0 مردم در حال مشاهده این محصول در حال حاضر!

آثار هنری ایران

شناسه محصول: 10178

آثار هنری ایران نوشته یحیی ذکاء

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

4,000,000 تومان

امتیاز دادن

کتاب آثار هنری ایران اثر یحیی ذکاء

نویسنده معروف یحیی ذُکاء* (۱۳۰۲ – ۲۸ دی ۱۳۷۹) ایرانشناس، نویسنده، استاد دانشگاه، پژوهشگر تاریخ هنر ایران و از کارشناسان برجسته آثار هنری در سال ۱۳۰۲ در تبریز چشم به جهان گشود. جدش، حاج میرزا علی اعیان، از تجار معروف تبریز بود. ذکاء تحصیلات ابتدایی را در مدرسه رشدیه تبریز و ترغیب تهران گذراند و دوره اول متوسطه را در دبیرستان‌های تمدن تهران و پهلوی قزوین فرا گرفت. دوره دوم متوسطه را حدود سال‌های ۱۳۲۱-۱۳۲۲ در دبیرستان فیروز بهرام، در رشته ادبی، گذراند و از محضر استادان برجسته‌ای چون ذبیح‌الله صفا، پرویز ناتل خانلری، محمدحسین مشایخ فریدنی، و محمدجواد تربتی بهره گرفت. در سال ۱۳۳۳، از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته باستان‌شناسی با رتبه اول فارغ‌التحصیل شد که از نخستین فارغ‌التحصیلان این رشته بود. پس از گذراندن دوره نظام در آذربایجان، و پیش از آنکه به استخدام رسمی دولت درآید، از سال ۱۳۳۰ به بعد چندین سال متوالی در دبیرستان اندیشه به تدریس پرداخت. از مسئولیت‌های او می توان به کارمند و کفیل اداره موزه‌ها و فرهنگ عامه (۱۳۳۵-۱۳۳۶)، رئیس موزه هنرهای تزئینی (۱۳۳۷)، معاونت اداره کل موزه‌ها و فرهنگ عامه (۱۳۴۰)، رئیس موزه مردم‌شناسی (۱۳۴۱)، رئیس انتشارات ادارات کل باستان‌شناسی و فرهنگ عامه و موزه‌ها و حفظ بناهای تاریخی (۱۳۴۵)، رئیس کتابخانه ملی ایران (۱۳۴۷، حدود یک سال)، و مشاور وزیر فرهنگ و هنر (۱۳۴۹ تا اواخر دوران خدمت، ۱۳۵۷) را اشاره کرد. یحیی ذکاء پس از سال‌ها اشتغال در وزارت فرهنگ و هنر در پنجم شهریور سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد و پس از آن تا پایان عمر به فعالیت‌های فرهنگی و تحقیق و تفحص و تألیف مشغول بود، به‌طوری که در سال‌های آخر عمر، با وجود بیماری و کهولت، با عنوان کارشناس برجسته موزه هنرهای معاصر و مشاور عالی دایرةالمعارف بزرگ اسلامی به تلاش ارزشمند خود ادامه می‌داد.

از آثار ارزشمند او می توان به روزنامه خاطرات شرف الدوله، جستارهایی درباره مردم آذربایگان، زمین لرزه‌های تبریز، تاریخچه تحولات و تغییرات درفش و علامت دولت ایران در دورهٔ قاجاریه، تاریخ ارتش ایران، نوروز و بنیاد نجومی آن در همبستگی با تخت‌جمشید، در پیرامون خط، گویش کرنیگان، گویش گلین قیه، لباس زنان ایرانی از سده سیزدهم هجری تا امروز، کولی و زندگی او، کتاب هنر کاغذبری اشاره کرد.

وی در ۲۸ دی ۱۳۷۹، پس از ماه‌ها بیماری، در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد. پس از درگذشت وی، در مراسم بزرگداشتی که در روزهای چهارم و پنجم خرداد ماه ۱۳۸۰ در محلّ خانه قدیمی و بازسازی شده لاله‌ای‌ها در تبریز برگزار گردید، این خانه به نام ”دفتر پژوهش‌های تاریخی و فرهنگی یحیی ذکاء“ نامیده شد، و کتابخانه او که شامل بیش از چهار هزار کتاب و تعداد زیادی دوره‌های مختلف مجلات علمی و فرهنگی در رشته‌های تاریخ، ادب، هنر، و زبان‌شناسی می‌شد در این خانه جای گرفت.

*”دانا مرد تبریزی“ برگرفته از عنوان یادداشتی است که سیروس شکوهی در اسفند ۱۳۷۹  به مناسبت درگذشت ذکاء در ویژه نامه مجله آدینه نوشت.

 

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “آثار هنری ایران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود
ورود
ad5673f466" />

هنوز حساب کاربری ندارید؟

فروشگاه
علاقه مندی ها
0 موارد محصول
حساب کاربری من
e39955da9b",__litespeed_var_1__="68dbf7ec87";

زندگی نامه و خاطرات

 نامه دانلود کتاب زندگی نامه ,دانلود کتاب خاطرات,دانلود کتاب بیوگرافی افراد مشهور

دانلود کتاب وقایع روزانه دربار ناصرالدین شاه اثر محمدحسن خان اعتمادالسلطنه

دانلود کتاب وقایع روزانه دربار ناصرالدین شاه اثر محمدحسن خان اعتمادالسلطنه

 

 آنچه که در متن ذیل مطالعه می کنید مربوط بخشهای پایانی وقایع روزانه دربار ناصرالدین شاه است که بعنوان مثال آورده م تا با شیوه نوشتاری و موضوع کتاب بهتر و بیشتر آشنا شوید.

  دیشب بندگان همایون بواسطه دردسر شدید بیرون شام میل فرمودند و مراهم احضار کردند بواسطة خستگی نرفتم. حكيم الممالک که میدان را خالی دیده بود هم طبابت کرده بود هم ترجمه روزنامه بیچاره اگر ترجمه ای مشابه معالجه اش باشد زهی بدبختی دارالترجمه، برای در دسر و دوار جناب حكيم على الاطلاق پیاز اجویز کرده بودند و افراط در شرب شراب شیر از ۲ بجای اینکه پاشویه بدهند و مسکن استعمال نمایند مهیچ داده بودند.

خداوند جل شانه که همیشه حافظ وجود همایون است معدل کرده بسلامت ماندند و شب را هم بیرون خوابیدند اشخاصی که در پرده سرای همایون اجازه ورود داشتند، امین السلطان ، سید ابو القاسم ، مردك و آقا حسینهای . بودند. این سفر طالقان را باختصار تشریف آورده اند مرا پرده شهر یاری عبارت از چند چادر قلندری و تجیز سفید چادرهای ماتزمین است که عاریه گرفته اند. امین السلطان باین جهت مأمور شد که ما بین خوابگاه سلطنتی و حرمخانه مبارکه پادشاهی كشيك بكند و آن وجود بالا مقدس را از تطاول خارجی و از تفاضل حراست خودی محفوظ دارد و چنین کرد الحمدالله سالم وفاتم ماندند، خلاصه صبح امروز بشدت سرد بود هیزم بجهت منقل طوری کمیاب بود که تحصیات بخيال هم نمی آمد .

