انحطاط و سقوط امپراطوری روم
خرید کتاب انحطاط و سقوط امپراطوری روم نوشته ادوارد گیبورن
ارسال سریع
با پست پیشتاز
پشتیبانی ۲۴ ساعته
و ۷ روز هفته
تضمین کیفیت
و تضمین اصالت
رضایت مشتریان
افتخار ماست
قیمت محصول
15,000,000 تومان
انحطاط و سقوط امپراتوری روم اثر ادوارد گیبون؛ معرفی کامل، خلاصه، تحلیل و بررسی نسخه سهجلدی
کتاب «انحطاط و سقوط امپراتوری روم» یکی از بزرگترین آثار تاریخنگاری جهان و مهمترین نوشتههای ادوارد گیبون،
تاریخنگار انگلیسی قرن هجدهم، است؛ اثری عظیم که سرگذشت امپراتوری روم را از دوران شکوه و قدرت تا فروپاشی
بخش غربی امپراتوری و سپس ادامه تاریخ جهان رومی در شرق دنبال میکند و در کنار روایت سیاسی و نظامی،
درباره ساختار اجتماعی، حکومت، دین، مسیحیت، جنگها، اقوام مهاجر و تحولات فرهنگی نیز بحث میکند.
نسخه فارسی سهجلدی این اثر با ترجمه فرنگیس شادمان، که با نام فرنگیس نمازی شادمان نیز شناخته شده است،
از ترجمههای قدیمی و مهم فارسی این کتاب به شمار میرود و در ایران سابقه انتشار آن به دهه ۱۳۵۰ خورشیدی
بازمیگردد؛ این مجموعه به دلیل حجم گسترده مطالب و اهمیت تاریخی اثر، یکی از منابع قابل توجه برای
علاقهمندان تاریخ روم و تاریخ جهان محسوب میشود.
کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم درباره چیست و چرا ادوارد گیبون آن را یکی از مهمترین آثار تاریخنگاری جهان نوشت
ادوارد گیبون در این اثر تلاش میکند یکی از بزرگترین پرسشهای تاریخ را بررسی کند: چگونه تمدنی که توانسته
بود بخش عظیمی از جهان شناختهشده آن روز را زیر فرمان خود درآورد، به تدریج قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی
خود را از دست داد و سرانجام امپراتوری روم در غرب فروپاشید.
اهمیت کتاب فقط در پاسخ گیبون به علت سقوط روم نیست؛ نویسنده مجموعه بسیار گستردهای از تحولات تاریخی را
کنار یکدیگر قرار میدهد و نشان میدهد که فروپاشی یک امپراتوری معمولاً نتیجه یک حادثه منفرد نیست، بلکه
میتواند حاصل انباشته شدن بحرانهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دینی در یک دوره طولانی باشد.
ادوارد گیبون چه کسی بود و چرا نام او با تاریخنگاری مدرن امپراتوری روم گره خورده است
ادوارد گیبون، تاریخنگار انگلیسی قرن هجدهم، از مهمترین مورخان عصر روشنگری اروپا بود و «انحطاط و سقوط
امپراتوری روم» مهمترین اثر او به شمار میرود؛ کتابی که حاصل سالها مطالعه، گردآوری منابع، مقایسه روایتها
و تلاش برای ارائه یک تاریخ منسجم از یکی از طولانیترین دورههای تمدن اروپایی است.
گیبون تاریخ را تنها مجموعهای از نام پادشاهان و تاریخ جنگها نمیدانست؛ او میخواست سازوکارهای پشت
تحولات تاریخی را بررسی کند و به همین دلیل در کتاب خود از حکومت، ارتش، دین، ساختار اجتماعی، فرهنگ،
شخصیت امپراتورها و رفتار مردم نیز سخن میگوید.
داستان و ساختار کلی کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم؛ از شکوه روم تا سقوط قسطنطنیه و پایان جهان کلاسیک
«انحطاط و سقوط امپراتوری روم» یک رمان تاریخی نیست، بلکه یک پژوهش تاریخی بسیار گسترده است که روایت آن
از دوره امپراتوری روم آغاز میشود و در طول قرنها، تغییرات سیاسی و تمدنی جهان روم را دنبال میکند.
