کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب جنگ چالدران اثر نصرالله فلسفی

دانلود کتاب جنگ چالدران اثر نصرالله فلسفی

 

 

با مداد روز جمعه سوم ماه رجب سلمدان سلیم خان سرداران و بزرگان لشکر را بار داد و یکسانی که در روز جنگ دلیری و مردانگی نشان داده بودند ، خلعت و پاداش عطا کرد. اسیران قراباش را نیز بفرمان وی گردن زدند و کشتگان دوسپاه را بخاک سپردند. سپس به ای دیدار بهروزه خانم زن شاه اسماعیل ، که اسیر گشته بود، بیاور مخصوص وی رفت و با مهربانی و احترام از و دلجوئی کرد.

روز دیگر نیز غنائمی را که از آن جنگی بدست آمده بود ، بسرداران و سربازان بخشید و جزیرقهای ایران چیزی برای خود بر نداشت. پس از آن از دشت چالدران راه تبریز پیش گرفت و از شهر خوی ، انحنام الی برای سلطان مصر و سلطان سلیمان پسر و ولیعهد خویش و خان انار «مريم» (شبه جزيرة کریمه) و عبیدخان از بک فرستاد .

هروز پنجشنبه نهم رجب این دو آن از سرداران عثمانی بنام پیری پاشا چلبی و احمد پاشا دونه کین اوغلی را با حکیم الدین ادریس بدلیسی کرد و با صدر، از پنی چاری تبریز وانه کرد ، تا مقدمات ورود وی را فراهم سازند و اگر از سران و سواران قرابش کمی در آنجا ماده باشد، بکشند و اء والدان را تصرف کنند. روز دهم رجب در راه تبریز یکی از امیران قزلباش بنام حاج رستم با پنجاه وار باردوی سلطان سلیم آمد و اظهار اطاعت کرد. ولی سه روز بعد معلوم شد که او و همراهاش بدستور شاه اسماعیل آمده اند تا هنگام فرصت سلطان را بکشند. پس فرمان وی همگی را گردن زدند، و سه روز بعد خالد ینگ نام از سران قزلباش راهم که باشد و پنجاه نفر بارد و آمده بود ، کشتند . نويسند: حقيقة التواريخ می نویسد که شاه اسماعیل چون در چالمتران شکست یافت بر آن شد که دشمن را بحبله از میان بردارد.

پس جمعی از سران و افراد جا نسپار قراباش دستور داد که دسته دسته باردوی سلطان سلیم پناهنده شود و از در اطاعت در آینده و همینکه جمعشان بدو سه هزار رسید ناگهان شعی بر اردوی عثمانی شبیخون زاند و سلطان را بکشند . ولی چون حاج رستم باردوی عثمانی رسید یکی از امیران ترکمان سلطان را نهایی از قصد وی و همراهاش آگاه کرد سلطان دستور داد که ایشان را شکنجه و استنطاق کردند و چون حقیقت امر آشکار شد، جملگی را کشتند . روز پنجشنبه شانزدهم رجب، سامان سلیم خان بمحله سرخاب رسید. ازین محل داشهر تبریز تمام راه را با قالبهای گرانبها مفروش کرده و چندتن از علما و اعیان شهر با جمعی از مردم باستقبال آمده بودند .

سپاهیان عثمانی در کنار شهر فرود آمدند و سلطان سلیم امر کرد که سربازان دست از کشتار و غارت و تصرف دارای مردم باردارند. همچنین دستور داد مسجد جهانشاه و مسجد حسن پادشاه را که بفرمان شاه اسماعیل ویران شده بود تعمیر کنند و اوقاف این دو مسجد در تصرف هر کس باشد بگیرند و تصرف کننده را بکشند. روز بعد که جمعه هفدهم ماه رجب بود، سلطان سليم بمسجد حسن پادشاه ( در میدان صاحب آباد ) رفت و نماز گزارد و خطیب بقاعدة اهل سنت و جماعت خطبه خواند. ولی چون خطبه بنام پادشاه رسید، بجای آنکه نام سلطان سلیم را بر زبان آرد ، گفت : السلطان بن السلطان ابو المظاهر اسماعیل بهادرخان … سرداران ترك شمشیرها کشیدند تا خطیب را بکشند، ولی سلطان سلیم نگذاشت و گفت که از بانش عادت کرده است و گناهی ندارد میں لطان سلیم دستور داد که تمام خزائن و اموال شاه اسماعیل و سران قزلباشا از شد و جنسی، صرف کنند و احمد بیگ قاپوچی باشی را مأمور اینکار کرد. پس از آن شهر تبریز را مرکز فرماندهی سپاه خود ساخت، زیرا مصمم بود که زمستان را در تبریز بگذراند و سراسر آذربایجان را مطیع سازد، و در آغاز بهار بعراق و اصفهان و فارس حمله برد.

کتاب مذهبی و ادیان
منتشر شده در

دانلود کتاب کنیزداری در اسلام اثر امیرحسین خنجی

دانلود کتاب کنیزداری در اسلام اثر امیرحسین خنجی

 

 

تهیه کنیز به هدف کام جویی جنسی در میان مسلمین عرب دوران خلافت راشده و اموی و اوائل خلافت عباسی رواج بسیار و محبوبیت بسیار داشت و البته مورد تأیید اسلام نیز بود. کنیز را الله تعالی در قرآن کریم با صفت «ما ملكت أيما لكم، معرفی کرده است یعنی چیزی که به تملک شما مسلمین درآمده است.

از این دو کنیز در دیدگاه اسلامی یک کالاه و یک چیزه شمرده می شود نه یک آدم و انسان به مفهوم انسانی خویش در زمان پیامبر و خلافت ابوبکر و عمر و عثمان و علی زن با دختری که مسلمین در غزوهشی از چادری با خانه تی بیرون می کشیدند در همان نخستين الحفلة بيرون کشیده شدنش حقوق انسانی از او سلب می شد و ملک بیرون کشنده اش به شمار می رفت و مردی که اکنون صاحبل شده بود حق داشت که اگر اراده کنند همانجا از او کام جنسی بستاند. این سنتی بود که پیامبر اکرم نهاده بود و آن در اواخر سال ششم هجری بود که قبیلة بنی مصطلق مورد شبیخون تاراج گرانه پیامبر و اصحابش قرار گرفت و زنان و دختران بسیار به همراه شتر و گوسفندان قبیله به غنیمت گرفتند و روز بعد با دو روز بعد از این زنان و دختران کام جنسی گرفتند.

ابو سعید خدری – یکی از یاران پیامبر در این باره چنین گفته: به غزوه بنی مصطلق رفتیم زنان عرب را سبی کردیم؛ مدتی بود که از زن دور بودیم و دلمان هوای زن می کرد، ولی گمان می گردیم که نباید به آنها دست بزنیم پس گفتیم چرا دوری کنیم؟ پیامبر همراهمان است، از او می پرسیم، پرسیدیم و پیامبر گفت: چرا که پیشترها بوده است تا روز قیامت پابرجا نکنید هر رسمی خواهد ماند یعنی پیامبر گفت که این رسم ناشی از سنتی دیرینه است که الله تعالی مقرر کرده بوده است و چیزی که الله مقرر کرده است از آغاز تا پایان دنیا باید به همان گونه بر جای خویش باشد. خود پیامبر نیز در این غزوه زنی جوان سال و زیبارو به نام جویریه که شوهرش در تاریکی شب در دفاع از خیمه و خانواده اش به دست مسلمین کشته شده بود برای خودش برداشت.