علی العليمه برخاستم لباس پوشیدم مصمم حر ک گردیدم آن زردی که هنوز تازه خیر و عالم در فال جبال ، اعمه خود را پرتو افکن شده بود خسرو ایران زمین ازین نشسته و راه کل را گرفته بالا راندند. من هم سوار شدم متعاقب موکب همایون راندم. بارتفاع چهار هزار ذرع از سطح در با باصل قله کوه آنجایی که کوه گرفته شده از سمت شمال بکلاردشت و از طرف جنوب بطالقان منظر دارد ؛ رسیدیم اصل قله این کوه تخت سلیمان مشهور است و ارتفاع آن چهار هزارو پانصد ذرع است.

در حوالی قله طرف شمال پوشیده از برف است که متجاوز از چهار هزار فرع از روی برف صور شده و این برف در بعضی جاها که قدری گود است تشکیل دریاچه ها داده که اطرافش برف است و آب بطور تفطير الرزين برفها خارج شده در پاچه تشکیل داده که پارچمهای یخ در میان این دریاچه ها شناوری میکند. خادمان حرم جلالت و مسئوران سرادق سلطنت خدر کنار یکی از این دریاچه ها به ناهار افتاده بودند. ما از قله برفی صعود کردیم و از طرف دیگران هبوط نمودیم اگرچه ماموران راه که از طرف پادشاه فرستاده بودند مانع حرکت به مردم شده بودند که کسی با این نیاید، مبادا راه را بگیرند پاسنگی پرتاب شود، با وجود این چون راه خیلی بد بود و سخت و عمودی سراشیب بود قریب به ربع فرسنگ بماك چون سنگ پیاده آمدم، سربازهای ترك ترك انسانيت کردم محض دلتنگی از مسافرت بادراج خرکی گارگاه سنگ میانداختند که سه سنگ از پهلوی من گذشته و بحمدالله مرا نگرفت، بقول مشهور : از من بود ، بجوال کاه گرفت

. و با حالت و اماده بافتاب گردان ناهار خوری شاه رسیدم طاوزان هم بود ، بندگان هما پورا دیدم که دوربین در دست گرفته تماشای مردم را میکرد کمتر کوه پائین میآمدند هر کس بخت و زحمت میامد مشعوف میشدند و خنده میکردند.

ناهاری صرف فرمودند من و طلوزان و دندانساز و میرزا احمد خان در یکجا ناهار خوردیم یعنی ناهار مرا صرف کردند. بندگان پادشاهی تفقد فرمودند نصف قرقاول کباب که خود نصف دیگر را مین فرموده بودند بتوسط سید ابوالقاسم برای من فرستادند. بعد از ناهار جون پناهگاهی نداشتم یعنی آفتاب گردانچی من سر گردان در گوه مانده بود آفتاب هم خالی از حرارت نبود چونکه غالبا درقلة جبال بواسطة لطاعت هوا حرارت آفتاب زیادتر مؤثر است نتوانستم بمانم ، سوار شدم براه افتادم از امین همایون که سازنده راه بود اما از قله کوه هیچ پائین نیامده بود پرسیدم بمنزل چه داریم ؟

گفت فرسخی ، از پستی و بلندی راه سؤال کردم گفت : چون کف دست است. این شخص بزرگوار که جوانی است خوش کار چنانکه ذکر شد پولی گرفته بود با ناظم خلوت که او هم پیر بی خردی است بلکه بعبارت غیر فصیح خر غریبی است آن پول را برادر و از بدون هیچ رعایت بانهایت اختیار میان خود تقسیم کرده بودند و مطالق طالقانیها را بطور بیگاری باینکار را داشته بودند، از حضرت باری و سر کار شهریاری ترسیده بودند بعلاوه تعارفی هم از اهل با ولت و صاحب تبول باسم تعارف ومصادره ماخوذ داشته بودند و بهیچوجه رعایت رعیت بینوا وبالاهل اردوی تا توانرا نکرده بودند! راه تنگ و تا قله سنك و منزل بیدو آذوقه نادیده بهر حال شش فرسخ راه پیمودیم و هر آن وحشت از مرگ داشتیم ، تا عصری بمنزل که پری جان است بی جان رسیدیم میرزا عیسی خان سرتیپ که از امکان است و من او را از پاکان میدانم جلو آمده بود و خانه سید خری را موسوم بسید اباصات گرفته بود ، جای حاضر کرده بود بی اختیار خود را خدمت خان سرتیپ رسانیدم جای خوردم اند کی آسوده قدم فکر شام و شب افتادم .

 

ادامه مطلب

دانلود کتاب کارنامه به دروغ اثر پوران فرخزاد

دانلود کتاب کارنامه به دروغ اثر پوران فرخزاد

 

درباره ی ایران و تاریخ کهن و باستانی آن پژوهشگران ایرانشناس و باستان شناسان پژوهنده و سکه سازان وزیر خاکی جویان پرتوان و…

به انگیزه های گوناگون و دیدگاههای دیگرگون چه سیاسی، چه دینی، چه میهنی و چه از سررشکهای سرزمینی و فرآورده های زیرزمینی از دیربازه با خواستهایی یک سویه داستانهایی پیدا و ناپیدا و گمانهایی پر از شاید و باید و شگفت آور برای ما بسیار ساخته و پرداخته اند و سپس از روی مهرا همانها را پیش زمینه و گواهی برای نوشتارها، بررسیها و جستجوهای آینده ی خود بنام دستمایه های راستین و پیشینه های پذیرفته شده در پژوهش بکار گرفته و از آن بهره برداری کرده اند. بدانسانکه خود نیز گاه به گمان افتاده اند که نکند، راست می گوئیم!؟

و نیز برخی همچون ما را سخت شگفت زده کرده اند که اینان اینهمه داستان و افسانه را چگونه و برای چه بهم بافته اند که نمیشود راست را از دروغ باز شناخت این پژوهشگران نامداراگاه چنان چیزهایی را به زیور دفتر آراسته اند که گوتی همانروز درست همان جا بوده اند و سخنانی را که به نگارش کشیده اند خود بگوش خود شنیده و آنچه روی داده خود به چشم خویشتن دیده اند و هیچ گمانی بر آنچه رفته و گفته اند ندارند. بی پروا و بی هیچ دل نگرانی فرموده و نوشته اند و گفتار خود را نیز در پوشش و پرده ای از دوستی و بزرگواری چنان پیچیده اند که کسی از فریشان آگاه نگردد.

تا آنجا که هم میهمان زودباور و بیگناه ما نیز پس از چندی پذیرفتند و دل سپردند که اینان همه بزرگوار روشن روان و دلسوزند و کوشا و میشود به اینهمه چیزها که آنها برای ما نگاشته و میگویند و می نویسند و پژوهش می کنند، چشم بسته دل بست و آنها را بر دیده ی فروتنانه ی خود نهاد و پذیرفت و به نونهالان و فرزندان میهن آموخت و نیز پذیرفتند که اینها همه چیز را میدانند و این مائیم که چیزی نمیدانیم و بگفته ی برخی هم میهنان ساده دل و سرمان نمیشود پس بهتر است به کناری نشسته بگذاریم دست کم این پژوهندگان راستین و این کارگزاران پرتوان جهانی، اینکار را برایمان به رایگان و بگونه ای خداپسندانه انجام دهند و خدای ناکرده شتاب کارشان گرفته نشود و شوخ چشمانه پیش خود گفتند: جایی که اینهمه کننده ی دانا برای کار هست، دیگر چه نیازی به «ماهی نادان این درست همان چیزی بود که آن بیگانگان و دایگان مهربانتر از مادر میخواستند و برای آن سالهای سال – کمی پیش و پس از جنگ نخستین جهانی کوشش و برنامه ریزی کرده و هزینه های هنگفت و سرسام آور در راهش ریخته و گروه بسیاری از دانشمند، پژوهشگر و ایرانشناس را در هر گوشه ای آماده ساخته و بنام دارمغان به جان فرهنگ و گذشته های دور ما انداخته بودند.

