کتاب سیاسی
منتشر شده در

دانلود کتاب از موج تا طوفان اثر بار مومنی

دانلود کتاب از موج تا طوفان اثر بار مومنی

 

 

در آمد نفت در سال ۱۳۵۷ نسبت به سال ۱۳۵۳، ۱/۵ درصد به قیمت جاری کاهش پیدا کرد… بهمین مناسبت برنامه ریزان دولتی با سراسیمگی شروع به جابجا کردن ارقام اعتبارات عمرانی و تغییر هدفهای برنامه ای که برای متنا سب کردن آنها با هدفهای تمدن بزرگ زحمات زیادی متحمل شده بودند. گردند…

طبق گزارشات رسمی اقتصادی در سال ۱۳۵۷ پس از صرف هزینه های سرسام آور ورود ماشین آلات و کالاهای گرانقیمت سرمایه ای کمبود نیروی انسانی ماهر، عدم کفایت تشکیلات موجود با نیازهای یک اقتصاد متحول نارسائی وسائل و تأسیسات زیر بنائی مانند راهها بنادر فرودگاهها و وسائط حمل و نقل و همچنین عدم دسترسی کافی به مواد اولیه واسطه ای تورم شدید کاهش نسبی محصولات کشاورزی، بویژه ناتوانی در درک مسائل تازه و حل درست آنها خوشبینی هایی را که در سالهای اول برنامه پنجم (۵۷ – ۱۳۵۲) در باره جهش بزرگ اقتصادی بوجود آورده بود.

بر هم زد و در ماندگی نظام شاهنشاهی را حتی در مسائل جاری اقتصادی آشکارتر ساخت (ص ۱۹۲ محمد رضا سوداگر، رشد روابط سرمایه داری در ایران مرحله گسترش ۵۷ – ۱۳۷۲، شعله اندیشه تهران (۱۳۶۹) در نامه سه نفره سنجابی، بختیار و فروهر بتاريخ ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ چنین آمده است : « مملکت از هر طرف در لبه های پرنگاه قرار گرفته، همه جریانها به بن پست کشیده نیازمندیهای عمومی بخصوص خوار و بار و مسکن با قیمتهای تصاعدی بی نظیر دچار نایابی گشته کشاورزی و دامداری رو به نیستی گذارده صنایع نوپای ملی و نیروهای انسانی در بحران و تزلزل افتاده، تراز بازرگانی کشور و نا برابری صادرات و واردات و حشت آور گردیده نفت این میراث گرانیهای خدادادی بشدت تبذیر شده، برنامه های عنوان شده اصلاح و انقلاب ناکام مانده…

ص ١٤٠ سی و هفت روز پس از سی و هفت سال دکتر شاپور بختیار انتشارات رادیو ایران از مدتی پیش تهران ساعتها در خاموشی فرو میرفت، در خرداد ۱۳۹۵ ه اختلال در توزیع نیروی برق سراسر ایران را فرا گرفت و روزانه چند ساعت به خاموشی ها افزوده شد. و (باقر عاقلی، روز شمار تاریخ) خاموشی برق کاهش تولید رشتههای مختلف صنعت را سبب شد. برای مثال کارخانه ماشین سازی اراک ، کارخانه اصلی صنایع سنگین مهندسی در کشور در سال ۱۹۷۹۷۷ ( ۵۹ – (۱۳۵۵) فقط ۱۳۷۵۱ تن تولید داشت حال آنکه ظرفیت تولیدی آن ۲۳۰۰۰ تن بود پایین بودن تولید معلول خاموشی های برق، که به تأسیسات کارخانه آسیب رسانده و تعمیرش مدت مدیدی وقت گرفت دانسته شد…

 

 

کتاب سیاسی
منتشر شده در

دانلود کتاب نواندیشی و روشنفکری در ایران اثر باقر مومنی

دانلود کتاب نواندیشی و روشنفکری در ایران اثر باقر مومنی

  هر وزارتخانه سازمان اداری و کارمندان خاص خود را داشت. اما تقریباً یک سال بعد اشراف و ،روحانیان شاه را به برکناری صدر اعظم ناگریز ساختند (در رجب ۱۲۹۰ اکتبر (۱۸۷۳ و این طرح روی کاغذ ماند و اگر بعدها هم وزارتخانه ای بوجود آمد به کلی از نظم و نسق عاری بود و کارها به همان شیوه گذشته منتها با نام و عنوان تازه میگذشت.

دستگاه استبدادی اشرافی که در عین حال زیر نفوذ دستگاه روحانیت و بشیوه ملوک الطوایفی اداره میشد به رغم حسن نیت گاهگاهی ناصرالدین شاه هیچ نوع تلاشی را برای نوسازی بر نمی تافت و طبعاً نوخواهان و اصلاح طلبان را مورد غضب قرار میداد و طرد میکرد البته سپهسالار که مقرب الخاقان بود، مانند میرزا تقی خان امیرکبیر به بریدن رگ خود محکوم نشد و در مقام حکومت خراسان و سیستان و تولیت آستانه رضوی چشم بر جهان فرو بست. اما دو نفر از نزدیکان محرم و صمیمی ،او که از منورالفکران قدر اول دوران مشروطیت و در وزارت عدلیه و مواردی دیگر عقل منفصل او بشمار میرفتند.

بشدت مغضوب :شدند میرزا ملکم خان پس از برکناری سپهسالار به عثمانی تبعید شد و با اینکه در یک دوره دوباره به سفارت ایران در انگلیس رسید باری دیگر مورد خشم ملوکانه قرار گرفت و پس از سی و شش سال زندگی اجباری در غربت در گذشت و میرزا یوسف خان مستشار الدوله (۱۱۹۳ اردیبهشت ۱۲۷۳) نیز پس از چند بار زندان و تحمل شکنجه و مصادره اموال در خلوت تنهایی جان سپرد.

نفوذ خارجی و تحولات داخلی اما به رغم سخت جانی و ثبات نسبی طبقات عقب مانده حاکم و مجموعه دستگاه حکومتی تحولات اقتصادی – اجتماعی که خود محصول ارتباط با مراودات و قراردادهای سیاسی با دولتهای اروپایی و بخصوص دولت روس و انگلیس که حالا دیگر از شمال و شرق و جنوب و غرب همسایه ایران شناخته می شدند در این تغییرات و تحولات نقش بازی میکردند. ناصرالدین شاه سه بار در سالهای ۱۲۹۰ ق. ۱۸۷۳ و ۱۲۹۵ ق. -۱۸۷۸ و ۱۳۰۶ ق. آوریل ساوت ،۱۸۸۶ که هر بار چهار یا پنج ماه طول می کشید.

کشورهای روسیه آلمان بلژیک ،فرانسه ،ایتالیا ،اتریش سویس، عثمانی، هلند و انگلیس را همراه با جماعتی از درباریان در نوردید در این سالها بجز عقد پیمانهای گمرکی با دولتهای مختلف در زمان صدارت سپهسالار امتیازی به رویتر انگلیسی داده شد ۱۸) جمادی الاول ۱۲۸۹ق ۲۵ ژوئیه (۱۸۷۲) که در ساختن راه آهن سراسری ،ایران از رشت تا خلیج فارس و استخراج معادن و تأسیس بانک و پست و تلگراف را در بر می گرفت؛ و آخر از همه امتیاز انحصار تنباکو به یک شرکت انگلیسی در سفر سوم شاه به انگلیس و در ماههای آخر ۱۳۰۶- ۱۸۸۹) بود.

اگر چه امتیاز انحصار تنباکو در اثر شورش مردم باطل و قرارداد رویتر هم بعلت سنگینی و وسعت دامنه آن و هم زیر فشار روسها بلا اجرا ماند اما قسمتی از آن بصورت تأسیس بانک شاهنشاهی ایران و امتیاز نشر اسکناس به انگلیسیها در ۲۷ جمادی الاول ۱۳۰۶ ق ۱۸ فوریه (۱۸۸۹) عملی شد و در مقابل بانک استقراضی ایران بانک رهنی (ایران به روسها واگذار گردید و این هر دو هم سازمانهای دولتی و هم عده ای از اعیان متنفذ دولتی و روحانیان و بازاریان را به زیر نفوذ خود درآوردند و در امور اقتصادی و سیاسی کشور نقش مؤثری بازی کردند.

مظفرالدین شاه نیز سه بار در ۱۸۹۹ آوریل ۱۹۰۱ و ۱۹۰۵) به کشورهای روسیه ،اتریش ،فرانسه انگلیس بلژیک ،آلمان ایتالیا و عثمانی سفر کرد که از نتایج سفر اول او به گرو نهادن گمرک ایران در برابر قرض از روسیه و تحمیلنوز بلژیکی به ریاست یا وزارت گمرکات ایران بود. به هر حال در اواخر قرن نوزدهم کشور ما عرصه تاخت و تاز اقتصادی و سیاسی دو دولت استعمار طلب روس و انگلیس بود.

از یک سو روسها در عرصه های مختلفی مانند بیمه بانک ،شیلات معادن کشاورزی، ایجاد برخی صنایع و راهها و ارتباطات به ویژه در نواحی شمالی حق فعالیت یافتند و صدور کالاهای ساخته شده خود را در قبال دریافت مواد خام تقریبا در سراسر ایران گسترش دادند؛ و انگلیسی ها علاوه بر کسب امتیازات اقتصادی، از طریق دست اندازی بر معادن و راهها و بانکداری بر امور سیاسی ایران نیز مسلط شدند. در عین حال این هر دو کشور یکی با گرفتن امتیاز تشکیل و تعلیم بریگاد فراق در مرکز کشور و دیگری با ایجاد پلیس جنوب بر امور نظامی و انتظامی ایران نیز تسلط یافتند.

 

 

برای خرید کتاب نواندیشی و روشنفکری در ایران اثر باقر مومنی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب سیاسی
منتشر شده در

دانلود کتاب انقلاب مشروطیت ایران: نیروها و هدف ها اثر بیژن جزنی

دانلود کتاب انقلاب مشروطیت ایران: نیروها و هدف ها اثر بیژن جزنی

 

 انقالب مشروطیت ایران از جمله مهمترین وقایع تاریخی ایران میباشد. تحوالت اجتماعی مقارن انقالب مشروطیت و آثاری که این انقالب در اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران بجای گذاشته است، درخور مطالعه و تحقیق هر فرد میباشد و به خصوص برای افراد جوان ملت ایران ضرورت دارد. نزدیک بودن زمان انقالب مشروطیت به ما و نقشی که این نهضت به عنوان یک نقطۀ تحول در جامعۀ ایران داشته است، شناسایی هرچه بیشتر این جنبش را ایجاب میکند. به طوری که میتوان ادعا کرد که مطالعه و تحقیق در جامعۀ معاصر ایران بدون بررسی این نهضت مشکل بوده و اظهار نظر در وقایع و قضایای سیاسی و اجتماعی معاصر بدون تحلیل جریان این انقالب در معرض خطا قرار دارد. نظر به این مراتب بود که پایاننامۀ خود را در مورد این جنبش انتخاب کردم و جز این منظور نداشتم که مطالعات ضروری خود را در این مورد با دقت بیشتری به انجام رسانم. اینک با علم به اینکه باید مطالعات خود را همچنان در این مبحث ادامه دهم، نتیجه را به صورت این پایاننامۀ تحصیلی به رشتۀ تحریر در آوردهام. اما انتخاب عنوان »نیروها و هدفهای انقالب مشروطیت ایران« به این سبب بوده که برای شناسایی یک نهضت و انقالب میتوان وضع نیروها و هدفهای آن نهضت را مالک قرار داد. بدین ترتیب در مقابل پرسشی بدینگونه: چه طبقات و قشرهایی از جامعه در نهضت شرکت کردند و نقش هریک تا چه اندازه مؤثر بوده است؟

 ما نیروهای یک نهضت را مورد بحث قرار میدهیم، و در برابر این پرسش که: چه مقاصد و خواستهایی هدف این نهضت بوده است؟ به بررسی جهت و هدفها میپردازیم. این دو موضوع با یکدیگر بستگی کامل دارند و در واقع یک مسئله بیش نمیباشند. بحث از هدفهای انقالب ما را متوجه میسازد که جهت اصلی نهضت به کدام سوی بوده است و به اصطالح لبۀ بُرندۀ انقالب به سوی کدام طبقه از دشمن قرار گرفته است. درکوشش برای یافتن پاسخ درست دو پرسش باال، به موضوع سومی برخورد کردم؛ این موضوع اخیر »روش مبارزه« در انقالب است که متناسب با نیروها و هدفهای انقالب میباشد. به این ترتیب موضوع این پایاننامه، تحلیلی از انقالب مشروطیت ایران قرار میگیرد. نظر به اینکه انقالب مشروطیت نیز مانند همۀ جریانهای اجتماعی، دارای مقدمات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، الزم شد که در آغاز بحث از نیروها و هدفهای انقالب ایران، بخشی از مقدمات نهضت مشروطیت قرار داده شود. نظر به اهمیت نقش استعمار در جامعۀ ایرانی مقارن انقالب و اینکه این مسئله خود از مهمترین اسباب انقالب بوده است، روابط دول استعماری با ایران قبل از مشروطیت، اولین مبحث بخش مقدماتی قرار گرفت. در بخش مقدماتی، پس از بحث از تحوالت و اوضاع اجتماعی ایران، الزم شد که تاریخچههایی از نهضت الغای قرارداد انحصار تنباکو »رژی« و انقالب مشروطیت ایران قرار داده شود.

 

نمایشنامه و فیلمنامه
منتشر شده در

دانلود کتاب آدم آدم است ,بچه فیل، استنطاق لوکولوس اثر برتولت برشت

دانلود کتاب آدم آدم است ,بچه فیل، استنطاق لوکولوس اثر برتولت برشت ترجمۀ شریف لنکرانی

 

 

کار و فکر برشت منزلگاههای دیگری نیز داشته است . در جوانی ضمن ناسازگاری با محیط کوشش میکرد خود را با آن تطبیق دهد . این تضاد در نفی اکسپرسیونیسم همراه با نفی دنیای بورژوازی نیز وجود داشت. ولی این تنها تعیین کننده ساختمان و محتوی نمایشنامههای اولیه بروشت نیست. زمان درازی برشت سعی میکرد این تضاد را با تقسیم آن به انواع ،ادبی، برای خود حل کند.

شعر برای ناسازگاری با محیط، نمایشنامه براه راه یابی به جامعه جدید در سال ۱۹۲۶ گیه من ۲ با برشت گفتگوئی داشته است. هر چند مصاحبه کننده اعتراف می کند که اظهارات برشت را از دزبان برشتی به زبانی که اصطلاحات و مفاهیم آن معمولی است ترجمه کرده است و امروزه میدانیم که تفکر برشت . از زبان برشت نمی تواند جدا باشد – میتوان موقعیت هنرمند را با كمك اين گفتگو دوباره ساخت .

در جواب گیه من که برشت هم شاعر است و هم نمایشنامه نویس، برشت می گوید : « شعر من بیشتر منش شخصی دارد. برای همراهی با بانجو و پیانو ساخته شده است و احتیاج به اجرای میمیک دارد در نمایشنامه نویسی برعکس حالات خود را منعکس نمی کنم، بلکه حالات جهان را منعکس می سازم …..

در نظر اول این مغایر دخالت آگاهانه بعدی شعر برشت در کشاکش میان نویسنده و خواننده است. وقتی برشت در بعضی از اشعار بعدیش نتیجه گیری پایان شعر را رها می کند، تا خواننده خود شعر را تکمیل کند و در باره آن بیندیشد ، شعر برشت ۱۹۲۶ هنوز بسیار از آن دور است ولی وقتی «گیه من» خرده می گیرد که برشت وقایع نمایشی را قابل رؤیت نمی کند ، برشت جواب میدهد ، و من وقایع را برهنه طرح میکنم تا تماشاچی خود امکان اندیشیدن داشته باشد. از این رو احتیاج به تماشاچي زيرك دارم که بداند چگونه ببیند و شوق بکار انداختن هوش خود را داشته باشد . این چندان اختلافی با کار نمایشی بعدی برشت ندارد. تنها جای موضوع اصلی جدید برای عمل جدید خالی است و همگامی میان نمایشنامه نویس و تماشاچی منتقد، که به همراه او بیندیشد برشت همان موقع حس میکرد که باید مضمون جدیدی برای این تأثیر متقابل میان تئاتر جدید و تماشاچی جدید بوجود آورد.

