و شامل کتب ادبی و دانلود کتاب در زمینه ادبیات و تاریخ ادبیات

……………………………………………………………………………………….

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب نامه‌هایی به میلنا اثر فرانتس کافکا ترجمه سیاوش جمادی

دانلود کتاب نامه‌هایی به میلنا اثر فرانتس کافکا ترجمه سیاوش جمادی

 

 

هراس بعدی کافکا از کثافت و همچنین شرارتی که در اعماق روح آدمی به کمین نشسته است جلوه گاه نیاز اخلاقی و همچنین خاستگاه آنهمه تصاویر غریب آفریده اوست که تقلای قهرمانی را برای نیل به عدالتخانه مصدر حکم نشان میدهد. این نیاز عطشناک چنان بر آثار او غالب است که به جرئت توان گفت وی بر خلاف جوانان خشمگین نسلهای بعدی، گست از ایمان و قدس را نه تنها به منزله آزادی و بشر خدایی نمی نگریست، بلکه آن را با اسارت در قضی ذهنیت فردی و سقوط و سرگردانی برابر می دانست. داستایفسکی گفته بود اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است.

اما در جهان کافکا، که از جهات بسیاری با کیر که گور همخوانی دارد، قضیه تا حدی برعکس است. اگر خدا نباشد ابراهیم مجاز نیست فرزند عزیز خود را قربانی کند. حکم خداست که تا اخلاقی بودن عمل ابراهیم را می زداید. غیاب خدا نیاز به قانون اخلاقی را از بین نمی برد بلکه تنها آن را لا ینحل می کند. اما نه در جهانی ،ویران که در جهانی مختل زندگی میکنیم.» از اینهمه می توان دریافت که هنر کافکا تا چه حد به زندگی او بسته است.

پس از مرگی کافکا، دستیابی به انبوهی از پادداشتها و نامه های او نویسنده ای را به ما نشان می دهد، که برخلاف بسیاری از نویسندگان و حتی فلاسفه، با هنر خود می زیست شرافت انسانی و مذمت پول و تجمل از ین مایه های مکرر آثار بالزاک است و حال آنکه وی در زندگی نه تنها در پنجه تجمل پرستی و افزون طلبی، چون بندي ناتوانی دست و پا میزده بلکه زندگینامه نویسان او در عدد فرزندان نامشروعی که بعد از مرگ از وی به جا مانده اختلاف نظر دارند اعتراض علیه بردگی و برتری نژاد سید بر مردمان بدوی و رنگین پوست یکی از مضامین برجستۀ آثار هرمان ملویل است و حال آنکه در سالهای اخیر دسترسی محققان به یادداشتهای نویافته اعضای خانواده ملویل چنان چهره هوتناک خودمدار و زن ستیزی از او نشان میدهد که هر قلب سلیمی را به درد می آورد. از همه اینها وحشتناکثر اسناد و تصاویر معتبر و مسجلی است که از همکاری نزدیک مارتین هیدگر با گشتاپو و شرکت او در مراسم شرم آور کتابسوزان تاریها خبر می دهد.

این دو چهرگی آشکار و تردید ناپذیر را هرگز نمی توان به عنوان تغییرکیش تعدیل کرد. افکار بلند و ژرف هیدگر درباره عزت و عظمت هستی و آزادی آدمی در همان ایامی به طبع می رسد که وی در برابر مراسم سوزاندن آثار استادش هوسرل، صرفاً به جهت یهودی بودن او لئیمانه سکوت می کند. در حالی که این فیلسوف بزرگ و تأثیر گذار قرن بیستم پس از شکست آلمان هیتلری خود و جمعی از دوستانش از جمله هانا آرنت به هرکاری دست می یازند تا بر سوابق ننگین او سرپوش بگذارند، فرانتس کافکا در حیات خود و دوستان و مفسران بعد از مرگ او از هیچ کوششی در جهت آسمان پرده برداری از جزئیات زندگی او فروگذار نکردهاند. گویی از ورای اینهمه آثار و یادداشتها و نامه ها و اسناد و حتی انتشار نقل قولهای شفاهی صدای کافکا به گوش می رسد که اینک اینهمه من هستم. هر چه می توانید جستجو کنید.

