دانلود کتاب تاریخ سلسله سلجوقی اثر بنداری اصفهانی ترجمه محمدحسين جليلى
دانلود کتاب تاریخ سلسله سلجوقی: زبده النصره و نخبه العصره اثر بنداری اصفهانی ترجمه محمدحسين جليلى
هنگامی که طغرل بگ به جایگاه بزرگواری و پله كان پرده دار نزديك شد. پرده طالار برداشته شد و روی خلیفه چون ماه از تاریکی مسند بدرخشید. احترام واجب را بکار بست و زمین را بوسه زد، سپس برخاست و مقابل القائم ایستاد. منتظر شد تا از رسوم بار خلافت آگاه شود. رئیس الرؤسا بر تخت زیبائی بالارفت خلیفه او را :گفت: رکن الدوله را به تخت ببر. محمد بن منصور کندری با طغرل همراه بود و مترجم او می بود . گفتار طغرل را بعربی می گفت.
تختی برای طغرل بگ نهاده شد و وی بر آن نشست. عمیدالملک برای طغرل توضیح و ترجمه کرد که خلیفه پادشاهی را بوی واگذار کرده است. طغرل در مرتبه بزرگواری قرار گرفت و بجایگاه خلعت شد و به احترام بخشش خلیفه محترم گردید و به خلعتهائیکه سوال از دیگر بزرگان برگزیده شده بود ملبس شد تاج وطوق و دستبند ساعد بند) و هفت خلعت سیاه رنگ بوی بخشیده شد از هفت خلعتی که در يك صندوق بودند پادشاهی هفت اقلیم را برای طغرل اراده کردند. همچنین با دستاری مشك آلود و طلائی ویرا خلعت کردند. با این دستار تاج عرب و افسر خسروی برای طغرل فراهم شد.
طغرل با این دو تشریف بلند مرتبه شد و با دستار و افسر قدم برداشت شمشیری که از طلا زیور شده بود بگردنش آویخته شد. طغرل در مزین ترین زیورها و با هیبت ترین اسبابها از خلعت گاه بیرون آمد. بازگشت و بتخت نشست. طغرل خواست بشکر گزاری زمین را ببوسد بعلت بر سر داشتن تاج خسروی بخم شدن قادر نبود لذا درخواست کرد دست خلیفه را بدست گیرد خلیفه دوبار دست بوی داد او نیز دست خلیفه را بوسید و بر چشم نهاد خلیفه شمشیر دیگریرا که در مقابل داشت بر گردن طغرل آویخت و بادر گردن آویختن دو شمشیر فرمانروائی دو کشور برای او تمام شد و ازین رو خلیفه او را ملقب بپادشاه شرق و غرب کرد و فرمانش را آماده کرد و گفت: این فرمان و پیمانیست که محمد بن منصور برتو میخواند.
محمد دوست و امانت ما نزد تست. او را نگاهدار و از حادثه محفوظ بدار زیرا مردی مورد اطمینان است . برو به سلامت در پناه خدا و به چشم عنایت حق از هر بدمحفوظ باش . مؤلف گفت: ابو الفضل صر در شاعر را در حق عبدالملك قصيده ئی است این ابیات از آنست : پادشاهی است که هنگامیکه عزم به حرکت اسبانش می کند.
اسبان از نشاط سوار خود با روی گشاده و شکفته بزرگان به تبختر و بزرگی با ناز و دلال راه میروند . هیچگاه نور پیشانی روشن او را ندیدم مگر آنکه پیشانی خودم از من درخواست کرد که سجده کند بخششهای وی همه آفریدگان را فرا گرفته .
سپاس ثروتمند و درخواست مستمند نزدوی یکدیگر را ملاقات کنند . اگر در روزگار قدیم بود از فرط بخشش او گنجها از وی به قارون شکایت می کردند. مؤلف :گفت در سال ۴۵۰ کار موصل بر طغرل بگ بشورید زیرا وی به جانشینی خود دو امیر را بنام اردم و با تکین در آنجا گذاشته بود . بساسیری و قریش بن بدران بدشمنی آنها برخاستند و چهار ماه آنها را در افکندند سپس به جان زینهارشان دادند و از شهر بیرونشان کردند . محاصره طغرل بگ بار دیگر بموصل رفت برای چاره کردن این در دمشکل . ط
غرل ابراهیم ینال با او مخالفت کرد و پیمان بشکست . بقصد دشمنی طغرل به همدان رفت. سلطان هم به دنبال او در مدت هفت روز از نصیبین به همدان رفته طغرل وزیر خود عميد الملك و همسرش خاتون را ببغداد فرستاده بود. پس به آنان نامه نوشت و خواست که بحضور آیند خلیفه آنانرا از آمدن بازداشت.
در بغداد اخبار بی اصل و شایعات بی اساس هولناک پی در پی جریان یافت. گاهی از آمدن بساسیری ببغداد و گاهی شکست طغرل را از برادر در دهانها می گرداندند. مؤلف گفت: عبدالملک کندری میخواست فرمان ولایتعهدی از خلیفه برای انوشیروان فرزند خاتون همسر طغرل) بگیرد و از مال پنهان و آشکار خود بسیاری درین منظور هزینه کرد ولی انوشيروان وعميد الملك موفق نشدند و این رشته را نتابیدند. خاتون قصد کرد که عميد الملك و انوشیروان را در بند کشد . آنان نیز قرار برقرار اختیار کردند. عميد الملك خود را به اهواز در پناه هزار اسب بن بنگیر بن عیاض افکند و از سخنی برست خاتون سفر کرد و سلطان را می خواست. درین سفر فرزندش انوشیروان بوی ملحق شد. این واقعه در سال ۳۵۱ واقع شد. درین روزگار بعلت سستی کار خلافت تباهی بساسیری به سرحد کمال رسید.
در ششم ماه ذی قعده ۴۵۰ او ببغداد وارد شد و در شانزدهم دی فعده ۲۵۱ ازین شهر بیرون رفت کار بساسیری قاعده ی زشت بود که نزديك شد که نور خدائی را خاموش کند. زیرا بساسیری مردم را به اصرار به خلافت بی پدری که در مصر دعوی خلافت (خلیفه فاطمی) داشت دعوت می کرد. در خانه پیشوائی بغداد خلیفه القائم جائی نیافت و در شهر حدیثه باقی ماند و بر سولان و رسائل پی در پی طغرل را برای كمك بفریاد می خواند. طغرل درین هنگام سر گرم پیکار با برادر بود و غم کار خود می خورد زیرا سپاهش شکسته و خود، بخت برگشته بود.
برای خرید کتاب تاریخ سلسله سلجوقی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید