روزنگاری سوگ رولان بارت
خرید کتاب روزنگاری سوگ اثر رولان بارت ترجمه مهدی مرعشی چاپ اول نشر مهری
ارسال سریع
با پست پیشتاز
پشتیبانی ۲۴ ساعته
و ۷ روز هفته
تضمین کیفیت
و تضمین اصالت
رضایت مشتریان
افتخار ماست
قیمت محصول
3,000,000 تومان
معرفی و نقد و بررسی کتاب «روزنگاری سوگ» اثر رولان بارت با ترجمه مهدی مرعشی؛ روایتی شخصی و تکاندهنده از فقدان، مادر، خاطره و ناتوانی زبان در برابر مرگ
کتاب «روزنگاری سوگ» یکی از شخصیترین و متفاوتترین آثار پس از مرگ رولان بارت، نویسنده، نظریهپرداز و منتقد برجسته فرانسوی، است.
این کتاب مجموعه یادداشتهایی است که بارت پس از مرگ مادرش، آنریِت بارت، در فاصله ۲۶ اکتبر ۱۹۷۷ تا ۱۵ سپتامبر ۱۹۷۹ نوشته است.
بارت این یادداشتها را در قالب قطعههایی کوتاه و تاریخدار ثبت کرده و در آنها با تجربهای مواجه میشود که از چارچوب تحلیلهای نظری معمول او فاصله دارد.
«روزنگاری سوگ» بیش از آنکه روایتی داستانی درباره مرگ باشد، سندی ادبی از زیستن با فقدان و تلاش برای فهم چیزی است که در نهایت بهسادگی فهمپذیر نیست.
این کتاب نخستین بار در سال ۲۰۰۹ و پس از مرگ رولان بارت منتشر شد و متن آن را ناتالی لژه گردآوری و تنظیم کرده است.
نسخه فرانسوی کتاب با عنوان Journal de deuil توسط انتشارات Seuil و با همکاری IMEC منتشر شد و در منابع کتابشناختی معمولاً ۲۶۸ صفحه برای آن ثبت شده است.
نکته مهم این است که بارت هرگز این یادداشتها را به شکل کتابی که امروز در دست خواننده است منتشر نکرد.
بنابراین «روزنگاری سوگ» را باید اثری پسامرگ دانست که از یادداشتهای خصوصی نویسنده شکل گرفته و انتشار نهایی آن به کوشش دیگران انجام شده است.
روزنگاری سوگ درباره چیست و رولان بارت چرا پس از مرگ مادرش شروع به نوشتن کرد؟
نقطه آغاز کتاب، مرگ مادر بارت در ۲۵ اکتبر ۱۹۷۷ است؛ یادداشتهای روزنگار از روز بعد، یعنی ۲۶ اکتبر، آغاز میشوند.
بارت در این دوره تلاش میکند تجربه فقدان را نه از فاصله یک نظریهپرداز، بلکه از نزدیک و در مقام فرزندی که مادرش را از دست داده ثبت کند.
به همین دلیل زبان کتاب بسیار شخصی، شکسته، کوتاه و گاه شبیه یادداشتهای لحظهای ذهن است.
بسیاری از قطعهها فقط چند جملهاند و گاهی یک جمله یا یک تصویر ذهنی میتواند تمام یادداشت یک روز را تشکیل دهد.
همین ساختار باعث میشود خواننده احساس کند با یک روایت ادبی از پیش طراحیشده روبهرو نیست، بلکه با ردپاهای مستقیم سوگ مواجه است.
بارت نمیکوشد اندوه خود را به داستانی منظم تبدیل کند و همین امتناع از نظم روایی یکی از ویژگیهای مهم کتاب است.
او به جای اینکه بگوید سوگ چگونه باید طی شود، لحظههای گوناگون آن را ثبت میکند.
در نتیجه، کتاب از مجموعهای از احساسات، خاطرات، فقدانها، مکثها، اشیا، مکانها و تداعیهای ذهنی ساخته شده است.
این یادداشتها نشان میدهند که سوگ برای بارت یک وضعیت موقتی و ساده نیست، بلکه تجربهای است که زمان را تغییر میدهد.
در جهان «روزنگاری سوگ»، گذشته، حال و آینده دائماً روی یکدیگر میافتند و خاطره مادر در زندگی روزمره حضور خود را حفظ میکند.