از آن رو که برشت این را احساس میکرد، میخواست با کوشتی دوگانه جای خالی را پر کند. یکی اینکه سعی میکرد قالب را محتوی کند. موضوع تماشاچی جدید را باید از برخورد ظاهری ، یعنی نوع لباس و رفتار او شناخت. ولی بعد موضوع جدید را در زمینه اجتماعی میجوید ، چیزی که آن زمان (۱۹۲۶) هنوز اغلب غیر ادبی یا حتی ضد ادبی تلقی میشد ولی از آن جهت که نمایشنامه نویس هنوز نمایش و نمایشنامه شناسی اش را با قشرهای خاصی از جامعه پیوند نداده بود، و از سوی دیگر در باطن به قالب محض ظنین بود، مدت درازی با موضوعها و زمینه های جدید به آزمایش پرداخت .

وقتی «گیه من میخواهد بداند برشت در حال حاضر، یعنی سال ۱۹۲۶. چه مینویسد، برشت در مرتبه دوم به کمدی : آدم آدم است، اشاره می کند. و در مرتبه اول از شرح حال پاول سامسون کورتر ۱۰ مشتزن سنگین وزن آلمانی که آن زمان مشهور بود، نام می برد : ه سامسون تیپ با اهمیت و بی نظیری است. من قصد داشتم زندگی او را برای خودم یادداشت کنم. ساده ترین روش این بود که شرح حالش را از زبان خودش بشنوم من به واقعیت خیلی اهمیت میدهم.

چیزی که قبل از همه در مورد سامسون توجه مرا به خود جلب کرد این بود که بنظر میآمد او طبق اصولی کاملا غیر آلمانی بازی میکند. او به طرزی عینی مشت زنی میکند. این طرز جذابیت خاصی دارد. طرزی که سامسون مثلا يك بليط معمولی را به جیب می گذارد، کاملا غير قابل تقلید .است به این جهت او همچنین هنر پیشه ای با اهمیت است. » سامسون کورتر هم ، درباره برشت همان زمان مصاحبه ای کرده است می گوید با میل کتابهای فنی را میخواند و اخیراً داستانهای دریای جنوب » اثر «استونسن ۲ را با لذت وافر خوانده است. می پرسند: آیا آثار كلاسيك را هم خوانده است؛ میگوید: «نه. من با آقای برشت داریم کتابی می نویسیم.

این برشت کلی آقاست آیا با علاقه به تئاتر می رود؛ «بله، ولی بیش از همه از واریته خوشم می آید. با دل و جان به واریته میروم.» در اوایل همین سال برشت در مقاله ای با عنوان « بیشتر ورزش خوب : می گوید و امید ما به طرفداران ورزش است . . تئاتر کنونی ارتباطش را با تماشاچی از دست داده است، هیچکس دیگر علاقه به تئاتر ندارد ، ولی هنرمند باید خود را با زمان تطبیق دهد، زیرا بدون باد یا با باد فردا نمی توان قایق راند . ولی بادی که امروز می وزد میدانهای ورزش را در بر می گیرد. اگر تاثر بخواهد دوباره تماشاچی پیدا کند باید روی صحنه دورزش خوب» عرضه کند.

در نوشته ای ظاهراً مر مربوط به سال ۱۹۲۶ برشته از این خصیصه رمان پلیسی کند که از خواننده زحمت اندیشیدن منطقی را طلب می کند، نه توان تمجيد مي روانشناسی ود مهم اینست که اعمال از منشها زائیده نشوند، بلکه منشها از اعمال شکل بگیرند آدم میبیند که آدمها عمل میکنند، با تمام ریزه کاریها انگیزه های آنان در تاریکی قرار دارد و باید با كمك منطق کشف شود رمان پلیسی ادبیات متناسب با عصر علم است، زیرا در آنها و تقريباً بطور مطلق علایق مادی مورد توجه است. در زمانهای پلیسی لذت خواننده دارای خاصیت لذتی است بدل لذت عمل برشت این را چنین بیان میکند: «ماجراها در جامعه ما جنائی است. جایی که چنین باشد، جایی که بیش از پیش امکان عمل واقعی از انسانها گرفته شود، درك ماجرای جنایی در کتاب، دیدن انسانها در حال عمل لذت میشود.»

برای خرید کتاب آدم آدم است نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب مذهبی و ادیان
منتشر شده در

دانلود کتاب آتشکده آذرگشسب اثر دکتر حسن انوری

دانلود کتاب آتشکده آذرگشسب اثر دکتر حسن انوری

 

 

از میان آتشکده های ایران باستان ، سه آتشکده بسیار نام آور بوده است آذر فرابع ، آند برزین مهر، آذرگشسب درباره چگونگی پیدا آمدن این سه آتش ، در کتاب پهلوی بند هستن گفته شده .

در زمان پادشاهی تخموری گروهی از مردم سوار گاو شگفت آور در سائوغ شدند و از کشور خو تیری پشش کشور دیگر سفر کردند و جز این وسیله کسی نمی توانست بآن شش کشور برود. شبی در میان اقیانوس چنان افتاد که باد سه آتشی را که پرپشت گاو روشن بود بآب افکند اما آتشها ماننده موجود زنده، در جایگاههای پی ، پیشین خود دوباره بر پشت گاو روییدند و هوا را روشن کردند .

روحانیان زردشتی روایت کرده اند که این سه آتش ، بسه طبقه از طبقات اجتماعی ایران، تعلق داشته است و در داستانهای مذهبی گفته اند : سه فرزند زردشت هر يك، بنیان گزار یکی از طبقات یاد شده، بوده اند باین ترتیب: آذرفرنبغ، آنتی طبقه روحانی آذرگشسب آتشی طبقه جنگران با آتش پادشاه، آذر برزین میں آتش طبقه کشاورزان در کتاب بندهشن است که در عهد جمشید هر پیشه و کاری ، در تحت حمایت یکی از این سه آتش قرار گرفت. جمشید آذر فرنبغ را در دادگاهی [ آتشکده] در کوه خوارزم فرو نهاد ، فرجمشید این آتشکده را از دست ضحاك برهانید .

در زمان پادشاهی کی گشتاسب ، این آتش را از خوارزم بر گرفتند و در کابلستان فرو نهادند. ۱ در تفسیر پهلوی آتش نیایش، یکی از قطعات اوستا آمده است که : جای آذرگشنسب در کوه استوند است. کار آذرگشنسب رزمی است از اوست که جنگاوران در آذربایجان تیزتر و دلیرتر هستند و از او کیخسرو در و همن دیز یاوری یافت . باز در این تفسیر است که جای آذر برزین مهر در کوه ریوند است . کار آذر برزین مهر کشاورزی است از یاوری این آتش است که کشاورزان در کار کشاورزی ، داناتر ونختاتر و پاكيزه تر (شسنك جامه تر هستند و با این آتش بود که گشتاسب پرسش و پاسخ کرده و در همان کتاب درباره آتشکده آذرفرنبغ است که : نام این آذر فروغ است و این آتش است که نگهبانی پیشه پیشوائی ( آتریا نی) با اوست و از یاوری این آتش است که دستوران و موبدان ، داتایی و بزرگی و فر دریافت کنند و این آتش است که بادهاک پیکار کرد .