آنها همیشه کوشیده بودند که ما خودمان را نادان انگاشته و بپذیریم که هیچگاه از آغاز آن آغازی که خودشان برایمان ساخته و پرداخته اند – چیزی نبوده، نیستیم و نمی توانیم باشیم و با اندوه بسیار این را تا اندازه ی چشمگیر هم بگونه ای برجسته و روشن در میان آنانی که همیشه همه چیز را به آسانی پذیرفته و باز می پذیرند، جا انداخته و پذیرانده اند. شما یکبار، تنها یکبار، رو در روی یک بیگانه به کشورش بد بگوئید ببینید چگونه برافروخته و خشمگین میشود و چه پاسخی به شما میدهد آنگاه خواهید دانست که برای ما چه رویداد سهمگینی پیش آمده است که نه تنها در گفتگوهای روزانه ی خویش بی پروا و نا آگاهانه از خود بد میگوئیم که میگذاریم به سادگی دیگران نیز از ما بدگوئی کنند و خشمی که نداریم هیچ ککمان هم نمی گزد. زیرا در درون خود پذیرفته ایم که کوچک و خوار و…. هستیم و یادمان داده اند و برنامه ریزی کرده اند که از همان روزگار باستان هم چیزی نبوده ایم و اگر دارند برایمان کاوش و بررسی میکنند باید بسیار هم دلمان خوش باشد که این ابر مردان ،روزگار به این خوبی گذشته ی ما را برایمان از زیر خروارها خاک و از درون برگهای پوستین و فرسوده ی گذشته ویرایش و آوانگاری شده بیرون می آورند و پیش رویمان میگذارند.

نوشته های باستانی – چه سنگ نوشته، چه خشت نوشته ها را آنگونه که دلشان میخواهد – برایمان می خوانند و بر آن گزارشهای بزرگوارانه مینویسند دیگر چه مرگمان است که خود را آزار دهیم و کوشش بیهوده کنیم…. و افزودند: هم اینها که می نویسند و به پژوهش کمر بسته اند، برایمان نه بس که بسیار هم هست؟ جز که گمان نمی بردند در این راستا، آنها به جای آنکه درباره ی تاریخ ایران و راستیهای آن سرزمین که همواره چون دری گرانبها بر تارک سرزمینهای جهانی درخشیده و پیوسته چشمهای آزمند فرمانروایان بیشماری را از کوچک و بزرگ بسوی خود کشانیده چیزی بگویند یا بنویسند، بیشتر در اندیشه و آرزوی آنند که چگونه آنرا در پوششی از تاریکی پنهان دارند تا از دید همگان دور بماند و کسی نداند که جنبشهای راستین فرهنگ جهانی در کجا مایه و پایه گرف و کوره راهی از آن میانه برای ایران و دوستداران ایرانی روشن و هویدا گردد. همچنانکه در یادمانهای باستانی و بر جای مانده در جای جای سرزمین ایران و سرزمینهایی که پیش از این ایران زمین بوده نیز آنهایی را که نمی شد جابجا کرد، هر کدامش را که میشد از آن چیزی دریافت و یا جایی از آن ما را راهی مینمود، درست همانرا بریدند و دریدند و سائیدند که نشود و نتوان برداشتی از آن کرد. روزها را پس و پیش کردند زمانها را در هم ریختند، خشت نوشته ها و سنگ نبشته ها را بردند و پنهان کردند و هر چه هم فریاد کردیم پاسخی ندادند.

و سرانجام هنگامیکه در یافتند همه کارها انجام شده بنام ایرانشناس، زبان شناسی و باستانشناس و شناسهای دیگر! دلسوزانه نوشتارها و گفتارهایی در انداختند و به گمان خویش کار تاریخ ایران را ساختند، گذشته از آن در پراکندن دوباره ی نوشتارهای خود نیز آنجاهایی را که از زیر دستشان پیشاپیش در رفته بود و چیزی بر جای مانده بود برداشتند تا کارشان کمبودی نداشته باشد و لغزشی در ی در گامهایشان دیده نشود.

در اینجا باید گفته و یادآوری شود که با اندوه بسیار برخی از دانشمندان و پژوهشگران گرانمایه ی ایرانی که بسیاری از آنان دانشگاهی نیز هستند بی هیچ بررسی و بازنگری به برگردانی این نوشتارها و پراکندن آن در کشور پرداخته و در گسترش هر چه بیشتر پراکنده گوشیهای آنها کوشیدند یا به سخن دیگر، شاید هم به آنان گفته شد که چنین کنند بدانگونه که نوباوگان و جوانان بیگناه ایران و درگیر این تاروپود سردرگم تاریخی گمان بردند که هر چه این ایران شناسان والا جایگاه میگویند درست است و آنچه مینویسند راست است.

 

 

برای خرید کتاب کارنامه به دروغ  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه مطلب

دانلود کتاب خاطره سقوط اندلس اثر احمد رائف ترجمه محمدرضا انصاری

دانلود کتاب خاطره سقوط اندلس اثر احمد رائف ترجمه محمدرضا انصاری

 

الدلس سرزمینی است که قلب من در آن آرام میگیرد و پیوسته در وجدان من حضور دارد و لحظه ای از یادم نمی رود. گاه شبح آن را در عالم رؤیا میبینم. دوست دارم هر سال به آنجا سفر کنم ولی از لحظه ملاقات میترسم قرطبه اشبیلیه طلیطله، برشلوله، غرناطه، جزیره خضراء، مرسیه، رنده ،مرقطه الشبوله شلب، مالقه، بلد الوليد و ….

مرواریدهای گرانبهایی از این گردنبند که در دریاهای سهمگین روزگار ناپدید شدند و صاحبش از غصه دیوانه شد. به دنبال آن، میراث خواران ایله آمدند و آنگاه این فاجعه بزرگ بصورت داستانی درآمد که آن را در شبهای سرد زمستان در کنار بخاری برای سرگرمی نقل می کردند. قرنها گذشت و سختی از نظرها ناپدید شده فاجعه اندلس در گذرگاه تاریک دورانها به خاطره ای مبهم تبدیل گردید؛ همه چیز دگرگون شد و فکر مردم به مصیبتهایی مشغول شد که در مقایسه با از دست دادن این گردن بند قیمتی به مراتب ناگوارتر و دردآورتر است.

من بارها مسافرت کرده ام و به گشت و گذار در کشورهای مختلف پرداخته ام. اما هرگاه که در سفرهایم به سواحل اندلس نزدیک میشوم توانایی فرود آمدن در این سرزمین را در خود نمی بینم؛ چرا که در قلبم هراس شدیدی است که نمیتواند مکانی را ببیند که پدران و نیاکان ما آن را فتح کرده و زنده ساختند ولی سرانجام با ذلت و خواری از آنجا بیرون رانده شدند. چه حیثیتها که در اندلس به باد رفت و چه عزتها که پایمال شد؛ در آنجا بود که نیاکان ما در حالیکه صاحب منصب بودند، قرنها در خفت و خواری غوطه ور شدند.

