کتاب تاریخ خداباوری: ۴۰۰۰سال جستجوی یهودیت، مسیحیت و اسلام اثر کارن آرمسترانگ ترجمه بهاءالدین خرمشاهی
خرید کتاب تاریخ خداباوری: ۴۰۰۰سال جستجوی یهودیت، مسیحیت و اسلام اثر کارن آرمسترانگ ترجمه بهاءالدین خرمشاهی
ارسال سریع
با پست پیشتاز
پشتیبانی ۲۴ ساعته
و ۷ روز هفته
تضمین کیفیت
و تضمین اصالت
رضایت مشتریان
افتخار ماست
قیمت محصول
2,000,000 تومان
کتاب تاریخ خداباوری: ۴۰۰۰سال جستجوی یهودیت، مسیحیت و اسلام اثر کارن آرمسترانگ ترجمه بهاءالدین خرمشاهی
کتاب «تاریخ خداباوری» نوشتهی کارن آرمسترانگ، اثری است سترگ و اندیشهبرانگیز که خواننده را به سفری چهار هزار ساله در ژرفترین لایههای تجربهی دینی و ذهنیت انسان دربارهی خداوند میبرد. این کتاب، صرفاً تاریخ دین یا مرور رویدادهای مذهبی نیست؛ بلکه تلاشی است برای فهمِ چگونگی زادهشدن، شکلگیری، دگرگونی و بازآفرینی تصور انسان از خدا در فرهنگهای مختلف، و بهویژه در سه دین بزرگ ابراهیمی: یهودیت، مسیحیت و اسلام.
آرمسترانگ، که خود از برجستهترین پژوهشگران دینپژوهی در جهان معاصر است، با نثری روان و در عین حال فلسفی، خواننده را به گفتوگویی آرام اما عمیق دربارهی خدا دعوت میکند. او نشان میدهد که ایمان، مفهومی ایستا و مطلق نبوده است، بلکه همواره در تعامل با زبان، فلسفه، جامعه و دغدغههای انسان دگرگون شده است. در نگاه او، تاریخ خداباوری در واقع تاریخ تحولِ خودِ انسان است؛ روایتی از کوشش انسان برای معنا بخشیدن به زندگی، رنج و هستی خویش در برابر راز بزرگ عالم.
—
🌿 خدا؛ مفهومی در حرکت، نه تصویری ثابت
آرمسترانگ در این کتاب از آغازِ ماجرا سخن میگوید؛ از زمانی که بشر با نیروهای طبیعت، مرگ، و رازهای جهان مواجه شد و برای فهم این نیروها، به صورتهای نخستین باور و آیین روی آورد. در این نگاه، خدایانِ اساطیری نهتنها خدای خشم و قدرت، که بازتابِ اضطرابها، امیدها و آرزوهای انسان بودند.
اما با ظهور ادیان توحیدی، این چندگانگی جای خود را به تصویری یگانه داد: خدایی که ورای طبیعت است، اما در زندگی انسان حضور دارد. از اینجاست که داستان بزرگ خداباوری آغاز میشود — داستانی که در آن، یهودیان، مسیحیان و مسلمانان هر یک بهگونهای تلاش میکنند تا چهرهای از امر مطلق را بفهمند و با آن رابطه برقرار کنند.
آرمسترانگ تأکید میکند که «خدا» در هیچ دورهای بهعنوان یک حقیقت فلسفی خشک وجود نداشته است؛ بلکه همواره زنده، پویا و در گفتوگو با فرهنگ و زبان انسان بوده است. از نگاه او، هر نسل خدای خود را دوباره میسازد، زیرا پرسشهای انسان از هستی و رنج و معنا هرگز تکراری نیستند.
—
🔹 از خدای عبرانی تا خدای فیلسوفان
در فصلهای نخست، نویسنده به سراغ ریشههای خداباوری در سنت یهودی میرود. او نشان میدهد چگونه خدای عهد عتیق، خدای قوم و تاریخ است؛ خدایی که با قوم خود پیمان میبندد، در رنج آنان حضور دارد و در دل تاریخ عمل میکند.
اما این خدا در گذر زمان از یک نیروی قبیلهای به خدایی اخلاقی و جهانشمول بدل میشود؛ خدایی که با عدل و رحمت شناخته میشود و نه فقط با قدرت.
سپس آرمسترانگ به مسیحیت میرسد، جایی که مفهوم «تجسد» و حضور خدا در قالب انسان (عیسی مسیح) انقلابی در اندیشه دینی پدید میآورد. در این مرحله، خدا از آسمان به زمین میآید و در رنج انسانی سهیم میشود.
آرمسترانگ نشان میدهد چگونه الهیات مسیحی، از قرون نخستین تا دوران توماس آکویناس، همواره در تلاش بوده میان ایمان و عقل، عشق و معرفت، وحی و فلسفه تعادلی ظریف برقرار کند.