در غزوۂ خیبر نیز پیامبر فرمود تا بانگ بزنند که مؤمنان توجه داشته باشند که با زنان آبستن یهودان در نه آمیزند و گشته دیگران را آب ندهنده ولی دیگر زنان و دخترانی که مؤمنان از خانه های خیبریان بیرون کشیده بودند مورد تصرف جنسی قرار گرفتند خود پیامبر نیز یک زن نوعروس یہودی که صاحبش را پیامبر در زیر شکنجه گفت را صاحب شد و در راه بازگشت به مدینه او را تصرف جنسی کرد پیامبر نام این زن ۱۶ – ۱۷ ساله را صفیه کرد یعنی گزین کرده نوشته اند که در منزلگاه نخست که اندگی از خیر دور شده بودند صفیه نگذاشت که پیامبر دست به او بزند، ولی در منزل گام بعدی پیامبر او را تصرف کرد مثالهای تصرف جنسی دختران و زنان پس از بیرون کشیده شدن از چادر یا خانه در زمان پیامبر بسیار است.

مورد دیگرش مربوط به فزود حنین است شبیخون پیامبر به قبیله هوازن در میان مکه و طائف) که پیامبر زنها و دختران قبیله هوازن را در میان یارانش بهره گرد تا کنیزان خویش کنند و از آنها کام جنسی بگیرند و تفصیلش در کتابهای سیره آمده است. مثلا، عبدالله عمر پسر عمر خطاب گفته که در خزود حسین دخترکی به پدرم رسیده بود و به من داد و من او را به مکه بردم تا خویشانم برایم آرایش و آماده اش کنند و بروم و با او در آمیزم باری، کنیز داری و برخورداری جنسی از کنیز شده از سنتهای الهی در اسلام بود و احکامت را پیامبر اگرم وضع کرده بود. منبع تامین کنیزان در زمان پیامبر قبیله هایی بودند که مؤمنان مورد حمله قرار می دادند و زنان و بچه هاشان را به همراه شتر و بز و کالا از چادرها بیرون می کشیدند و میبردند تا در میان خودشان بهره کنند.

یتایر فرمانی که از آسمان برای پیامبر و مؤمنان رسیده بود، اصحاب پیامبر هرچه کالا و شتر و گوسفند و زن و بچه از قبیله ها غنیمت می گردند ابتدا یک پنجمی احسش را برای پیامبر جدا می نهادند سپس بقیه را میان خودشان بهره میگردند. موارد این حکم الهی در همه غرودهای موفقیت آمیز اصحاب پیامبر که با دستهای پر از غنایم و سپایا ازنان و دختران بیرون کشیده شده از چادرها) به مدینه برمی گشتند.

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب آشفتگی در فکر تاریخی اثر فریدون آدمیت

دانلود کتاب آشفتگی در فکر تاریخی اثر فریدون آدمیت

 

اساسا” تاریخ چیست؟ مفهوم تاریخ بیان وقایع تاریخی است بدانگونه که وقوع یافته اند یعنی نه کم و نه بیش شناخت وقایع و حوادث است به طریق تحلیل علل و عوامل آنها یعنی عللی که خصلت فاعلی دارند و عواملی که به درجات تاثیر داشته با تعیین کننده بودهاند و بالاخره تحلیل مجموع واقعیات و علل و عوامل است در تعقل تاریخی و همه اینها به راه یک مقصد است که گذشته قابل فهم و درک باشد.

همین معنی را در مقدمه یکی از آثارم نیز آورده ام و هر تعریف دیگری هم که از مفهوم جدید تاریخ بدهیم از آن دور نیست. اما آشفتگی در فکر تاریخی از چیست؟ از مثله کردن قضیههای تاریخی ، مخ کردن واقعیات تاریخی ، تحریف حقایق تاریخی وقایع را زیر منگنه ما نوسات ذهنی قرار دادن ، و در نهایت گذشته را در قالب تنک مفروضات و معادلاتی گنجاندن که مغایر روح تاریخ زمان وقوع حوادث باشد. این گزیها و کاستی ها سبب میگردند که از تاریخ چیزی بسازیم که به همه چیز شبیه است جز به تاریخ گفتار ما تحلیل تفصیلی از همه نوشته ها نیست .

تنها نمونه هایی را بدست میدهیم و منظور مطرح ساختن و شناختن مساله است . شروع کنیم با غریب ترین برداشتهایی که در مفهوم مشروطیت شنیده ایم: مشروطیت، دفع فاسد به اند است، نه افسد به فاسد در اثبات این تلفی تاریخی ، نویسنده چنین برهان می آورد به گفته استاد فردید “مشروطيت بالكل و بالتمام غربزده مضاعف است یعنی چه ؟ ” یعنی فراماسون زده و یهودی زده ، بطوری که صدر تاریخ ما ، مشروطیت، ذیل تاریخ غرب است و همین تاریخ رهوار در رفته و منسوخ غربی به توسط منورالفکران و مقلدان بیسواد به نام ترفیخواهی و تجدد طلبی به ایران می آید و پخش میشود.

لذا برخلاف گفته بعضی مشروطیت دفع فاسد به افتد است ، نه افسد به فاسد زیرا ماسونیست زدگی و از آنجا یهودیت زدگی بطور کلی از لوازم ذات مشروطه و انقلاب مشروطه بود که در حکومت قلدری پهلوی تکامل حاصل کرد . 

این خود نظرگاهی است و نویسنده در اندینهای آزاد همچنانکه هستند اقران فاشیست مشربی که آزادی را زهر مهلک اجتماع و دموکراسی را بدترین نظام های جهان می شمارند. ولی مشروطیت یعنی حکومت عقلانی با اصول یعنی حکومت مسئول در تقابل خودکامگی فردی و دولت نامسئول و تنها به همین ماخذ نظر نویسنده را طرد می کنیم . اما وجهه نظر او با آرای متشرعین معتقد به مشروطیت هم تعارض دارد: یکی از مجتهدان طراز اول در یادداشتی که بر رساله ” تنبیه الامت و تنزیه الملت” اثر نائینی نگاشته ” ماخوذ بودن اصول مشروطیت از شریعت را اعلام داشته و حال حرف غریبی میشنویم که مشروطیت دفع فاسد به افتد است برای اینکه ما بودیگری و یهودیگری از لوازم ذات مشروطه و انقلاب مشروطه بود، تخیر چنین نبود.

این مغالطه صرف تاریخی است. ماسونیگری و یهودیگری در نهاد فکر آزادی و حرکت مشروطگی سرشته نبود. به علاوه چگونه ممکن است که مشروطیت به معنای سیاست با اصول ، به حکومت قلدری تکامل یابد؟ این قضیه خود مهمل منطقی است. باید گفت که قلدری جای مشروطکی را گرفت، و نیز باید فهمید که این تبدیل فیفری و ارتجاعی را ” تکامل” نام نمی نهند.