و از خشم خروشیدند و خیره به هر سو نگریستند، ولی فریاد رس و یاوری ندیدند. روزی خود را همراه خانواده و بعضی از دوستان در مسافرتی پیش بینی نشده، در کنار آرامگاه یوسف بن تاشفین در مغرب یافتم نسیم اندلس میوزید و مشامم را معطر میساخت کود کانم از من در شگفت بودند من در برابر این قهرمان مبارزه شکست دهنده آلفونس ششم و بنیانگذار حکومت مرابطون با کمال فروتنی ایستاده بودم آرامگاه ساده اش که در گوشه ای بی نام و نشان قرار داشت، بر فروتنی من می افزود شاید کسی نمی دانست صاحب آرامگاه کیست؟ فقط تابلوی کوچکی بر فراز قبرش نام و تاریخ درگذشت وی را نشان می داد و تاریخ تولدش بر کسی معلوم نبود.

شاید آرامگاهش نمایانگر زندگی توام با زهد و پارسایی او بود که به آن شهرت داشت. با وجود اینکه وی پر مغرب حکومت داشت و توانست با یک حرکت سریع، سپاه عظیم خود را به اندلس عبور دهد و لشگریان قشتاله را تار و مار کند و ملوک الطوایفی را در آن سامان از بین ببرد و اندلس را بصورت دولتی نیرومند درآورده و مرکز آن را مراکش قرار دهد، با وجود همه اینها تا آخرین لحظات عمرش ساده زندگی کرد خوراک و پوشاکش ناچیز بود و ظواهر دنیا در او هیچ تأثیری نگذاشت و به سوی خود جلب نکرد. او هنگامی که از دنیا رفت حکومت گسترده ای را از خود بجای گذاشت که متأسفانه چالشیدانش، آن را تباه کردند. و این سنت حکومتها و درس تاریخ است.

اتومبیل، مرا با اعضای خانواده ام به سوی «اغمات حرکت داد. آنان همه در حیرت بودند. دختر خردسالم به من گفت: آیا اینهمه راه آمده ایم که قبرستانها را تماشا کنیم؟! با آنکه نخستین بار بود که از این جاده عبور میکردم آن را برای راننده مغربی توصیف می کردم زیرا ویژگیهای آن را از لابلای کتابهای تاریخی بدست آورده بودم. کی ما را به آرامگاه معتمد بن عباد راهنمایی نکرد او ملوک الطوایف بزرگی بود که پر اشبیلیه حکومت میکرد مشاورانش به وی پیشنهاد کردند که در جنگ با آلفونس ششم از یوسف بن تاشفین یاری نخواهد زیرا اگر یوسف برای کمک به آنجا بشتابد تا اندلسی را تحت حکومت خود قرار ندهد هرگز آنجا را ترک نمیکند معتمد در جواب جمله مشهورش به آنان گفت: «شتر چرالی بهتر از خوک چرانی است و مقصودش این بود که تسلیم شدن به یک سلطان مسلمان بهتر است از پیروی کردن پادشاهی قشتالی – این سخن هر چند از جوشش یک مسلمان در لحظه ای واقعی حکایت می کند، لیکن این جوشش پس از پیروزی در میدانهای نبرد و هنگام تقسیم غنایم. که یوسف هرگز به آنها چشم نداشت فرو نشست و یوسف فهمید که تنها مشکل الدلس حکومت ملوک الطوایفی است از اینرو در صدد برآمد این نوع حکومت را از میان بردارد و دولتی نیرومند تشکیل یوسف این هدف را با مسالمت به پادشاهان عرضه داشت ولی آنها نپذیرفتند، ناگزیر یوسف به جنگ با آنان برخاست و پیروز شد، آنگاه معتمد و دیگران را اسیر کرده و به «اغمات انتقال داد و در آنجا زندانی کرد تا در زندان جان سپردند. به عقيده من، یوسف با اسیران بخوبی رفتار کرده است. زیرا به مقتضای زمان، کیفر آنان کشتن بوده است و این کیفر با جرمشان که تضعیف اتحاد مسلمانان بوده، تناسب داشته است.

نزدیک بود از همان راهی که آمده بودیم بازگردیم زیرا کسی را نیافتیم که معتمد ین عباده را بشناسد. من فکر کردم را که تاریخ اسلام به ما میدهد به کمک احساساتی که عقل و بینش را از ما نگیرد، مورد دقت قرار دهیم. لازم است تاریخ اندلس یا لااقل فصول اخیر آن را که محرک احساسات ساست یا بینشی عمیق بخوانیم، چرا که مسلمانان در طول قرنها بخاطر عوامل گوناگونی در دین خود سهل انگاری کردند که اینجا مجال بررسی و تحلیل آن نیست. بررسی تاریخ اسلام برای مبلغانی ن که اسلام را بعنوان یک دین برگزیده اند و میخواهند در بنای ساختمان عظیم آن، خشتی بر سایر خشتها بگذارند مهم و ضروری است و یکی از بزرگترین فصولی که در تاریخ اسلام وجود دارد تاریخ اندلس است که متأسفانه از دست ما رفته یا خود آن را از دست داده ایم.

بر ما لازم است لااقل این بخش از تاریخ اسلام را با دقت بخوانیم و گذر از دریاهای آتش و زیتون را بیاموزیم و در نزدیکترین فرصت ممکن خود را از موقعیت درد آوری که در آن قرار داریم، نجات دهیم، ما نیز مانند گذشتگان خود در حال ضعف و نابودی هستیم و اگر آن روز تنها اندلس از دست رفت امروز خدای نخواسته بیش از یک کشور از دست خواهد رفت. در کشور اسلامی آلبانی مسلمانان مراسم دینی خود را از ترس پلیس و حکومت قشتالی مخفیانه انجام میدهند حکومتی که حتی علامت صلیب را برداشته و بجای آن پرچم شیطانی سرخ رنگی را بالا برده و منکر خداست مردم را بسوی عصری باز می گرداند که قرنهاست بشریت آن را پشت سر گذاشته است. یعنی همان عصر بت پرستی که بنی در قیافه ستمگران، چهارزانو روی تخت خود نشسته و تختش را بر تلی از جمجمه های مسلمانان گذاشته است در همین آلبانی مسلمانان پیمان تسلیم را به دست خود امضاء کردند، غافل از آنکه همان نابودی ای که پیشینیانشان در غرناطه دچارش شدند، در کمین آنان است.

آنچه در یوگلاوی میگذرد همان چیزی است که در آلبانی بوجود آمده است ! قبرس اسلامی در حال احتضار است و زمامدارش از آن سوی دریا از پادشاهان بنی سرین کمک می طلبند و پاسخی نمیشنوند آنجا جز سوگواری و دلسوزی و اندوه که قشتالی ها پر سر قبرس آوردند چیزی وجود ندارد. توضیح این مطالب را در همین کتاب خواهید خواند. باید گفت که تاریخ گذشته با وضع کنونی ما در هم آمیخته است و آن سرفصل شرافتمندانه، از گذشته نزدیک و وضع حاضر جدا شده است. آنچه در طول قرنهای قبل رخ داده امروز نیز رخ میدهد امروز گویا ما در غرناطه زندگی می کنیم و پیمان تسلیم را امضاء کرده ایم و در انتظار نابودی .هستیم دشمن همان راهی را می پیماید که در گذشته نزدیک پیمود.

