ارزش میراث صوفیه، عنوان اثری در باب تاریخ تصوف و شناخت و ارزیابی میراث صوفیه به کوشش و پژوهش عبدالحسین زرین کوب می باشد که در اصل به عنوان سلسله مقالاتی در مجله ی یغما به چاپ می رسید و بعدها به صورت کتاب انتشار یافت. از عبدالحسین زرین کوب آثار متعددی در زمینه تاریخ ایران و ادبیات به جای مانده است که از آن جمله می توان به تاریخ ایران بعد از اسلام و تاریخ مردمان ایران اشاره کرد. در زمینه مولوی شناسی نیز آثاری از ایشان به جای مانده است که سر نی، پله پله تا ملاقات خدا و بحر در کوزه از آن جمله آثار ایشان می باشند. جستجو در تصوف ایران و ارزش میراث صوفیه از جمله کارهای ایشان در زمینه شناخت صوفیه در ایران می باشد.

 

206d807cf7fe39c1193dd11f1f662215

 

عرفان طریقه ی معرفت نزد آن دسته از صاحبنظرانست که برخلاف اهل برهان در کشف حقیقت بر ذوق و اشراق بیشتر اعتماد دارند تا بر عقل و استدلال. این طریقه در بین مسلمین تا حدی مخصوص صوفیه است و در نزد سایر اقوام بر حسب تفاوت مراتب و به نسبت ظروف زمانی و مکانی خاص نام های مختلف دراد که آن همه را امروز تحت عنوان میستی سیسم یا معرفت اهل سر می شناسند.

این طریقه ی معرفت، از دیرباز مورد توجه پاره یی اذهان واقع شده است چنانکه بعضی در شناخت حقیقت آن را از طریق ی اهل برهان هم مفید تر می شمرده اند. حتی آثاری از صورتهای ساده تر و ابتداییتر این طریقه را در ادیان و مذاهب قدیم و بدوی نیز می توان یافت. از جمله در مذهب پرستندگان توتم و آیین پرستندگان ارواح هم نوعی عرفان وجود دارد چنانکه در آیینهای قدیم هندوان، ایرانیان، یونانیان، یهود و نصاری هم چیزهایی از این مقوله هست.

با وجود تفاوتی که بین عقاید و تعالیم رایج در مذاهب مختلف عرفانی هست باز شباهت بین آنها بقدری است که محققان طریقه ی عرفان را طریقه یی می دانند که در آن، بین اقوام گونه گون جهان اشتراک و شباهت هست و اساس آن از جهت نظری عبارتست از اعتقاد به امکان ادراک حقیقت از طریق علم حضوری و اتحاد عاقل و معقول؛ و از جهت عملی عبارتست از ترک رسوم آداب قشری و ظاهری و تمسک به زهد و ریاضت، و خلاصه گریاش به عالم درون؛ و این طریقه نزد بعضی از حکمای جدید اروپا نیز مورد توجه واقع شده است و مبنای حکمتهای تازه گشته است.

...شباهت بین تصوف اسلام با عرفان دیگر اقوام جهان بیشک در خور توجه بسیارست. در همه ی جهان گرایش به عرفان خاصیت برخی طبایع و نفوس بوده است و تقریبا هیچ قوم در جهان نیست که نوعی عرفان در نزد آنها نتوان یافت. نزد اقوام و امم بدوی چون پرستندگان توتم و معتقدان به ارواح هم اعتقاد به قوای نامریی و غیبی شایع و مقبولست. حتی مرد بومی ساده یی که در جزایر ملانزی در مرحله ی پرستش توتم زندگی می کند همه ی عالم را با توتم خویش مربوط می شناسد و همه ی عناصر را به سبب انتسابی که هریک از آنها به نحوی با توتم وی دارند در سرنوشت خود و در زندگی تمام جهان موثر می بیند.