فروغ فرخزاد شاعر نام آشنای دوران معاصر، در سال 1313 در محله ی امیریه تهران متولد شد. فروغ در مدت عمر کوتاه خود، پنج دفتر شعر را منتشر کرد: اسیر ، دیوار ، عصیان ، تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد. شعر فروغ علاوه بر ایران، در سرزمین های پارسی زبان مثل تاجیکستان نیز بسیار محبوبیت داشت و امروزه اشعار او به چندین زبان در دنیا منتشر شده است. فروغ در شانزده سالگی با پرویز شاپور ازدواج کرد و پسری به نام کامیار حاصل ازدواج آن ها بود. آنها اگرچه عاشق همدیگر بودند لیک چهار سال بعد در سال 1334 از هم جدا شدند. بعدها فروغ به سمت سینما کشیده می شود و در این راه با ابراهیم گلستان، فیلمساز ایرانی آشنا می شود و با همکاری هم چند اثر سینمایی از خود به یادگار می گذارند. در این میان مجموعه اشعار او به نام تولدی دیگر و سپس : ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، از فروغ منتشر شد و بسیار مورد ستایش قرار گرفت و فروغ را بیش از پیش محبوب کرد.

 

کتاب مجموعه اشعار فروغ فرخزاد

 

فروغ در 24 بهمن سال 1345 خورشیدی، در حادثه ای در جاده ی دروس - قلهک، خودرو اش واژگون شد و بدین شیوه دست این شاعر توانا از دنیا کوتاه گشت. فروغ در هنگام مرگ تنها سی و دو سال سن داشت. پیکر او را در گورستان ظهیر الدوله تهران به خاک سپردند.

اشعار فروغ:

"اسیر" نام نخستین مجموعه شعر فروغ فرخزاد است که شامل 29 شعر می باشد.

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی بجز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

رفتم، که داغ بوسه ی پر حسرت ترا

با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم

رفتم که ناتمام بمانم در این سرود

رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم

رفتم مگو، مگو، که چرا رفت، ننگ بود

عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما

از پرده ی خموشی و ظلمت، چو نور صبح

بیرون فتاده بود به یکباره راز ما

 

دیوار، عنوان دومین مجموعه شعر فروغ و شامل 25 شعر می باشد.

شادم که در شرار تو می سوزم

شادم که در خیال تو می گریم

شادم که بعد وصل تو باز اینسان

در عشق بی زوال تو می گریم

شبها چو در کناره ی نخلستان

کارون ز رنج خود به خروش آید

فریادهای حسرت من گویی

از موجهای خسته به گوش آید

عصیان ، سومین مجموعه ی شعر فروغ و مربوط به سالهای 36 و 37 می باشد. در این مجموعه، شاعر به مسئله خلقت انسان و عصیان شیطان نظر دارد و اندیشه های خیامی نیز در لابلای اشعار فروغ خودنمایی می کند:

ساختی دنیای خاکی را و می دانی

پای تا سر جز سرابی جز فریبی نیست

ما عروسکها و دستان تو در بازی

کفر ما عصیان ما چیز غریبی نیست

این مجموعه شامل 18 شعر می باشد.

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

در بهاری روشن از امواج نور

در زمستانی غبار آلود و دور

یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید:

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر

سایه ای ز امروزها، دیروزها!

تولد دیگر، چهارمین عنوان مجموعه شعری فروغ است که مربوط به سالهای 38 تا 42 می باشد.این دفتر با مجموعه های پیشین شاعر بسیار تفاوت داشت و شامل 35 شعر از فروغ می باشد.

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر تو ام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک

هستیم ز آلودگی ها کرده پاک

 

تولدی دیگر:

همه ی هستی من آیه ی تاریکیست

که ترا در خود تکرار کنان

به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد

من در این آیه ترا آه کشیده ام ، آه

من در این آیه ترا

به درخت و آب و آتش پیوند زدم

و در نهایت آخرین مجموعه شعر فروغ، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد نام داشت که مربوط به سه سال آخر عمر شاعر می باشد و شامل هفت قطعه است که همه آنها از مهمترین اشعار فروغ می باشد.

و این منم

زنی تنها

در آستانه ی فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین

و یاس ساده و غمناک آسمان

و ناتوانی این دستهای سیمانی