نویسنده حکمت منش کویا پی نبرده که نه فقط ” صدر تاریخ ما، مشروطیت ذیل تاریخ غرب است بلکه سیر تحولات فکری و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی همه آسیا و آفریقا در یکصد و پنجاه سال اخیر حاشیه تاریخ مغرب زمین به شمار میرود . چه بپسندیم ، چه نپسندیم، این درس عینی برخورد جامعه های کهن با مدنیت فراگیر و جهان شمول جدید است. دلخوری و آزردگی و حتی بیزاری ما از واقعیات، نفی واقعیات نمی کند. اما در این برخورد ناگزیر و الزامی تاریخی جامعه هایی سرانجام سلامت جستند که هم ابزار اصلی و اساسی حفظ هستی خویش را فرا گرفتند و هم هویت تاریخی خود را محفوظ داشتند لاجرم، اگر عاقبت تعلیمات فلسفی آن “استاد” از تلامذه ” حکیم هایدگر lieideger” به اینجا می رسد که روش شناسی علمی” جدید را “خواب های بیوط ” بشماریم و “علومات انسانی آشفته و پریشان غربی را به هیچ بگیریم : و ” عقل غربی را سر بسر پلید و ویرانگر بدانیم و بالاخره نظام مشروطیت را در قیاس طاعون استبداد آسیابی دفع فاسد به افسد بشناسیم – پس به تعبیر سید جمال الدین اسدآبادی: “خاک بر سر اینگونه حکیم و خاک بر سر اینگونه حکمت حکیمی که مانند کورها راه برود.  و حکمتی که به قدر چراغ موشی ، روشنی نبخشد . *** همان وجهه نظر ضد مشروطکی ضد روشنگری و ضد روشنفکری را پیش از اینها در تصنیف ” غرب زدگی ” شناخته ایم، برویم سراغ چند نوشته از مصنف آن ” جنجال مشروطیت” را شرکت انگلیسی نفت به راه انداخت ، قانون اساسی ترجمه یک ” بند کهنه ” بی مصرفی بود در تخطئه نظام مشروطیت ایران رای یکی از مقاله نویسان را حجت میآورد اساسا” فلسفه سیاسی مغرب از پایه خراب است و همانطور که آدم غربی به هنر بدویت پری میتیف افریقا پناه می برد او کلید سعادت خود را الزاما” در روی آوردن به سیاست شرفی خواهد جست.

برای خرید کتاب آشفتگی در فکر تاریخی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب ایران در زمان هخامنشیان اثر دکتر مرتضی احتشام

دانلود کتاب ایران در زمان هخامنشیان اثر دکتر مرتضی احتشام

 

 

نکته دیگری که در خور توجه است این است که شاهنشاهی هخامنشی با گرد آوردن اقوام مختلف زیر لوای يك قانون ،(داد) فرهنگهایی از مدارج مختلف تکاملی را در هم آمیخت و چنانچه این وضع تا پنجاه سال دیگر ادامد می یافت بزرگترین کنفدراسیون ملل زیر رهبری شاهنشاهی ایران محکم و مستقر می ماند و انقراض آن را مشکل بل غیر ممکن می ساخت.

امستد در مقدمه کتابی که در بارۀ شاهنشاهی هخامنشی نوشته چنین میگوید: «منظور و هدف اصلی این کتاب نمایاندن فرهنگ یا بهتر بگویم فرهنگهاست؛ زیرا تاریخ هخامنشی چهره ای پر افسون از تمدنهایی را به ما نشان می دهد که در مراحل مختلف تکاملی بودند و آمیزش آنان در حال تکوین بود.

چون تشکیلات اداری اشکانیان و پس از آنان ساسانیان برشالوده ای مستقر شده است که هخامنشیها پیریزی کرده بودند لذا برای درک حکومت اشکانی و ساسانی ناچار میبایستی در تشکیلات و سازمان حکومت هخامنشی غور کرد زیرا چه از نظر سازمان اداری و چه از لحاظ استخوان بندی اجتماعی شاهنشاهی هخامنشی نمونه واقعی دو سلسله امپراتوری مذکور است.

این تشابه را به منظور نشان دادن روش این سه شاهنشاهی ایران در خلال یکهزار سال فرمانروایی، هر موقع که مقتضی به نظر می آمد، خاطر نشان کرده ایم.

این سازمان در عهد ساسانیان به اعلی درجه کمال خود میرسد. به علاوه اصول سیاسی شاهنشاهی هخامنشی از سازمان اجتماعی این قوم سرچشمه گرفته و بر پایۀ آن بنیانگذاری شده است. زیرا سازمان اجتماعی ایران مربوط به روزگار دیرینه ای است که تمام قبایل آریایی با یکدیگر زیست می – کرده اند.

شناسایی این سازمان اجتماعی به ما می آموزد که چگونه این قوم با طرز زندگانی ،اجتماعی بنیان و اساس سازمان سیاسی خود را پی ریزی کرده است.

برای نیل به این هدف فهرست اسناد و مدارکی را که مورد استفاده و مطالعه قرار گرفته است، از نظر خوانندگان می گذرانیم. همان طور که در بالا اشاره شد. در کتبی که قبل از هجوم اعراب به ایران درباره تاریخ این کشور نوشته شده اند نامی از سلسله هخامنشی و اشکانی برده نشده است.

برای این که اولا هخامنشیها جز سنگنبشته هایی که بعداً به شرح آنها خواهیم پرداخت آثار دیگری که حاکی از چگونگی سازمان سیاسی و اجتماعی آنان باشد از خود باقی نگذاشته اند و با طول زمان و پیشامدهای گوناگون خطوط میخی برای ایرانیان نامفهوم و غیر قابل درک شده بود. ثانياً اشکانیان تا اندازه ای بیش از ،معمول گرایش به یونانیها، بویژه آداب و رسوم و زبان آنان نشان میدادند و این بر خلاف احساسات میهندوستی و تعصبات محافظه کارانه پیروان در دشت خصوصا معامات روحانی این دین بود: به خصوص که یونانیها ایران را مورد حمله نیز قرار داده بودند.

از این لحاظ هم سلاطین ،اشکانی که به خود لقب «دوستداران یونان میدادند و هم تاریخ این سلسله – که به مدت چهارصد سال مانند سدی آهنین در مقابل هجوم و تجاوزات رومیان استقامت نشان داده و مانع تعرض آنان به خاک ایران شده. بود به کلی نادیده گرفته شد و نام این سلسله که به قول کریستن سن از پارسها هم ایرانیتره اند از صفحات تاریخ ایران محو گردید.

بنابر آنچه گذشت ایران فاقد تاریخ مدونی مربوط به دو سلسله هخامنشی و اشکانی گردیده است ولی یونانیها چون مدت دویست سال یگانه رقیب ایران در صحنه سیاست دنیای آن روزگار بودند و بعد از آنها رومیان که امپراتوری آنان محدود به شاهنشاهی ایران بوده و مدت قریب یکهزار سال با ایران تماس نزديك داشته اند. اسنادی مربوط به تاریخ ایران از خود باقی گذاشته اند که فوق العاده ناقص است.

اگرچه این دو قوم بیشتر در جنگ و جدال با ایران بوده اند تا در صلح ،وصفا و نوشته های آنان خالی از تعصب وعاری از جانبداری نیست با اینهمه اسناد و نوشته های آنان را برای تدوین این کتاب مورد استفاده قرار دادیم. ایرانیان پیش از اینکه از قبایل و تیره های آریایی مجزا شوند و دیر زمانی قبل از تأسیس و پیدایش شاهنشاهی هخامنشی، دارای نوعی سازمان خانوادگی برده اند که با مقایسه با سازمان خانوادگی اروپایی می توان آن را به نظام اجتماعی ژانتی لیس Gentlice تشبیه کرد که بعزبان لاتینی به معنای نژاد است. نظایر چنین سازمانی را نیز نزد یونانیان و رومیان قدیم می بایم که به . ترتیب گتوس Vivos و ژنس Gens نامیده می شدند.