رولان بارت در «روزنگاری سوگ» چگونه از مادر، فقدان و تنهایی مینویسد و چرا این کتاب را نمیتوان صرفاً یک دفتر خاطرات شخصی دانست؟
یکی از جذابترین جنبههای کتاب این است که بارت، با وجود جایگاه مهمش در نظریه ادبی و نشانهشناسی، در این اثر کمتر به دنبال ارائه یک نظریه منسجم است.
او در برابر مرگ مادر با مسئلهای مواجه میشود که زبان نظری بهتنهایی نمیتواند آن را حل کند.
مادر برای بارت صرفاً یکی از شخصیتهای گذشته زندگی نیست، بلکه بخش مهمی از ساختار عاطفی و زیستی اوست.
از همینرو مرگ مادر فقط فقدان یک فرد نیست، بلکه تغییر وضعیت خود بارت در جهان نیز هست.
او ناگهان با نوعی تنهایی بنیادی روبهرو میشود و در کنار فقدان مادر، مسئله مرگ خودش نیز برایش پررنگتر میشود.
برخی خوانشهای انتقادی کتاب نیز بر همین نکته تأکید کردهاند که مرگ مادر برای بارت، مواجهه مستقیمتری با فناپذیری خودش ایجاد میکند.
بنابراین «روزنگاری سوگ» همزمان کتابی درباره مادر و کتابی درباره خود نویسنده است.
مادر در این یادداشتها از طریق خاطره، اشیا، مکانها و عادتهای روزمره دوباره ظاهر میشود.
اما این بازگشت به معنای بازگرداندن واقعی فرد ازدسترفته نیست.
نویسنده فقط میتواند نشانههای حضور او را در حافظه و زبان حفظ کند.
ساختار قطعهقطعه کتاب «روزنگاری سوگ» چه معنایی دارد و چرا بارت به جای یک روایت پیوسته از یادداشتهای کوتاه و تاریخدار استفاده میکند؟
ساختار «روزنگاری سوگ» با ساختار معمول زندگینامه، خاطرات یا رمان تفاوت دارد.
این کتاب مجموعهای از حدود ۳۳۰ برگه یا یادداشت است که بیشتر آنها تاریخ دارند.
همین فرم پراکنده با ماهیت تجربه سوگ تناسب دارد، زیرا اندوه الزاماً به شکل خطی و مرحلهبهمرحله پیش نمیرود.
ممکن است یک روز خاطرهای قدیمی به شدت زنده شود و روز دیگر فقدان در قالب سکوت یا بیحوصلگی ظاهر شود.
از این منظر، پراکندگی فرم بخشی از محتوای کتاب است.
هر یادداشت مانند تکهای از تجربهای بزرگتر عمل میکند که هیچ قطعهای بهتنهایی نمیتواند آن را کامل توضیح دهد.
تاریخگذاری نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا به خواننده اجازه میدهد گذر زمان را در دل سوگ دنبال کند.
با این حال، گذر زمان در کتاب الزاماً به معنای از بین رفتن اندوه نیست.
زمان بیشتر نشان میدهد که رابطه فرد سوگوار با فقدان چگونه تغییر شکل میدهد.
از همین جهت میتوان گفت «روزنگاری سوگ» دفتر ثبت زمان نیست؛ دفتر ثبت تغییر شکل اندوه در زمان است.
مهمترین مضمونهای «روزنگاری سوگ» چیست و چگونه فقدان مادر به مسئلهای درباره زبان، خاطره، عشق و هویت تبدیل میشود؟
نخستین و آشکارترین مضمون کتاب، سوگ و فقدان است.
اما اهمیت اثر در این است که بارت سوگ را تنها به احساس غم تقلیل نمیدهد.
او نشان میدهد که فقدان میتواند تمام جزئیات زندگی روزمره را دگرگون کند.
اشیا، اتاقها، عکسها، مکانها و عادتهای کوچک میتوانند ناگهان به حاملان خاطره تبدیل شوند.
مضمون دوم، رابطه میان زبان و فقدان است.
نوشتن برای بارت راهی برای حذف مرگ نیست؛ زبان نمیتواند مادر را بازگرداند.
با این حال، نوشتن امکان میدهد فقدان ثبت شود و رابطه فرد با شخص ازدسترفته در شکل دیگری ادامه پیدا کند.
مضمون سوم، خاطره است؛ خاطرهای که هم تسکیندهنده است و هم میتواند درد فقدان را دوباره زنده کند.
مضمون چهارم، عشق است، زیرا شدت سوگ در این کتاب مستقیماً با عمق رابطه عاطفی نویسنده با مادرش پیوند دارد.
