی داشت زیرا زیر پرچم عقیده ایدئولوژی) و با هدف گسترش عقیده در سرزمینهای دیگر صورت گرفت. سرزمینهای ماورای فرات جنوبی در جنوب عراق کنونی که دنباله طبیعی عربستان به شمار می رفت از دیرباز و از عهد شاهنشاهی پارتیان جایگاه بخشی از قبایل عرب بود و در درون مرزهای ایران قرار داشت دولت ساسانی برای کنترل قبایل عرب دو اتحادیه بزرگ از این قبایل در منطقه تشکیل داد که در زمان شاپور دوم ساسانی در هم ادغام شده تشکیل امارتی دادند که ایرانیان آن را شورستان و عربها حیره نامیدند مرکز این امارت شهر نجف در جای نجف کنونی بود ریاست این اتحادیه در دست قبیله یمنی بنی لخم قرار گرفت که در زمانی از دوران پارتی به آن منطقه کوچیده بودند. بنی لخم در سده ششم مسیحی به دین مسیح درآمدند و مذهب یعقوبی داشتند. ۱۳

یک افسر ایرانی همیشه به عنوان فرماندار منطقه در حیره مستقر بود. نام این افسر در آغاز سلطنت خسرو پرویز را فرخان شاهمرد نوشته اند فرخان نام خاندانی و شاهمرد لقب او بوده در حوالی سال ۶۰۸م، و در میان پیشروی های سپاهیان ایران در شام امیر حیره که نعمان ابن منذر بود مورد خشم خسرو پرویز قرار گرفت و ریاست حیره از لخمی ها گرفته شد. در علت این امر نوشته اند که عدی ابن زید – شوهر دختر نعمان و مشاور دربار ایران در امور عربستان با نعمان اختلاف یافت، و نعمان از عدی نزد خسرو پرویز بدگویی کرد و اجازه گرفت که عدی را گرفته به زندان کند خسرو به او اجازه داد آزادی عدی را صادر کند خسرو فرمان آزادی او را به دست یک شخصیت عرب برای نعمان فرستاد، ولی عدی را نعمان در زندان خفه کرد و مبالغ هنگفتی رشوه به فرستاده داد تا برای دربار گزارش برساند که عدی پیش از این مرده بوده است.

نامه نی نیز به دربار نوشت و از آنکه غفلت او سبب شده که عدی در زندان بمیرد پوزش خواهی و تقاضای بخشایش کرد، و به دربار پیشنهاد داد که زید پسر عدی به جای پدرش به عنوان مشاور دربار در امور عرب منصوب شود. زید ابن عدی وقتی به دربار ایران راه یافت ترتیباتی چید و خسرو را از نعمان به خشم آورد. پس از آن به نزد نعمان رفت و او را بیم داد که خسرو از او در خشم است. به دنبال آن نعمان را خسرو به دربار طلبید ولی نعمان از بیم آنکه خسرو قصد به درباره اش دارد از نجف گریخته به میان قبایل طی رفت رئیس طی در آن زمان حاتم طائی بود). رؤسای طی به او گفتند که ما نمیخواهیم به خاطر تو مورد خشم خسرو واقع شویم و به او پناه ندادند.

او سپس به ذی قار – سرزمین بنی شییبان رفت و هانی ابن مسعود شیبانی رئیس بنی شیبان که کارگزار ایران بود او را نزد خود پذیرفت خسرو از فرار نعمان در خشم شد، و هانی این مسعود چون این را شنید به نعمان مشورت داد که بهترین راه آنست که به تیسپون برود و خود را به دامن شاه اندازد شاید مورد بخشایش قرار گیرد نعمان ناگزیر به تیسپون رفت زید ابن عدى مأمور تحویل گرفتن او شد و او به زودی سر به نیست گردید. گویا خسرو فرمود تا او را در خانقین به زندان کردند و او در زندان مرد و گویا او را به زیر پای پیل افکندند. ۱۴ پس از آن حیره زیر اداره مستقیم دربار قرار گرفته توسط افسری با سمت مرزبان اداره می شد.

 

برای خرید کتاب جنگ سرنوشت ساز قادسیه و پی آمدهایش نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب تاریخ ماقبل ماد اثر امیرحسین خنجی

دانلود کتاب تاریخ ماقبل ماد اثر امیرحسین خنجی

 

اطلاعمان از تاریخ ایران ماقبل ماد علاوه بر اندک یافته‌هایی که در کاوش‌های باستان‌شناسی آمده است به اساطیر و داستان‌های تاریخی محدود می‌شود؛ و تا زمانی که دولتی در ایران بر سر کار بیاید که به بازشناسی گذشته‌های ایران علاقه نشان بدهد و باستان‌شناسان و تاریخ‌نگاران را تشویق کند که با کاوش‌های دلسوزانه و بازخوانی داستان‌های تاریخی و اساطیرمان دست به بازشناسی و تفسیر تاریخ ایران در سده‌های پیش از تشکیل دولت ماد بزنند.

بزنند، مطالعه تاریخ واقعی تمدن ایرانیان برای ما از زمانی شروع می‌شود که دولت ماد تشکیل شد و با دولت آشور در ارتباط قرار گرفت. اطلاعات ما از تاریخ ماد نیز، چنانکه پایین‌تر خواهیم دید در حال حاضر به همان اسناد و مدارکی محدود می‌شود که شاهان آشوری از خودشان برجا گذاشته‌اند، به علاوه گزارش اندکی که هرودوت در تاریخ خویش آورده است.

گوتی‌ها و لولوبی‌ها در اسناد بازمانده از دوران آگادی و آشوری از قبایلی نام برده شده است که در ناحیه آذربایجان و کردستان و کوه‌های زاگروس تا لرستان کنونی می‌زیسته‌اند. یکی از اینها قبایل «گوتی» است که در سده‌های آخر هزاره سوم پیش از مسیح در نواحی شرقی کردستان کنونی می‌زیسته و تشکیلات سیاسی و نظامی نسبتا نیرومندی داشته‌اند. نام گوتی را اکادی‌ها و آشوری‌ها به اینها داده‌اند و معنایش مشخص نیست اینکه نام اصلی اینها چه بوده نیز اطلاعی باز نمانده است. نام آنها در گزارش‌های کشورگشایان میان‌رودان تا سده ششم بم و تا زمانی که پادشاه ماد تشکیل شد به طور ناپیوسته در میان است.

گاه نیز در اسناد آشوری به سرزمین ماد «سرزمین گوتی‌ها» گفته شده و به جای قبایل ماد از قبایل گوتی نام برده شده است. یعنی نام مادها و گوتی‌ها را به جای هم به کار برده‌اند که معلوم می‌دارد گوتی‌ها و مادها هم‌ریشه بوده‌اند علت اینکه نام اینها وارد اسناد بابلی و آشوری شده آن است که شاهان میان‌رودان از دیرباز درصدد دست‌اندازی بر سرزمین‌های اینها بوده‌اند.

اسناد برجامانده در میان‌رودان نشان می‌دهد که در سده‌های آخر هزاره دوم پیش از میلاد میان آنها و نیروهای آگادی جنگ‌هایی در گرفته، آنها در یکی از جنگ‌ها در حوالی ۲۲۱۵ پیش از میلاد نارام‌سین آگادی (نواده‌ی سارگون اول) که به منطقه‌شان لشکرکشی کرده بود را به قتل رسانده و به دنبال آن بخش جنوبی میان‌رودان را گرفته و «نیپور» (پایتخت مقدس سومر) را به تصرف درآورده‌اند و شاهشان کتیبه‌ای به زبان اکدی به مناسبت این پیروزی در نیپور از خود برجای نهاده است. این امر به مهاجرت جماعت‌هایی از گوتی‌ها به درون میان‌رودان انجامید. آنها از آن پس به عنوان قوم فاتح، برای حدود صد سال در سومر حکم راندند و نسل‌های بعدی‌شان اندک اندک در مردم منطقه حل شدند.