هرگز کلامی نخواهید یافت که از دروغ و دورویی حکایت کند. هرگز میان آزمونهای شخصی زندگی و مضامین آثارم دوگانگی و شکافی نخواهید یافت. این صدای فروتن و وارسته، و به قول گوستا و پانوش این صدای قدیس با لحنی آرام و بی اعتنا به شهرت و جمعیت، خواهد گفت که کلمات من زبان حال کسی است که سلامت جسم و پاره پاره جگرش را در گرو یافتن نور در ظلمات نهاد جنبۀ تاریک آثار و همچنین زندگی کافکا، تنها ناشی از تعلیق حکم و تاکامی قهرمانان او در دسترسی به منشاء صدور حکم است به زبان ساده تر، قهرمان کافکا میخواهد بداند که آیا حق دارد چنین با چنان کند، اما هیچ مرجعی که در درون و نه در پرستاره یافت نمیشود که پاسخی قطعی به او بدهد. این بلاتکلیفی و کشمکش اندیشه و احساس، برای رسیدن به تکلیف قطعی به کرات در نامه هایی به میلنا» موج می زند.

آیا همبودی با میلناه به رقم رضایت میلنا، حق اوست یا نه؟ رضایت معشوق برای شریفترین اشخاص عبادی جوازی عادلانه و انسانی به شمار می آید اما برای کافکا نه در درون خودش، نه در خواهش میلنا، و نه در جای دیگری منشاء صدور چنین جوازی پیدا نمی شود. کافکا، با همه اشتیاقی که به تشکیل خانواده داشت، سه بار پیمان نامزدی خود را به هم میزند. شگفت آنکه در هر سه مورد نامزدهای او مصرانه خواهان وصلت اند و این کافکا است که طی نامه هایی خطای دختران راه در آنچه به آن رضایت داده اند، به تفصیل به آنها گوشزد میکند. چکیده بسیاری از نامه های کافکا به فلیسه باور و ژولی وریزک از هراس او نسبت به امکان جریحه دار ساختن و قربانی کردن دختران سرزنده و امیدواری حکایت میکند که او را بهتر از آنچه هست پنداشته اند. انگار که ما با زاهد پاکدامنی سروکار داریم که سخنگیر ترین آئین اخلاقی و الهی او را از دستیاری به حریم یک دختر باز می دارد اما کافکا شیخ صنعان نبود. او که پای بند شریعت موسی بوده نه دلبسته حقیقت میسی در تمام نامه ها و یاداشتهای روزانه او کمتر می توان رد کوچکی سراغ گرفت، که تفسیر ماوراء الطبیعی ماکس برود را بر «قصر با بسته دژه تأیید کند. در آثار کافکا اثری از رهبانیت، خواه به طریق ستایش مرگ و خودکشی و خواه به طریق تصوف و کهانت وجود ندارد. قهرمانان او هرگز به صومعه پناه نمی برند، تفاوت نمی کند که این صومعه خودکشی و عدم باشد، با پیوستن به عالم اعلام مسأله آنها عالم غیب و جهان پس از مرگ نیست و اگر باشد تا آنجاست که در زندگی این جهانی نقش دارند.

ملکوت آسمان کافکا تنها در شکل کلی قضیه مشهور داستایفسکی معنا پیدا می کنند که: داگر خدا نباشده زندگی این جهانی فرد به چه سرنوشتی دچار می شود. داستایفسکی و کیر که گوره این دو پیشاهنگ بزرگ فلسفه های بعد از جنگ در قرن نوزدهم بحران ایمان و غیاب قدس را چون فاجعه ویرانگری برای آیندگان می بدند برای داستایفسکی نیز چون کافکا عواقب این فاجعه یعنی بحران اخلاق این جهانی مطرح بود. اگر دین برود، سرچشمه صدور احکام اخلاقی جز آزادی و خداکاری نفس امریه بشر چه خواهد بود؟

 

برای خرید کتاب نامه‌هایی به میلنا نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب معمای شاهنامه : باستان شناسی و داستان شناسی شاهنامه اثر سیامک وکیلی

دانلود کتاب معمای شاهنامه : باستان شناسی و داستان شناسی شاهنامه اثر سیامک وکیلی

 

 