همانند سازمان خانواده ای ایرانی را در درجه اول نزد اقوام هندی می. توان آشکارا مشاهده کرد؟ زیرا این دو سازمان ایرانی و هندی از يك منبع مشترك سرچشمه میگیرند ولی در نتیجه رویدادهای تاریخی و عوامل مختلف دیگر از قبیل مذهب و آب و هوا و غیره هر يك از آن دو قوم از طریق خاصی که با روحیه آداب و رسوم بویژه معتقدات دینی آنها مطابقت داشت. پیروی کرده و به بط و توسعه خود ادامه داده است.

گروه اجتماعی ایران که بدوا از عشیره Clan شروع گردیده در طول زمانی در از توانست از قیودی که بر آن حکمفرما بود، رهایی یابد. این نشو و ارتقا ادامه پیدا کرد تا اینکه در عهد شاهنشاهی ساسانی (قرن ششم میلادی) منجر به تشکیل سازمانی شد. این سازمان جدید از نقطه نظر اصول و قوانینی که سرنوشت آن را رهری می کرد با سازمان گذشته تفاوت کلی داشت و تحت شرایط خاصی به بسط خود ادامه داد. ظاهراً عاملی که بیش از هر چیز تحولات سازمانی خانواده ایرانی را زیر سلطه و نفوذ خود قرار داده بود. عامل مذهب بود که پیش از پیش وظایف و تکالیفی را که به رئیس خانواده محول شده بود از حیطه اختیارات او خارج ساخته و رأسا بر عهده گرفته است.

برای خرید کتاب ایران در زمان هخامنشیان نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب تاریخ و تمدن ایلام اثر یوسف مجیدزاده

دانلود کتاب تاریخ و تمدن ایلام اثر یوسف مجیدزاده

 

 

فهرست شاهان ایلامی شوش پس از دوازده بادشاه آوان به همین شمار از پادشاهان سیماش نام می برد ۳۵ که به احتمال متعلق به سلسله جدیدی در کوهستانهای لرستان در شمال جلگه شوش بوده اند. رقم دقیق دوازده که با رقم دوازده پادشاه أوان مطابقت میکند غیر واقعی می نماید و باید به آن با شک و تردید نگریست.

ما صرفاً أن شمار شاهان سیماش را که با همسایگان غربی خود در تماس بوده اند و نام آنها در مدارك مربوط تاریخی برده شده مورد توجه و قبول قرار می دهیم. به ندرت این پادشاهان از خود مدرکی بر جای گذاشته اند. شاید به این علت که آنها در سیماش (خرم آباد) می زیسته اند و نه در شوش در تمام دوران گوتیها که حدود سال ۲۱۱۹ قم به پایان آمد و مدتی حدود يك قرن به درازا کشید، نام ایلام تنها در کتبیه های گرداً حاکم لاگاش برده شده است. وی در نوشته روی یکی از پیکره هایش اظهار می دارد که با نیروهای خود برانشان در ایلام فایق آمده است.

و در نوشته ای روی یک مهر ادعا میکند که شوشیها از شوش و ایلامیها از ایلام به نزد او آمدند تا معد نین گیرسو خدای حامی شهر لاگاش را بسازند. بنابراین چنین مشهود است که به هنگام سلطة گوتیها بر شمال بابل ایلام چیزی بیش از دست نشانده ای برای لاگاش نبوده است در طول دومین قرن از فرمانروایی پادشاهان سیماش ایلام بار دیگر چهره ضعیفی به تاریخ ارائه کرد. در این زمان سلسله سوم اور پر ایلام فرمان می راند که در سال ۲۱۱۲ قم اور نمو آن را تأسیس کرده بود.

در حالی که سرزمینهای یست جلگه خوزستان به دست سومریها افتاده بود. سرزمینهای مرتفع آن در شرق (انشان) به صورت نیمه مستقل بودند و سیماش در شمال آزاد و بدون تاریخ باقی ماند. مهمترین فرمانروای سلسله اور شولگی حکومتش فلمر و فرمانروایی خود را به لحاظ سیاسی و نظامی گسترش زیادی داد در ایلام آثار متعددی از خود برجای گذاشته است.

او در هجدهمین سال سلطنت خویش یکی از دختران خود را به همسری به فرماندار و رهشه داد و در سی و دومین سال پادشاهیش دختر دیگرش را به ازدواج فرماندار انشان درآورد. با این پیوندهای سیاسی در سرزمینهای تقریباً خراجگزار کوهستانی مرزهای شرقی و غربی جلگه ،شوش امنیت به وجود آمد؛ اما در مورد انشان پیوند یاد شده چندان مؤثر نیفتاد و شولگی یك بار به آنجا لشکر کنید شولگی همچنین دست کم نه بار به سرزمینهای شمالیتر شوش در کوههای زاگرس یعنی به سر زمین لولوبیها لشکر کشی کرد. از سوی دیگر، پس از فتح شوش در بیست و هشتمین سال سلطنت شولگی ((۲۰۶۶ ق.م) به نظر می رسد که شوشیها فرمانروایی بین النهرینیها را بدون خونریزی پذیرفته باشند.

چرا که اندکی پس از اشغال شوش در می یابیم که یک فرماندار از جانب شولگی به حکومت شوش گمارده می شود. فرمانداری که شاید حتی ایلامی نیز نبوده است. با اطمینان می توان گفت که در زمان جانشین شولگی شخصی به نام زریقوم که ایلامی نبود به فرمانداری خوش گمارده میشود (۲۰۲۳ ق م) این شخص را بیشتر شولگی به فرمانداری أشور گمارده بود و تا شش سال قبل از انتساب وی به سمت فرمانداری شوش، تا سال ۲۶۰۲ قم، در آن مقام باقی مانده بود. بنابراین ظواهر نشان میدهد که در شوش با اقتدار کامل ،حکومت، آرامش و صلح برقرار گردیده بود.

این صلح و آرامش شاید ناشی از آن بوده است که شرنگی به اهمیت کنار آمدن با کاهنان پی برده بود. حفریات شوش مدارکی را آشکار ساخته که نشان می دهد شولگی کارهای ساختمانی گسترده ای را برای معبد این شوشينك خدای حامی شهر شوش، به انجام رسانیده است. در يك كتیبه سنگی شولگی بیان می دارد که او «پادشاه نیرومند اور سومر و اکده معبدی را برای «سلطان خود. خداوند این شو شینده بر پا ساخت افزوده بر آن، هدایای وقفی شونگی برای معبد جدید این شرشينك بسیار متعدد بوده است. تعدادی از این هدایای برجای مانده است. پادشاهان بعدی ایلامی آنها را به عنوان هدایای وقفی در زیر بی معابد گذاشتند. ۲۵ شولگی همچنین مکان مقدسی را برای يك الهه يك گرز را که استادانه ساخته شده بود، به نام فرمانروای خود به این «بانوی شهره هدیه کرده اند.