اثر اصلی گیبون در شش جلد منتشر شد؛ جلد نخست در سال ۱۷۷۶، جلدهای دوم و سوم در سال ۱۷۸۱ و سه جلد پایانی
در سالهای ۱۷۸۸ و ۱۷۸۹ منتشر شدند و مجموعه دربرگیرنده دورهای بسیار طولانی از تاریخ روم، اروپا،
مسیحیت، جهان بیزانس و تحولات مرتبط با اقوام و حکومتهای پیرامون امپراتوری است.
خلاصه کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم؛ چگونه بزرگترین قدرت جهان باستان به تدریج ضعیف شد
گیبون در آغاز روایت خود تصویری از قدرت و گستردگی امپراتوری روم ارائه میکند؛ امپراتوریای که در دوره
اوج خود قلمرو وسیعی را در اروپا، شمال آفریقا و بخشهایی از آسیا در اختیار داشت و شبکهای گسترده از
شهرها، جادهها، ارتشها، قوانین و نهادهای اداری آن را به یک قدرت بیرقیب تبدیل کرده بود.
اما در ادامه، نشانههای ضعف آشکار میشوند؛ رقابتهای سیاسی، جنگهای داخلی، ضعف برخی نهادها، مشکلات
اقتصادی، تغییر ساختار ارتش، فشار اقوام مهاجر و مهاجم و دگرگونیهای مذهبی و فرهنگی، امپراتوری را وارد
مرحلهای طولانی از تغییر و بحران میکنند.
گیبون سپس به سقوط امپراتوری روم غربی میرسد، اما تاریخ را در همان نقطه متوقف نمیکند؛ بخش مهمی از
اثر به امپراتوری روم شرقی یا بیزانس اختصاص دارد و مسیر تاریخی آن تا سقوط قسطنطنیه در برابر عثمانیان
ادامه پیدا میکند.
مهمترین پرسش کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم چیست؛ چرا یک امپراتوری قدرتمند سرانجام فرو میریزد
پرسش مرکزی گیبون این نیست که چه کسی آخرین ضربه را به روم وارد کرد، بلکه این است که چرا امپراتوری به
مرحلهای رسید که دیگر توان مقاومت در برابر فشارهای داخلی و خارجی را مانند گذشته نداشت.
از نگاه گیبون، سقوط روم را نمیتوان فقط با حمله اقوام ژرمن یا یک شکست نظامی توضیح داد؛ او مجموعهای از
عوامل را در کنار یکدیگر بررسی میکند و همین نگاه چندعلتی یکی از مهمترین ویژگیهای اثر اوست.
تحلیل دیدگاه ادوارد گیبون درباره علت سقوط روم؛ از بحران داخلی تا فشار اقوام مهاجر و مهاجم
یکی از ایدههای مهم گیبون این است که امپراتوری پیش از آنکه توسط دشمنان خارجی نابود شود، بخشی از توان
درونی خود را از دست داده بود؛ به بیان دیگر، دشمن خارجی زمانی میتواند یک ساختار بزرگ را شکست دهد که
آن ساختار پیش از آن دچار ضعفهای عمیق شده باشد.
بنابراین در تحلیل گیبون، حمله اقوام بربر یا مهاجر تنها یک عامل بیرونی است و برای فهم سقوط روم باید
شرایط داخلی امپراتوری را نیز بررسی کرد؛ ارتشی که نگهداری آن دشوارتر شده، حکومتهایی که درگیر رقابت
هستند و جامعهای که بخشی از انسجام پیشین خود را از دست داده است، در برابر فشار خارجی آسیبپذیرتر میشود.
نقش مسیحیت در انحطاط امپراتوری روم از نگاه گیبون؛ یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای کتاب
یکی از مشهورترین و بحثبرانگیزترین بخشهای کتاب، بررسی نقش مسیحیت در تحول جهان روم است؛ گیبون با رویکرد
انتقادی و عقلگرایانه عصر روشنگری به گسترش مسیحیت نگاه میکند و درباره تأثیر تغییرات مذهبی بر ساختار
سنتی جامعه و دولت روم بحث میکند.
برداشت گیبون از رابطه مسیحیت و سقوط روم در زمان خود واکنشهای فراوانی ایجاد کرد و هنوز نیز یکی از
موضوعات مهم هنگام مطالعه این اثر است؛ با این حال خواننده امروزی باید توجه داشته باشد که دیدگاههای
گیبون محصول فضای فکری قرن هجدهم است و نباید بدون توجه به پیشرفتهای دو قرن اخیر در مطالعات تاریخی
به عنوان آخرین دیدگاه علمی درباره سقوط روم پذیرفته شود.