از میان این سه آتشکده آذرگشنسب بسیار محترم و مورد بزرگداشت پادشاهان بوده است ، درست زردشتیان است که آنگاه که آغاز آفرینش بود، آتش نیز هستی یافت و سه بخش شد و از جنبش باد گرد جهان همی گردید تا اینکه هر يك بجائی آرام گرفت و آذرگشنسب در گزن فرود آمد ۰ نیاکان ما که آیین درمانی داشتند آذر گفتب را سر چشمه همه آتش های مقدسی می دانستند که در ایران بود ۷ در فصل هفده بند هشن است که آذرگشنسب تا هنگام پادشاهی کیخسرو همواره پناه جهان بود، هنگامی که کیخسرو بتکده دریاچه چیچست را ویران کرد، آن آتش بیال اسب او فرو نشست، سیاهی و و تیرگی را بزدود و روشنائی پدید آورد تا آنکه بتخانه بر افتاد ، در همانجا بر کوه استوند.

آذرگشنسب را فرونهاد در مقدمه کتاب هفتم دينكرت ” نیز تأسیس آذرگشنسب بکیخسرو نسبت داده شده از این قرار : فر یکیخسرو پرسیاوخش رسید ، از پرتو آن، او بافراسیاب جادوی تورانی و یاران بدکنش وی چیر گشت و شکست داد چنانکه گرسیوز و دیگر یاران جهان ویران کن وی را و او کامیاب شد و بتکده کنار دریاچه چیچست را که آرامگاه دروغ سهمگین بودویران کرد. در فصل بیست و هفت مینو خرد گفته شده : از کیخسرو سود این بود که افراسیاب را کشت و در کنار دریاچه چیچست بتخانه را ویران کرد و گنگ در را بیار است و سوشیانت پیروز گر را در روز واپسین یاری خواهد کرد …

در اینکه این آتشگاه بزرگ مقام و باشکوه در کجا بوده سخن بسیار گفته شده ، در نوشته های پهلوی آمده که آذرگشنسپ در کنار دریاچه چیچست (ارومیه) و بر کوه استوند Asnavand است از آن جمله است آنچه که در بندهشن و دینکرت آمده و نقل شد و نیز در زاد سپرم (فصل ششم است: آذرگشنسب پیروز در کنار دریاچه چیچست واقع است، باز در فصل یازدهم گوید: آذرگشنسب در کوه استوند در آترو پاتکان (آذربایجان) است . 

باز در آن کتاب است که از دریا دو چشمه بر روی زمین گشوده شد ، یکی از آنها چیچست نام دارد دریاچه ای که در آن باد سرد نیست و آذرگشنسب پیروزمند در کرانه است . در زند بهمن پشت نیز از چیچست و آذرگشنسب یاد گردیده و در باره آنها گفته شده : آذرگشنسب در کنار دریاچه ژرف چیچست است، آبش گرم بزیانکاران ناسازگار است .

درباره اشتقاق آذرگشنسب و استعمال این کلمه در میان ایرانیان پیش از اسلام تحقیق مصنعی در کتاب مزدیسنا و ادب پارسی تألیف استاد استاد دانشمند آقای دکتر محمد معین آمده است که با حذف بعضی از حواشی زیلا نقل میشود : « آذرگشنسب بضم کاف فارسی در پهلوی Aturgushnasp آمده و گشنسب مرکب از دو واژه است گشن در پهلوی و پارسی که در زبان اوستا ورشته Varshna آمده بمعنی نروترینه ( ورشنه یی Varshnay بمعنى فوج است) در پارسی نیز گشن همین معنی است و در کتابهای فرهنگ مذکور است ، و نیز در لهجه های محلی ایران این واژه هنوز مستعمل است .

گشنی اغلب باسقاط نون استعمال شده و بدیهی است که تلفظ صحیح آن بضم گاف است نه کسر آن بنا بر آنچه گفته شد معنی تحت اللفظ آذرگشنسب ( آتش اسب نر میباشد و بنابر این توجیه لغوی فرهنگها در اینکه و معنی ترکیبی آن آتش جهنده باشد چه آذر بمعنی آتش و کشب جهنده و خیز کننده آمده است و این معنی مناسبت تمام ببرق دارد، ۲ و یا بمعنی آتش جهنده که عبارت از برق است و نام آتشخانه، چون همیشه آتش آن شعله زن میماند لهذا باسم برق مسمی گردید. و بعضی گویند که این مخفف آذر گشتاسب است چرا که بنا کرده پادشاه گشتاسپ بود » ۳ . درست نیست.

برای خرید کتاب آتشکده آذرگشسب نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 

کتاب سیاسی
منتشر شده در

دانلود کتاب استقرار دیکتاتوری رضاخان در ایران اثر ا.س. ملیکف

دانلود کتاب استقرار دیکتاتوری رضاخان در ایران اثر ا.س. ملیکف ترجمه سیروس ایزدی

 

 

سرکوبی انقلاب سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱ انقلاب مشروطیت ایران و اشغال بخش بزرگی از کشور بدست نیروهای مسلح انگلستان و روسیه تزاری و بر سرکار آمدن نوکران سرسپرده امپریالیستها و خودسری ارتجاع که پی آمد سرکوب انقلاب مشروطیت ،بود به آن انجامید که استقلال کشور در آستانه سال ۱۹۱۴ یکسره برباد رود.

سال ۱۹۱۴ خاک ایران به جولانگه نبرد ترکیه عثمانی و نیروهای انتانت انگلستان، روسیه تزاری و متحدان آنها بدل گردید.

بخشهای شمال غربی و جنوب غربی ایران در کام جنگ فرورفت و در سال های ۱۹۱۶ و ۱۹۱۷ جنگ تقریباً سراسر ایران را فرا گرفت. تنها سپاهیان بیگانه در حال جنگ ،نبودند بلکه خود ایرانیان هم تا اندازه ای در عملیات جنگی شرکت داشتند برای حمله به خطوط ارتباطی و ساختن استحكامات و جز اینها از ایرانیان نیروهای نامنظمی تشکیل شده بود.

حکومت موقت ملی هم تلاش داشت برای مبارزه با نیروهای مسلح انگلستان و روسیه تزاری سپاهیانی گرد آورد. آن هنگام که توان دولت مرکزی سخت کاهش یافته بود، خانها، فئودال ها و ملا كان بزرگ بتقريب استقلالی کامل یافته بودند. راهزنی حتى بخشهای پهناور مناطقی را هم که از جنگ به دور مانده بود، فرا گرفته بود.

همه اینها رویهم رفته زبانهای بزرگی برای ایران همراه داشت. صدها ده و بسیاری از شهرها ویران شده و مردم ترک دیار گفته بودند. چند سال پس از جنگ، میلسپوی امریکایی که سالها همه کاره امورمالی ایران بود نوشت: «تنها در یکی از ولایات شمال ایران از ۲۴۱ دهکده، ۱۰۱ دهکده از میان رفته است بر دیگر بخشهای ایران نیز همین رفته بود.

صدها هزارتن در سالهای جنگ از گرسنگی بیماریهای همه گیر و عملیات جنگی به هلاکت رسیدند. سستی ارتباط بازرگانی خارجی در دوران جنگ به آن انجامید که دادو ستد ایران با دیگر دولتها سخت زیان بیند از این رو ایران که سالهای پیایی چون زائده فراورده های کشاورزی و مواد خام و بازار فروش دولت های امپریالیستی رشد یافته بود سخت دچار ورشکستگی اقتصادی گردید. چنانکه صدور پنبه به روسیه در سال ۱۹۱۸ نسبت به صدور پنبه در سالهای پیش از جنگ، بیش از ده بار کاهش یافته بود. دیگر فرآورده های کشاورزی وضعی بهتر از این نداشتند. صنایع پیشه وری به تباهی و ورشکستگی می رفت.

فراورده های قالی باقی مهمترین رشته این صنایع که در آن نزدیک دویست هزارتن به کار مشغول بودند، درون کشور خریدار نداشت و میزان صدور آن به خارج هم سخت کاسته شده بود. کاهش شدید فراورده های صنعتی وارداتی سبب کمبود کالاهای مصرفی و افزایش سرسام آور بهای آنها گردید.