مضمون دیگر، هویت است؛ مرگ مادر، موقعیت بارت را در جهان تغییر میدهد و او را به شکل تازهای با تنهایی و مرگ خودش مواجه میکند.
به همین دلیل کتاب را میتوان همزمان اثری درباره مرگ، عشق، حافظه و شکلگیری دوباره هویت پس از فقدان دانست.
رابطه «روزنگاری سوگ» با «اتاق روشن» رولان بارت چیست و چرا این دو اثر را میتوان در کنار یکدیگر خواند؟
«روزنگاری سوگ» برای شناخت برخی دغدغههای مهم دوره پایانی زندگی بارت اهمیت ویژهای دارد.
یکی از مهمترین آثار این دوره «اتاق روشن» است؛ کتابی که در آن بارت درباره عکاسی، خاطره، تصویر، مرگ و فقدان تأمل میکند.
میان این دو اثر پیوندهای عاطفی و فکری قابل توجهی وجود دارد.
هر دو کتاب به شیوهای متفاوت با مسئله حضور چیزی مواجهاند که دیگر به شکل گذشته در دسترس نیست.
در «روزنگاری سوگ»، مادر از جهان فیزیکی غایب شده اما در حافظه، اشیا و نوشتار ادامه مییابد.
در «اتاق روشن» نیز عکس به عنوان چیزی که گذشته را حفظ میکند و همزمان مرگپذیری سوژه را یادآوری میکند اهمیت پیدا میکند.
از این منظر، مطالعه این دو کتاب در کنار هم میتواند تصویری روشنتر از رابطه بارت با خاطره و فقدان ارائه دهد.
البته نباید «روزنگاری سوگ» را صرفاً پیشنویس ساده «اتاق روشن» دانست.
این کتاب ارزش مستقل خود را دارد و مهمترین ویژگی آن ثبت بیواسطه تجربه سوگ است.
آیا «روزنگاری سوگ» یک کتاب کامل و نهایی از خود رولان بارت است یا مجموعهای از نوشتههای خصوصی که پس از مرگ او منتشر شده است؟
پاسخ به این پرسش برای فهم ماهیت کتاب بسیار مهم است.
بارت در زمان حیات خود «روزنگاری سوگ» را به شکل کتاب منتشر نکرد.
یادداشتها پس از مرگ او باقی ماندند و ناتالی لژه با همکاری دیگران آنها را برای انتشار آماده کرد.
بنابراین کتاب حاضر محصول فرایند تدوین و انتشار پس از مرگ نویسنده است.
همین مسئله هنگام نخستین انتشار کتاب در سال ۲۰۰۹ بحثهایی درباره انتشار نوشتههای خصوصی بارت ایجاد کرد.
از یک سو، این یادداشتها بخش مهمی از جهان فکری و عاطفی نویسنده را روشن میکنند.
از سوی دیگر، آنها در اصل یادداشتهایی شخصی و روزانه بودهاند و بارت آنها را برای انتشار عمومی آماده نکرده بود.
این دوگانگی یکی از مسائل اخلاقی و ادبی مهم پیرامون انتشار کتاب است.
خواننده در واقع با متنی روبهروست که هم سندی خصوصی و هم اثری ادبی پس از مرگ نویسنده شده است.
ناتالی لژه نیز در تدوین کتاب تلاش کرده ساختار اصلی این یادداشتها حفظ شود و متن به شکل مصنوعی به یک روایت داستانی تبدیل نشود.
ترجمه مهدی مرعشی از «روزنگاری سوگ» چه اهمیتی دارد و این ترجمه بر اساس کدام نسخه تهیه شده است؟
ترجمه فارسی «روزنگاری سوگ» را مهدی مرعشی انجام داده و کتاب توسط نشر مهری لندن منتشر شده است.
مرعشی درباره این ترجمه توضیح داده است که کار از خواندن متن اصلی فرانسوی آغاز شده و ترجمه نیز از نسخه اصلی فرانسوی انجام شده، نه از ترجمه انگلیسی.
این نکته برای متنی مانند «روزنگاری سوگ» اهمیت زیادی دارد، زیرا بخش قابل توجهی از اثر بر ظرافت جملهها، مکثها و تفاوتهای معنایی استوار است.
در چنین کتابی، ترجمه فقط انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه انتقال ریتم اندوه، سکوت و شکستگی زبان نیز اهمیت دارد.
مرعشی در توضیح تجربه ترجمه اشاره کرده که ابتدا یادداشتهایی پراکنده از متن را ترجمه میکرده و سپس تقریباً تمام روزنگاریها به فارسی درآمدهاند.