کنند و پیوسته سلاطین بنی احمرا با قلبی پر از کینه و با حرص شدید تخت و سلطنت پر کشورهای اسلامی حکومت میرانند و با آینده کشور و مردم بازی می کنند و قشقالیها همه روزه سرزمینهای جدیدی بدست میآورند و بیان سلاطین بنی احمر کینه و دشمنی ایجاد می مصلحان و مبلغان اسلامی هرچه فریاد می کشند صدایشان به گوش نمی رسد، چرا که از آنسو نعره های گروهی بلند است که جیره خوار قشتالی ها شده اند تا لاله مجروحان و مصیبت زدگانی که کشورشان از دست رفته و صدای اذان در میانشان خاموش شده، پنهان کنند. قشتانیها شش ایالت اسلامی را در جنوب روسیه بلعیدند و مساجدشان را به موزه تبدیل کردند و درهای آن را به روی فرزندان اندلس که برای تماشا می آمدند گشودند کشورهایی هم که هنوز در برابر دشمن عقب نشینی نکرده اند باید در انتظار عدالت و بزرگواری قشتالیها باشند.

 

 

برای خرید کتاب خاطره سقوط اندلس نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

ادامه مطلب

دانلود کتاب ظهور تیمور اثر عباس اقبال آشتیانی

دانلود کتاب ظهور تیمور اثر عباس اقبال آشتیانی

 

تیمور به تاریخ ۲۵ شعبان سال ٧٣٦ قریب پنج ماه بعد از فوت سلطان ابوسعید بهادرخان در قریه خواجه ایلغار از قرای کش تولد یافت و ایام خردی و جوانی را غالباً در میان طایفه برلاس که اقربای اجدادی او بودند بسر میبرد و به آداب شکار و سواری و تیراندازی که اشتغال عمده ایلات بیابان گرد جنگجو است آشنائی پیدا میکرد تا سواری ماهر و تیراندازی دلیر شد و چون همتی بلند داشت روز بروز مراتب زیاده خواهی و جاه طلبی اور و بافزایش میگذاشت.

جد تیمور یعنی امیر برگل نسبت بطایفه صلحا و فقرا اظهار کمال اخلاص مینمود و این حال یعنی اظهار ارادت باین طایفه در خانواده او باقی ماند و تیمور نیز از همان اوان حال نسبت بزهاد و پیران سلسلهٔ فقر اخلاص میورزید و غالباً بخدمت ایشان میرسید و طلب همت میکرد و با بزرگزادگان قبایل ما وراء النهر خلطه و آمیزش داشت و در میان ایشان جهت خود رفقا و دوستانی فراهم میکرد و چون مردی زیرک و کاردان بود با طی این مقدمات جهت انجام مقاصد خود تهیه اسباب مینمود تیمور نیز مثل غالب بدویان را هزن که بعدها براثر تغلب و تسلط بریاست و سلطنت رسیده اند در ابتدای جوانی با رفقای معدودی که داشت بدستبرد و دزدی روزگار میگذاشت و غالباً هر چه را که از این رهگذر وصل میکرد با همدستان خود میخورد و یا صرف نگاهداری ایشان می نمود و چون کریم و بخشنده و مهمان نواز بود بتدریج بر عدد همدستان او افزوده میشد و تیمور با این عله بتعرض کاروانیان می پرداخت و بهمین کیفیت تا مدتی راههای ماوراء الشهر و آسایش مردم عابر و تاجر را در خطر انداخت.

اوایل زندگانی امیر تیمور درست روشن نیست چه در این ایام او نیز مثل اکثر رؤسای کم اهمیت قبایل ما وراء النهر بگذراندن معیشتی از نوع معیشت رؤسای ایلات که غالب اوقاتشان بدستبرد و غارت و نقل و انتقال قبیله و اولوس خود از محلی به محل دیگر بطلب چراخور میگذرد سر میکرده و چندان حیثیت و اعتباری نداشته است که کسی وقایع زندگانی او را در ضبط آورد و مورخین معاصر او یا فرزندانش نیز بعدها چندان بیسط مقال در این خصوص پرداخت و شاید هم نخواسته اند متعرض ذکر دستبردها و غارتهای آن دوره از زندگانی تیمور شوند.

وقایع تاریخی مربوط به امیر تیمور از سال ۷۹۲ ببعد معلوم و مرتب است. در سال ۷۹۱ چنانکه سابقاً نیز اشاره کردیم امیر عبدالله پسر امیر قزفن بیان قلی را کشت و امرای اولوس غربی چغتائی چون برجان خود اندیشه ناک شده بودند بر او شور بدند و از ایشان امیر حاجی برلاسی که نسبش در قراچار نویان به امیر تیمور می پیوست و امیر بیان سلدوز بالاخره او را بقتل رساندند و امیر بیان در امر فرمانروائی ماوراء النهر مستقل گردید و امیر حاجی هم بر ناحیه کتر که قلمرو و طایفه برلاس بود بلا منازع تسلط یافت و امیرحسین لبيرة قرفن نیز سرگردان میگشت و درصدد بدست آوردن حکومت جد خود بود در حالی که خجند را هم امیر بایزید جلایر و نواحی الف خود و شیرغان را اولجایتو بونای سلدوز در تصرف خود آورده بودند و امیر خضر یسوری نیز یا طایفه ای الامانی حکومت بر قسمتی را داشت.

 

برای خرید کتاب ظهور تیمور نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

 

ادامه مطلب

دانلود کتاب پرواز در ظلمت : زندگانی سیاسی شاپور بختیار اثر حمید شوکت

دانلود کتاب پرواز در ظلمت : زندگانی سیاسی شاپور بختیار اثر حمید شوکت

 

 

چنین است که مورخ در بازسازی رویدادها و ترسیم زندگانی شخصیتی تاریخی با پرداختن به کنده کاریهای جنگ افزار سپاهیان در نبردهایی که شاهد آن نبوده است، با توصیف نقش و نگار کاشیهای بناهایی که از میان رفته اند با کاوش در حاشیه اسناد و اوراق نیم سوخته و رنگ باخته روزگاران دور است که گذشته جامعه ای را در می یابد و اکنون را می فهمد و فهم پذیر می سازد همچون ستاره شناسی که با جست وجو در کهکشان و کشف سیاره ای تازه، وضع منظومه شمسی و جایگاه این کره خاکی را در آن بهتر و بیشتر می شناسد و می شناساند؛ و این همه به کاوشی باستان شناختی میماند که شتاب بر نمی تابد.

مانند یافتن تکه ای استخوان یا سکه ای نقشی بر سنگ و نشانی بر سفال همان گونه که سالیان سال کتیبه ای از دوران هخامنشی را زیر و رو میکنند تا به چگونگی برگزاری آیینی در آغاز فصلی با سرودی در پایان رسمی پی ببرند کاری است به ظاهر جزیی و در حاشیه اما برای بازسازی و کشف راز و رمز هزار و یک نکته در پرده پنهان مانده روزگاران گذشته، ضرورتی انکارناپذیر در این آزمون آنچه حقیقتی مسلم انگاشته میشود باید همواره در زیر نور و پرتوی تازه از نو مورد سنجش و بازبینی نقادانه قرار گیرد تلاشی که بی گمان با کینه توزی مدافعان جزم اندیش روایتهای رسمی روبه رو میگردد جزم اندیشانی که در ستایش حقیقت های مطلق هر تردیدی را با کفر و هر پرسشی را با ارتداد یکسان میشمارند تا در تقدس ملال آور افتخارات گذشته، ایمان را جایگزین آگاهی و اسطوره را جانشین تاریخ سازند.

با رویکردی به گذشته که همواره از منظر حال اما در خدمت آینده ریشه میگیرد آینده ای که در پرتو بازنگری و نقد بی پروای آنچه گذشته است معنا خواهد یافت. وجه دیگر چنین رویکردی در فهم این نکته نهفته است که تاریخ اگر چه به گذشته مربوط است، اما با گذشته یکسان نیست در بازسازی ،گذشته آنچه واقعیت انگاشته میشود، بیش و کم جلوه و گرده ای از واقعیت است که مورخ با خلق تصویری خلاق بدان معنا و رنگ و جلایی تازه میبخشد.