در کتیبه‌ای که یک شاه سومری در سده‌ی بعدی برجای نهاده خبر از آن داده شده که گوتی‌ها مردم سومر را بر ضد یکدیگر شوراندند و احکام شرعی را خوار داشتند و برای… فرمان‌های خدایان حرمتی باقی نگذاشتند معنای دیگر این نوشته آن است که آنها نظامی را برقرار کردند که نظام بهره‌کشی سابق را که بر احکام دینی سومریان استوار بود از میان بردند و بردگان را برضد اربابان شوراندند. این اصلاحات به نابه‌سامانی اوضاع در سومر انجامید، و اثر این نابه‌سامانی در کتیبه دیگری آمده که خبر از آن می‌دهد که معلوم نیست چه کسی شاه است و چه کسی فرمانبر است. یعنی گوتی‌ها با آمدنشان نظام ارباب و بردگی را برهم زده‌اند و به بردگان آزادی داده‌اند و تفاوت طبقاتی مبتنی بر احکام شرعی که پیش از آنها بر جامعه حکم‌فرما بود را از میان برداشته‌اند. تحولی که پس از دوران حاکمیت اینها در سومر ایجاد شد را نیز باید ناشی از تأثیر فرهنگ عدالت‌گرایانه اینها بر سومریان دانست.

چنانکه می‌دانیم «عشتار» یکی از خدایان مردم شمال میان‌رودان بوده است. این نام ریشه سامی ندارد و می‌تواند تلفظ واژۀ «استار» و «استر» باشد که یک لفظ خالصاً آریایی است. شاید بی‌جا نباشد اگر گمان کنیم که پرستش آناهیته در هزاره سوم پم توسط گوتی‌ها به میان‌رودان راه یافته و سامی‌های میان‌رودان همان نام آریایی بر این ایزدبانو اطلاق کرده او را به لفظ خودشان عشتار نامیدند زیرا اکنون که رازهای زبان‌های کهن اقوام سامی کشف شده ما تقریباً مطمئن‌ایم که واژهٔ عشتار در زبان‌های سامی ریشه ندارد و اصل آن می‌بایست که واژه آریایی استار بوده باشد نخستین قومی که بعدها در اتحادیه ماد از آنها نام برده شده است همین قوم گوتی بودند که در اسناد آشوری در عبارتی خشمگینانه از آنها با نام گوتیهای بی خرده نام برده شده است. در اسناد بابلی نیز به طعنه اشاره شده که گوتیها به زیر پای شاهان ماد افتادند (یعنی به اطاعت شاه ماد در آمدند).

وقتی نشانه های بازمانده از این قبایل را بررسی میکنیم متوجه می شویم که گوتی ها مردمی آریایی بوده اند که از زمانهای بسیار دوری در غرب فلات ایران جاگیر بوده اند، و بعد هم وارد اتحادیه ماد شده اند که هم نژاد و هم زبانشان بوده اند. از این رو گوتی ها را باید نخستین قبایل شناخته شدۀ ایرانی در غرب فلات ایران دانست که در هزاره سوم پم در این منطقه دارای تمدنی بودهاند؛ و خدایشان نیز آناهیته (ناهید) بوده که یکی از خدایان بسیار دیرینه ایرانیان است. انتشار پرستش عشتار (استار) در میان رودان نشانه ای از نفوذ فرهنگ این قبایل آریایی در میان اقوام میان رودان است.

سرزمین اصلی گوتیها کردستان کنونی بوده است. سرزمین وسیعی در غرب فلات. گردوخ» بوده است. کردها قومی خالصاً آریایی اند. اگر کاوش‌های باستان‌شناسی در این منطقه صورت بگیرد شاید بتوان به پیوند تاریخی میان مردمی که شاهان میان‌رودان به آنها نام گوتی داده‌اند و کردها دست یافت و چه بسا که بتوان نام اصلی این قبایل را در میان یافته‌های باستان‌شناسی به دست آورد؛ مردمی که نیاکان بخشی از کردهای امروزی بوده‌اند. یکی دیگر از جماعات ساکن در غرب فلات ایران قبایل «لولوبی» بوده که در همسایگی گوتی‌ها در منطقه کرمانشاه کنونی به سوی جنوب تا مرزهای کشور عیلام می‌زیستند و دارای تمدن نه چندان پیشرفته و نوعی دولت بوده‌اند. لولوبوم نامی بوده که آگادی‌ها به این مردم داده بوده‌اند، و شاید معنایش کوه‌نشینان باشد ما از نام اصلی این مردم اطلاعی نداریم. نشانه‌های بازمانده بر دل کوه‌ها خبر از وابستگی این مردم در پایان هزاره سوم بم به دولت اکادمی می‌دهد؛ یعنی سرزمینشان بخشی از کشور آگاد را تشکیل می‌داده است. به عبارت دیگر، اکادی‌ها سرزمین اینها را اشغال کرده و شاه آنها را دست‌نشانده خویش کرده بوده‌اند. کتیبه‌ای از نارام سین آگادی که پیش از کشته شدنش به دست گوتی‌ها نوشته شده، خبر از تسخیر سرزمین‌های لولوبی‌های کوه‌نشین و باج‌گذار کردن مردمش داده است. یکی از شاهان لولوبی که «آنوبانینی» نام داشته، حوالی ۲۲۰۰ پم سلطنت می‌کرده است.

 

 برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب تاریخ خاندان مرعشی مازندران اثر میرتیمور مرعشی تصحیح دکتر منوچهر ستوده

دانلود کتاب تاریخ خاندان مرعشی مازندران اثر میرتیمور مرعشی تصحیح دکتر منوچهر ستوده

 

 کتاب حاضر را ابوتراب فرزند میرتیمور مولف کتاب از روی نسخه ای که پدرش تنظیم کرده بود رونویسی کرده و بالای خطبه و بسمله تاریخ میرتیمور علیه الرحمه را افزوده است.
در ازای صفحه رونویس شده بیست و هفت سانتیمتر و پهنای آن هیجده سانتیمتر و در ازای نوشته آن نوزده سانتیمتر و پهنای آن دوازده سانتیمتر است.
انتهای ص 364 صفحات کتاب با این جمله ناقص سر در پیش انداخته و به در بردند تمام می شود و نسخه ناقص می ماند.
از ابتدای صفحه 365 تاریخ طبرستان و رویان و مازندران میرظهیرالدین مرعشی است که با اینم جملخ شروع می شود. روایت است از طوس تو در که سپه سالار کیخسرو بود در پنجاخ هزار که اکنون کوسان می نامند.
این عبارت مقدمه فصل در ابتدای عمارت ساری و کیفیت آن است که دو سطر اخر صفحه 28 از چاپ پطرزبورگ است و چون صفحات نسخه موجود و تاریخ طبرستان و رویان چاپی با یکی دو سطر اختلاف با یکدیگر می خوانند باید در حدود بیست و هشت صفحه از اول نسخه تاریخ طبرستان میرظهیرالدین افتاده باشد.
ظاهرا کاتب دو نسخه از این دو کتاب را به دست آورده و از انها رونویس کرده.
و در یک مجلد جای داده است. خط تاریخ میرتیمور درشتر از خط تاریخ طبرستان میرظهیرالدین است ولی ظاهر هردو کتاب با قلم یک نویسنده نوشته شده است.خط این دو کتاب به شوه نستعلیق قرن دهم و یازدهم هجری است