در اثر جنگ وابستگی اقتصادی ناچیز بخشهای دور افتاده با مرکز سست تر شد فئودالها ،ملاکان خانهای عشایر و بیگانگان پشتیبان آنان، فرمانروایان لجام گسیخته ولایات شده بودند. روزنامه ستاره ایران، پس از جنگ در شماره ۶سپتامبر ۱۹۲۴ هنگام تفسیر وضع رقت بار اقتصاد خوزستان که در چنگ انگلیسیها و ثروتمندان به سرکردگی مکرم الدوله و شیخ خزعل، می نالید، نوشته بود خوانندگان عزیز تصورش را حتی نمی توانند داشته باشند که این سرزمین نفرین شده چه روزگار دهشتناکی دارد». همه فشار جنگ و ویرانی بردوش کشاورزان پیشه وران، کارگران و بازرگانان خرد بود بورژوازی میانه حال بازرگان و مالکان خرد و میانه حال هم زبان های بزرگی از جنگ دیدند. مردم ایران نمیخواستند با چنین وضعی سازش کنند. هنگام جنگ می توان گفت که همه جا گروههای پارتیزانی تشکیل شده بود.

ناگفته نماند بارها چنان شده بود که نمایندگان طبقات استثمارگر در رأس این گروه ها جای میگرفتند و تلاش میکردند از آنها به سود خویش و هم به سود یکی از جناحهای درگیر جنگ که ارباب آنان بودند، بهره گیرند. سازمان یافته ترین جنبش ،پارتیزانی نهضت جنگل بود که شمال ایران و بویژه گیلان را در برداشت در آستانه سال ۱۹۱۷ این جنبش چنان نیرو گرفت که بخش بزرگی از گیلان بدست پارتیزانها افتاد. افراد نهضت جنگل به املاک فئودالها و ملاکان بزرگ حمله برده و غله و دام های آنان را می ستاندند نهضت جنگل برجوشش انقلابی شدت بخشید و زمینه را برای گسترش جنبش خلقی ضدامپریالیستی و ضد فئودالی آماده ساخت. نخستین خبرهای انقلاب فوریه ،روسیه اثری بزرگ بر اوضاع سیاسی ایران داشت سرنگون شدن حکومت تزاری به خلقهای ایران نشان داد که پیکار کامیابانه با ارتجاع و امپریالیسم امکان پذیر است.

سربازان روسی که هنگام نخستین جنگ جهانی در خاک ایران بودند، پیش از دیگران آرمانهای انقلابی را بی میانجی به آنجا آوردند بویژه پدید آمدن شوراهای نمایندگان سربازان در یگانهای ارتش روسیه تأثیری بزرگ بر مردم ایران داشت مردم ،تبریز ،کرمانشاه رشت انزلی و دیگر شهرهای کشور با گرفتن سرمشق از این شوراهای سربازان ،روسیه به پدید آوردن شوراهای محلی خود انجمن ها پرداختند انجمن ها در میان مردم به کار تبلیغاتی دست می زدند و میتینگ و برآمدها برپاداشته ،شبنامه و اعلامیه چاپ می کردند. اماد تنها انقلاب كبير سوسیالیستی اكتبر بود که راه مبارزه گسترده را در راه استقلال ،ملی برای زحمتکشان ایران هموار کرد. به جای روسیه تزاری این دشمن خلقهای مستعمرات و سرزمین های وابسته دولت شوراها پدید آمد که بار همه خلق های ستمدیده بود.

علی آذری، تاریخ نویس ایرانی درباره اهمیت انقلاب اکتبر می نویسد: در آن روزها که پایانی برای جنگ نبود و جبهه ها وضع روشنی نداشتند، جهانیان ندایی شنیدند که به پیکار برای نابودی آشیان ستمگران دعوت می کرد ندایی که نیرومندتر از غرش توپ و جنگ افزارهای دیگر بود. که به گوش همه ستمکشان و محرومان .رسید این ندا از سرزمینی ندایی برخاست که سیر تکامل سرتاسر جهان و همۀ تاریخ را دیگر کرده بود. نوشته یک مؤلف دیگر ایرانی نیز که کتابش در سالهای رژیم پلیسی رضاشاه یعنی در سال ۱۹۳۳ چاپ شده بود درخور نگرش است انقلاب ۱۹۱۷ روسیه که به روزگار فرمانروایی تزارهای خونخوار پایان داد، نه تنها جنگ جهانی را به فرجام خود نزدیکتر ساخت و ضربت قاطعی برسیاست استعماری دولت های باختری زد بلکه تأثیر بسیار بزرگی نیز بر همه خاور زمین و بویژه بر ایران داشت. می دولت شوروی در همان نخستین گامهای خود به خلق های کشورهای خاور زمین نشان داد که در راه آزادی و استقلال همه مردم ستمدیده پیکار ی.کند پس از پیروزی انقلاب اکتبر کنگره شوراها بیدرنگ فرمان صلح را تصویب کرد در این فرمان لغو همه پیمانهای نابرابر اعلام شده بود. ۲۴

نوامبر ۱۹۱۷ شورای کمیسرهای ملی پیامی به زحمتکشان مسلمان روسیه و خاور زمین فرستاد که در آن گفته شده بود قرارداد تقسیم ایران (سخن درباره قرارداد ۱۹۰۷ انگلستان و روسیه تزاری (است پاره پاره و نابود شده است. همینکه عملیات جنگی پایان یابد سپاهیان از ایران فراخوانده میشوند و حق آزادانه تعیین سرنوشت برای ایرانیان تأمین خواهد شد. دولت شوروی با آنکه با جنگ داخلی و دخالت مسلحانه بیگانگان روبرو بود در استقرار مناسبات دیپلماسی با ایران درنگ نکرد تابستان سال ۱۹۱۸ بدستور و ای لنین ایا کالامیتسف چون نخستین سفیر روسیه شوروی به ایران فرستاده شد و او با دشواریهای بسیار خود را به تهران رسانید ،اما حکومت ارتجاعی وثوق الدوله نوکر انگلستان به این دستاویز که گویا اختیارات کالا میتسف از دید موازین حقوق بین المللی، آنچنان که باید و شاید، نیست» از پذیرفتن سفیر خودداری کرد. در آن روزگار در خاک ایران دیپلمات های پیشین تزاری و افراد گاردسفید دست اندرکار بودند.

۳ نوامبر ۱۹۱۸ گروهی از قزاقهای ایرانی و افسران گارد سفید، در حالی که روشن بود سران کشور بر همه چیز آ ز آگاهند ،د به سفارت شوروی بورش برده و آنجا را چپاول کردند همۀ کارمندان سفارت را جزء کالا میتسف به انگلیسی ها سپردند در آخرین دم او توانست پنهان شود و آنان همه کارمندان را به همدان و از آنجا به بغداد فرستادند. بزودی کنسولهای شوروی در دیگر شهرهای ایران هم بازداشت شدند. حکومت ارتجاعی وثوق الدوله کوشید از این راه استقرار مناسبات دیپلماسی را با شوروی برهم زند.

 

 

کتاب داستان خارجی
منتشر شده در

دانلود کتاب 81490 اثر آلبر شمبون ترجمه احمد شاملو

دانلود کتاب 81490 اثر آلبر شمبون ترجمه احمد شاملو

 

بی آن که سر بگردانیم و بزیر پای خویش نظری کنیم خود را بناخن و چنگ و دندان بالا کشاندیم تا در اعماق لجه در هم نشکنیم ، اما هنگامی که سرانجام ، شد آن زمان که از کناره نگاهی در آن کنیم ، دریافتیم که ـ دريغا !

آنك مائیم در اعماق لجه، که راه بساحل نجات نبرده ایم و دیگر هیچگاه راه بساحل نجات نخواهیم برد!

سعادت باز یافتن خویشان و کسان و بازگشت بدیار زندگان نه بدان قدر بود که امید میداشتیم.

بسا که ، سنگ کفه شوربختیهای ما و زین تر از آن بود که می پنداشتیم. و بسا که این سنگینی ، در روح ماشکستی نه از آن گونه آورده است که، دیگر ترمیم پذیرد !

آمیزش با کودکان تلاش روزانه معاش ، محبت ،عزیزان ،موسیقی و همین تماشای ساده طبیعت، دردهای ما را تسکینی است با این همه لحظاتی پیش می آید که دیگر هیچ چیز و هیچکس نمیتواند دستگیرمان شود.

