وبلاگ
دانلود کتاب روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان
روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان؛ وقتی «ما» در آینه «دیگری» شکل میگیرد
معرفی کتاب روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان
کتاب «روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان» نوشته محمدرضا تاجیک، از آن دسته کتابهایی است که خواننده را با یک پرسش ساده اما عمیق روبهرو میکند؛ ما ایرانیان چگونه به این تصویر رسیدهایم که از خود داریم و چه کسی یا چه چیزی در طول تاریخ به ما گفته است که «ما» چه هستیم؟ این کتاب هویت را همچون سنگی تراشخورده و از پیش آماده نمیبیند، بلکه آن را روایتی میداند که در طول زمان شکل گرفته، تغییر کرده، زخمی شده، بازسازی شده و گاهی نیز در برابر تصویری که از «دیگری» ساختهایم، معنا پیدا کرده است.
کتابی درباره یک پرسش بزرگ؛ ما که هستیم؟
در نگاه نخست شاید «هویت» واژهای آشنا و حتی ساده به نظر برسد؛ اما کافی است کمی بیشتر درباره آن فکر کنیم تا دریابیم که پشت این کلمه، مجموعهای از پرسشهای تاریخی، فلسفی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پنهان شده است. تاجیک در این کتاب تلاش میکند همین لایههای پنهان را کنار بزند و نشان دهد که هویت ایرانی را نمیتوان در چند واژه مانند تاریخ، زبان، سرزمین یا دین خلاصه کرد، زیرا هویت پدیدهای زنده و سیال است که در برخورد با زمان و جهان پیرامون دائماً دوباره تعریف میشود.
لینک دانلود رایگان کتاب روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان اینجا کلیک کن
لینک خرید نسخه چاپی کتاب روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان اینجا کلیک کن
«غیریت»؛ واژهای که کلید فهم کتاب است
اگر قرار باشد برای فهم این اثر تنها یک واژه را انتخاب کنیم، آن واژه «غیریت» خواهد بود؛ زیرا تاجیک هویت را در خلأ بررسی نمیکند و معتقد است «خود» هنگامی بهتر شناخته میشود که در برابر «دیگری» قرار گیرد. انسان و جامعه هنگامی که میگویند «ما»، ناخواسته یا آگاهانه در حال ترسیم مرزی میان خود و «دیگران» هستند و همین مرز است که بخشی از تصویر هویتی آنان را میسازد. بنابراین برای شناخت ایرانی، تنها نباید به خود ایران نگاه کرد، بلکه باید دید ایرانی در طول تاریخ چه کسانی را «دیگری» دانسته است.
هویت در این کتاب یک حقیقت منجمد نیست
یکی از مهمترین ویژگیهای اندیشه مطرحشده در کتاب این است که هویت را نمیتوان همچون شیئی ثابت در یک موزه گذاشت و گفت این همان هویت همیشگی یک ملت است. هویت ایرانی در طول تاریخ دگرگون شده و هر دوره، بخشی از آن را برجسته کرده است؛ گاهی تاریخ و اسطوره، گاهی دین و مذهب، گاهی زبان و ادبیات، گاهی تجربه شکست و اشغال و گاهی مواجهه با جهان جدید، در مرکز این روایت قرار گرفتهاند و تصویر ایرانیان از خود را تغییر دادهاند.
ایرانی بودن؛ یک پاسخ همیشگی نیست
شاید یکی از جذابترین پرسشهایی که کتاب در ذهن خواننده ایجاد میکند این باشد که آیا پاسخ پرسش «ایرانی بودن یعنی چه؟» در همه دورههای تاریخی یکسان بوده است؟ اگر به گذشته نگاه کنیم، پاسخ چندان ساده نیست؛ ایرانی بودن در دورههای مختلف تاریخی معانی متفاوتی پیدا کرده و هر نسل، بخشی از گذشته را انتخاب کرده و با آن برای ساختن تصویری از خود به گفتوگو نشسته است. از همین رو، هویت ایرانی را باید بیشتر به یک رودخانه تشبیه کرد تا یک سنگ؛ رودخانهای که مسیرش یکی است اما آب آن دائماً تغییر میکند.