 

برای خرید کتاب تاریخ خاندان مرعشی مازندران نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

نمایشنامه و فیلمنامه
منتشر شده در

دانلود کتاب لیرشاه اثر ویلیام شکسپیر ترجمه جواد پیمان

دانلود کتاب لیرشاه اثر ویلیام شکسپیر ترجمه جواد پیمان

 

 

این نمایشنامه در یک پرده به اوج بحران و عظمت می رسد. و آن همان پرده دوم است که طوفانی سهمگین برخاسته است و بنداری جهان رویه نابودی می رود و احساسات مردمی که در آن پیرامون هستند نیز دچار طغیان کشته است … آوای تندر پنداری ندای خشم طبیعت است که از دیدن اندوه بی پایان پدری پیرونا بخرد که بازیچه دست فرزندانی ناسپاس گشته است به هیجان آمده و احساساتش سرکشی میکند. سخنان هراس انگیز ایر این پیر مرد بیچاره که با آوای گوش خراش تندر آمیخته است آدمی را پریشانحال می سازد.

طوفان با گردبادهای خویش بر سر لیر آب و آتش می ریزد. فرشهای طوفان و آذرخشهای پیاپی مانند فریادهای نیر در فضا طنین می افکند. در نظر آدمی این میان طبیعت بی تابکار مینماید که با دختران ایر همدستانی می کند و این پادشاه را از سر قهر و کین آزرده میسازد.

اما از سویی هم این تندبادها همچون آه این مرد سالخورده و رنجور و همچون شراره های خشم او و بارانهای سرشک او جلوه گر می شود: لیر به طوفان میگوید من شما را دستیاران برده و فرومایه ای می دانم. زیرا با دو دختر شرور و بدخواه من مراکه اینچنین فرسوده و سپید موی هستم می رنجانید . طوفان درونی او هم هر لحظه چراغ شعور و عقل او را بخاموشی تهدید می کند .

آخرین تلاشهای ایر که با طوفان درونی وی در آمیخته است سبب می شود. که برقی از فکر او جستن کند ، و اندك نمودی از نبوغ از و بتراود. اما سرانجام طوفان عقل او را میکوبد و ایر را به نیرویی مرموز می سپرد تا کم کم بسوی یك خاموشی هول انگیز روان گردد. اپردیوانه میشود و در آغوش ناتوانی مطلق بخواب می رود و پیرامونیان دل افسرده و وفادارش میکوشند تا با معجون محبت و اخلاق و صمیمیت خود اندکی از طوفان درونی او بکاهند و کامیاب نمی شوند و سرانجام داغدار می گردند.

این شرح مختصر گوشه ای است از پرده های هزار رنگ این شاهکار بدیع بی شک هر خواننده ای که این اثر را تا به آخر بخواند بقدرت شگرف آفریننده آن آفرین می گوید داستان این نمایشنامه بسیار کهن است. در روزگاری که مردمی بنام سلت درین جهان می زیستند، این داستان یک افسانه طبیعت بوده است . زیرا به عقیده بسیاری از محققانی که در افسانه ها و عقاید آن مردم بر رسی کرده اند ، لفظ لير بمعنی نپتون دورترین ستاره منظومه شمسی است و گانریل و ریگان دو دختر سرکش و نا سپاس لیر بمعنی طوفان و باد و تندرست و کردلیا کهترین دختر ایر بمعنی نسیم ملایم است. شک نیست که هر جا طوفان تندر بر طبیعت فرمان راند حاصلی جزویرانی ندارد .

نام لیر – طبق تعبیری که جئوفری مان موئی (۱) در تاریخ بریتانیا (۲) از نام لیر میکند این نام را یک نام سلتی دانسته است و حال آنکه مطابق اصول واژه شناسی این اسم باید از اصل ایرلندی باشد و نه صلتی و در تفسیری که تامسون (۳) در شش داستان انگلیسی قدیمی (٤) که بعد در این کتاب بوسیله کایلز (۰) اصلاح حاتی شد و در ۱۸۴۲ در لندن انتشار یافت بر گفتار حنو فریمان موئی نوشته است میگوید: ایر پسر بلددود (٦) بر رود سور (۷) شهری بنا کرد که بزبان بریتانیایی شهر کائولیر (۸) و بزبان سکسونی به لی سیستر (۹) مشهور بوده است.

 

برای خرید کتاب لیرشاه نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

زندگی نامه و خاطرات
منتشر شده در

دانلود کتاب خاطرات محسن مخلباف

دانلود کتاب خاطرات محسن مخلباف

 

من محصول يك ازدواج شش روزه ام یک روز پدرم عاشق شد، ماه ها زمین و زمان را به هم ریخت تا مادرم را برای ازدواج راضی کند، وقتی به عشقش رسید شش روز با او زندگی کرد و رفت نه ماه و چند روز بعد من به دنیا آمدم. مادرم چادری بود اما مذهبی نبود چادر گلدار ریز نقشی می پوشید و فکل موهایش را از زیر چادرش بیرون میگذاشت.

گونه های استخوانی اش لاغری او را نشان میداد خودش میگفت از صورت گدایم و از هیکل فقير لاغرى مفرط او محصول فقر و گرسنگی زندگانی او بود. او را در دوازده سالگی شوهر داده بودند. در شانزده سالگی خواهر بزرگم عزت را زاییده بود و بعدتر برادرم رضا را بعد از هجده سالگی اختیارش دست خودش آمده طلاق گرفته بود و خودش را از شوهری که به او تحمیل شده بود رها کرده بود بعد شروع به درس خواندن کرده دیپلم بهیاری اش را گرفته بود و برای خودش بهیار اتاق جراحی بیمارستان شده بود.

در یکی از روزها که از بیمارستان برمیگشته در مقابل نگاه پدرم واقع شده بود و دوباره در دام بلا افتاده بود میتوانست یک دقیقه دیرتر یا زودتر از محل تلاقی نگاه پدرم رد شده باشد و پدرم که هر روز از کوچه دیگری به سر کار میرفت میتوانست آن روز هم از کوچه خانه مادرم رد نشده باشد و مثل هر روز بی هیچ اتفاق هیجان انگیز یا خانمان براندازی شب به خانه خودش برگشته باشد و حالا نه من وجود داشته باشم، نه این خاطرات و خطرات بر خلاف مادرم که لاغر بود و نحیف پدرم چاق بود و فربه چنان چاق که به سختی راه میرفت بعدها که عکس او را دیدم تنها شباهتی که بين او و خودم یافتم چشمهای ما بود که هر دو شبیه چشم گوسفند بود.

پدرم ازدواج کرده بود و از همسر اولش دو دختر داشت. میگویند. آرزوی پسر داشته و برای همین با مادرم ازدواج کرده تا برایش پسری بیاورد. این را باور نمیکنم اگر چنین بود چرا وقتی شنید از او پسری به دنیا آمده حتی نیامد نوزاد را ببیند؟ پس چرا حاضر نبود برایم حتی شناسنامه بگیرد؟ نگرفتن شناسنامه حادثه پیش پا افتاده دیگری است که اگر اتفاق نمی افتاد، اکنون زنده نبودم تا این خاطرات را بنویسم این حادثه پیش پا افتاده زندگی بخش را بعد از این دقیق تر خواهم گفت پدرم مدتها برای عشق مادرم بیقراری میکرده و دست از سر او برنمی داشته تا مادرم عشق او را باور میکند و به پیوند با او رضایت می دهد. خطبه عقد را که خوانده بودند دست پدر و مادرم را در دست هم گذاشته و آنها را به حجله فرستاده بودند.