همچنین یک مهره عقیق از شوش پیدا شده که شولگی آن را برای سلامت همسر خویش… به مادر خود الهه نین – گاله (بانوی بزرگه همسر خدای سومری ماه هدیه کرده است. ۳۷ امکان دارد که این مهره به هنگام غارت اور به دست ایلامیها به شوش آورده شده باشد. شرنگی در اواخر حکومت چهل و هشت ساله خویش طرح دفاعی جدیدی را برای مرزهای پادشاهی اور پایه ریزی کرد که برای سه نسل پس از وی با برجا ماند. تا آنجا که مدارك کتبی در ارتباط با اقتصاد سومریها نشان میدهد. در این طرح شولگي يك «لژیون خارجی، ایلامی تشکیل داد و با پرداخت حقوق سیاه مزدوری از کوه نشینان اطراف جلگه شوش به وجود آورد و بدین طریق کسانی را که می توانستند برای حکومت وی خطرناک باشند به پاسداران مرزهای خود مبدل ساخت مزدوران این لژیون از شوش، انشان، سیماش و دیگر مناطق ایلامی گرد آمده بودند و بخشی از آنان را اسرای جنگی تشکیل می دادند. این ایلامیها در گروههای پنج تا بیست و پنج نفری گردهم می آمدند و جیره روزانه آنها عبارت از نان جو و آبجو بود.

فرماندهی آنان را یکی از کارگزاران بلند پایه پادشاه اور به عهده داشت که «نماینده بزرگ پادشاه نامیده می شد و می توان او را فرمانده نگهبانان مرزی در برابر ایلام و کوه نشینان شرقی به شمار آورد. در زمان استقرار این «لژیون خارجی، ایلام مدت زمانی طولانی آرام بود. در سال ۲۰۲۰ قم أمرين (۲۰۴۶-۲۰۳۸ قم) جانشین شولگی، علیه هر هنور به انشان لشکر کشید و آن را تصرف کرد و با این پیروزی تمامی منطقه شرق را به زیر سیطره خود درآورد.

سه سال پیش از این لشکر کشی زریقوم به عنوان فرماندار از آشور به شوش منتقل شده بود وی بیش از هشت سال در آن مقام باقی ماند آفرین خود هیچ گونه فعالیت ساختمانی را در شوش به عهده نگرفت اما چندین لوح گلی از زمان جانشین وی شرسسین (۲۹-۲-۲۰۳۷ (قم) در شوش به دست آمده است. بر خلاف فروتنی شولگی در برابر این شوشین او خود را مغرورانه دسر – سین خدای گونه محبوب اقلیل خدا. سلطان نیرومند بادشاه اور و چهارگونه جهانه می خواند و در ششمین سال پادشاهی شوسین، برای نخستین بار از زمان سقوط پادشاهی اوان در دویست سال پیش یکی از پادشاهان سیماش چهره خویش را از تاریکیهای تاریخ آشکار ساخت. نام این پادشاه گیرنم است.

فهرست شاهان شوش وی را نخستین پادشاه از شاهان دوازده گانه سیماش به حساب می آورد اما این ادعا با حقیقت وقف نمی کند. اوج با ارزشی از شوش به دست آمده که همزمانی این سلطان را با شوسین به اثبات می رساند. در این لوح آمده است که نماینده گیرنم در دربار اور تعدادی گوسفند را از شوسسین دریافت می دارد. شرین نیز همچون پدر خویش شولگی یکی از دختران خود را به زنی به فرماندار انشان داد.

 

برای خرید کتاب تاریخ و تمدن ایلام نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

زندگی نامه و خاطرات
منتشر شده در

دانلود کتاب کارنامه به دروغ اثر پوران فرخزاد

دانلود کتاب کارنامه به دروغ اثر پوران فرخزاد

 

درباره ی ایران و تاریخ کهن و باستانی آن پژوهشگران ایرانشناس و باستان شناسان پژوهنده و سکه سازان وزیر خاکی جویان پرتوان و…

به انگیزه های گوناگون و دیدگاههای دیگرگون چه سیاسی، چه دینی، چه میهنی و چه از سررشکهای سرزمینی و فرآورده های زیرزمینی از دیربازه با خواستهایی یک سویه داستانهایی پیدا و ناپیدا و گمانهایی پر از شاید و باید و شگفت آور برای ما بسیار ساخته و پرداخته اند و سپس از روی مهرا همانها را پیش زمینه و گواهی برای نوشتارها، بررسیها و جستجوهای آینده ی خود بنام دستمایه های راستین و پیشینه های پذیرفته شده در پژوهش بکار گرفته و از آن بهره برداری کرده اند. بدانسانکه خود نیز گاه به گمان افتاده اند که نکند، راست می گوئیم!؟

و نیز برخی همچون ما را سخت شگفت زده کرده اند که اینان اینهمه داستان و افسانه را چگونه و برای چه بهم بافته اند که نمیشود راست را از دروغ باز شناخت این پژوهشگران نامداراگاه چنان چیزهایی را به زیور دفتر آراسته اند که گوتی همانروز درست همان جا بوده اند و سخنانی را که به نگارش کشیده اند خود بگوش خود شنیده و آنچه روی داده خود به چشم خویشتن دیده اند و هیچ گمانی بر آنچه رفته و گفته اند ندارند. بی پروا و بی هیچ دل نگرانی فرموده و نوشته اند و گفتار خود را نیز در پوشش و پرده ای از دوستی و بزرگواری چنان پیچیده اند که کسی از فریشان آگاه نگردد.

تا آنجا که هم میهمان زودباور و بیگناه ما نیز پس از چندی پذیرفتند و دل سپردند که اینان همه بزرگوار روشن روان و دلسوزند و کوشا و میشود به اینهمه چیزها که آنها برای ما نگاشته و میگویند و می نویسند و پژوهش می کنند، چشم بسته دل بست و آنها را بر دیده ی فروتنانه ی خود نهاد و پذیرفت و به نونهالان و فرزندان میهن آموخت و نیز پذیرفتند که اینها همه چیز را میدانند و این مائیم که چیزی نمیدانیم و بگفته ی برخی هم میهنان ساده دل و سرمان نمیشود پس بهتر است به کناری نشسته بگذاریم دست کم این پژوهندگان راستین و این کارگزاران پرتوان جهانی، اینکار را برایمان به رایگان و بگونه ای خداپسندانه انجام دهند و خدای ناکرده شتاب کارشان گرفته نشود و شوخ چشمانه پیش خود گفتند: جایی که اینهمه کننده ی دانا برای کار هست، دیگر چه نیازی به «ماهی نادان این درست همان چیزی بود که آن بیگانگان و دایگان مهربانتر از مادر میخواستند و برای آن سالهای سال – کمی پیش و پس از جنگ نخستین جهانی کوشش و برنامه ریزی کرده و هزینه های هنگفت و سرسام آور در راهش ریخته و گروه بسیاری از دانشمند، پژوهشگر و ایرانشناس را در هر گوشه ای آماده ساخته و بنام دارمغان به جان فرهنگ و گذشته های دور ما انداخته بودند.

آنها همیشه کوشیده بودند که ما خودمان را نادان انگاشته و بپذیریم که هیچگاه از آغاز آن آغازی که خودشان برایمان ساخته و پرداخته اند – چیزی نبوده، نیستیم و نمی توانیم باشیم و با اندوه بسیار این را تا اندازه ی چشمگیر هم بگونه ای برجسته و روشن در میان آنانی که همیشه همه چیز را به آسانی پذیرفته و باز می پذیرند، جا انداخته و پذیرانده اند. شما یکبار، تنها یکبار، رو در روی یک بیگانه به کشورش بد بگوئید ببینید چگونه برافروخته و خشمگین میشود و چه پاسخی به شما میدهد آنگاه خواهید دانست که برای ما چه رویداد سهمگینی پیش آمده است که نه تنها در گفتگوهای روزانه ی خویش بی پروا و نا آگاهانه از خود بد میگوئیم که میگذاریم به سادگی دیگران نیز از ما بدگوئی کنند و خشمی که نداریم هیچ ککمان هم نمی گزد. زیرا در درون خود پذیرفته ایم که کوچک و خوار و…. هستیم و یادمان داده اند و برنامه ریزی کرده اند که از همان روزگار باستان هم چیزی نبوده ایم و اگر دارند برایمان کاوش و بررسی میکنند باید بسیار هم دلمان خوش باشد که این ابر مردان ،روزگار به این خوبی گذشته ی ما را برایمان از زیر خروارها خاک و از درون برگهای پوستین و فرسوده ی گذشته ویرایش و آوانگاری شده بیرون می آورند و پیش رویمان میگذارند.