از همین روست که در دفتر و دیوان ،تاریخ نه با یک روایت که با روایت های گوناگون از رخدادهایی یکان روبه رو هستیم که ما را به شناخت آنچه رخ داده است نزدیک با از آن دور میکند در این عرصه طرح پرسشی که ما را به حقیقت تاریخی نزدیک کند، اساسی است. آن هم با یادآوری بی وقفه اینکه کافی نیست گفته شود چه گذشته است بلکه چون ابن خلدون باید پرسید چرا چنان گذشته است که گذشته است؟

گذشته ای که در پرتو شناخت آن می بایست به ملاحظه ای توام با شکاکیتی شفاف و کاوشی آگاهانه برای دستیابی به شواهدی تازه همت گماشت تا در بازگشایی و مرور پرونده های به ظاهر مختوم گذشته، افسانه را از تاریخ زدود راز و رمز روزگار کتونی را دریافت و راه آینده را هموار ساخت و این همه با آگاهی بر اینکه چنین گزینه ای در نهایت ما را نه به درکی همه جانبه از حقیقت، بلکه در بهترین حالت به درک جنبه هایی از آن نزدیک کند حقیقتی که در داوری های تاریخی بی گمان همواره و ناگزیر جانبدارانه است بی آنکه جانب ،نقد بازبینی و بازنگری را از دیده دور بدارد. ….

 

 

برای خرید کتاب پرواز در ظلمت : زندگانی سیاسی شاپور بختیار نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه مطلب

دانلود کتاب خاطرات سردار اسعد بختیاری به کوشش ایرج افشار

دانلود کتاب خاطرات سردار اسعد بختیاری به کوشش ایرج افشار

 

روزنامه خاطرات رجال از دوره رضاشاه پهلوی کم است و علتش روشن سیاست و رفتار حکومت و مخصوصاً خبر چینی مرسوم اداره تامینات نظمیه چنان مرعوب کننده بود که رجال (حتی اشخاص عادی دل آن نداشتند تا خطر کنند و در خانه خود یادداشتی از اوضاع حکومتی و سیاسی کشور و زمانه ، حتى سوانح احوال خود ( به قول قدما حسب حال بنویسند ترس بر همه مسئولی شده بود. مرحوم اللهیار صالح حکایت میکرد از روزکار و کار منشیگری خود در سفارت امریکا که آموخته بود باید روزانه پیشامدها و دیدارها و شنیده ها و خبرهای مهم و اساسی را در تقویم یادداشت کند. او این کار را تا سالی که به دعوت علی اکبر داور به مستنطقی عدلیه و خدمت در اصفهان منصوب شد ادامه داده بود. پس از آن دیگران رویه را رها میکند زیرا در دوران همان خدمت دیده بود نظمیه چگونه اوراق و استاد اشخاص را حتی اگر برای جرائم عادی مورد تعقیب بودند از خانه های آنها به در آورده به پرونده متهم الحاق می کنند. طبعاً این اوضاع هشداری بود و انگیزه قاطعی برای احتیاط یا سلطه ترس می گفت به همین ملاحظه پس از بازگشت به تهران روزی که زن و فرزندم در خانه نبودند فرصت را مناسب یافتم وكلية دفترهای تقویمم را در اتش سوزاندم.

نکته ای هم از زبان علی وثوق فرزند حسن وثوق الدوله شنيدم که ثبت شدنی است و حکایتی از تفکر و روحیه اغلب رجال سهم دارد که دست به قلم نبرده و خاطراتی ننوشته اند على وثوق سال آخر عمر پدر از و می پرسد چراکتابی از سرگذشت و گذشته نمی نویسید که به یادگار بماند. وثوق الدولة حكمت خوانده و سرد و گرم روزگار چشیده در پاسخ گفته بوده است برای اینکه تو آسوده زندگی کنی. البته می دانم که مرحومان مهذب الدولة کاظمی (باقر) و علی اصغر حکمت وزرای روزگار پهلوی یادداشت روزانه نوشته اند ولی نمی دانم که ایا خاطرات دوره پهلوی اول راهم در بر می گیرد یا این که پس از شهریور ۱۳۲۰ بدان کار پرداخته اند. خاطراتی که از صدر الاشراف و مجد السلطنه و دکتر سیاسی و مشفق کاظمی و عبدالحسين مسعود انصاری و مهدی فرخ (معتصم السلطنه) و عبدالله مستوفی دکتر عیسی صديق أعلم و دكتر علی اکبر سیاسی و چند تن دیگر مربوط به آن روزگاران به صورت کتاب نشر شده است. و نیز خاطراتی که به شکل مقاله در جراید و مجلات و مخصوصاً سالنامه دنيا انتشار یافته است همه نوشته هایی است که سالهای دراز پس از وقوع حوادث و احتمالا فراموش شدن گوشه هایی از موضوع به رشته نگارش درآمده و احتمال خطای یا احتیاطهای زمانه در آنهاست.

 

برای خرید کتاب خاطرات سردار اسعد بختیاری به کوشش ایرج افشار نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه مطلب

دانلود کتاب جامعه ایران در عصر رضا شاه اثر احسان طبری

دانلود کتاب جامعه ایران در عصر رضا شاه اثر احسان طبری

 

 

 

هنگامی که از درهها و شیبهای کوهساری بزرگ میگذرید و پیچ و خمهای گوناگون آنرا پشت سرمی گذارید، از هیئت و منظر عمومی و ابعاد آن کوهسار نمی توانید تصوری روشن بدست آورید ولی وقتی از آن کوهسار خارج می شوید ولحتی جاده هامون را می پیمائید و سپس سرمی گردانید آنگاه کوهساری را که در نوشتید نیک میبینید و از ابعاد و منظره عمومی آن تصوری درست بدست می آورید.
چنین است ادوار و وقایع تاریخ تا زمانیکه در گرماگرم آن خود یکی از بازیگران یا بازیچههای آن هستید، دشوار است بتوانید آنرا بدرستی ارزیابی کنید ولی دیرتر هنگامیکه شورهای انگیخته شده فروخفت هنگامیکه پویه عمومی تاریخ عیار حوادث را عیان کرد، قدرت داوری عینی و خونسردانه بمراتب بیشتر است.
نگارنده این سطور زمانی پای در جهان وجود گذاشت که رضا شاه میرپنج فوج قزاق بود دوران کودکی و جوانیش در دوران عروج و سقوط سلطنت مستبده رضا شاه .گذشت از همان سالهای اولیه پس از سقوط استبداد رضا شاه و امکان عمل آزادانه نسبی مخالفان وی وی میکوشید تا از این “دیکتاتور دارای شنل آبی رنگ در روزنامه مردم برای روشنفکران تصویری بدست دهد ولی برای انجام درست تر و دقیق تراین کارگذشت ،زمان کسب تجربه درک ژرفترقوانین تاریخ تکیه به اسناد برخورداری از پژوهش محققان اندیشیدن و وا اندیشیدن بسیار ضرور بود و اواق حاضر تا حدی محصول آنهاست و ناچار باید در آن
واقع گرائی برشیوه احساسی و ژرفش در سرنوشت پدیده برغلطش برسطح آن بچربد