در اولین هماغوشی آن دو من که همراه پدرم بودم از او عبور کردم و در دل مادرم خانه نشین شدم. من بودند باید اعتراف کنم این تنها مسابقه معنی دار و ارزشمند زندگی من بوده و پس اگر در مسابقه اسپرم ها برنده نمی شدم هرگز وارد جهان شما نمی شدم. نه ماه و چند روز در دل مادرم زیستم و از ذره ای به جنینی کامل تبدیل شدم تولدم دیر اتفاق افتاد تا آن جا که ترسیدند مرده به دنیا بیایم. مادر بزرگم میگفت صدای ونگ زدنم که به هوا رفته، بند نافم با يك قیچی کهنه و زنگ زده از تن مادرم جدا شده غروب بوده است. موذن مسجد اذان میگفته مرا در تشت مسی شسته بودند. یکی از همسایه ها در گوشم اذان گفته بود و مادر بزرگم دعا کرده بود که مسلمان و شیعه و مومن باشم.

بدین سان در خانواده ای شیعه به دنیا آمدم پس شیعه شدم. در همان خانه همسایه گردی داشتیم که سنی بود. اگر در اتاق او به دنیا می آمدم ای بسا سنی میشدم تازه در محله مان يك همسایه ارمنی داشتیم که اگر در خانه او به دنیا آمده بودم لابد ارمنی میشدم. اسلام حقیقتی که سه دهه اول عمرم بدان اعتقاد داشتم، بیشتر ریشه در اتاقی داشت که در آن متولد شده بودم به دنیا آمدن من ناخواسته به مادرم تحمیل شده بود. نه او نه هیچکس دیگر منتظر آمدن يك سربار اضافی دیگر به زندگی پر مشقت مادرم نبود.

 

برای خرید کتاب خاطرات محسن مخلباف نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

نمایشنامه و فیلمنامه
منتشر شده در

دانلود کتاب زندگی برتولت برشت اثر ورنر هشت ترجمه جاهد جهانشاهی

دانلود کتاب زندگی برتولت برشت اثر ورنر هشت ترجمه جاهد جهانشاهی

 

۱۸۸۸ گوته در سن ۵۶ سالگی در گذشت. مارکس پنج سال پیش در گذشته است. انگلس ۶۸ ساله مشغول نوشتن کتاب لودویگ فویرباخ و گذر از فلسفه کلاسیک آلمان» است.

نیچه چهل و چهار ساله میل به قدرت را می نویسد ویلهلم اول امپراطور آلمان در ۹۲ سالگی به خواب ابدی فرو می رود پسر و جانشین او فریدریش سوم در همان سال سر بر خاک می کشد گاندی ۱۹ ساله است تولستوی ۶۵ گورکی ۲۰ ساله و لنین و روزالوگه امبورک ۱۸ ساله توماس مان و راینر ماریا ریلکه ۱۳ ، استالین ۱۹ ساله و هیتلر در ۱۸۸۹ زاده شد.

در سال های نهایی قرن گذشته کتابهای داستایفسکی» «تورگنیف » « فلاوبر » فونتان » «کلر» «امیل زولا » در دسترس عموم است و برای خرید آنها علاقمندان صف های طولانی می بندند و نمایشنامه های «اییسن» «استریندبرگ» «ها و پتمن» و «چخوف » صحنه تئاترهای اروپا را بخود اختصاص داده اند. ۱۸۹۰ برای اولین بار روز اول ماه مه جشن گرفته می شود. سندیکاها پدید می آیند. از سال ۱۸۹۲ بطور رسمی یکشنبه ها روز استراحت عمومی اعلام می شود . ۱۸۹۶

اشعه ایکس کشف شد و «اتولیلییانتال» طی پرواز آزمایشی سقوط می کند و اتومبیل اولین قربانی خود را می گیرد بازیهای المپیک عصر جدید پا می گیرد اولین فیلمها بصورت گزارشات خبری به اجرا در می آید کشف آسپرین سال ۱۸۹۷ گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر متولد می شود و ۱۸۹۷ بیسمارک فوت میکند. ۱۸۹۸ برشت و ۱۸۹۹ همینگوی زاده می شوند.

«توماس مان » «راینر ماریا ریلکه»، «گورکی» و «فروید » اولین آثار خود را منتشر می کنند. هر یک از شخصیت های بالا بر سرنوشت انسان قرن بیست چه مثبت و چه منفی تأثیر گذار بودند و قرن ما که اکنون سالهای پایانی خود را طی می کند بدون حضور آنها احتمالاً روبنا و زیر بنایی کاملاً دیگر میداشت که پرداختن به این امر تلاشی بی ثمر است.

برتولت اویگن برشت شاعر، نویسنده منتقد و کارگردان جدل گرا، شخصیت دوران ساز قرن طرف صحبت ما است.

با این که نمایشنامه های متعددی تقریباً تمام نمایشنامه ها از برشت به فارسی برگردان شده ولی آنطور که باید و آنطور که در خور شخصیت ادبی هنری این انسان بزرگ قرن ما است به خوانندگان ایرانی معرفی نشده است نا گفته نماند، مقالات متعدد و بیوگرافی و برخی از اشعار وی بطور پراکنده و یا بصورت کتاب در دسترس عموم قرار گرفته ولی جا دارد که اشعار منثور او به فارسی برگردانده شود، و یا مجموعه نقدهای ادبی و تئاتری او که جایگاه ویژه ای در ادبیات جهان دارد در اختیار خوانندگان ایرانی قرار گیرد. صد البته پرداختن به این مهم تلاش و عشق و علاقه اهل فن را می طلبد.

این مجلد در واقع آلبومی مصور از زندگی برشت است و در کنار تصاویر برشت جدل گرا در برخورد با اندیشه ها و شخصیتهای اغلب هنری ،ادبی، نمایانده می شود. تا به قول ورنر هشت هم برای اهل فن مثمر ثمر باشد و هم برای آنان که تازه با برشت آشنا می شوند.

 

برای خرید کتاب زندگی برتولت برشت نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب سیاسی
منتشر شده در

دانلود کتاب کژ راهه: خاطراتی از تاریخ حزب توده اثر احسان طبری

دانلود کتاب کژ راهه: خاطراتی از تاریخ حزب توده اثر احسان طبری

 

 

حوادث تاریخی پر سخن پر رمز و اشره است و فصیح تر و گویا تر از مقولات سرا به نمی گذشته خود و ادار کرده است. زیرا شخصیت من در کوره جریانی، سرشته شده که با علی آن گذشته خود آن شخصیت نفی میشود. این دیدگاه غیر از دیدگاه کسانی است که در منگنه خودستایی، کین نوزی رشک و افتراء فشرده شده و حدیث گذشته را وسیله اثبات خود و خرد کردن دیگران می سازند. حزب توده که خود را اخلاصمندانه حزب توده ایران می نامید، ولی در ایدئولوژی و در عمل سیاسی و اجتماعی خود در واقع و در حقیقت متعلق به ایران و مرد. آن کشور نبود. در مهر ماه ۱۳۲۰) یعنی در تاریخ تأسیس خود گذشته بر تفصیل و مبسوطی را از سازمانهای هم عقیده با خود (یعنی سازمانهای مارکسیستی همراه داشت.