نوشته های باستانی – چه سنگ نوشته، چه خشت نوشته ها را آنگونه که دلشان میخواهد – برایمان می خوانند و بر آن گزارشهای بزرگوارانه مینویسند دیگر چه مرگمان است که خود را آزار دهیم و کوشش بیهوده کنیم…. و افزودند: هم اینها که می نویسند و به پژوهش کمر بسته اند، برایمان نه بس که بسیار هم هست؟ جز که گمان نمی بردند در این راستا، آنها به جای آنکه درباره ی تاریخ ایران و راستیهای آن سرزمین که همواره چون دری گرانبها بر تارک سرزمینهای جهانی درخشیده و پیوسته چشمهای آزمند فرمانروایان بیشماری را از کوچک و بزرگ بسوی خود کشانیده چیزی بگویند یا بنویسند، بیشتر در اندیشه و آرزوی آنند که چگونه آنرا در پوششی از تاریکی پنهان دارند تا از دید همگان دور بماند و کسی نداند که جنبشهای راستین فرهنگ جهانی در کجا مایه و پایه گرف و کوره راهی از آن میانه برای ایران و دوستداران ایرانی روشن و هویدا گردد. همچنانکه در یادمانهای باستانی و بر جای مانده در جای جای سرزمین ایران و سرزمینهایی که پیش از این ایران زمین بوده نیز آنهایی را که نمی شد جابجا کرد، هر کدامش را که میشد از آن چیزی دریافت و یا جایی از آن ما را راهی مینمود، درست همانرا بریدند و دریدند و سائیدند که نشود و نتوان برداشتی از آن کرد. روزها را پس و پیش کردند زمانها را در هم ریختند، خشت نوشته ها و سنگ نبشته ها را بردند و پنهان کردند و هر چه هم فریاد کردیم پاسخی ندادند.

و سرانجام هنگامیکه در یافتند همه کارها انجام شده بنام ایرانشناس، زبان شناسی و باستانشناس و شناسهای دیگر! دلسوزانه نوشتارها و گفتارهایی در انداختند و به گمان خویش کار تاریخ ایران را ساختند، گذشته از آن در پراکندن دوباره ی نوشتارهای خود نیز آنجاهایی را که از زیر دستشان پیشاپیش در رفته بود و چیزی بر جای مانده بود برداشتند تا کارشان کمبودی نداشته باشد و لغزشی در ی در گامهایشان دیده نشود.

در اینجا باید گفته و یادآوری شود که با اندوه بسیار برخی از دانشمندان و پژوهشگران گرانمایه ی ایرانی که بسیاری از آنان دانشگاهی نیز هستند بی هیچ بررسی و بازنگری به برگردانی این نوشتارها و پراکندن آن در کشور پرداخته و در گسترش هر چه بیشتر پراکنده گوشیهای آنها کوشیدند یا به سخن دیگر، شاید هم به آنان گفته شد که چنین کنند بدانگونه که نوباوگان و جوانان بیگناه ایران و درگیر این تاروپود سردرگم تاریخی گمان بردند که هر چه این ایران شناسان والا جایگاه میگویند درست است و آنچه مینویسند راست است.

 

 

برای خرید کتاب کارنامه به دروغ  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب تمدن ایرانی اثر چند تن از خاورشناسان ترجمه دکتر عیسی بهنام

دانلود کتاب تمدن ایرانی اثر چند تن از خاورشناسان ترجمه دکتر عیسی بهنام

 

 

اگر به دوران آغاز تاریخ فلات ایران توجه کنیم (دورانی که بر اثر کاوشهای شوش بخوبی روشن شده و فلات خرد در نتیجه آن کاوشها بصورت منشأ ومبدأ تمدن شوش به ما معرفی گردیده خواهیم دید که تمدن ایران بصورتهای متوالی خود ماقبل آریائی، مادی هخامنشی پارتی ساسانی و اسلامی) در مدت پنجاه قرن بدون انقطاع بحيات خویش ادامه داده است.

در نقاط دیگری مانند افریقای شمالی مصر، پاکستان و ترکستان چین اسلام این پیوستگی تاریخ را قطع کرده است ، ولی در ایران پس از مدت کوتاهی که برای تغییر مسیر تاریخ لازم بود ، حیات تاریخی پایدار مانده یا از نو ملتحم گردیده است.

شاهنامه در عین قدرت اسلام بصورت حماسه ای از عهد ساسانی باقی مانده، همچنانكه يك قسمت از بشقابهای نقره زمان اسلامی نیز که روی آنها مجلس شکار پادشاه نقش شده و یا دلاوریهای امثال شاپور و خسرو را در شکار ابدی ساخته است ، در حقیقت نماینده تمدن ساسانی بعد از زوال آن خاندانست که همچنان باقی مانده و تا بحبوبه قدرت خلفا نیز کشیده شده است مزیت عمده دیگر ایران اینست که در میان تمدنهای مدیترانه ای و تمدنهای آسیای شرقی، دولتی است که واقعاً جنبه حدوسط را دارد.

سرزمین قدیم ماد بتوسط معابر زاگرس ببابل یا بغداد راه مییابد. کافی است که از خانقین تا کرمانشاه این مسیر قدیمی را طی کنیم ناملاحظه نمائیم چگونه فلات ایران در ایام قدیم تحت نفوذ تمدن بين النهرين قرار گرفته ، و نیز چگونه گاهی دولت ایران مجبور شده شهری مانند تیسفون را که در جلگه بین النهرین واقع است ، بعنوان پایتخت انتخاب کند. ولی در سمت دیگر فلات بین افغانستان و پاکستان ، معابر دیگری که جنبه تاریخی شان کمتر نیست و با معبر خیبر شروع میشوند راه عبور بطرف جلگه های «سندو گنگ را باز مینمایند از این راه حدود ایران برای مدت مدیدی تا حوضه سند امتداد یافته بود. بوجود آمدن دولت پاکستان در سالهای اخیر نشانه زنده ای از این مطلب است.

حتی گاهی ایران تا حوضۀ گنگ (تاج محل به شعری میماند که در اصفهان بوجود آمده و بصورت بنائی از مرمر سفید در هندوستان متظاهر گردیده است و تا دورترین نقاط مانند گولکوند ۱ و جنوبی ترین نواحی نظیر حیدر آباد نیز گسترش یافته است .

از جانب شمال شرقی ، در آنطرف خراسان فلات ایران مشرف بر سرزمین مراتع است و در آنجا فرهنگ و تمدن خود را در بین صحراگردانی که مدتها با مردم فلات همنژاد بودند پخش کرده است. وقتی هم که گله چرانان ترکمن جای چوپانان (سکائی » و «سامی» را که زبانشان با زبان ایرانی قرابت داشت ، گرفتند ایران بانتشار فرهنگ خود در میان آنان ادامه داد . سرکش ترین فاتحان ترکمن یعنی امیر تیمور نیز خود به شعر فارسی ذوق و علاقه داشت و آرامگاه او، «گورامیر» در سمرقند تقلیدی از ساختمانهای اصفهان و شیراز است .