تحلیل مفهوم «بربرها» در کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم و نقش اقوام خارجی در فروپاشی روم غربی
گیبون در روایت خود با گروههای متعددی از اقوام خارج از مرزهای روم روبهرو میشود؛ اقوامی که در منابع
رومی اغلب با عنوان بربر شناخته میشدند و در دورههای مختلف وارد قلمرو امپراتوری شدند، با روم جنگیدند،
با آن متحد شدند یا در ارتش روم خدمت کردند.
اهمیت این بحث در آن است که مرز میان «رومی» و «غیررومی» همیشه به سادگی قابل ترسیم نبود؛ بسیاری از اقوام
خارجی به تدریج در ساختار نظامی و اجتماعی روم ادغام شدند و همین موضوع نشان میدهد که سقوط امپراتوری
نتیجه یک برخورد ساده میان دو جهان کاملاً جدا از یکدیگر نبود.
تحلیل نقش ارتش در سقوط امپراتوری روم؛ زمانی که نیروی نظامی از عامل قدرت به نشانه بحران تبدیل میشود
ارتش یکی از ستونهای اصلی قدرت روم بود، اما همین نهاد در دورههای بحران به یکی از مهمترین عرصههای
رقابت سیاسی تبدیل شد؛ امپراتوران برای حفظ قدرت به ارتش وابسته بودند و فرماندهان نظامی نیز گاهی خود
به بازیگران اصلی سیاست تبدیل میشدند.
گیبون نشان میدهد که تغییر ترکیب ارتش و افزایش نقش نیروهای غیررومی نیز بخشی از تحول بزرگتر امپراتوری
بود؛ ارتش دیگر دقیقاً همان نیرویی نبود که در دورههای اولیه گسترش روم وجود داشت و ساختار دفاعی
امپراتوری به تدریج پیچیدهتر و پرهزینهتر شد.
بحران سیاسی روم در کتاب گیبون؛ امپراتوران، کودتاها و جنگهای داخلی چگونه قدرت مرکزی را فرسوده کردند
یکی از موضوعات دائمی کتاب، بیثباتی سیاسی است؛ در دورههایی، امپراتوران با سرعت زیاد تغییر میکردند،
فرماندهان نظامی علیه یکدیگر میشوریدند و بخشهای مختلف امپراتوری از یکدیگر فاصله میگرفتند.
این بیثباتی تنها مشکل جانشینی نبود، بلکه منابع انسانی و اقتصادی را نیز مصرف میکرد؛ هر جنگ داخلی
به معنای استفاده از نیروهایی بود که در حالت عادی باید برای دفاع از مرزهای امپراتوری به کار گرفته میشدند.
نقش اقتصاد در انحطاط روم؛ مالیات، هزینه ارتش و مشکلات اداره یک امپراتوری عظیم
اداره قلمرویی به گستردگی امپراتوری روم هزینه بسیار زیادی داشت و دولت برای حفظ ارتش، جادهها، شهرها،
دستگاه اداری و مرزهای طولانی خود به منابع مالی دائمی نیازمند بود.
هنگامی که فشارهای نظامی افزایش یافت و رقابتهای داخلی نیز منابع حکومت را مصرف کرد، مشکلات مالی اهمیت
بیشتری پیدا کردند؛ از این منظر، بحران اقتصادی را میتوان بخشی از زنجیرهای دانست که توان حکومت مرکزی
را کاهش میداد.
امپراتوری روم شرقی در کتاب گیبون؛ چرا سقوط روم غربی پایان داستان روم نبود
یکی از نقاط قوت بزرگ اثر گیبون این است که تاریخ روم را با سقوط بخش غربی امپراتوری پایانیافته تلقی
نمیکند؛ امپراتوری روم شرقی که بعدها به صورت رایج «امپراتوری بیزانس» نامیده شد، قرنها پس از سقوط
روم غربی به حیات خود ادامه داد.
گیبون در ادامه مسیر تاریخی خود به تحولات قسطنطنیه، جنگهای امپراتوری، روابط بیزانس با قدرتهای اطراف،
گسترش اسلام، ظهور حکومتهای جدید و سرانجام سقوط قسطنطنیه میپردازد و به این ترتیب تصویر بسیار
گستردهتری از پایان جهان روم ارائه میکند.