بدون آناهی ولو مجمل با این گذشته، شناخت دقیق این حزب دشوار است میگوئیم آگاهی مجمل، زیرا آگاهی مفصل آن تکرار تاریخ معاصر ایران است چیزی که در ثبت و صلاحیت نویسنده نیست، بعلاوه این وظیفه بیرون از صلاحیت یک خاطره نویس است. مبارزه مارکسیستها در ایران از مدتها پیش از تأسیس حزب توده و حتی کمی پیش از حزب کمونیست ایران آغاز شده است. معمولاً زمان تشکل سراسری مارکسیستها در ایران را بعه دوران یعنی دوران سوسیال دمکراسی»، «دوران کمونیستی و دوران توده ای تقسیم می کنند. این تقسیم لا اقل در ین تاریخ نویسان توده ای مقبولیت یافته است.

این سه دوره سرشار است از مبارزه ای فاجعه آمیز و پر از فراز و نشیب همراه با شکستها و ورشکستگیها که طی آن گمراهان صدیق و یندار باف، قربانی دسیسه های آگاهانه کارکنان ایرانی کمونیسم بین المللی (کمینترن) و حتی عمال مستقیم شوروی شدند بسیاری از آنان به دست ارتجاع ایران یا به دست استبداد استالینی نابود و با در نهایت عملکرد مارکسیستها در ایران اجرای خدمت به ابر قدرت شرق بود. شرمساری به قدرت ارتجاعی یعنی به رژیم ستمشاهی پهلوی موجود در ایران تسلیم شدند.

در ماهیت ماركسيتها یعنی کسانی که با اعتقاد به جهان بینی و ایدئولوژی مارکسیسم نبرد در راه آن را پذیرفته بودند به طوع و رغبت تحت عنوان مقبول روش بین المللی جنبش کارگری انترناسیونالیسم)، در قبال منافع ابر قدرت شرق بعنوان وطن این انترناسیونالیزم بیعت کردند و در نتیجه پروانی نداشتند که در این کار خانواده مصالح و منافع مرده کشورشان را لگد سال کنند. این بیگانگی از مرده و میهن خود یکی از دلایل منفرد و منزوی بودن مارکسیستهاست.

دلیل دیگری که به انفراد و مطرودیت مارکسیستها در جامعه ایران منجر شده بی اعتقادی مارکسیسم نسبت به مذهب و از آن جمله دین حنیف اسلام و بی اعتنایی متکبرانه آنها به معارف اصیل و غنی اسلامی است. شیفتگی بهار کیسم که خود نشأت گرفته از فرهنگ غربی است، آنها را از شناخت عمیق نسبت به اسلام بی خبر و بیزار می نمود و در نتیجه منفرد و منزوی گشته و طعمه آسانی برای شکارگران بین المللی و ابر قدرت شرق شدند. در گریز از خشم و نفرت مرده، کسب لطف حامیان بیگانه برای این طرد شدگان نتیجه ای محتوم بود. ایدئولوژی مارکسیستی و اصل انترناسیونالیسم در این ایدئولوژی دریچه رخنه دستهای بیگانه ای میشد که در ایران منافعی برای خود قائل بودند و بالنتيجه و در عمل، جاسوس پروری می کردند.

در بین مارکسیستها گروه معدودی از تابعان و سرسپردگان و مجریان بلا اراده فرمانهای مراکز بین المللی بویژه ابر قدرت شرق وجود داشتند افراد دیگری نیز بودند که در صورت سرکشی و عده مراعات تبعیت بی چون و چرا علی رغم شخصیت نام آور خود از اعتماد آن مقامات اصلی محروم میشدند. این واقعیت تنها امروز بر برخی مارکسیستهای متعصب که مکتب خجلت آور شکست را در قبال عدالت اسلامی آزموده اند، روشن می گردد. زمانی بود که همه همین را میگفتند ولی مارکسیستها گوش بدهکاری به این سخنان نداشتند. دیوار تعصب و جزم گرایی و تکبر مارکسیستی در قبال هر انتقادی سخت و نفوذ ناپذیر است.

انجمنهای غیبی سوسیال دمکرات بطور اجمال باید گفت که تاریخ تشکیلات مارکسیستی در ایران با تشکیل انجمنهای غیبی سوسیال دمکرات در ایران آغاز می شود. انجمنهای سوسیال دمکرات در سه شهر تهران تبریز رشت تشکیل شده بود نمایندگان معروف این انجمن در تهران که تحت رهبری یک کمیته سه نفری فعالیت داشت عبارت بودند از: ملک المتکلمین سيد جمال الدين واعظ اصفهانی محمدرضا مساوات سید اسد الله خرفانی، ابوالحسن میرزا شیخ الرئيس، میرزا سلیمان خان میکده میرزا یحیی دولت آبادی نصرت السلطان، شیخ ابراهیم تبریزی حیدرخان عمواوغلی، صادق طاهباز میرزا ابوالقاسم صور اسرافیل، یحیی میرزا اسکندری سلیمان میرزا اسکندری ضیاء السلطان این افراد در پخش فکر مشروطیت، نقش بزرگی ایفاء کردند.

پس از حادثه کودتای محمد علی میرزا و استقرار استبداد صغیره (۱۹۰۸ میلادی) عده ای از این افراد در باغشاه بازداشت شکنجه و کشته شدند و با در اثر تعقیب عمال دولت در بدر و نابود شدند. باید تصریح کرد که نمایندگان سوسیال دمکرات (اجتماعيون عاميون) «مارکسیسته بمعنای واقعی کلمه نبودند و در بینش خود تصور احساسانی و رومانتیک درباره دمکراسی مردم و انقلاب زحمتکشان داشتند و شیوه های پارلمانی وعظ روحانی و ترور انقلابی افراد ارتجاعی را دنبال میکردند و حتی برخی از آنها در سازمان فراماسون» و «جمعیت آدمیت که خود به فراماسون مربوط بود عضویت داشتند. سرنوشت تاریخی این افراد نه تنها گوناگون است، بلکه در برخی موارد متناقض است و عملشان از خدمت تا خیانت فرق می کند و هر کدام باید جداگانه مورد بررسی مشخص قرار گیرد.

اما نمایندگان سوسیال دمکرات تبریز مرکب بودند از شیخ سلیم، میرهاشم، حاج رسول صدقیانی، آقاتقی شجاعی علی مسیو، میرزا علی اصغر خوئی حسین آقا فشنگچی، شریف زاده تقی زاده، میرزا جواد ناطق، حاج علی دواچی و غیره این انجمن نیز نقش مهمی در قیام تبریز و جنبش مشروطیت داشت، و نقش بعدی بسیاری از آنها تعلق به مارکسیسم نداشت ارتباط برخی از این افراد با آن کسانی که از روسیه و شهر باکو بود و لنین آنها را نیمه روشنفکران مسلمان ماوراء قفقاز که فراموش کرده اند که آنها اتباع روسیه انده (کلیات، ج ۱۰) می نامید یکلی فرق داشت.