«ما» بدون «دیگری» چگونه شکل میگیرد؟
انسان برای تعریف خودش ناچار است تفاوتها را ببیند؛ کودک زمانی معنای «خود» را بهتر میفهمد که «دیگری» را تشخیص دهد و جامعه نیز در سطحی گستردهتر همین مسیر را طی میکند. ملتها خود را با دیگر ملتها، فرهنگها و تمدنها مقایسه میکنند و در این مقایسه است که ویژگیهای خود را برجسته میسازند. از این منظر، «دیگری» الزاماً دشمن نیست؛ دیگری میتواند رقیب، همسایه، مهاجم، دوست، الگوی فرهنگی، تمدن متفاوت یا حتی بخشی از خود جامعه باشد که با تعریف مسلط از «ما» تفاوت دارد.
تاریخ؛ حافظهای که هویت را میسازد
هیچ هویت جمعی بدون خاطره تاریخی دوام نمیآورد. ملتها گذشته خود را به یاد میآورند، برای آن روایت میسازند، قهرمان انتخاب میکنند، شکستها را معنا میکنند و از دل همین خاطرات تصویری از خود میسازند. ایرانیان نیز قرنها با خاطره ایران باستان، اسطورهها، شاهنامه، ظهور اسلام، حمله اقوام مختلف، دورههای شکوفایی و افول، جنبشهای سیاسی و تحولات اجتماعی زندگی کردهاند و هر یک از این تجربهها بخشی از حافظهای را ساخته که امروز نام «هویت ایرانی» بر آن گذاشته میشود.
روایت مهمتر از خود واقعه میشود
در اینجا مفهوم «روایت» اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ زیرا یک حادثه تاریخی تنها با وقوع خود، هویت نمیسازد، بلکه شیوهای که نسلهای بعد آن حادثه را به یاد میآورند نیز اهمیت دارد. یک شکست میتواند در یک روایت، نشانه ضعف باشد و در روایتی دیگر، نشانه مقاومت؛ یک برخورد فرهنگی میتواند در جایی نشانه تهدید تلقی شود و در جایی دیگر سرچشمه تحول. بنابراین آنچه هویت را میسازد تنها تاریخ نیست، بلکه داستانی است که جامعه از تاریخ خود روایت میکند.
ایران و تصویر دیگری
تاریخ ایران را میتوان بارها از زاویه رابطه با «دیگری» بازخوانی کرد؛ دیگریای که در دورههای مختلف چهره عوض کرده است. گاهی قدرتی خارجی بوده، گاهی تمدنی رقیب، گاهی مهاجمی که از بیرون آمده و گاهی اندیشهای تازه که نظم موجود را به چالش کشیده است. هر بار که این دیگری تغییر کرده، ایرانیان نیز ناچار شدهاند دوباره درباره خود بیندیشند و همین بازاندیشی یکی از مسیرهای شکلگیری هویت تاریخی ایران بوده است.
هویت ایرانی؛ مجموعهای از لایهها
هویت ایرانی را نمیتوان به یک عامل واحد فروکاست؛ این هویت مجموعهای از لایههای تاریخی، فرهنگی، زبانی، دینی، اجتماعی و سیاسی است که در طول قرنها روی یکدیگر قرار گرفتهاند. به همین دلیل است که درون مفهوم «ایرانی بودن» صداهای متعددی وجود دارد؛ صداهایی که گاهی با یکدیگر هماهنگاند و گاهی در تضاد قرار میگیرند. هنر کتاب تاجیک نیز در همین نقطه آشکار میشود؛ او خواننده را از تصور یک هویت یکتکه و ساده دور میکند و به سوی هویتی چندلایه میبرد.