و در ادامه، با ظهور اسلام، افق تازهای گشوده میشود. اسلام از یکسو بر توحید ناب و یگانگی خدا تأکید دارد، و از سوی دیگر، با گسترش فلسفه و عرفان اسلامی، چهرهای از خداباوری شکل میگیرد که میان عقل و عشق، شریعت و معرفت، وحدت و کثرت تعادل برقرار میکند. آرمسترانگ با نگاهی منصفانه و عمیق به تفکر اسلامی میپردازد و نشان میدهد چگونه اندیشمندانی چون ابنسینا، فارابی و بهویژه صوفیانی چون ابنعربی و مولانا، فهمی عاشقانه و درونی از خدا را ارائه کردند که با فلسفهی خشک غربی تفاوت دارد.
—
🌺 از الهیات تا تجربه؛ خدا بهمثابه معنا
یکی از محوریترین ایدههای آرمسترانگ، تمایز میان «دانستن دربارهی خدا» و «تجربهی خدا» است. او تأکید میکند که در سنتهای اصیل دینی، ایمان نه صرفاً مجموعهای از باورها، بلکه نوعی تجربهی زیسته و عملی بوده است. در این دیدگاه، خدا را نمیتوان در مفاهیم انتزاعی محصور کرد، بلکه باید در زیستن، سکوت، دعا و اخلاق او را یافت.
بهبیان دیگر، خداباوری برای آرمسترانگ یک فرایند است، نه یک پاسخ آماده؛ حرکتی مداوم در مسیر آگاهی، عشق و همدلی.
او با نگاهی نقادانه به دوران مدرن اشاره میکند که چگونه با رشد علم، فلسفهی مادی و سکولاریسم، بسیاری از مردم مفهوم خدا را بهعنوان امری کهنه یا غیرعلمی کنار گذاشتند. اما آرمسترانگ هشدار میدهد که این نفی، نتیجهی درک سطحی از خدا بوده است؛ خدایی که بهجای راز و معنا، به نوعی «فرضیهی علمی» تقلیل یافته بود. او در پایان کتاب میپرسد: آیا ما هنوز میتوانیم خدایی را که از دل سکوت، عشق و اخلاق برمیخیزد، دوباره کشف کنیم؟
—
💠 تحلیل فلسفی و دینی
در سطحی عمیقتر، آرمسترانگ نشان میدهد که مفهوم خدا، همواره در تقابل میان دو قطب حرکت کرده است:
یکی خدای فلسفی که عقلانی، مجرد و غیرشخصی است، و دیگری خدای عرفانی که با احساس، عشق و تجربهی درونی انسان پیوند دارد. او با ظرافت توضیح میدهد که در هر دوره، غلبهی یکی از این دو تصویر بر دیگری، موجب تغییرات فرهنگی و سیاسی در جوامع شده است.
بهعنوان مثال، در قرون وسطی، خدا بیشتر عقلانی و نظاممند تصور میشد؛ اما در عرفان اسلامی و مسیحی، خداوند چهرهای عاشقانه و شخصی داشت که در دل انسان ساکن است.
در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که هرگاه خدا صرفاً به ابزاری برای قدرت، ایدئولوژی یا کنترل بدل شود، معنای خود را از دست میدهد. تنها در بازگشت به تجربهی درونی و اخلاقی است که خداباوری میتواند زنده بماند.
—
🌿 خواندن این کتاب، گفتوگو با تاریخ انسان است
«تاریخ خداباوری» اثری است که هم خوانندهی مؤمن و هم جستوجوگر شکاک را به تفکر وادار میکند. این کتاب بهجای آنکه به پرسشهای الهیاتی پاسخ نهایی بدهد، افقهایی تازه از پرسش میگشاید. آرمسترانگ با مهارت نشان میدهد که دین، نه دشمن عقل، که شریک آن است؛ و خداباوری واقعی، نه در جزماندیشی، بلکه در تواضع و پذیرش راز هستی معنا پیدا میکند.
خواندن این کتاب، تجربهای است از مواجهه با میراث فکری و معنوی بشر؛ با مردمانی که در طول تاریخ، هر یک به زبانی، از خدا سخن گفتهاند، گریستهاند و در جستوجوی او زیستهاند.
این اثر یادآور میشود که حتی در دوران پرآشوب مدرن، جستوجوی خدا همچنان ادامه دارد — نه در آسمانها، بلکه در ژرفای جان انسان.
—
🔸 جمعبندی تحلیلی
«تاریخ خداباوری» ترکیبی از تاریخ، فلسفه، الهیات و عرفان است.
نویسنده نگاه دینی را نه در تقابل با علم، بلکه در پیوند با تجربهی زیسته میبیند.
خدا در این کتاب، نه یک موجود ثابت، بلکه آینهای است که انسان در آن خویشتن و معنای هستی را میبیند.
آرمسترانگ از خواننده میخواهد که ایمان را از نو معنا کند؛ ایمانی که از یقین میگریزد و به فهم و همدلی نزدیک میشود.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.