همه دستها بی ثمر رهامان میکند و ما ، تنها ، قدم به راهی میگذاریم که در آن هیچکس نمیتواند همگاممان شود مگر آن کسی که خود، دوشادوش ما این راه صلیب را در نوردیده باشد .(۱)

آنگاه صدای او ، فقط حضور او ـ بی آنکه کم ترین چیزی بگوید کفایتمان میکند ، چنان که گوئی تنها يك يادآوري کلی از آن روزهای تباهی و ویرانی میتواند ما را به احساس این حقیقت رهنمون شود که اکنون دیگر از دوزخیان نیستیم و خداوند از درگاه خویش طردمان نکرده است. ۱

راه صلیب، منظور فاصله میان عیسای مسیح و تپه جل جتا است که مسیح صلیب خود را بردوش کشید ، و از آن معنای رنجی را که بخاطر آزادی و حقیقت بر انسانها تحمیل شود افاده میکنند.

علیرغم ناشایستگی ما نسبت به همه چیز، شاید مدلول این صلیبی که هزاران هزار کس از عادی ترین مردم بردوش خویش کشیده اند و همچنان نیز بر دوش میکشند این است که نام خدا را بر لوح خاطر ما نقش کند .

و ندامت از آنچه را که ببرادران خویش روا داشته ایم در ضمیرمان جای دهد و ما را با آن چنان نیروی اخلاقی مجهز کند که در برابر هر آنچه بتواند بار دیگر از هرجا و بهر صورت که باشد دل و جان انسانی را مورد تهدید قرار دهد، قامت بمقاومت برافرازد.

 

 

 

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب تاریخ انقلاب مشروطیت ایران اثر مهدی ملک زاده

دانلود کتاب تاریخ انقلاب مشروطیت ایران اثر مهدی ملک زاده

 

متجاوز از یک قرن است که تاریخ از دایره افسانه سرایی و داستان نویسی قدم بیرون نهاده و در جایگاه منبع علوم عالیه مستقر گشته است. افسانه نویسان و داستان سرایان مقام خود را به علما و دانشمندان واگذار کردهاند تاریخ در کلیه علوم رخنه کرده و راه یافته و در هر علمی بخشی به خود اختصاص داده است.

امروز کسی میتواند قلم در دست گیرد و تاریخ بنویسد که در فلسفه و علم معرفت الروح و معرفت الاجتماع متبحر باشد و از تحولات سیاسی و اجتماعی ملل و انقلابات اسم و نهضتهای اجتماعی اقوام، اطلاع کامل داشته باشد. اهمیت تاریخ برای دانستن ترقی و تکامل و تجربه افراد بشر به اندازه ای روشن است که بحث در آن در حکم توضیح واضحات است.

یکی از فلاسفه مینویسد عمر حقیقی انسان مناسب با اطلاعات تاریخی اوست و هر قدر تاریخ بیشتر بداند بیشتر همر کرده است. میرزاید احمد بهبهانی که یکی از شاگردان مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه حکیم و دانشمند معروف بود، چنین نقل میکرد یکی از روزهایی که در حضور مرحوم جلوه بودم یکنفر تاجر اصفهانی براو وارد شد مرحوم جلوه پس از جواب سلام و احوالپرسی کتابی در دست گرفت و به مطالعه آن مشغول شد مرد اصفهانی برای اینکه صحبتی کرده باشد و با آنکه مقصودی داشت از مرحوم جلوه سؤال کرد: آقا من شما چقدر است؟

جلوه بدون آنکه سرش را از روی کتاب بلند کند آهسته گفت هزار سال مرد اصفهانی در حیرت شد و جواب جلوه را مطابق سؤال خود نیافت و خیال کرد مرحوم جلوه سؤال او را نفهمیده است دوباره پرسید آقا من پرسيدم من حضرتعالى چقدر است مرحوم جلوه سرش را از روی کتاب برداشت و گفت فهمیدم و گفتم هزارسال و شاید بیش از هزار سال. بعضی از فلاسفه مینویسند تاریخ قوة حافظه انسان است و بزرگترین کوشش هر مورخی این است که چون میخواهد تاریخ یک قوم با دوره ای را بنویسد کلیه اصلاحاتی که به آن قوم و آن دوره و زمان تعلق دارد اهم از سیاسی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی از روی مدارک صحیح و منابع مختبر جمع کند و آنها را مرتب نماید و سپس هر قسمت را به کارخانه تحقیق و تعمق برده و تجزیه و تحلیل نماید و علل و موجبات پیش آمدن آن وقایع را روشن کند و فلسفه آن را آشکار نماید و وقایع و حوادث تاریخی را چون طلای خالص بدون غل و غش در دسترس عموم گذارد و چون منظور اصلی در تاریخ احیای کلیه وقایع گذشته و استفاده از آن است هر قدر اطلاعات بیشتر فراهم آید و تنوع آنها زیادتر باشد راه وصول به منظور نزدیکتر است.

هرگاه مورخی بخواهد از اصل مقصود خود که روشن ساختن حقایق تاریخی است باز نماند باید در تشخیص حيثيات و خصوصیات بکوشد یعنی حوادث را همانطوری که در اعصار گذشته اتفاق افتاده و اشخاص را بهسان وضع که در محیط خویش می زیستند و با همان طرز فکر که در محیط خود داشته اند به ما بنمایاند و این کار را فریضه هست و وظیفه حتمی خود بداند. مورخ باید در نوشتن تاریخ خود را نبیند و از عقاید شخصی و احساسات خویش برکنار شود تا بتواند خوانندگان کتاب خود را مستقیماً با حوادت ایام گذشته روبرو کند به گفته یکی از محققین، تاریخ حقیقی و علمی بدست کسی نوشته می شود که یکلی از خویشتن مجرد شود و صاف و ساده روحیه مردم آن زمان را پیدا کند و اگر غیر از این راه دیگری مورخ در پیش گیرد تاریخ جنبۀ علمی خود را از دست می دهد. چنانکه در یک نمایش هنرپیشه وقتی میتواند رل خود را خوب بازی کند و تماشا کنندگان را تحت تأثیر حقیقی داستان قرار دهد که خود را فراموش نماید و شخصیت دیگری پیدا کند یعنی همان سرد داستان بشود. یکی از فلاسفه میگوید بهترین مورخ کسی است که بهیچ زمان و بهیچ ملتی تعلق نداشته باشد و تاریخ علمی صحیح تاریخی است که علل و فلسفه حوادث را روشن کند و روابط علتها و معلولها را نشان دهد. تاریخ مثل سایر

علوم کوشش میکند که حقایق را بوسیله شاهد و نظر بدست آورد تا بتوان به وسيله مطالعه و تحقیق علل تغییرات و تحولات و انقلاباتی که در زندگانی بشر روی داده روشن نماید. پس تاریخ علمی است که زندگانی گذشته بشر را آشکار می کنند و اگر بخواهیم تاریخ را روشنتر تعریف کنیم بهتر است بگوییم تاریخ مشعلی است که دانشمندان پست افراد بشر داده تا بدان وسیله تاریکی را که گذشته انسان را در ظلمت خود فرو برده روشن کند و اسرار زندگانی و شئون مختلفه پیچیده و در هم آمیخته حیات را برما مکشوف سازد. با اینکه دیر زمانیست جسم و جانم دستخوش خستگی و ناتوانی شده و پاس و حرمان در قلبم راه یافته نخواستم وظیفه ای که برعهده مردان معاصر انقلاب مشروطیت است مخصوصاً کسانی که شاهد و ناظر آن تحولات عظیم بوده و در آن جوادت شگفت شرکت داشته اند، ادا نشده باشد. زیرا محققین در علم تاریخ بر این عقیده اند که فقط به تاریخی میتوان اعتماد داشت که نویسندگان معاصر نگاشته اند فلسفه این نظر به هم روشن و محتاج به ذکر دلیل و اثبات نیست.