زبان؛ خانه بخشی از هویت
زبان فقط وسیله گفتوگو نیست؛ زبان حافظه یک جامعه است. بخشی از تاریخ، احساسات، افسانهها، خاطرات و جهانبینی یک ملت در زبان آن باقی میماند. در مورد ایران، زبان فارسی و میراث گسترده ادبی آن نقشی بسیار مهم در انتقال روایتهای تاریخی و فرهنگی داشتهاند و شعر، داستان، اسطوره و ادبیات فارسی در طول قرنها به ایرانیان امکان دادهاند با گذشته خود ارتباط برقرار کنند و تصویری از خویشتن را از نسلی به نسل دیگر منتقل کنند.
ادبیات و ساختن تصویر ایرانی
اگر هویت را روایتی بدانیم که جامعه درباره خودش میسازد، ادبیات یکی از بزرگترین کارگاههای تولید این روایت است. شاهنامه، غزل فارسی، داستانهای تاریخی، حکایتها و آثار ادبی هر دوره، تنها آثار هنری نیستند؛ آنها بخشی از حافظه جمعی یک جامعه را نیز حمل میکنند. انسان ایرانی در بسیاری از لحظههای تاریخی خود، گذشته و آیندهاش را نه فقط در کتابهای تاریخ، بلکه در شعر و ادبیات دیده و از طریق همین آثار با تصویری از خویشتن مواجه شده است.
دین و هویت؛ لایهای پیچیده در تاریخ ایران
یکی دیگر از لایههای مهم هویت ایرانی، تجربه دینی و مذهبی جامعه ایران است. ورود اسلام به ایران و شکلگیری تمدن اسلامی ایرانی، یکی از بزرگترین دگرگونیهای تاریخی در شکلگیری هویت این سرزمین بود و در طول قرنها، عناصر ایرانی و اسلامی در تعامل با یکدیگر صورتهای تازهای پیدا کردند. بنابراین هویت ایرانی را نمیتوان تنها در گذشته پیش از اسلام جستوجو کرد و نه میتوان تاریخ پیش از اسلام را از حافظه هویتی ایرانی حذف کرد؛ مسئله دقیقاً در پیچیدگی همین همزیستی تاریخی است.
هویت و تجربه مدرنیته
با ورود جهان جدید، پرسش هویت شکل تازهای پیدا میکند. انسان سنتی بیشتر درون مجموعهای از تعلقات از پیش موجود زندگی میکرد، اما انسان مدرن با انتخابها و امکانهای تازهای روبهرو شد و پرسش «من کیستم؟» بیش از گذشته به یک مسئله فردی و اجتماعی تبدیل شد. جامعه ایرانی نیز در مواجهه با مدرنیته ناچار شد دوباره درباره سنت، گذشته، غرب، پیشرفت، عقبماندگی و آینده خود بیندیشد و همین مواجهه، یکی از مهمترین فصلهای تاریخ جدید هویت ایرانی را رقم زد.
غرب؛ دیگری بزرگ دوران جدید
در دوران معاصر، «غرب» برای بخش مهمی از جامعه ایرانی به یکی از مهمترین مصادیق دیگری تبدیل شد؛ گاهی به عنوان الگوی پیشرفت، گاهی به عنوان عامل تهدید، گاهی به عنوان استعمارگر و گاهی به عنوان تمدنی که باید از آن آموخت. همین چندگانگی نشان میدهد که «دیگری» یک مفهوم ثابت نیست و میتواند همزمان چند تصویر متفاوت داشته باشد. جامعهای ممکن است دیگری را دوست داشته باشد، از او بیاموزد، از او بترسد و در عین حال بخشی از هویت خود را در تقابل با او بسازد.
جهانیشدن و بحران تازه هویت
جهانیشدن مرزهای فرهنگی را باریکتر کرده است؛ انسان امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض زبانها، سبکهای زندگی، اندیشهها و تصاویر مختلف از جهان قرار دارد. اما جهانیشدن الزاماً به معنای نابودی هویت نیست؛ گاهی درست برعکس، هنگامی که مرزهای فرهنگی کمرنگ میشوند، انسان بیشتر به دنبال نشانههایی میگردد که او را از دیگری متمایز کند. از همین رو، جهانیشدن میتواند هم باعث ترکیب هویتها شود و هم میل به بازسازی هویتهای محلی و ملی را افزایش دهد.