همین روند نشان میدهد که مواجهه مترجم با کتاب صرفاً یک پروژه ترجمه معمولی نبوده و از یک خوانش شخصی و تدریجی آغاز شده است.
مقدمه مترجم نیز بخشی از تجربه خواندن نسخه فارسی را شکل میدهد.
در نتیجه، نسخه فارسی کتاب را میتوان حاصل مواجهه مستقیم مترجم با متن اصلی و تلاش برای حفظ ویژگی قطعهقطعه و شخصی اثر دانست.
نثر و زبان «روزنگاری سوگ» چگونه است و چرا کوتاهی و سادگی بسیاری از یادداشتها تأثیر عاطفی کتاب را بیشتر میکند؟
نثر «روزنگاری سوگ» برخلاف بسیاری از آثار نظری بارت، پیچیده و استدلالی نیست.
متن اغلب کوتاه، مستقیم، شخصی و گاهی بسیار فشرده است.
این سادگی ظاهری نباید با سادگی معنایی اشتباه گرفته شود.
بسیاری از یادداشتها از چند کلمه یا جمله تشکیل شدهاند اما پشت همان جمله کوتاه، تجربهای گسترده از فقدان قرار دارد.
یکی از ویژگیهای مهم این سبک، باقی گذاشتن فضای خالی برای خواننده است.
بارت همه چیز را توضیح نمیدهد و دقیقاً همین ناگفتهها باعث میشوند خواننده در تجربه سوگ مشارکت ذهنی پیدا کند.
جملههای کوتاه در اینجا شبیه قطعاتی از حافظهاند که به صورت ناگهانی ظاهر میشوند.
در نتیجه، ریتم کتاب بیشتر شبیه حرکت ذهن سوگوار است تا حرکت یک داستان کلاسیک.
خواننده ممکن است در یک صفحه با یک خاطره، در صفحه بعد با یک شیء و سپس با یک جمله درباره تنهایی مواجه شود.
همین پراکندگی، تجربه خواندن را به تجربهای نزدیک به یادآوری و سوگواری تبدیل میکند.
نقد و بررسی ادبی «روزنگاری سوگ»؛ مهمترین نقاط قوت و ویژگیهای قابل تأمل این کتاب چیست؟
مهمترین ویژگی مثبت کتاب، صداقت عاطفی آن است.
بارت در این یادداشتها کمتر تلاش میکند تصویری ادبی و زیبا از رنج خود بسازد و بیشتر اجازه میدهد خود رنج در متن حضور پیدا کند.
ویژگی دوم، فرم منحصربهفرد کتاب است که میان دفتر خاطرات، قطعه ادبی و یادداشتهای فلسفی قرار میگیرد.
ویژگی سوم، امکان مطالعه همزمان کتاب در دو سطح شخصی و نظری است.
خوانندهای که بارت را از طریق نشانهشناسی و نظریه ادبی میشناسد میتواند در این کتاب با وجه دیگری از نویسنده مواجه شود.
در عین حال، کتاب برای خوانندهای که با آثار نظری بارت آشنا نیست نیز قابل دسترس است، زیرا هسته اصلی آن تجربهای انسانی و عمومی یعنی فقدان عزیز است.
یکی از دشواریهای کتاب نیز دقیقاً از همین ویژگی ناشی میشود.
ساختار بسیار پراکنده و تکرار مضمون فقدان ممکن است برای خوانندهای که انتظار روایت منسجم دارد، کند یا دشوار به نظر برسد.
همچنین، چون یادداشتها برای انتشار عمومی نوشته نشده بودند، نمیتوان از آنها انتظار پرداخت روایی یا ساختار کلاسیک یک کتاب ادبی را داشت.
بنابراین ارزش «روزنگاری سوگ» بیشتر در کیفیت ثبت تجربه و اهمیت فکری و عاطفی آن است تا در داستانپردازی.
«روزنگاری سوگ» برای چه کسانی مناسب است و چه خوانندگانی احتمالاً ارتباط بیشتری با این کتاب برقرار میکنند؟
این کتاب برای علاقهمندان به رولان بارت و آثار نظری او انتخاب مهمی است.
همچنین خوانندگان ادبیات اعترافی، خاطرات، جستارهای شخصی و نوشتههای مربوط به مرگ و فقدان میتوانند از آن بهره ببرند.
علاقهمندان به موضوعاتی مانند حافظه، سوگ، رابطه مادر و فرزند، عکاسی و ادبیات نیز زمینههای مشترک زیادی با این اثر پیدا خواهند کرد.