سقوط قسطنطنیه در انحطاط و سقوط امپراتوری روم؛ پایان یک دوره طولانی از تاریخ جهان
سقوط قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ میلادی یکی از مهمترین نقاط پایانی روایت گیبون است؛ شهری که قرنها مرکز
امپراتوری روم شرقی بود، سرانجام در برابر نیروهای عثمانی سقوط کرد و این رویداد به یکی از نمادهای
پایان جهان قرون وسطی و آغاز مرحلهای تازه در تاریخ اروپا و مدیترانه تبدیل شد.
قرار دادن سقوط قسطنطنیه در پایان چنین تاریخ گستردهای باعث میشود کتاب گیبون بسیار فراتر از عنوان
آن درباره «سقوط روم غربی» باشد و به نوعی تاریخ طولانی تحول جهان مدیترانه و اروپا تبدیل شود.
سبک نگارش ادوارد گیبون؛ چرا انحطاط و سقوط امپراتوری روم فقط یک کتاب تاریخی نیست
گیبون برخلاف بسیاری از آثار دانشگاهی جدید، تاریخ را با نثری ادبی و گاه طنزآمیز روایت میکند؛ جملههای
طولانی، توصیفهای دقیق، اظهار نظرهای انتقادی و گاهی کنایههای ظریف باعث شدهاند کتاب او علاوه بر ارزش
تاریخی، از نظر ادبی نیز اهمیت پیدا کند.
همین ویژگی سبب شده است «انحطاط و سقوط امپراتوری روم» برای خوانندهای که به تاریخ و ادبیات همزمان علاقه
دارد جذاب باشد؛ البته همین نثر مفصل و پرجزئیات میتواند مطالعه کتاب را برای مخاطب امروزی دشوار کند.
روش تاریخنگاری گیبون در انحطاط و سقوط امپراتوری روم؛ استفاده از منابع و مقایسه روایتهای تاریخی
یکی از دلایل اهمیت تاریخی کتاب، تلاش گیبون برای استفاده گسترده از منابع موجود و مقایسه روایتهای مختلف
است؛ او صرفاً یک داستان تاریخی از پیش آماده را بازگو نمیکند، بلکه در بسیاری از موارد درباره اعتبار
روایتها و انگیزه نویسندگان منابع نیز اظهار نظر میکند.
این شیوه با فضای فکری عصر روشنگری ارتباط دارد؛ مورخ به جای پذیرفتن تمام روایتهای سنتی، آنها را بررسی
میکند و تلاش دارد میان افسانه، تبلیغات سیاسی، روایت دینی و گزارش تاریخی تمایز ایجاد کند.
تحلیل ادبی کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم؛ ترکیب تاریخ، روایت، شخصیتپردازی و تحلیل تمدنی
گیبون در توصیف شخصیتهای تاریخی نیز توانایی بالایی دارد؛ امپراتوران، فرماندهان، روحانیان و رهبران
سیاسی تنها نامهایی در فهرست تاریخ نیستند، بلکه اغلب با ویژگیهای شخصیتی و تصمیمهای سیاسی خود در
متن ظاهر میشوند.
این شیوه باعث میشود خواننده علاوه بر دانستن اینکه چه اتفاقی افتاده، درباره چرایی آن نیز فکر کند؛
همین پیوند میان روایت تاریخی و تحلیل علتها، یکی از عوامل ماندگاری کتاب در تاریخنگاری غرب است.
نقد دیدگاه گیبون درباره سقوط روم؛ آیا امپراتوری واقعاً به دلیل یک انحطاط تدریجی سقوط کرد
امروزه پژوهشگران تاریخ با احتیاط بیشتری از واژه «سقوط» استفاده میکنند و برخی به جای یک فروپاشی ناگهانی،
از مجموعهای از دگرگونیهای طولانی سخن میگویند؛ در این نگاه، آنچه در قرنهای پایانی امپراتوری روم
رخ داد فقط نابودی یک تمدن نبود، بلکه تبدیل ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و شکلگیری نظمهای تازه بود.