آری اکنون که سی و پنجسال از سقوط استبداد رضا شاهی میگذرد میتوان گفت که زمانی کافی برای تیل به یک دید روشن تر گذشته است بویژه آنکه درباره این دوران و دوران قريب العصر آن مورخان مارکسیست و غیر مارکیت در داخل و خارج ایران کتابها و رسالات و مقالات متعدد نوشته اند. بحث درباره اینکه رضا شاه کیست نماینده کدامین قشرها و طبقات اجتماعی است. چه عواملی باعث عروج او شده اقداماتش از جهت تاریخی دارای چه ورتی است چرا سقوط کرد، چه مقامی در تاریخ معاصر ایران دارد، بحثی است که از همان اوائل سلطنت مستیده رضا شاهی در مطبوعات و اوراق تواریخ در گرفت و هنوزهم
در کلیات و جزئیات این موضوع برخی اختلاف قضاوتها حتی بین کسانیکه با اسلوب علمی و بررسی میپردازند وجود دارد. آنچه که بویژه درک درست تاریخ دوران رضا شاه را بمثابه دوران تدارک زیربنا و روبنای جامعه سرمایه داری وابسته در ایران در خطوط عمده آن ضرور میسازد آن تفسیر غلط وسفسطه آمیزی است که با استفاده از برخی واقعیات ولی مسکوت گذاشتن بسیاری دیگر، با عمده کردن این یا آن حادثه غیر عمده ولی فرعی گرفتن بعضی حوادث عمده از تاریخ این دوران، بطور رسمی در كشور ما بعمل می آید و ” منظره سازی” موهوم انجام می گیرد تا شاید بتواند برای کسی که خود به شیوه پژوهش علمی و بررسی همه جانبه فاکت ها ( اعم از اقتصادی ،اجتماعی ،سیاسی فرهنگی اعم از جهانی و ایرانی) مجهر تیست و یا برای تیل به این منظور منابع و استاد لازم را مطالعه نکرده گمراه کننده باشد.

 

برای خرید کتاب جامعه ایران در عصر رضا شاه اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

ادامه مطلب

دانلود کتاب کاخ تنهایی اثر ثریا اسفندیاری بختیاری ترجمه امیر هوشنگ کاوسی

دانلود کتاب کاخ تنهایی اثر ثریا اسفندیاری بختیاری ترجمه امیر هوشنگ کاوسی

 

 هنگامی که این کتاب را که متن اصلی اش به زبان فرانسه نوشته شده است، می خواندم، نشر شیوا و سبک ویژه آن را شایان توجه دیدم به گفته خانم ثریا – آقای لویی والانتن در نوشتن این خاطرات با ایشان همکاری داشته است، و نگارنده در میان نویسندگان روز مطبوعات فرانسه، سبک نگارش کسانی مثل ژان گو یا لویی والانتن و چند نفر دیگر را دوست دارم. چرا که نشر آنها در عین حال ساده و نیز پیچیده بودن عاری از طنز و گاه خالی از احساس نیست.
کتاب «کاخ تنهایی را نباید با آن مجموعه «خاطرات» که سالیان دورتری پیش، خانم ثریا نگاشت و قصدش آن بود که در روزنامه ها و هفته نامه ها به چاپ رسد یکی دانست آن نوشته» امتیاز چاپ جهانی اش متعلق به آژانس مطبوعاتی اوپراموندی» بود و در سال ١٩٦٣ (١٣٤٢ خورشیدی)، که محمدرضاشاه در اوج قدرتش بود، در مطبوعات جهان به چاپ رسید؛ و حدود دوازده سال پیش به فارسی نیز ترجمه شد و به چاپ رسیده است.
کاخ تنهایی در آوریل ۱۹۹۱ فروردین – اردیبهشت ۱۳۷۰) توسط انتشارات ميشل لافون در پاریس انتشار یافت و اصل به زبان فرانسه نوشته
شده است.
اهمیت این کتاب تنها به خاطر سبک نگارش «خاطرات بودنش» نیست، بلکه بیان آن دارای یک رنگ سوررال» می باشد ــ به عبارت بهتر خاطره در درون یک خاطره بیان میشود و به همین جهت افعال در پاراگراف ها در زمان «گذشته» یا زمان «حال» وجوه تصریفی فعل به کار می رود که ما نیز سعی داشته ایم عین آن را به فارسی برگردانیم. در آن «خاطرات» که پیشتر به چاپ رسید نویسنده، یعنی همسر جدا شده از شاه به گونه ای نسبی ملاحظاتی را در طرح بعضی مسائل به کار برد، که در کاخ تنهایی» با توجه بیشتری به واقعیت ها، آن را بیان میدارد؛ از آن جمله کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دست C.I.A در آن است که با وجود این که همه جزئیات آن رویداد را می دانیم، خواندنش از قلم ملکه آن زمان جالب است ،همچنین اشاره به ضعف محمدرضاشاه خودستایی و خویش والاتر از دیگران شمردن اوست، و نیز دسیسه های درباری و نفوذ مادر و خواهران محمدرضا در او … از سوی دیگر، تاثیری که از متن کتاب می تراود و بسیار انسانی جلوه میکند، آن است که دختر نوجوانی را مردی به نکاح خود می آورد و سپس نازایی زن جوان را صرفاً برای ادامه یک سلطنت لرزان و لغزان که حتی خود آن مرد به ادامه آن چندان امیدوار نیست در سنین جوانی رها میسازد و بعد یک سرنوشت ناشی از موقعیت ،پیشین زن را به دلچه ویتای پاینخت ایتالیا پرتاب میکند … توضیح بیشتری را درباره ترجمه فارسی این کتاب ضرور نمیبینم تنها می افزایم، که سعی داشته ام در برگرداندن متن اصلی آن به فارسی، نهایت وفاداری را در شکل نگارش و محتوای احساسی آن به کار گیرم، چرا که، «کاخ تنهایی» میتواند به نوبه خود برگی باشد از آنچه که هفت سال، از سی و هفت سال تاریخ سلطنت پهلوی دوم را در خود جای میدهد، سلطنتی که ثمر آن برای این ملت جز مصیبت نبود.

 

برای خرید کتاب کاخ تنهایی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . وبرای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

ادامه مطلب

دانلود کتاب نقدی بر خاطرات فردوست اثر محسن مبصر

دانلود کتاب نقدی بر خاطرات فردوست اثر محسن مبصر

 

کتابی که در دست دارید حاصل زحمات چند ساله پدرم شادروان سپهبد محسن مبصر است.
افسوس که او ماه گذشته زمانی که این کتاب به مرحله صحافی رسیده بود به ناگهان چشم از جهان فروبست و نتوانست دسترنج تلاش های خود را ببیند و لمس کند.
اکنون که در فقدان پدرم این کتاب انتشار پیدا می کند لازم دیدم که چند نکته ضروری را در این جا یاداور شوم.
1.در گرداوری و فراهم اوردن بخش های اول و دوم این کتاب تنها نوشته های کتاب خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست به بررسی و نقادی گذشاته شده و در زمینه های بیرون از چهار چوب ان نوشته ها سخنی به میان نیامده است.
2.این کتاب میبایستی چند سالی زودتر در می امد و فراهم می گردید و در دسترس خوانندگان جویای حقیقت گذارده می شد.
دیرکرد این امر به این سبب بود که با وجود اظهار امادگی سه تن از اگاهان و دست اندرکاران روزگار پادشاهی خاندان پهلوی برای همکاری و همیاری در اماده سازی این کتاب از همان آغاز کار دو تن از انها از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردند و پدرم را در انجام این کار بزرگ تنها گذاشتند و او ناگزیر شد که همه کارهای کتاب را تقریبا یک تنه انجام دهد.