بحران هویت از کجا آغاز میشود؟
بحران هویت زمانی شکل میگیرد که روایت قدیمی دیگر پاسخگوی پرسشهای جدید نباشد، اما روایت تازه نیز هنوز به وجود نیامده باشد. در چنین لحظهای، فرد یا جامعه میان چند تصویر از خود سرگردان میشود؛ گذشته یک چیز میگوید، حال چیز دیگری و آینده هنوز نامعلوم است. جامعه ایرانی نیز در دورههای مختلف تاریخی چنین وضعیتهایی را تجربه کرده و هر بار تلاش کرده است میان میراث گذشته و ضرورتهای زمانه خود نوعی تعادل ایجاد کند.
هویت چندگانه؛ نه ضعف، بلکه واقعیت
یکی از نتایج مهم چنین نگاهی آن است که چندلایه بودن هویت الزاماً نشانه ضعف نیست. انسان میتواند همزمان دارای هویتهای مختلف باشد و این هویتها الزاماً یکدیگر را نابود نمیکنند. ایرانی بودن میتواند در کنار تعلقات فرهنگی، مذهبی، زبانی، منطقهای و اجتماعی قرار بگیرد و همین پیچیدگی، واقعیت جامعه را بهتر از تصویر یک هویت کاملاً یکدست توضیح میدهد.
تاجیک و نگاه گفتمانی به هویت
در اندیشه محمدرضا تاجیک، مسئله هویت با مفهوم گفتمان نیز پیوند پیدا میکند؛ یعنی باید پرسید چه کسانی، در چه شرایطی و با چه زبانی درباره «ما» سخن میگویند و چه تصویری از «دیگری» میسازند. از این منظر، هویت تنها چیزی نیست که در ذهن افراد وجود دارد، بلکه در زبان، سیاست، رسانه، تاریخنگاری، ادبیات و روابط اجتماعی نیز تولید و بازتولید میشود. همین نگاه، کتاب را از یک بحث صرفاً تاریخی فراتر میبرد و به حوزه تحلیل اجتماعی و سیاسی نزدیک میکند.
نقطه قوت اصلی کتاب چیست؟
مهمترین نقطه قوت کتاب را میتوان در تغییر زاویه نگاه دانست؛ خواننده معمولاً هنگام مطالعه درباره هویت ایرانی انتظار دارد فهرستی از عناصر تشکیلدهنده این هویت دریافت کند، اما تاجیک پرسش را پیچیدهتر میکند و میپرسد این عناصر چگونه در طول تاریخ معنا پیدا کردهاند و در برابر چه «دیگری» برجسته شدهاند. همین تغییر زاویه باعث میشود کتاب به جای ارائه یک پاسخ قطعی، خواننده را وارد فرآیند پرسشگری کند.
کتاب برای چه مخاطبی مناسب است؟
این اثر بیش از آنکه برای خوانندهای باشد که به دنبال یک روایت ساده و داستانی از تاریخ ایران است، برای کسی مناسب است که میخواهد درباره هویت ایرانی فکر کند و پشت واژههایی مانند «ایرانی»، «دیگری»، «خود»، «مدرنیته» و «جهانیشدن» را ببیند. دانشجویان علوم سیاسی، جامعهشناسی، مطالعات فرهنگی، تاریخ، علوم ارتباطات و علاقهمندان به نظریههای هویت میتوانند ارتباط بیشتری با فضای فکری کتاب برقرار کنند.
دشواری خواندن کتاب
زبان و فضای مفهومی اثر ممکن است برای خوانندهای که با ادبیات علوم انسانی و نظریههای هویت آشنایی ندارد، در بخشهایی سنگین باشد؛ زیرا نویسنده به جای آنکه همه چیز را در قالب روایت داستانی ساده توضیح دهد، وارد قلمرو مفاهیم نظری میشود. اما همین دشواری، بخشی از ارزش کتاب نیز هست؛ زیرا خواننده را مجبور میکند از خواندن منفعلانه فاصله بگیرد و در برابر هر مفهوم مکث کند و درباره معنای آن بیندیشد.