با این حال، «روزنگاری سوگ» کتابی برای مطالعه سریع و داستانمحور نیست.
بهتر است یادداشتها با مکث خوانده شوند و فاصله میان قطعهها جدی گرفته شود.
این اثر بیش از آنکه بخواهد خواننده را با یک داستان سرگرم کند، او را به مشاهده فرایند سوگ دعوت میکند.
برای کسانی که انتظار یک کتاب روانشناسی درباره مراحل سوگ دارند نیز باید توضیح داد که اثر بارت چنین کتابی نیست.
اینجا خبری از دستورالعمل برای عبور از سوگ یا یک مدل علمی از مراحل عزاداری نیست.
آنچه ارائه میشود تجربه شخصی یک نویسنده است که تلاش میکند با نوشتن، شکلهای مختلف فقدان را ثبت کند.
جمعبندی و ارزیابی نهایی کتاب «روزنگاری سوگ»؛ چرا این دفتر کوچک یکی از خواندنیترین آثار شخصی رولان بارت درباره فقدان و حافظه است؟
«روزنگاری سوگ» را میتوان کتابی درباره ناتوانی و در عین حال قدرت زبان دانست.
زبان نمیتواند مادر ازدسترفته را بازگرداند، اما میتواند رد حضور او را در حافظه و کلمات نگه دارد.
بارت در این اثر نشان میدهد که سوگ یک مسیر مستقیم از اندوه به فراموشی نیست.
فقدان ممکن است با گذشت زمان شکل خود را تغییر دهد، اما الزاماً ناپدید نمیشود.
ارزش کتاب نیز در همین مشاهده دقیق و بیواسطه نهفته است.
«روزنگاری سوگ» در کنار «اتاق روشن» امکان تازهای برای فهم پیوند میان مادر، خاطره، تصویر، مرگ و نوشتن در آثار متأخر بارت فراهم میکند.
نسخه فارسی مهدی مرعشی نیز با تکیه بر متن اصلی فرانسوی و با انتشار توسط نشر مهری لندن در دسترس خوانندگان فارسیزبان قرار گرفته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی مترجم، این ترجمه با خرید حق انتشار از ناشر فرانسوی تهیه و منتشر شده است.
در منابع مربوط به نسخه فارسی، سال انتشار آن ۲۰۲۱ ثبت شده است.
در مجموع، «روزنگاری سوگ» کتابی نیست که صرفاً درباره مرگ مادر رولان بارت اطلاعات بدهد؛ این اثر تلاش ادبی یک انسان برای ثبت لحظههایی است که در آن زندگی پس از فقدان باید دوباره تعریف شود.
مشخصات کتاب «روزنگاری سوگ» اثر رولان بارت و اطلاعات کتابشناختی نسخه ترجمه مهدی مرعشی
| عنوان | روزنگاری سوگ |
|---|---|
| نویسنده | رولان بارت |
| مترجم فارسی | مهدی مرعشی |
| عنوان اصلی | Journal de deuil |
| بازه زمانی یادداشتها | ۲۶ اکتبر ۱۹۷۷ تا ۱۵ سپتامبر ۱۹۷۹ |
| سال نخستین انتشار اصل | ۲۰۰۹ |
| ناشر نخستین نسخه | Seuil / IMEC |
| تعداد صفحات نسخه اصلی | ۲۶۸ صفحه در اطلاعات کتابشناختی نسخه Seuil؛ برخی فهرستها برای چاپهای دیگر شمار صفحات متفاوتی ثبت کردهاند. |
| تعداد یادداشتها | حدود ۳۳۰ یادداشت یا برگه، که بیشتر آنها تاریخگذاری شدهاند. |
| گردآوری و تنظیم نسخه اصلی | ناتالی لژه |
| ناشر ترجمه فارسی | نشر مهری لندن |
| سال انتشار ترجمه فارسی | ۲۰۲۱ |
| زبان اصلی | فرانسوی |
| گونه اثر | روزنگاری، یادداشتهای شخصی، ادبیات تأملی و نوشتههای پسامرگ |
یادداشت درباره اطلاعات کتابشناختی و تفاوت تعداد صفحات در منابع
اطلاعات کتابشناختی نسخه اصلی در منابع مختلف اندکی متفاوت ثبت شده است؛ برای نمونه، فهرست کتابخانهای و Google Books نسخه Seuil را ۲۶۸ صفحه معرفی میکنند، در حالی که برخی فهرستهای تجاری برای قالبهای دیگر شمار صفحات متفاوتی ذکر کردهاند.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.