3.پدرم در خواندن متن های حروف چینی شده کتاب وسواس خاصی داشت و با این که دشواریهای در بینای اش پدید امده بود کار ویراستاری و اصلاح متون را با ذره بین و با رنج زیادی انجام می داد.
با این همه قبل از آن که کتاب به صحافی سپرده شود به چند مورد اشتباه برخوردیم و به همین جهت غلطنامه ای در این مورد تنظیم که ضمیمه کتاب است.

 

 

برای خرید کتاب نقدی بر خاطرات فردوست نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 

ادامه مطلب

دانلود کتاب شکوفه خونین شیراز: لطفعلی خان زند اثر داریوش آریا

دانلود کتاب شکوفه خونین شیراز: لطفعلی خان زند اثر داریوش آریا

 

لطفعلی خان نه فقط مرد شمشیر و عرصه رزم های خونبار بود. بلکه شاعر و عارف وارسته ای نیز بود.
فیلسوفی بود که فلسفه اش پایمردی و دلیری و صداقت بود.
شجاع و دلاوری بی بدلش به ادب پروری و طبع شاعرانه و لطیف و حساسش پهلو می زند.
او به همان گونه که شمشیر زنان چون شیر غران نشسته بر غران یکه و تنها خود را به قلب سپاه چند هزار نفری خصم غدارش می زد.چون با طبع حساس و سرشار از لطافت شاعرانه و پربار از اندیشه های عارفانه اش خلوت می کرد دیگر گونه مردی می شد که از فرط نارک خیالی و احساسات رقیق و پاک به چشمه ساری زلال می مانستا.
او به هنگام رزم با دشمن دریایی توفانی و متلاطم بود که با خیزابه های شجاع و جسارت و دلیری هر سدی را درهم می شکست. و چون در دنیای عارفانه و شاعرانه اش با خود خلوت می کرد برکه ای بود ارام با ریزابه هایی نرم و لطیف از احساس و عاطفه.
و رمز و راز بلند اوازگی او در تاریخ و نگاه ستایش امیز و تحسین گرانه مورخین و پژوهندگان حتی دشمنانش به وی از همین ویژگی ها سرچشمه می گیرد او در میانه انبوه جماعت فرومایگان و سفلگان و سفله پروران با ایمان محکم و راسخ به حق و حقیقت قامت مردی و مردانگی برافراشت.

 

 

برای خرید کتاب شکوفه خونین شیراز نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه مطلب

ورود
ورود
e39955da9b",__litespeed_var_1__="68dbf7ec87";
0 مردم در حال مشاهده این محصول در حال حاضر!

آثار هنری ایران

شناسه محصول: 10178

آثار هنری ایران نوشته یحیی ذکاء

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

4,000,000 تومان

امتیاز دادن

کتاب آثار هنری ایران اثر یحیی ذکاء

نویسنده معروف یحیی ذُکاء* (۱۳۰۲ – ۲۸ دی ۱۳۷۹) ایرانشناس، نویسنده، استاد دانشگاه، پژوهشگر تاریخ هنر ایران و از کارشناسان برجسته آثار هنری در سال ۱۳۰۲ در تبریز چشم به جهان گشود. جدش، حاج میرزا علی اعیان، از تجار معروف تبریز بود. ذکاء تحصیلات ابتدایی را در مدرسه رشدیه تبریز و ترغیب تهران گذراند و دوره اول متوسطه را در دبیرستان‌های تمدن تهران و پهلوی قزوین فرا گرفت. دوره دوم متوسطه را حدود سال‌های ۱۳۲۱-۱۳۲۲ در دبیرستان فیروز بهرام، در رشته ادبی، گذراند و از محضر استادان برجسته‌ای چون ذبیح‌الله صفا، پرویز ناتل خانلری، محمدحسین مشایخ فریدنی، و محمدجواد تربتی بهره گرفت. در سال ۱۳۳۳، از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته باستان‌شناسی با رتبه اول فارغ‌التحصیل شد که از نخستین فارغ‌التحصیلان این رشته بود. پس از گذراندن دوره نظام در آذربایجان، و پیش از آنکه به استخدام رسمی دولت درآید، از سال ۱۳۳۰ به بعد چندین سال متوالی در دبیرستان اندیشه به تدریس پرداخت. از مسئولیت‌های او می توان به کارمند و کفیل اداره موزه‌ها و فرهنگ عامه (۱۳۳۵-۱۳۳۶)، رئیس موزه هنرهای تزئینی (۱۳۳۷)، معاونت اداره کل موزه‌ها و فرهنگ عامه (۱۳۴۰)، رئیس موزه مردم‌شناسی (۱۳۴۱)، رئیس انتشارات ادارات کل باستان‌شناسی و فرهنگ عامه و موزه‌ها و حفظ بناهای تاریخی (۱۳۴۵)، رئیس کتابخانه ملی ایران (۱۳۴۷، حدود یک سال)، و مشاور وزیر فرهنگ و هنر (۱۳۴۹ تا اواخر دوران خدمت، ۱۳۵۷) را اشاره کرد. یحیی ذکاء پس از سال‌ها اشتغال در وزارت فرهنگ و هنر در پنجم شهریور سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد و پس از آن تا پایان عمر به فعالیت‌های فرهنگی و تحقیق و تفحص و تألیف مشغول بود، به‌طوری که در سال‌های آخر عمر، با وجود بیماری و کهولت، با عنوان کارشناس برجسته موزه هنرهای معاصر و مشاور عالی دایرةالمعارف بزرگ اسلامی به تلاش ارزشمند خود ادامه می‌داد.

از آثار ارزشمند او می توان به روزنامه خاطرات شرف الدوله، جستارهایی درباره مردم آذربایگان، زمین لرزه‌های تبریز، تاریخچه تحولات و تغییرات درفش و علامت دولت ایران در دورهٔ قاجاریه، تاریخ ارتش ایران، نوروز و بنیاد نجومی آن در همبستگی با تخت‌جمشید، در پیرامون خط، گویش کرنیگان، گویش گلین قیه، لباس زنان ایرانی از سده سیزدهم هجری تا امروز، کولی و زندگی او، کتاب هنر کاغذبری اشاره کرد.

وی در ۲۸ دی ۱۳۷۹، پس از ماه‌ها بیماری، در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد. پس از درگذشت وی، در مراسم بزرگداشتی که در روزهای چهارم و پنجم خرداد ماه ۱۳۸۰ در محلّ خانه قدیمی و بازسازی شده لاله‌ای‌ها در تبریز برگزار گردید، این خانه به نام ”دفتر پژوهش‌های تاریخی و فرهنگی یحیی ذکاء“ نامیده شد، و کتابخانه او که شامل بیش از چهار هزار کتاب و تعداد زیادی دوره‌های مختلف مجلات علمی و فرهنگی در رشته‌های تاریخ، ادب، هنر، و زبان‌شناسی می‌شد در این خانه جای گرفت.

*”دانا مرد تبریزی“ برگرفته از عنوان یادداشتی است که سیروس شکوهی در اسفند ۱۳۷۹  به مناسبت درگذشت ذکاء در ویژه نامه مجله آدینه نوشت.

 

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “آثار هنری ایران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایر محصولات

ورود
ad5673f466" />

هنوز حساب کاربری ندارید؟

فروشگاه
علاقه مندی ها
0 موارد محصول
حساب کاربری من