زیرا چون واقعه با سرگذشتی را شخص از قول دیگری نقل کرد، اکثر به میل و سلیقه و مسلک خود تغییراتی در آنچه شنیده میدهد و برای دیگران نقل میکند یا می توند و هرگاه فاصله مابین وقوع حوادث و نگارش زیاد شد، آنقدر شاخ و برگهای زاید و تصورات بی اساس در آن راه مییابد که حقیقت موضوع از دست رفته و تاریخ صورت افسانه ای را پیدا می کند. از طرف دیگر، نگران بودم از اینکه چون بعضی از مورخین معاصر، افکارم دستخوش احساسات قلبی و حب و بغضهای شخصی قرار گیرد و بطور بیطرفی و از روی انصاف و وجدان نتوانم این راه را به پایان برسانم و این خدمت ملی را انجام دهم بهمین جهت بود که سالها در نگارش تاریخ مشروطیت تردید داشتم و از گام برداشتن در راهی که لازمه او حقیقت گوییست ولو بر خلاف تمایلات قلبی و ملک سیاسی نویسنده باشد خودداری می کردم.

زیرا نگارش تحولات مهمی که چون طوفانی دستگاه زندگانی اجتماعی و سیاسی چندین هزارساله یک ملتی را بهم در می نوردد و اوضاع نوینی روی کار می آورد برای کسانی که خود شریک و سهیم در آن تحول و انقلابات بوده اند و مصیبتها و رنجها در آن راه کشیده اند و علاقه و ایمان به کار خود دارند و نسبت به دستگاهی که بوجود آورده اند متعصب هستند، حوادث و وقایع را با بیطرفی و خونسردی، نوشتن و احساسات و عقاید و تمایلات روحی خود را در آن راه ندادن حقیقت گو و حقیقت جو بودن و دوست و دشمن را به یک نظر نگاه کردن بسیار مشکل است.

اینست که پیش از آنکه محقبین و علاقمندان به مطالعه تاریخی که از طرف مردان معاصر نوشته شده است بپردازند باید حالات روحی و اخلاق و سابقه زندگانی و قوت نفس و نیروی وجدان و پاکی روح و آداب و عادات نویسنده آن تاریخ را تحت دقت قرار دهند و از مکارم اخلاق و علو نفس و مسلک سیاسی مورخ اطمینان پیدا کنند و یقین کنند که نگارنده تاریخ روحش دستخوش احساسات شخصی و تمایلات خصوصی نشده و آنچه را که نوشته از روی راستی و صداقت و بیطرفی بوده است و جز حقیقت گویی و حقیقت جویی منظوری نداشته است.

با در نظر گرفتن نکات مهمی که متذکر شدم و مشکل اساسی که نویسندگان معاصر بطوری که بدان اشاره کردم در پیش دارند دور از انصاف دیدم که تاریخ انقلاب مشروطیت که یکی از مهمترین تحولاتیست که در دورۀ زندگانی چندین هزار ساله ایران پیش آمده از طرف کسانی که خود شریک و سهیم آن انقلاب بزرگ بوده اند و از جریانات مهم آن آگاهی کامل داشته اند نگاشته نشود و حوادث و وقایع مهم تاریخی دستخوش تصورات و تخیلات کسانی که در آن زمان نبوده و اطلاعاتشان بیشتر متکی به نقل قول است گردد. علت اساسی دیگری که مشوق من در نوشتن این تاریخ شد لغزش و خطاهایی بود که عده ای از مورخین معاصر مرتکب شده اند و حب بعض شخصی و یا عدم اطلاع از وقایع یا جامنی و خودنمایی در نگارش آنها راه یافته و آنان را از راه حقیقت گویی و راستی منحرف نموده، مطالبی دور از حقیقت نگاشته اند.

 

برای خرید کتاب تاریخ انقلاب مشروطیت ایران نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

زندگی نامه و خاطرات
منتشر شده در

دانلود کتاب ۲۷۵ روز بازرگان اثر مسعود بهنود

دانلود کتاب ۲۷۵ روز بازرگان اثر مسعود بهنود

 

شاه در کاخ نیاوران بود اما شهرها به ویژه تهران – جلوه روزهای شاه کشی تاریخ را داشت. پیرها به یاد می آوردند حکایتهائی که از پدران خود شنیده بودند درباره خوف بی شبانی گله و بی شاهی مملکت درایت امین السلطان که وقتی تیر میرزا رضا کرمانی ناصرالدین شاه را به خاک انداخت جسد شاه را در کالسکه سلطنتی کشاند و عینکی به چشمان او زد و غلامی را در پشت او نشاند که دستهای جسد را تکان دهد تا مردم خیال کنند شاه زنده است.

او روزها، جنازه شاه را در گلخانه کاخ گلستان گذاشته بود و حتی به اهل حرم اذن دخول نمی داد و به همه می گفت قبله عالم کسالت دارند تا تلگرامی به تبریز فرستاد «چرا خون نگریم چرا خوش نخندم و به سفیران خارجی هم خبر داد. این تاریخ ایران است که همواره در آن مردم یکدیگر را از خلا قدرت ترسانده اند و همواره قدرت تراشیده در پشت در داشته اند تا مبادا گله بی راعی بماند. پرویز نیکخواه همین حکایت را خوانده بود که با پخش قسمت آخر سریال سلطان صاحبقران مخالفت کرده بود که شاه کشی به ملت می آموزد. آن بخش که ترور ناصرالدینشاه را نمایش میداد اما کسی با پخش آن قسمت که روایت رگ زدن امیرکبیر در حمام فین کاشان بود، مخالفتی نداشت.

و این بی تندیس رها شدن بی راعی و نگهبان بودن در تاریخ ایران چقدر ترساننده است. تا سالها مردم از درایت محمد علی فروغی (ذکاء الملک) می گفتند که در روز ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ ساعتی بعد از آن که استعفای رضاشاه را گرفت، فرزند او را به مجلس برد تا سوگند یاد کند و شاه شود مبادا شبی گله بی شاه بماند و مردم بفهمند که بدون چوپان هم میتوان زیست اما پائیز سال ۵۷ فصل غریبی بود. آقای م در میانه آن دریافت که تندیسها یکی یکی می شکند بی آنکه به جایش سفارشی داده شود. و این حادثه او را نمی ترساند. در حالی که کارتر و ونس در واشنگتن و سولیوان و هویزر در تهران از آن میترسیدند.

هزاران امریکایی که با عجله از ایران برده شدند میترسیدند بختیار پس از خارج شدن شاه از صحنه می کوشید تا بگوید من هستم نترسید ولی کسی صدای او را نمی شنید. هویزر هر روز میکوشید به سران ارتش بگوید بمانید تا دیگران نترسند، اما ژنرال های چهار ستاره بیشتر صلاح را در آن می دیدند که بگریزند.

آنها که به اطلاعات بیشتری داشتند میکوشیدند تا به ترس خود مبنای منطقی بدهند. آنها خطر هرج و دسترسی مرج، جنگ داخلی و خطر سرخ را پیش میکشیدند. همسایگی با شوروی که سالها در انتظار مانده است تا ایران بی سر شود و به قول خروشچف چون سببی گندیده از درخت بیفتد، دلیل یا بهانه ای بود که همواره مجسمه ای از قدرت بسازند و کسی از خود نمی پرسید این (چپ) ترسناک چه کسانی هستند.

شانمن نماینده یکی از آژانسهای حقوق بشر در تهران بعدها فاش کرد که خوف از چپ چند نظامی ملی گرا را واداشته تا در روزهای قبل از انقلاب در تدارک آن باشند که سناریوئی را به اجرا بگذارند اما واقعیت آن بود که تا چند روز پس از شکستن تندیس قدرت شاه، برژنف هم آن را باور نداشت رادیو مسکو هنوز تفسیرهایی از جانبداری از رژیم شاه را میخواند حزب توده خیلی دیر با تغییراتی در کادر رهبری خود و کنار گذاشتن اسکندری میانه رو و انتخاب کیانوری عمل گرا به دبیر اولی نسبت به حوادث ایران واکنش نشان داد اما هنوز آنها که خیاباً از سوی دادگاه های نظامی شاه محکوم به اعدام و حبس ابد شده بودند، جرأت و خیال بازگشت نداشتند.