کتاب شاهنامه تنها نوشتمانده ی ( اثر) کهن جهان است که با دقتی شگفت انگیز – چه از نگاه ساختهای داستانی و چه از نگاه اندیشه درونمایه و جهان بینی آفریده شده و نه تنها بر داستان نویسی پس از خود، در ایران و جهان اثر بسیار گذارده بلکه هنوز هم با تعریف امروزین داستان همخوانی و هماهنگی فراباور ( مافوق تصوری دارد. این نوشتمانده ی کهن یکی از کتابهایی است که از فردای مرگ نویسنده اش هر کس که توانسته به علتهای گوناگون دستی در آن برده و دگرگونیهایی را به انجام رسانده همه ی این دستکاریها به جز دستکاریهایی که به طور معمول در نوشته های کهن انجام می گیرد به این علت اصلی بوده که این کتاب را هماهنگ و یکدست کنند. چرا؟ چون در واقع شاهنامه کتابی ست در اصل ناهماهنگ و نایکدست علت این ناهماهنگی و نایکدستی بیش و پیش از آنکه مربوط به ساخت (= تکنیک) باشد به علت آن است که این کتاب در اصل به دست یک تن نوشته نشده و نویسندگان آن دو تن بوده اند.
این باور نه براساس کاستیها و اشتباهاتی است که به طور معمول کتابهای کهنی مانند شاهنامه دارند آنچنانکه برای نمونه در سمک عیار و هزار و یک شب دیده میشود بلکه بر اساس تفاوتها و ناهماهنگیهای ساختی در بخشهای جداگانه ی آن و همچنین تفاوتهایی است که در نگاه نویسنده / نویسندگان و چهرههای شاهنامه دیده میشود. ممکن است که یک نویسنده در یک کتاب دارای کاستیها و اشتباهاتی در بخشهای گوناگون باشد و به طور حتم نویسندگان خوب امروزین هم از یک چنین موردهایی دور نیستند اما در واقع همین کاستیها و اشتباهات در یک کتاب – اگر به وسیله ی یک نویسنده نوشته شده باشد هنوز دارای هماهنگی و یکدستی است. برای نمونه در سمک عیار شما کاستیها و اشتباهات بسیار میبینید.

با این وجود از نگاه ساخت شناسی جهان بینی زبان شناسی و مانند اینها از آن هماهنگی و یک دستی مورد نیاز برخوردار است که بتوان گفت همه ی این اشتباهات و کاستیها به قلم یک نویسنده رخ داده است. شاهنامه دارای دو بخشی است که به طور کامل با هم تفاوت دارند. ویژگیهای ساختی ،زبانشناسی جهان بینی و مانند اینها در هر دو بخش چنان ناهماهنگ و ناهمخوانند که میتوان گفت دارای دو ،اندیشه دو استعداد و دو پسند جداگانه و تا یکدست.اند. برای نمونه در یک بخش باور نویسنده به دین زرتشتی است اما در بخش دوم اسلام است؛ در یک بخش سستی و ناپایداری جهان بنیان جهان بینی است و در بخش دیگر از پرستی و زیاده خواهی اساس جهان بینی نویسنده را می سازد؛ و نمونه های دیگری که در این کتاب خواهید دید چنین تفاوتهای بزرگی را نمی توان به سادگی همچون اشتباهات نویسنده شمرد. پس میبایست علت دیگری داشته باشد که به باور من وجود دو نویسنده ی گوناگون است.

بر این اساس میتوان شاهنامه را به دو بخش جداگانه بخش بندی کرد. بخش نخست از آغاز شاهنامه تا پایان شاهنشاهی – امپراطوری) کیخسرو به همراه داستان رستم و اسفندیار است که ما آن را شاهنامه ی اصل نامیده ایم و بخش دوم از آغاز پادشاهی لهراسب تا پایان شاهنامه بدون داستان رستم و اسفندیار) است که آن را شاهنامه ی افزوده نام نهاد دایم. شاهنامدی افزوده نوشته ی فردوسی است اما شاهنامه ی اصل نویسنده ی دیگری دارد که باید برای یافتن نامش در تاریخ و تاریخ ادبیات کاوش کرد. کتابی که پیش رو دارید کوشیده تا این نظر را که کل شاهنامه نوشته ی یک تن نیست به اثبات برساند. درباره ی تفاوتهای این دو بخش در شاهنامه برخی را بر این باور است که فردوسی در آنجا که مربوط به افسانه ها بوده (بخش نخست) خیال را جولان داده اما آنجا که مربوط به تاریخ بوده دل به کار نداده است.