چرا این کتاب هنوز قابل خواندن است؟
پرسشهای مربوط به هویت تاریخ مصرف ندارند؛ هر نسلی دوباره میپرسد من کیستم، از کجا آمدهام و قرار است به کجا بروم. به همین دلیل، بحثی که درباره رابطه «خود» و «دیگری» شکل میگیرد، حتی با گذشت سالها همچنان قابلیت بازخوانی دارد. جامعه تغییر میکند، رسانهها تغییر میکنند، مرزهای فرهنگی تغییر میکنند و حتی تعریف ما از گذشته تغییر میکند، اما پرسش هویت همچنان در مرکز زندگی انسان باقی میماند.
نگاهی انتقادی به کتاب
اگر بخواهیم از زاویهای انتقادی به اثر نگاه کنیم، باید گفت گستردگی مفهوم هویت و غیریت گاهی میتواند برای خوانندهای که به دنبال یک نتیجه روشن و نهایی است، دشوار باشد؛ زیرا موضوع ذاتاً چندمعنا و پیچیده است. اما شاید همین ویژگی مهمترین امتیاز کتاب نیز باشد؛ چراکه مسئله هویت اساساً مسئلهای نیست که بتوان آن را با یک پاسخ کوتاه پایان داد. ارزش چنین اثری بیشتر در باز کردن پرسشهاست تا بستن آنها.
جمعبندی؛ کتابی درباره «دیگری» که در نهایت ما را به خودمان بازمیگرداند
«روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان» در ظاهر درباره رابطه ایرانیان با دیگری سخن میگوید، اما در عمق خود کتابی درباره جستوجوی «خود» است. تاجیک به خواننده یادآوری میکند که شاید هیچ ملتی نتواند خودش را بدون نگاه کردن به جهان پیرامون بشناسد؛ زیرا بخشی از آنچه هستیم، در تفاوت با آن چیزی شکل گرفته که «دیگری» نامیدهایم. از این منظر، کتاب تنها پژوهشی درباره هویت ایرانی نیست، بلکه دعوتی است برای دوباره نگاه کردن به تصویری که از خود ساختهایم.
یک نگاه نهایی به اثر محمدرضا تاجیک
ارزش این کتاب در آن نیست که برای هویت ایرانی یک تعریف نهایی ارائه کند؛ ارزشش در این است که خواننده پس از بستن کتاب، احتمالاً دیگر با همان سادگی سابق درباره کلمه «هویت» صحبت نخواهد کرد. شاید متوجه شود که پشت هر «ما»، یک «دیگری» ایستاده است؛ پشت هر روایت از گذشته، روایتی حذفشده وجود دارد و پشت هر تصویری که یک جامعه از خودش میسازد، انتخابها، خاطرات، ترسها و آرزوهایی پنهان شدهاند. «روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان» از همین مسیر، خواننده را از تاریخ به امروز و از «دیگری» دوباره به «خود» بازمیگرداند.
مشخصات کتاب روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان
| مشخصات | اطلاعات کتاب |
|---|---|
| عنوان کتاب | روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان |
| نویسنده | محمدرضا تاجیک |
| ناشر | فرهنگ گفتمان |
| سال چاپ اول | ۱۳۸۴ |
| تعداد صفحات | ۲۳۲ صفحه |
| قطع | رقعی |
| نوع جلد | شومیز |
| شابک | 978-964-7799-13-3 |
سخن پایانی
این کتاب را میتوان تلاشی برای دیدن هویت ایرانی از پشت پرده روایتهای آشنا دانست؛ روایتی که به جای آنکه تنها بپرسد «ایرانی کیست؟»، پرسش دشوارتری را پیش میکشد: «ایرانی در برابر چه کسی و در چه روایتی خود را ایرانی دیده است؟» و شاید پاسخ همین پرسش باشد که کتاب را از یک مطالعه معمولی درباره هویت، به تأملی جدی درباره تاریخ و خودآگاهی ایرانی تبدیل میکند.