بنابراین ارزش کتاب گیبون الزاماً در این نیست که تمام پاسخهای آن امروز همچنان پذیرفته شدهاند؛ اهمیت
آن در این است که یکی از نخستین توضیحهای بزرگ و منسجم درباره مسئله سقوط روم را ارائه کرد و نسلهای
بعدی مورخان را وادار کرد درباره علتهای فروپاشی تمدنها جدیتر بیندیشند.
آیا مسیحیت عامل سقوط روم بود؛ بررسی انتقادی یکی از مشهورترین برداشتهای گیبون از تاریخ روم
نسبت دادن سقوط روم به گسترش مسیحیت یکی از سادهسازیهایی است که در خوانش عمومی از گیبون دیده میشود؛
دیدگاه او پیچیدهتر از یک رابطه علت و معلولی ساده است و در چارچوب تحلیل گستردهتری از تغییر ارزشها،
ساختار سیاسی، نظام اجتماعی و قدرت امپراتوری قرار میگیرد.
مطالعات تاریخی جدید نیز معمولاً سقوط روم را به یک عامل واحد نسبت نمیدهند و مجموعهای از عوامل سیاسی،
اقتصادی، اقلیمی، نظامی، اجتماعی و مهاجرتی را در کنار تحولات دینی بررسی میکنند؛ بنابراین بهتر است
نظر گیبون را بخشی از تاریخ اندیشه درباره سقوط روم بدانیم، نه پاسخ نهایی به این پرسش تاریخی.
فرنگیس شادمان و ترجمه فارسی انحطاط و سقوط امپراتوری روم؛ اهمیت نسخه سهجلدی در زبان فارسی
ترجمه فرنگیس شادمان از آثار شناختهشده فارسی این کتاب است و نسخه سهجلدی آن در ایران سابقه انتشار
دارد؛ منابع کتابشناختی، این ترجمه را با نام فرنگیس نمازی شادمان نیز ثبت کردهاند.
ترجمه اثری مانند گیبون دشوار است، زیرا متن اصلی فقط حاوی اطلاعات تاریخی نیست و ساختار جملهها،
لحن ادبی، کنایه، تحلیل سیاسی و اصطلاحات تاریخی نیز بخش مهمی از هویت آن را تشکیل میدهند؛ بنابراین
انتقال این کتاب به فارسی نیازمند توجه همزمان به دقت تاریخی و کیفیت نثر است.
چرا مطالعه نسخه سهجلدی انحطاط و سقوط امپراتوری روم برای علاقهمندان تاریخ ارزشمند است
مزیت اصلی این مجموعه در گستردگی نگاه آن است؛ خواننده فقط با تاریخ یک شهر یا یک سلسله روبهرو نیست،
بلکه میتواند ارتباط میان حکومت روم، مسیحیت، اقوام اروپایی، جهان مدیترانه، امپراتوری بیزانس و
تحولات سیاسی قرون بعد را در یک روایت بزرگ دنبال کند.
این کتاب همچنین برای کسانی که به پرسشهای تمدنی علاقه دارند اهمیت دارد، زیرا مسئله اصلی آن فقط
«چه زمانی روم سقوط کرد» نیست، بلکه این پرسش است که یک تمدن چگونه قدرت خود را حفظ میکند و چه زمانی
نهادهای آن توان پاسخ دادن به بحرانهای تازه را از دست میدهند.
نقاط قوت کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم؛ دانش گسترده، تحلیل تاریخی و نثر ماندگار
مهمترین نقطه قوت کتاب، گستردگی اطلاعات و تلاش نویسنده برای ارائه تصویری چندبعدی از تاریخ است؛ گیبون
تنها به جنگها و پادشاهان توجه ندارد و درباره دین، جامعه، حکومت، ارتش، فرهنگ و روابط میان اقوام نیز
مطالب فراوانی ارائه میکند.
نقطه قوت دیگر، قدرت تحلیل نویسنده است؛ او میکوشد میان حوادث رابطه برقرار کند و نشان دهد که یک بحران
سیاسی چگونه میتواند به بحران نظامی و اقتصادی منجر شود و چگونه مجموعه این بحرانها در نهایت ساختار
امپراتوری را تغییر میدهد.