نخست اینکه از پادشاهی لهراسب تا پایان هفت خان اسفندیار هم افسانه ای است اما چنان که بستر خواهید دید، نسبت به بخش نخست که شاهنامهی اصل است و داستان رستم و اسفندیار بسیار نخستانه – ابتدایی) تر و بد ساخت تر است. چرا در اینجا فردوسی نتوانسته خیال را جولان دهد؟ و دوم اینکه هیچ نویسنده ای یافت نمیشود که بتواند خوب بنویسد اما بد بنویسد. فردوسی اگر از بخش تاریخی خوشش نمی آمده که تا این اندازه آن را ضعیف و بد ساخت نوشته، می توانسته آن را ننویسد در تاریخ نداریم که کسی فردوسی را مجبور به نوشتن این بخش کرده باشد.

 برای خرید کتاب معمای شاهنامه  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به مطلب مراجعه نمایید.

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب ماسه ها و حماسه ها اثر کارو دردریان

دانلود کتاب ماسه ها و حماسه ها اثر کارو دردریان

 

 

من بر حسب ساختمان گذشته های زندگیم بر حسب آنچه زندگی بمن آموخته است. یکی از ملیونها و ده ها ملیون انسان آشتی ناپذیر این زمانم… و برحسب احتیاجم بادامه زندگی – علی رغم همه رنجها و شکنجه های روحی بوست کم لطفی سی و پنج خزانی که در حسرت لطف يك بهار بزندگی ناهموار شود هموار کرده ام انهمه هر چه در این قرن پر آشوب سیاه مست در بیکران این خاکی سرای خاک آفریدگان آسمان پرست میگذرد، خیلی چیزها میدانم : میدانم که در قرن ماه سرنوشت همه خواستهای انسانی سرنوشت همه آرزوها و تلاشهای انانی، تلك سرفه سپیده دم تفنگها است….

میدانم که قرن ما تفریحگاه موقت آشتیهای بلاتکلیف در متن خستگی زائیده از تایم سیستماتیک جنگهاست…. میدانم که قرن ها قرن انقلاب رنگها، قرن حکومت نیرنگهاست… اینها را ـ و خیلی چیزهای دیگر را – میدانم و با علم باین قبیل حقایق انکار ناپذیر است که احساس میکنم : ناقوسها، سرا بر آشیان و فلک آشنای كلیا را تا سر حد يك تعظیم غیرارادی به آستان زمین ، خم کرده اند … شیون مدام شبانه ناقوسها قرب عزای مرگه عزیزان از دست رفته را تا پوچی یا هیچ تفاوت از بین برده است ….. مي آتشین شکوفه بهار نسل بیگناه فردا در خزانزدگی ایده آل سر گردان نسل کو کار دیروز پرپر شده است …

قلب آسمان را شکوه پنهانی ملیونها قربانی سوداگران مرگه ، با فلك سوز ماتمی جاودانی، آکنده است ….. عدا در پهنه کران نا پدید افلاک، بر غم دوزخی شور ارواح سرور شیاطین، بطور شکننده ای از نامردی و ستمکاری و خونخواری بندگان احمق خود، شرمنده است … پشت گورستانها را سنگینی اند و عبار سلبها، در هم شکسته است ….. و بشريت ـ به مفهوم وسیع کلمه – خسته است ….. ….

و این گناه من نیست که در قرنی اینچنین سرسام آفرین بدنیا آمده ام …. … این گناه من نیست که در آثار من در خیابانهای گرد آلود و مسموم، کوچه پس کوچه های تنگه و تاريك بن بسنهای غربت زده و محروم و کلیه های درودیوار شکسته و محکوم آثار من همه هرچه هست سیل سرتك وعبده است در حسرت آنچه نیست …. و فریاد (نیست) است. برغم آنچه هـ هست … م برای من هیچ جالب توجه نیست که سرد مداران شعر و ادب دنیای کهن، ساره انکها و فریادهای مرا : آثار مرا – و اصولا خود مرا (اثری) قابل بحث میدانند یا نه … هیچ جالب توجه نیست ….