ستارخان بوسیله برخی از این افراد جلب شد ولی در عمل شخصیت مستقل خود را نشان داد و از جانب مردم، قهرمان آزادی لقب گرفت. اما نمایندگان سوسیال دمکرات رشت عبارت بودند از سردار محیی، میرزا کریم رشتی میرزا حسین کسمایی سید اشرف الدین گیلانی (مدیر) نسیم شمال) و یمیکیان قابل ذکر است که سرگو ارژنیکیدزه با چهل نفر گرجی و صد نفر آذربایجانی برای شرکت در انقلاب مشروطیت به ایران آمدند و عده ای از آنها از جمله ارژنیکیدزه به رشت آمد و بویژه با سردار محیی همکاری داشت.

به این ترتیب این جریان را میتوان تا حدى مقدمة تشکیل حزب بعدی، یعنی «حزب کمونیست دانست. حزب کمونیست ایران تشکیل حزب کمونیست ایران در محله صابونچی» واقع در با کوه تحت عنوان «حزب عدالت در ماه مه ۱۹۱۷ در اواخر جنگ جهانی اول، انجام گرفت و اسدالله غفارزاده بعنوان صدر این حزب انتخاب شد. آنطور که پیشه وری در «تاریخچه حزب عدالت منتشره در روزنامه اش به نام آژیر مینویسد بیچاره را یعنی غفارزاده را پیش از آنکه خود را به جنگل برسانده در خیابانهای رشت مورد حمله قرار دادند، بوسیله اشخاصی که اسم آنها را لازه نمیدانم به قلم بیاورد. (آژیر، ۱۳ آبان (۱۳۲۲) حزب عدالت روزنامه ای به نام بیرق عدات منتشر می کرد. بر اساس همین حزب است که در تابستان ۱۳۹۹، «حزب کمونیست ایران، تشکیل می شود.

 

 

برای خرید کتاب کژ راهه نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

روانشناسی
منتشر شده در

دانلود کتاب سیر و سلوک زائر اثر جان بانی ین ترجمه گلناز حامدی

دانلود کتاب سیر و سلوک زائر اثر جان بانی ین ترجمه گلناز حامدی

 

 

کتاب سیر و سلوک زائر تمثیلی کلی از زندگی بشر است، سیر و سلوک و سفر یک روح سالک پوینده و بیدار شده از خواب غفلت به سوی خداوند که با فریاد «چه کنم…. چه کنم؟ و یا کوله باری سنگین از گناه بر دوش از دیار خود که دیار هلاک و نیستی است می گریزد و چنان در شتاب است که حتی همسر و فرزندان و دوستان و همسایگان خود را پشت سر می گذارد و با مصایب بسیار روبه رو میشود. از میان مشکلات و دشواریها عبور می کند، و به شخصی به نام بشیر بشارت دهنده بر می خورد با شیاطین مختلف چون اپلیون می جنگد با دیو پاس دست و پنجه نرم می کند، به همراه شخصی به نام وفادار اسیر شیطان دیگری به نام بغلز یوب می شود.

از سرزمین کاهلی و بازار بطلان عبور میکند و در زیر مساییان سرمیز به خواب غفلت فرو می رود، به کوهها و سرزمین مسحور کننده می رسد، از رودخانه مرگ می گذرد در راه رسیدن به شهر سماوی با دروازه ملکوت با مخاطرات بسیاری روبرو میشود. این سیر و سلوک پر مخاطره عرفانی سیر الی الله با سير من الخلق إلى الحق است. سبک نگارش بانیین بیشتر حالت بیانی و صورت گفت و گو دارد. جان بانیین مانند شخصیتهای کتابش از اغواهای بسیار گذشته و نگران افواهای آینده است. او به مانند شخصیت انرش درد و رنج برایش به پایان رسیده، و به شکوه و عظمت خداوند و کتاب آسمانی دست یافته و دانسته بود که آنها کلید حقیقی قلمرو بهشت هستند.

جان بانی بن مانند سالک شخصیت کتابش بار سنگینی برپشت خود دارد و دائماً خود را سرزنش میکند و گناهکار می داند و عقیده دارد که قسمتی از عمرش را بدون حضور عیسی مسیح بدون فيض و رحمت الهی، بدون ایمان مانند موجودی مرده و ترسان گذرانده است. جان بانی بن مانند سالک کتابش و هر عارف دیگر، باری از هوشیاری وجدان و بی ارزشی خود بر دوش دارد و می خواهد بداند چگونه با تلاش از زیر آن بار سنگین خلاص میشود.

بانی بین با وجود تمام تلاشها و فداکاریها باز هم به آرامشی که در طلب آن بود و انتظار آن را داشت نرسیده بود. انسان ممکن است رفتار بیرونی خود را تغییر دهد ولی چون تعمق می کند، می بیند ظواهری در او وجود دارد که به آسانی قابل تغییر نیست. مانند خودخواهی پستی و فرومایگی که حقیقت وجود او را علی رغم میل باطنی اش آشکار میکند و هنگامی که به خود می آید و به خود می نگرد، جز تنفر از خودش چیز دیگری نمیبیند.

زندگی بانی بن نمونه ای از درستی و صحت بود. روزی که از یکی از خیابانهای دهکده میگذشت، گروهی از مردم را دید که در مورد امور مربوط به دین گفت و گو می کنند. مردمان عامی به نظر می رسیدند، آنها از وضع نابسامان اعتقادات ناخالص خود و بدطینتی قلبهایشان گفت و گو و از تاییدن نوری جدید از سوی خداوند در قلب هایشان گفت و گو می کردند که آنها را آرامش و قدرت بخشد تا در مقابل اغواگریهای شیطان مقاومت کنند. این گونه محاورات امروزه ممکن است خمام به نظر بیاید ولی در زمان جان بانی بن که از یک طرف مخالفت با کلیسای کاتولیک و مراسم آن و از سوی دیگر کلیسای پروتستان مطرح شده بود، بسیار پر مفهوم و دارای عمیق ترین نکات اخلاقی به نظر می آمد. حقیقت این است که انسانهایی که این چنین برای رستگاری خود تلاش می کنند باید از خود بگذرند و قلب و روح خود را هم این گونه عادت دهند.

عشق به تن آسایی و امیال و غرایز را از بین ببرند. به عبارت دیگر باید تشخیص دهند که موجودی حقیرند و اولین گام به طرف حق تعالی از خود بریدن است. باني من نمونه انسانی بود که به راستی میخواست مرد خدا باشد. انسانهای عادی که به مرحله هوشیاری رسیده اند سعی دارند صحیح و درست و طبق آیین و دین عمل نمایند در مقابل اغواهای نفس مقاومت می نمایند، به امور عادی سرگرم اند و نسبت به آنها درست فکر میکنند وظایف روزانه و خانواده و اجتماعی خود را به خوبی انجام می دهند، و خشنودند از اینکه جامعه به نیکی از آنها سخن میگوید. این چنین مردمان همسایگان و شهروندان مؤثری هستند ولی دارای آن استعداد و معنویت نیستند. در حقیقت رهرو و سالک نیستند که کتابی مانند سیر و سلوک زائر را بنگارند، یا در سیر و سفر خود به وادبها و منازل مسحور کننده برسند و اغوا نشوند، یا وجدان آنها احساس نماید که چنین منازلی وجود دارد.