نقاط ضعف کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم؛ چرا مطالعه این اثر عظیم به صبر و تمرکز نیاز دارد
حجم بسیار زیاد مطالب یکی از نخستین دشواریهای کتاب است؛ گیبون در بسیاری از موضوعات با جزئیات فراوان
وارد میشود و خوانندهای که صرفاً به دنبال یک روایت کوتاه از سقوط روم است ممکن است در میان جزئیات
تاریخی احساس کند مسیر اصلی کتاب را از دست داده است.
مسئله دیگر این است که بخشی از تحلیلهای گیبون به فضای فکری قرن هجدهم تعلق دارد و پژوهشهای تاریخی
چند قرن اخیر بسیاری از موضوعات مورد بحث او را دوباره بررسی کردهاند؛ بنابراین بهتر است این اثر همزمان
به عنوان یک شاهکار تاریخنگاری و یک سند مهم از اندیشه تاریخی عصر روشنگری خوانده شود.
انحطاط و سقوط امپراتوری روم برای چه کسانی مناسب است؛ راهنمای انتخاب این کتاب برای علاقهمندان تاریخ
این کتاب برای علاقهمندان جدی تاریخ جهان، تاریخ روم باستان، تاریخ بیزانس، تاریخ مسیحیت، تاریخ اروپا،
تمدنهای باستانی و نظریههای مربوط به افول تمدنها انتخاب بسیار مناسبی است.
اگر خواننده تازهکار هستید، بهتر است پیش از آغاز مجموعه سهجلدی، یک آشنایی کلی با تاریخ روم و دورههای
جمهوری، امپراتوری، تقسیم امپراتوری و بیزانس پیدا کنید؛ چنین پیشزمینهای کمک میکند نامها و رویدادهای
فراوان کتاب آسانتر در ذهن قرار بگیرند.
مقایسه سقوط روم با بحران تمدنهای دیگر؛ مهمترین درس تاریخی که میتوان از کتاب گیبون گرفت
یکی از جذابترین جنبههای خواندن گیبون این است که کتاب را میتوان فراتر از تاریخ روم مطالعه کرد؛
هر تمدنی برای ادامه حیات خود به نهادهای کارآمد، منابع اقتصادی، ساختار سیاسی پایدار، توان دفاعی و
ظرفیت سازگاری با تغییرات نیاز دارد.
از این منظر، کتاب گیبون فقط درباره گذشته نیست؛ پرسشهایی که مطرح میکند درباره قدرت، فساد، بحران،
بیثباتی سیاسی، هزینه اداره حکومتهای بزرگ و رابطه میان رفاه و قدرت نظامی، همچنان میتوانند برای
مطالعه تاریخ تمدنها مفید باشند.
جمعبندی و نتیجهگیری درباره کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم؛ چرا اثر گیبون هنوز یک شاهکار تاریخنگاری محسوب میشود
«انحطاط و سقوط امپراتوری روم» اثری بسیار فراتر از یک کتاب درباره سقوط یک امپراتوری است؛ گیبون در این
مجموعه تلاش میکند روند طولانی تغییر یک تمدن را بررسی کند و نشان دهد که قدرت سیاسی چگونه ساخته میشود،
چگونه حفظ میشود و چگونه ممکن است در طول قرنها تحت فشار مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی دگرگون شود.
ارزش ماندگار کتاب در همین نگاه کلان است؛ گیبون به خواننده یادآوری میکند که تمدنها یکشبه سقوط نمیکنند
و پشت هر فروپاشی تاریخی مجموعهای از تغییرات تدریجی وجود دارد که باید در کنار یکدیگر مطالعه شوند.
البته نباید همه تحلیلهای گیبون را با معیارهای تاریخنگاری قرن بیستویکم پذیرفت، اما همین که کتاب او
هنوز پس از بیش از دو قرن موضوع بحث و مطالعه است، نشان میدهد که «انحطاط و سقوط امپراتوری روم» یکی از
آثار بنیادین در تاریخ اندیشه درباره افول تمدنها و یکی از مهمترین کتابهای تاریخی نوشتهشده در دوران
مدرن است.
مشخصات کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم سهجلدی؛ نویسنده، مترجم، سال چاپ، ناشر و تعداد صفحات
مشخصات کتاب فارسی در چاپهای مختلف ممکن است تفاوت داشته باشد؛ اطلاعات زیر مربوط به نسخه سهجلدی ترجمه
فرنگیس شادمان و چاپهای شناختهشده این ترجمه است و تعداد صفحات هر جلد نیز با

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.