بنابراین تمدن و فرهنگ ایران از مرزهایش لبریز شده و از حدود سیاسی و سرحدات تاریخی خود تجاوز کرده است. در خود فلات ایران دو دولت متمایز تشکیل شده که هر دو فرهنگ ایرانی دارند ، ولی هر کدام دارای اوصاف مشخص و عليحده وسنن مخصوص بخود، ومأموریت تاریخی متمایزاند.

این دو کشور عبارتند از ایران اصلی که بزبانهای خارجی آنرا پرس مینامند و در مغرب فلات واقع است و افغانستان که در مشرق آن قرار گرفته، ولی در آنسوی رود جیحون (آمودریا ) ناحية ما وراء النهر قرار دارد که همان سعد قدیم، یعنی سرزمین سمرقند و بخارا ،است و در زمان هخامنشی جزو ایران بود ولی بعد از آن مدتها بصورت یکی از ایالات ایران خارجی در آمد. ولی ایران خارجی را خیلی دورتر از اینهم، در طرف شمال شرق در قلب صحرای «گوبی» در منطقه نفوذ چین میتوان یافت، زیرا میبینیم که از قرن چهارم تا قرن نهم میلادی، نقاشیهای دیواری بودائی در قزل نزديك «کوچا ۲ ) و در «تورفان» ۳ وجود يك مكتب بودائی از نقاشی خالص ایرانی را نمایان میسازد.

 

برای خرید کتاب تمدن ایرانی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب ایران کهن اثر جان کرتیس

دانلود کتاب ایران کهن اثر جان کرتیس

 

 

بررسی ما از تمدن ایران از دوره ی نوسنگی، یعنی به تقریب شش هزار سال پیش از میلاد آغاز میشود که انسان برای بقاء خود از اتکاء صرف به شکار حیوانات وحشی و چیدن گیاهان و میوه ها به اهلی کردن حیوانات و کشت غلات روی آورد. در این دوره شمار اقوامی که در ایران به خصوص در شرق کوه های زاگرس مأوا گزیدند رو به فزونی گذارد.

سفالینه های دست ساز منقوش آنان در مکان هایی چون تبه ی گوران در لرستان و علی گش، در خوزستان به دست آمده است؛ گرچه سفالینههای نیم پخته ای که در گنج درهی کرمانشاهان یافت شده احتمالاً به زمانی حدود هزاره ی هشتم پیش از میلاد تعلق دارد. مشخصه ی بسیاری از مکانهای باستانی ایران در دوران پیش از تاریخ از هزاره ی ششم تا هزاره ی سوم پیش از میلاد همین سفالینه های منقوش .است شکل و تزیین آنها در بخشهای مختلف کشور متفاوت است اما اغلب سبكي واحد در ساخت آنها مشاهده میشود که در برخی موارد با سفال های تمدن بین النهرین در غرب بی شباهت نیست؛ ولی در کل این ظروف سفالی حاصل خلاقیت سازندگان محلی به شمار میرود.

تزیینها اغلب چشم گیر و از دست آوردهای با ارزش هنری محسوب می.شود تاریخ تحول این سفالینه ها چندان پیچیده نیست که مانع یک بررسی کلی شود. در بخشهای اولیه ی این دورهی ،طولانی که دوره ی مس نامیده می شود سفالها عمدتاً قرمز یا نخودی مزین به اشکال هندسی و هاشور گونههای سیاه رنگ است. اما نقطه ی اوج تكوين سفالینه های منقوش پیش از تاریخ ایران در هزاره ی چهارم پیش از میلاد و با ظهور بیش تر نقش حیوانات در ترکیب با انواع گوناگون طرحهای هندسی فرا می رسد شکل  این سفالها که دیگر به کمک چرخ ساخته می شد.

و در تپه ی سیلک کاشان تپه حصار دامغان و تل باکون در نزدیکی تخت جمشید شکل) ،(۳) و تپه ی بزرگ شوش در خوزستان یافت شده و شامل قدح کوزه و جام های ساده و پایه دار در رنگ های کرم و نخودی با تزییناتی به رنگ سیاه یا قهوه ای تیره است نقشهای تزیینی حیوانات با اندامی در اعتداد عمودی یا افقی ،کشیده بز با شاخ های مدور بزرگ و تنه ی کشیده، پرندگانی درنا مانند با گردن و پاهای بلند پلنگ سگ با بدنی کشیده و شاید پیشینیان سگهای شکاری امروزی را شامل میشود که گاهگاه شمایی از انسان نیز در میان آنها ظهور کرده است.

بسیاری از قطعات سفالینههای منقوش موجود در مجموعه ی موزه ی بریتانیا به کار پژوهشگران و دانش جویان ایران باستان میآید. این مجموعه توسط سر اورل اشتین (۱۹۴۳) – (۱۸۶۲) گرد آوری شده است که او را شگفت انگیزترین تلفیق یک محقق جست و جوگر و باستان شناس نسل خویش دانسته اند. اشتین طی چهار سفر به ایران بین سالهای ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۶ مکانهای باستانی متعددی در کرمان بلوچستان فارس و غرب کشور را از نظر گذراند. وی در برخی از مکانهای فوق به گمانه زنی و حفاری های محدود پرداخت و از این راه خدمات با ارزشی در جهت شناسایی ایران باستان – چه در دوره ی تاریخی و چه پیش از تاریخ – انجام داد.

این سفرها تحت نظارت دانشگاه هاروارد و موزه ی بریتانیا انجام میشد که مسئول اقامت وی در ایران بوده اشیای مکشوفه مطابق قانون بین دو مؤسسه تقسیم میشد. تحقیقات پیشگامانه ی سر اورل اشتین در جنوب شرقی ایران راه گشای پژوهشهای دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۶۷ شد که به کشف تپه یحیی در استان کرمان انجامید. این محل | مأوای یکی از چند جامعه ی متمدنی است که در اواخر هزاره ی چهارم پیش از میلاد به آن حد از اعتلای مدنی نایل آمد که ثبت کتبی وقایع را اجتناب ناپذیر میکرد این کار بر لوحه های رسی و با گونه ای خط تصویری انجام میشد که به عنوان شکل اولیه ی خط عیلامی شناخته شده است.

نمونه هایی از این لوحه ها در تپه ی سیلک شهر سوخته گودین تپه (شکل ۵) و مهم تر از همه در شوش یافت شده است. بدون شک جالب ترین لایه در تپه یحیی به رغم جدیدتر بودن لایه ی IVB از اواسط هزاره ی سوم پیش از میلاد است. در این لایه هیچ گونه ساختار دایمی وجود نداشته اما قطعات زیادی از کنده کاری بر کلریت سنگی نرم به رنگ سبز تیره در آن یافت شده است.

 

برای خرید کتاب ایران کهن نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب تاریخ در ادبیات اثر علی میرفطروس

دانلود کتاب تاریخ در ادبیات اثر علی میرفطروس

 

 کتاب فوق از مهمترین آثار علی میفطروس و از آخرین تالیفات ایشان در سال دو هزار و شش نخست بار انتشارات فرهنگ در کشور کانادا در دویست و هفتاد و پنج صفحه بچاپ رسید.
در درگیری های تمام حمله ها ی قوم های متعدد ایران خودآگاهی ملی این مردم به ویژه زبان پارسی در پناه شعر قادر به ادامه زندگی و حیات گشت.
و در داخل شعر ایران زمین تاریخ ایران جان دارد و زنده مانده است. چراکه شعر ارتباط بسیار نزدیکی با تاریخ داشته با این اختلاف که تاریخ شامل حادثه ها و اتفاقها را بازگو می نماید ولی شعر روحیه و عاطفی ادمی و حس ایشان را بیان می کند.
این همه شاهنامه ها دلیل اگاهی تاریخی و غیرت و تلاش والای اجداد ما در نگهداری و ثبت خاطرات اقوامی برای نگهداری و استدام حافظه تاریخ مردم ایران شده است زیرا اقوام بی حافظه دارای هویت و اصالت تاریخی نیستند.

