دانلود کتاب سفرنامه ابن جبیر
دانلود کتاب سفرنامه ابن جبیر
آغاز این ماه روز یک شنبه و دومین روز اقامت ما در اسکندریه بود. نخستین چیزی که هنگام فرود آمدن خود در آن (بندر دیدیم این بود که کارگزارانی از جانب سلطان برای ثبت و ضبط هر چه با کشتی ما حمل شده بود بر فراز عرشه آمدند و تمام مسلمانانی را که در کشتی بودند یکایک خواندند و نام و مشخصات و نام سرزمینهای ایشان را نوشتند و از هر یک پرسیدند چه کالا یا نقدینه ای همراه دارد تازکات تمام آنها را بپردازد، بی آن که تحقیق کنند آیا سال استحقاق و نصاب زکات بر آن گذشته یا هنوز نگذشته است، بیشتر آنان مشمول پرداخت فریضه زکات ،نبودند زیرا جز ره توشه ای همراه نداشتند.
اما بدون آن که در این باب از مسافران مسلمان پرسشی کنند و معلوم دارند آیا سال بر اموال ایشان گذشته یا نه همه را ملزم به پرداخت زکات .کردند و احمد بن حسان از همراهان ما را از کشتی به زیر بردند تا اخبار مغرب و میزان) و (نوع کالاهای کشتی را از وی باز جویند. او را زیر مراقبت، نخست نزد سلطان و سپس نزد ،قاضی و بعد نزد دیوانیان بردند و گرداندند و آن گاه وی را به دست گروهی از اطرافیان سلطان سپردند و در تمام این مراحل او را مکرر به بازجویی گرفتند.
سپس ” گفته های او را نوشتند و رهایش کردند و به مسلمانان دستور دادند اسباب و آنچه از ره توشه خود را که زیاد ،مانده پایین آورند در ساحل دریا جمعی را گماشته بودند که برای حمل تمام بارهایی که مسافران پایین آوردند تا محل دیوان به آنان کمک کنند پس چون به محل دیوان (رسیدند یکایک را فرا خواندند و اسباب و توشه خدای عزوجل بر دست کسی که آن را ساخته است آن منار را نشانه ای برای پی برندگان به علامات و راهنمایی برای مسافران قرار داده و اگر آن منار نبود از طریق دریا به زمین اسکندریه راه نمی بردند چه از فاصله ای بیش از هفتاد میل پدیدار میشود و ساختمان آن از طول و عرض در نهایت استواری و غایت زیبایی و متبری است و از بالایی و بلندی سر به آسمان ساید چنان که زبان وصف از بیانش عاجز آید و دیده از دیدنش به حیرت گراید، خبر دادن از آن (ناطقه) را به تنگنا اندازد و دیدن آن دیدگان را از شگفتی) فراغ سازد.
ما خود یکی از چهار جانب آن را اندازه گرفتیم بالغ بر پنجاه واند ذراع بود و گویند بلندی آن بیش از صد و پنجاه قد است. اما درون آن منظری است حیرت انگیز از فراخی پلکانها و راهروها و افزونی ،اتاقها تا آنجا که بسا کسی که به درون آن منار رفته و در راهروهای آن گام نهد گم شود کوتاه سخن آن که دست بیان به دامان وصف آن نرسد. خداوند آن (بنیان مر بر آسمان را از دعوت به اسلام و بانگ اذان صبح و ظهر و شام) تهی نگذارد و همچنانش پایدار بدارد بر فراز آن مسجدی است به برکت موصوف (و به اجابت نماز معروف و مردم به نمازگزاری در آن تبرک جویند ما روز پنجشنبه پنجم ذی الحجه مذکور به فراز آن رفتیم و در مسجد مبارک یا دشده نماز گزاردیم و عظمت و شکوه بنای آن منار را که زبان توصیف هیچ وصف کننده ای از عهده بیان آن برنمی آید به عیان دیدیم و در شگفت شدیم. دیگر از محاسن و مفاخر این شهر که در حقیقت به سلطان آن دیار بر می گردد، وجود مدارس و محارس ” (غریبخانه ها و خوابگاهها برای طالبان (علم) و اهل اعتكاف وتعبد است.
خلق گروه گروه از اطراف و اکناف بدان جا روی می آورند و هر یک را جایی است و سر پناهی که در آن منزل میکند و مدرسی است برای آموختن فنی که میخواهد فرا گیرد و شهریه ای که تمام امور خود را به مدد آن میگذراند و معاش خود را تمشیت میدهد. توجه سلطان به این غریبان بیگانه تا آن درجه است که گرمایه هایی بویژه برای ایشان تعیین کرده تا هرگاه نیاز داشته باشند استحمام کنند و نیز بیمارستانی را به درمان کسانی از این جماعت که بیمار شوند اختصاص داده و پزشکانی را بر آنان گماشته که به احوال ایشان رسیدگی میکنند و پرستارانی زیر دست پزشکان قرار داده است که به دستور آنان امور بیماران را از تهیه دارو و خوراک میگذرانند و نیز گروههایی را به عنوان دیدار و عیادت از بیماران بیگانه ای که از رفتن به بیمارستان خودداری میکنند تعیین کرده است که احوال آنان را به پزشکان باز گویند تا اینان به نوبت خود به درمان آنان پردازند.
و نیز از شریفترین اعمال خیریه و مقاصد بریه این است که سلطان برای هر تن از رهگذران بی توشه ۱ مغربی به هر تعداد که باشند، روزانه دو گرده نان مقرر داشته و برای تقسیم روزانه آن، شخصی امین را از جانب خود گماشته است، او هر روز نزدیک به دو هزار گرده نان یا بیشتر، برحسب فزونی و کاستی تعداد مستحقان میان ایشان توزیع میکند همواره چنین است و این همه، وقف خاص از جانب سلطان است و غیر از زکات عین است که بدین مهم اختصاص داده و صرف تمام رهگذران بی توشه و ابنای سبیل میکند وی به گماشتگان و متصدیان این وظیفه سفارش اکید کرده است که هرگاه در پرداخت این مقرری مستمر و مرسوم معلوم چیزی کسر آورند از عین مال شخصی او بردارند و به مصرف این امر برسانند).
اما مردم سرزمین او در نهایت آسایش احوال و فراغت بال به سر می برند و البته نیازی به چنین مقرری و مستمری ندارند درآمد سلطان در این شهر جز از محل اوقافی معین که از جانب او به این هزینه ها اختصاص داده شده و غیر از جزیه یهودیان و مسیحیان نیست، و از زکات عین بویژه، غیر از سه هشتم به او تعلق نمیگیرد و پنج هشتم باقی صرف امور خیریه) یاد شده می شود. این سلطان که چنین سنتهای ستوده ای را برقرار داشته و رسمهای کریمانه ای را که دیر زمانی منسوخ شده بود، احیا کرده است همان صلاح الدين، ابوالمظفر، يوسف بن ایوب است که خدا صلاح و توفیق او را برقرار و پایدار دارد از شگفت ترین اتفاقات این که یکی از کسانی که میخواست از طریق ابراز خیرخواهی و مصلحت اندیشی خود را به سلطان نزدیک کند و نزد او تقریی جوید، به وی یادآور شد که بیشتر این افراد در حالی مقرری و جیره نان را دریافت میکنند که بدان نیازی ندارند و تنها به سبب افزون طلبی و علاقه به رفاه بیشتر آن را می گیرند چه نوعاً به رزق اندک فانع و خرسند نیستند، و نزدیک بود بدگویی این ناصح نما در دل (سلطان) مؤثر افتد.
برای خرید کتاب سفرنامه ابن جبیر نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.