جان بانی بن در آستانه زندگی عالی و تکامل یافته معنوی قرار داشت و می دانست که موجود ناتوانی است و می باید بهتر از این شود. بانی ین از مکتب افلاطون و ارسطو آگاهی نداشت، ولی انسان عارف و ساده ای بود که در پی رسیدن به مراحل عالیتر ره می پیمود. او برای راهی که داشت نمیتوانست خود را درگیر فیلسوفان و روشنفکران یا ادیبان و شعرا کند. او تنها انجیل یا کتاب مقدس را برای رستگاری خود داشت و قدرت کلام خداوند را مافوق هر چیز میدانست. زیرا کتاب مقدس به او می گفت: اگر به اندازه ذره ای خردل ایمان داشته باشد به همان کوچکی معجزه گر خواهد بود.

او انسان ساده ای بود که میدانست تنها با دریافت از طریق انجیل میشود روح از دست رفته را نجات داد چون راهنمای دیگری وجود نداشت. او شاعر و نویسنده بود بدون آنکه خود بداند که شاعر است و این بعدها مایه شگفتی خود او هم شد. او میدید مردمان و یاران عادی ولی غافل در قسمتهای آفتابی کوهها برای هواخوری نشسته اند در حالی که او در جنگل در میان برفها می لرزد و کوهها و دیوارهای قطور او را احاطه کرده اند.

برای خرید کتاب سیر و سلوک زائر نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب داستان خارجی
منتشر شده در

دانلود کتاب داستانهایی از یک جیب و داستانهایی از جیب دیگر اثر کارل چاپک

دانلود کتاب داستانهایی از یک جیب و داستانهایی از جیب دیگر اثر کارل چاپک

 

 

 

مایه این داستانها را گفتگوهای قوی موضوع های تکان دهنده، پیش آمدهای غیر عادی تشکیل میدهد. چاپک در این نوشته ها با ذکر چند خصیصه كوچك خواننده را به خوبی با شخصیت کامل قهرمان داستان آشنا میسازد . همانطوریکه گذشت پس از جنگ اول جهانی و چاپك ، با مشاهده مصائبی که ره آورد آن جنگ بود سر خورده و مایوس نسبت به زندگی و انسان بدبین میشود و تمدن بشری را با همه عیوب و محاسنی که دارد می کوبد. او سنگینی بار رنجی را که بر دوش انسانهاست در وجود خود احساس میکند و لیکن دیگر به جستجوی علل و انگیزه های آن بر نمی خیزد ، او دیگر معتقد شده است که بشر ناتوان تر از آن است که بتواند زنجیرهای شکنجه آوری را که بر تمام وجود او سنگینی میکند از هم بگسلد : ولی، این پایان کار نویسنده نیست و او باز هم به خلق آثار ارزنده می پردازد.

رویهمرفته بیشتر آثار و چاپك، توام با طنز و تمسخر است و کسی از نیش قلم او در امان نمانده است. در اثر شاعر و درد شاعر شعرای بی مایه را میکوبد «اگر به زندان بیفتی مهم نیست آن تو بهتر میتوانی شعر بگوئی. اگر من قدرت داشتم، همه شعرای امروزی را میکردم توی زندان مجرد که بتوانند خوب شعر بگویند در داستان این آقایان دکترها به شدت پزشک نمایان را انتقاد میکند ثروتمندی برای بهبود بیماری دختر خویش می خواهد گروهی را برای آوردن پزشک به اروپا بفرستد و ازيك تاجر اروپائی می پرسد «جناب آقای لوستيك در کشور شما چطوری میشود فهمید که یکی دکتر درست و حسابیست ؟ » ه خیلی ساد است اگر جلو اسمش دو حرف د. ر باشد معلوم میشود که دکتر خوبیست  فرستاده ها به اروپا میرسند و برای یافتن پزشک به تلاش می افتند تا اینکه روزی به یک درودگر برخورد میکنند.

  خدا قوت شما چکاره هستید ؟ » ه من درود گرم » . د وقتی آنها می بینند اسم یا رو باد و شروع میشود خوشحال میشوند و ……. در همین داستان خوانندگان رادیو و تلویزیون نیز از تمسخر و طنز و چاپك سهمی به سزا دارنده گوگوتالو ، مرد زشت روئی است که صدای دورگه ای دارد …. او همیشه خرخر میکرد و نفسهای عمیقی میکشید اون بیماری عجیبی داشت و میخواست مردم را بترساند . . . . روزی دکتر به او می گوید: « – عزیز من اگر من جای شما بودم با صدائی که دارم توی رادیو یا تلویزیون آواز می خواندم شما چرا از این استعداد خدا دادیتان استفاده نمی کنید؟ .

ه او گذاشت و رفت و مدتی بعد شنیدم كه يك گیتار خریده و توی رادیو و تلویزیون آواز میخواند و مردم هم خیلی از او راضی هستند و عقیده دارند بزرگترین آوازه خوان عصر شانست در بیشتر آثار و چاپک هنر و پول در دو جبهه مخالف قرار گرفته اند . مردخشن داستان زندگی زن و شوهری است که زن هنرمند و حساس است و مرد کارخانه دار و خشن ه برای او باور کردنی نبود که ممکن است موسیقی تا این حد یکی را بگیرد. ه او تعجب میکرد که زنش در میان نواهای آشفته به جستجوی چیست …. که قادر بود ساعتهای متوالی با وجود صدای کر کننده موتورهای کارخانه مشغول کار بشود صدای پیانو او را از جا در میکرد.

….. لوسی چنان تحت تأثیر این آهنگ قرار می گرفت که از هیجان می لرزید و موسیقی رشته ای بود که آن دو را به هم پیوند میداد : زن او عاشق يك دانشیار میشود و مردی که از گوشه و کنار دنیا اختراعات تازه و جالب صنعتی را به وسیله ایادی خویش میخرید و با صاحبان کارخانه های آلمان در می افتاد، مردی که . … پشت همین میز مانند رینگ بکس مشت میزد و مشت می خورد و پشت همین میز قادر بود با تمام دنیا بجنگد …… در برابر يك دانشیار بی پول که …. کمی قوز داشت با عینک پنس و نگاه آشفته کودکانه ، به زانو در میآید .

او که پاسخگوی همه اعتراضهای کارگران و کارمندان زیر دست خویش است در پاسخ يك سؤال كوچك معنوی زندگیش در می ماند . وپول ، فاجعه زندگی مردی است که همه حتی دو خواهرش به خاطر پول به او احترام میگذارند و دلسوزی می کنند بخاطر پول. پول پول، این صدا مانند صغیر شلاق به گوش او میخورد و وجودش را آکنده از درد و نفرت می کرد …. ه چاپک» در «جنگ با سمندر سیاست عصر حاضر خود را می کوبد و با فاشیزم مبارزه پیگیری را آغاز میکند و این مبارزه تا سال ۱۹۳۸ که زمان مرگ اوست ادامه می یابد . بطور کلی چاپک نویسنده ای با استعداد، ستایشگر جدی هنر ، انسان دوستی حساس، ناقدی بی پروا و علاقمند به اصلاح جامعه بود. داستانهائیکه در این کتاب گردآوری شده و اکنون در دست خوانندگان است منتخبی است از مجموعه داستانهای کوتاه او بنام داستانهائی از يك جيب و داستانهایی از جیب دیگر . در خاتمه از دوست هنرمندم آقای ناپل سروریان که مرا در این ترجمه یاوری فرموده اند صمیمانه متشکرم .