هنر و ادب پدیده هایی بودند که نتیجه تمدن و شهرنشینی شکل گرفتن بنابراین هرجا و هر لحظه که شرایط شهرنشینی امکان و توسعه داشت ما ناظر رشد علم و توسعه هنر و ادب خواهیم بود.
تاریخ اجتماعی کشور ما پس از اسلام در یک مرحله 14 قرنی اکثرا تاریخ جدایی و قطع شدن بود زیرا بدلیل شرایط جغرافیایی و موقعیت و خاصیت سیاسی این سرزمین این کشور بزرگ و کهن چهار راه اتقاقات و حوادث بود و بسیار مورد حمله افراد صحرا نشین و قبیله های وحشی قرار گرفت.
قبیله های که به نقل از تاریخ بیهقی بیابان پدر و مادر این افراد بود به گونه ای ایرانیان شهرنشینی و تمدن
با این شرایط تاریخ اجتماعی ما نشاگر استقرار و امنیت هرچمند کوتاه مدت و شکل گیری و توسعه شهرنیشنی و به تبع همانگونه که در بالا ذکر کردم رشد هنر و ادب و علم بوده است.
تاریخ کوشرمان پس از تسلط اعراب تا زوال قجرها بسیار مورد حمله مرتب ایلات و استیلای قبیله های چادر نشین شد.
و همانگونه که در رباعیات خیام یا حافظ و دیگر بزرگکان ادب عقاید متعددی پیرامون فلسفه و دین وجود دارد به سبب شرایط متفاوت اجتماعی در اعصار مختلف این کشور است.
بهمین دلیل در کن کاش آثار بزرگ ادب و فلسفه بررسی و تفیک ذوره زمانی بسیار مهم است.

 

برای خرید کتاب تاریخ در ادبیات  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب داستان ایرانی
منتشر شده در

دانلود کتاب شیوا : یک داستان_دانش اثر شهرنوش پارسی پور

دانلود کتاب شیوا : یک داستان_دانش اثر شهرنوش پارسی پور

 

اواخر پائیز سال ۱۳۷۶ مطابق با سال ۱۹۹۷ میلادی بود در شهر برکلی در امریکا زندگی میکردم
شامم را حاضر کرده بودم تا بخورم و خیال داشتم همانند همیشه دو ساعتی بعد از شام راه بروم و فکر کنم در اندیشه نوشتن رمانی بودم طبیعتاً به عنوان یک نویسنده ایرانی خیال داشتم رمانم را برای خوانندگان ایرانی بنویسم فکرم این بود که رمان را به گونه ای بنویسم که در ایران و در جو سانسور غیر عادی آن امکان چاپ داشته باشد اما هر چه میاندیشیدم موضوعی به یادم نمی رسید. داستانهای عشقی ممنوع بود نمی شد درباره گمانهای سیاسی نوشت نوشتن درباره گمانهای اقتصادی مسئله برانگیز میشد و اگر به موضوعهای تاریخی میپرداختم میباید همه چیز را درز بگیرم دهها نگاشتگاری به برگمانم رسیده بود اما به دلیلهای بالا و دلیلهای دیگر غیر قابل چاپ بود چنین به نظرم می رسید که نوشتن یک زمان در این شرایط همانند بستن یک موتور جت به یک گاری است. موتور که بکار می افتاد ،گاری متلاشی میشد و موتور هم بی مصرف میماند اینطور بود اما من از رو نمیرفتم و دائم می اندیشیدم
بهر حال حرفه من نویسندگی بود و بدون این کار زندگیم معنایی نداشت آن شب هم در حالی که شام را آماده میکردم راه میرفتم و میاندیشیدم که تلفن زنگ زد گوشی را برداشتم گفتم بله؟
صدای مردی به گوشم خورد که پرسید خانم پ؟
گفتم خودم هستم
سلام بر شما اسم من منوچهر است.
گفت:
به اندیشه فرو رفتم تنها یک منوچهر میشناختم که در واشنگتن زندگی می کرد و آوایش هم با این

شخص فرق داشت چنین به اندیشه ام رسید که صاحب صدا باید خیلی جوان باشد پرسیدم آیا من
شما را می شناسم؟
گفت نه
:پرسیدم میتوانید بگوئید تلفن مرا از چه
کسی گرفته اید؟
گفت: دوستی از دوستانم برادر شما را می شناسد. تلفن شما را از ایشان گرفتم.
بعد گفت من از دوستداران کتابهای شما هستم همه آنهایی را که بشود در ایران تهیه کرد خوانده ام
امیدوارم مرا جزو دوستانتان بپذیرید
سپاسگزاری کردم بسیاری اوقات افراد بمن تلفن میکردند و ابراز مهربانی می نمودند منوچهر گفت علت این که مزاحمتان شدم این بود که خواهان دیدار با شما بودم سبب مندی مهمی است که باید با شما در میان بگذارم
گفتم با کمال میل هر قدر که وقت لازم باشد در خدمت هستم.
گفت: اگر همین امشب به دیدارتان بیایم گرفتاری ویژه ای دارید؟ به ساعتم نگاه کردم هشت و ربع بود گفتم اشکالی در این نمی بینم. من کارو بار مهمی ندارم جز اندیش ورزی و میتوانم این کار را به فردا موکول کنم. خندید گفت: من در تهران هستم. فقط کافی است تا دستگاج را به خود ببندم و عرض و طول جغرافیائی را میزان کنم. در نتیجه اگر شما نشانی خود را به من بدهید من در عرض چند دقیقه از طریق نقشه دقیقی که دارم محل سکونت شما را پیدا خواهم کرد.
شگفت زده پرسیدم شوخی می کنید؟
گفت: باور کنید قصد شوخی ندارم شما نویسنده اید و من کاشف و مخترع برای واژه کاشف واژه سرراز «بردار را ساخته ام و برای واژه مخترع «ساختاروند».
گفتم: واژه عجیب دیگری هم ساخته بودید دستگاج». این به چه معنی است؟ گفت: این ترکیب دستگاه و جابجائی .است بر این گمانم که باید برای ابزارهای نوین واژگان نوین
آفرید.
گفت:
گفتم: آقا به نظرم میرسد که شما دارید مرا مسخره می.کنید همه حرفهای شما عجیب است. ن خانم اگر به من پنج دقیقه مهلت بدهید شرفیاب خواهم شد و از نزدیک یک دیگر را خواهیم شناخت. بعد هم من دارم با تلفن حرف میزنم و پول آن دارد بالا میرود. شما لطفا نشانی دقیق خود را بدهید و من با یاوری کتابهای جغرافیائی مکان دقیق شما را پیدا خواهم کرد و به شما قول می دهم تا در
وسط اتاق شما ظاهر شوم نشانیها را دادم گفت من تا پنج دقیقه دیگر نزد شما هستم.

برای خرید کتاب شیوا  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.