دسته های چریکی که هزارها تن از آنها در زندانهای سراسر کشور بودند، آزاد می شدند، اما تا ماهها یکدیگر را پیدا نمیکردند اوایل بهمن، چندتایی از آنها که به تازگی دارای برنامه ای شده بودند، با طرحی به خیابان آمدند، ولی آنها سری نداشتند. رژیم شاه، در سال ۵۵ در قلع و قمع ،آخرین تمام این گروهها را بی سر کرده بود.

شاه که خود از جمله کسانی بود که عمری با ترس سرخ زیسته بود، پس از ترک تهران در مصاحبه ای در اسکندریه پیش بینی کرد که تا سه ماه دیگر شرایطی در ایران اتفاق افتد که مردم او را آرزو کنند. او به عنوان یک مآل اندیشی، وقتی رفتنش قطعی شد به تیمسار مقدم دستور داد تا اسناد و اطلاعات کامپیوتری مربوط شاه را شکست و سرانجام با خروج شاه از صحنه، از دید بسیاری گله بی شبان شد. بختیار مانده بود که شمشیر در هوا میکشید و مدام این و آن را از کرد تا می ترساند یعنی که نظامیان به اغوای قدرت خلا را پر خواهند کرد.

غافل از آن که مدتها بود شیر برقی ارتش در خیابانها آب شده بود و کسی که از قره باغی و ازهاری می ترسید و نه می توانست از آنها قدرتی ترساننده بسازد. هویزر، این را بزودی فهمید. وقتی شاه رفت، میدانهای شهر بی مجسمه بود و دفاتر ادارات بدون قاب بالای سر آقای م شبانه مجسمه های تمام و نیمه تمام خود را به خیابان ریخت و صبح مردمی که به تظاهرات میرفتند هر کدام یکی از آنها را پشت وانتی بستند و با آن را با چند موتور دور شهر میکشیدند اما داود مانده بود با انباری از تصاویر چاپ شده شاه که کم کم چون مواد غیر قانونی قاچاق نگهداشتن آنها برایش نگرانی آور می شد.

بزودی او بعضی از این تصاویر را خرد کرد و از آن برای پشت جلد کتابچه و قوطی ها بهره گرفت اما روز ۱۲ بهمن قدرت رها شده در دستهای لرزان هویزر و قره باغی و بختیار صاحبی یافت میلیونها تنی که از دو روز پیش فریاد میکشیدند هوای به حالت بختیار اگر امام فردا نباد و یا خطاب به مظهر قدرت دور از وطن می گفتند اخمینی ،خمینی قلب من باند فرودگاه تست بی آن که خود بدانند.

طرحهای هویزر و سولیوان را درهم میریختند روز پیش از آن دکتر بهشتی که با دیگر روحانیون در مسجد دانشگاه تهران متحصن شده بود در گفتگویی با حاضران :گفت و این که امریکائیان به نوفل لوشانو پیغام فرستاده اند که رهبر انقلاب چند هفته ای آمدن خود را عقب بیندازد، این که بختیار فرودگاه ها را بسته در حالی که نماینده سرفرماندهی تاتو در تهران است خود بزرگترین علت تصمیم گیری امام به بازگشت فوری به کشور است. لابد آنها به دلیلی میخواهند رهبر انقلاب را بیرون از ایران نگهدارند ما نیز برای همین اینجا گرد آمده ایم. بدون رهبر ماندن نهضت دیگر قابل تحمل نیست. و سرانجام چرخهای هواپیمای ارفرانس باند فرودگاه مهرآباد را لمس کرد.

برای خرید کتاب ۲۷۵ روز بازرگان نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب پادشاهان سر بریده در تاریخ ایران اثر فواد فاروقی

دانلود کتاب پادشاهان سر بریده در تاریخ ایران اثر فواد فاروقی

 

 

و یحیی، در بند بود او را به سیاهچال انداخته بودند؛ به جرم ابراز واقعیت ها سخنان «یحیی زلزله در ارکان وجود هرود، و هر و دیاس شاه و ملکه فلسطین می انداخت، آتش به جانشان می زد و چنان گرفتار ترسی پایدارشان میکرد که هیچ چیز را یارای از بین بردنش نبود آنان در سخنان «یحیی» رگه های واقعیت را می یافتند راستی را ملاقات می کردند و همین هم برای در هم ریختن آسایش و آرامششان بس بود زیرا آنان روزگاری دراز مردم را فریفته بودند، دروغ ها تحویلشان داده و نیرنگ ها در کار کرده بودند تا بتوانند با خاطری آسوده همچنان بر اریکه قدرت تکیه بزنند و فساد خود را مقبول و پسندیده بنمایانند.

هرود دلبسته دختر خوانده خویش سالومه بود؛ دختری زیباتر از آنی که بشود تجسمش کرد دختری با اندامی به سپیدی گل پاس به همان طراوت و به همان لطافت، دختری با چشمانی اغواگر و دعوت کننده، دختری با تبسمی شیرین و حرکاتی دلنشین همه این ویژگی ها، دست در دست هم گذاشته بودند تا سالومه» را میدل به آشوبگری فتنه ساز کنند تا از او موجودی بسازند که هیچ مردی را تاب سرپیچی از خواسته هایش نباشد.

بسیاری مردها، مشتاقانه پا به میدان عشق او نهاده بودند؛ یدان امید که محبتی ببینند اما در نیمه راه متوجه شده بودند که آنچه در سینه این دختر خوب چهره و خوش اندام می تپد دل نیست، يك تکه سنگ است؛ به همان سختی و به همان سردی با يك تفاوت در این تکه سنگ خون جریان داشت در خیل مردهایی که دلهای خود را به دست داشتند تابیدریغانه تقدیم سالومه» دارند تنها يك مرد بر زیبایی های جسم او دیده بسته بود و به روح او توجه داشت به روح ناپاک او، به روح پلید او، به روحی که هر گونه عشقی را منکر می شد، به روحی که به روی همه مهر و محبت ها در بسته بود و با این راه بندان عاطفی، موجب شده بود تا در آن جسم ظریف کینه رشد کند. تناور شود.

به سان درختی سایه گستر و بلند، با برگهای افشان مردی که زیبایی ها را نادیده انگاشته بود، چه کسی می توانست باشد به جزء یحیی، پیامبر زندانی؟ او در بند بود.

اما صدایش با برای مردم، بشارتهایی در خود داشت ولی برای حکمروایان اعصاب شکن بود و جگر سوز او فرارسیدن دوره یی را به مردم وعده می داد که فساد به دست پیامبری ،دیگر از رونق خواهد افتاد و بازارش را از دست خواهد داد. چنین بشارت هایی به مذاق کسانی خوش نمی آمد که حکومتشان را با ستم و نامردمی چهار میخه و بیمه کرده بودند.

بیش از همه، «هرودیاس از سخنان تند و گرنده «یحیی» عذاب می کشید؛ پیامبر زندانی، بی آن که نامی از کسی بر زبان آورد، فسادهایی را يك به يك برملا می ساخت که مجموعه اش در وجود هر ودیاس، بود. او در سخنانش اززنی یاد می کرد که از هیچ کاری ابا نداشت و هرننگی را به جان میخرید تا مقام و منزلتش را دوامی باشد و به همین جهت جسمی آلوده داشت و روانی آلوده تر هرودیاس چند بار به شوهرش و هرود، پیشنهاد کرد : پیش از آن که کار از کار بگذرد و «یحیی» زندگی مان را به آتش کشد، باید چاره یی اندیشید.

حال که او در زندان است، بهتر است صدایش را هم زندانی کنیم صدایش را برای ابد زندانی کنیم تا این چنین اعتبارمان را لکه دار نسازد. اما هرود از ریختن خون «یحیی» بیم داشت، می ترسید با کشتن پیامبری که مردم به او اعتقاد داشتند، زمین و زمان در هم بریزد و در این میانه، بزرگترین خسارتها به او و حکومتش وارد آید هرود همه توجهش را به «سالومه معطوف داشته بود آرزو میکرد دختر زیبا مهری به او نشان دهد و با تبسمی شیرین و وعده بی امیدبخش رضایتش را جلب کند ولی سالومه در این باره، خست به خرج می داد.

 

برای خرید کتاب پادشاهان سر بریده در تاریخ ایران نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.