 

برای خرید کتاب داستانهایی از یک جیب و داستانهایی از جیب دیگر نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی اثر رمان گیرشمن ترجمه بهرام فره وشی

دانلود کتاب هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی اثر رمان گیرشمن ترجمه بهرام فره وشیچ

 

پیروزی اسکندر در تحول هنر ایرانی که مدتی در حدود هفت قرن دوام داشت دوران فترت و سکونی را پیش می آورد . کمال مطلوب اسکندر که میخواست تمدنی آمیخته از تمدن یونان و ایران بوجود آورد بسیار زود از میان رفت. پس از مرگ اسکندر (۳۲۳) جنگهای خونینی در مدت چهل سال جانشینان وی را از یکدیگر جدا ساخت . پس از جنگ ایپسوس (۳۰۱) با روی کار آمدن سه دولت، تشکیلات سیاسی دنیا استقرار و ثبات یافت . یکی از آنها حکومت سلطنتی مقدونیه در اروپا بود، دیگری يك حكومت یونانی در مصر و سومی حکومت سلوکیها در آسیا بود. سلوکوس که وارث قسمت بزرگی از امپراتوری هخامنشی بود با ازدواجی که با دختر یکی از نجیب زادگان ایرانی کرد سلسله ای را بنیان نهاد که در آن خون ایرانی بتساوی با خون مقدونی در آمیخت.

وی دو قسمت امپراتوری خود را در اطراف دو پایتخت گرد آورد که یکی سلوکیه بر ساحل دجله بود و دیگری آنتیوش بر ساحل اورونت و این دو بوسيله يك شاهراه بیکدیگر می پیوستند. کوشش اولیه نخستین فرمانروایان سلوکی این بود که در قلمرو سرزمین های خود وحدتی بوجود آورند تا همچون قلمرو هخامنشیان ترکیب واحدی داشته باشد. آنان در قلمرو خود افراد یونانی و مقدونی را مستقر ساختند و برای شهرسازی طرحی وسیع تهیه دیدند تا مهاجرانی را که از موطن اصلی کوچیده بودند مستقر سازند و خلاصه زمینه ای مهیا کردند که میبایستی دنباله اقدامات مربوط به یونانی کردن مردم بر روی آن پیوند خورده اما حقیقت خلاف این بود.

از آخر قرن سوم پیش از میلاد مردم یونانی به ناچیز بودن نفوذ خود اشعار یافتند زیرا مجبور بودند مسائل قومی و ملی اقوام تحت تسلط خود را بحساب آورند. از اینرو سرانجام تن به فضا در دادند و علائق معنوی یا حرفه ای آنها اندك اندك كانت گشت و تسلیم جاذبه آئینها و مراسم مذهبی شرقی ها شدند که در آنها روش تألیفی یونانی جهش آزادانه ای در پیش میگرفت . بدین ترتیب بموازات یونانی گرداندن ایرانیها ایرانی شدن فاتحان یونانی حاصل گشت. از سوی دیگر مردم کوهستانها، شهرها و دهان از یونانی شدن دور ماندند. تناقض موجود بین اجتماع شهرنشین و اجتماع روستایی حفره ای پدید آورد و از هما نوقت منشأ تضاد آینده پی ریزی گشت. سرانجام از نظر جغرافیائی نیز تاثیر یونانی در تمام سرزمین ایران بطور یکنواخت معمول نگشت. درست است که در ماد عده قابل ملاحظه ای مهاجرنشین وجود داشت ولی بعکس بنظر نمیرسد که در نواحی دور از مرکز .

جمعیتهای یونانی راه یافته باشند. این موضوع مخصوصاً در مورد ناحیه فارس صادق بود و آن سرزمین همچون جزیره ای برکنار ماند و رسوم اجدادی بهتر از جاهای دیگر در آن حفظ شد. میدانیم که اسکندر وقتی بسرزمین ایران شرقی رسید روش جنگی کوروش بزرگ را در پیش گرفت و در پی آن شد که بسرحدات دنیای شهر نشین و غیر متحرک برسد تا در آنجا خطی دفاعی و استحکامی بریا کند که بتواند فشارهای دنیای سیال ایران خارجی را که دائماً در حال کمون بود تحمل کند. سلوکیها برای دفاع از کمر بندی که دره و یا کسارت با سیر دریای کنونی را دربر میگرفت خود را ناتوان نشان دادند و قبایل استیهای مجاور که مخزن وسیعی از افراد انسانی بود از ضعف متزاید قدرت آنان استفاده کردند . در حدود اواسط قرن سوم پیش از میلاد سه موج از قبایل ایرانی که متعلق بگروه واحدی بودند (ماساژت های هرودوت ) و از دریای خزر تا ترکستان چین چادر نشینی میکردند شروع به بسط قلمرو خود کردند.

در جانب غربی سرعتها بسوی شهرهای ثروتمند یونانی که در طول ساحل شمالی دریای سیاه بی در بی واقع شده بودند پیش رفتند و سیتها را برانداختند و تا دانوب راندند و بآرامی موفق شدند که یونانیان را در پشت حصارهای خود سرعتی گردانند. در جانب شرقی ، بوجود آمدن شاهنشاهی خون ها ، پونهچه ها را که کوشانیان آینده هستند بحرکت میآورد و اینان با همدستی سکاها باکتریان را از یونانیان میگیرند ( قرن دوم یش از میلاد ) تا در اوایل تاریخ میلادی در آنی | امپراطوری نیرومندی بوجود آورند که از ایران شرقی تا دره گنگ و از ترکستان روس تا اقیانوس هند گسترده میشد . 

در مرکز، پارن ها که از سیتهای قبایل داهه بودند و در دشتهای واقع در شمال کوههای خراسان چادرنشینی میکردند از سال ۲۵۰ پیش از میلاد سرزمین بارت را متصرف شدند و بر تمام قسمتی که امروز سرحد ما وراء خزری ایران و روس را تشکیل میدهد دست یافتند و چندی نگذشت که هیرکانی را نیز بدان پیوستند.

بدین ترتیب هسته مرکزی شاهنشاهی آینده پارت بوجود آمد که امپراتوری سلوکیها را یکباره از سرزمین یونان و باکتریانی بر می اندازد. آیا این عمل بمنزله پاسخ تندی است که آسیا به پیشرفت بسیار سریع اروپا میدهد؟ ولی نه ، ما نباید تغییراتی را که در نقشه سیاسی آسیای مقدم و مرکزی بوجود آمده است همچون انتقام دنیای ایرانی بر دنیای و یونان و مقدونی ، تعبیر کنیم . در این دگرگونی ها و پریشانی ها بنظر میرسد که دو عامل نقش برتری داشته اند. از طرفی گروه ملتهای ایرانی و ترک و مغولی به پشت این چادر نشینانی که در حال حرکت اند فشار میآورد. از سوی دیگر ضعف متزايد سلوکیان و یونان و باکتریانی ها که قادر نیستند در برابر محاصره کنندگان جبهه واحدی تشکیل دهند و دائماً مشغول نزاع های داخلی و اضمحلال خود هستند موجب میشود که چادر نشینان به مردم ثروتمند شهرنشین هجوم آورند . دنیای ایرانی پس از آن هرگز گسترشی چنان وسیع و عمیق بوسیله ملتهایی که با وی خویشاوندی دارند بدست نخواهد آورد . هخامنشیان که فاتحان واحد سازی بودند، محصولی را که تمدنهای کهن شرقی در جریان موجودیت طويل خود حاصل کرده بودند. گردآوری کردند. از نقطه نظر فرهنگی و هنری تمدن آنها همچون نیروئی تمرکز دهنده نمایان میگردد. مدت پنج قرن و نیم ابتدای سلسله ساسانی را از پایان امپراتوری هخامنشی جدا میسازد.

 

برای خرید کتاب هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.