قدر مسلم آنکه ـ من برغم در بودگان عروض بدوش قافیه دوش پنبه بگوش نمیتوانی کم لطفی سی و پنج خزانی که در حسرت لطف يك بهار بزندگی ناهموار خود هموار کرده ام ان همه هر چه در این قرن پر آشوب سیاه مست در بیکران این خاکی سرای خاک آفریدگان آسمان پرست میگذرد، خیلی چیزها میدانم : میدانم که در قرن ما، سرنوشت همه خواستهای انسانی، سرنوشت همه آرزوها و تلاشهای انساني، تك سرقه سپیده دم تفنگهاست….

میدانم که قرن ما، تفریحگاه موقت آشتیهای بلاتکلیف در متن خستگی نامیده از تایم سیستماتیک جنگهاست… میدانم که قرن ها قرن انقلاب رنگها، قرن حکومت نیرنگهاست…. اینها را – وخیلی چیزهای دیگر را – میدانم و با علم باین قبیل حقایق انکار ناپذیر است که احساس میکنم : ناقوسها، سرا بر آشیان و فلک آشنای كلیا را تا سر حد يك تعظیم غیرارادی به آستان زمین ، خم کرده اند . في شیون مدام شبانه ناقوسها قرب عزای مرگ عزیزان از دست رفته را تا پوچی با هیچ تفاوت از بین برده است ….. آتشین شکوفه بهار نسل بیگناه فردا در خزا نزدگی ایده آل سرگردان نسل کی کار دیروز پر پر شده است … قلب آسمان راه شکوه پنهانی ملیونها قربانی سوداگران مرگه ، با فلك سوز ماتمی جاودانی آکنده است …..

عدا در پهنه کران تا پدیدا فلاک، بر غم دوزخی شود ارواح مرور شیاطین، بطور شکننده ای از نامردی و ستمکاری و خونخواری بندگان احمق خود، شرمنده است… پشت گورستانها را سنگینی اند و هبار سلیها، درهم شکسته است. …. و بشریت ـ به مفهوم وسیع کلمه – خسته است ….. …. و این گناه من نیست که در قرنی اینچنین سرسام آفرین بدنیا آمده ام …. … این گناه من نیست که در آثار من در خیابان های گرد آلود و مسموم، کوچه پس کوچه های تنگه و تاريك بن بستهای غربت زده و محروم و کلیه های درودیوار شکسته و محکوم آثار من همه هر چه هست، سپل سرتك رمیده است، در حسرت آنچه نیست ….

 

برای خرید کتاب ماسه ها و حماسه ها  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب افسانه های اپرا اثر حسن شهباز

دانلود کتاب افسانه های اپرا اثر حسن شهباز

 

 

اپرا و آنچه که امروز به عنوان هنر اپرا خوانده می شود تا آنجا که تاریخ شهادت می دهد زادگاهش سرزمین هنر پرور ایتالیا بوده است و تقریباً از اواخر قرن شانزدهم میلادی بوجود آمد اما اگر غرض بازی به روی صحنه، همراه با ساز و آواز باشد، قدمت آن تا پنج قرن پیش از میلاد مسیح به دوران سوفوکل و ه آشیل و سایر منظومه سرایان و نمایشنامه نویسان تراژيك يونان باستان می رسد.

در آن هنگام بازی هنرمندان نیز همراه با سازهای بادی وزهی بوده است و گاهی عده ای بطور جمعی روی سن به خواندن آواز می پرداختند. در حقیقت این اصل کلی و مسلم همیشه بر بشر هویدا بود که موسیقی و درام در صورتی که با یکدیگر همراه گردد بهتر می تواند به دل بیننده اثر بگذارد، وای قرنهای متمادی به طول انجامید تا آدمی به خوبی درک کرد که آواز و موسیقی و بازی با هم میتواند شالوده هنری را بریزد که خود يك رشته جدا ومدون از هنر گردد و فصلی درخشان و جاویدان در عالم جمال و کمال انسانی پدید آورد.

هنر اپرا از بدو پیدایش خود تا امروز مثل بسیاری دیگر از رشته های ذوقی، شامل يك دوره د انقلابی، و بعداً تحول تدریجی بوده که دورانش روی میرفته متجاوز از سیصد سال به طول انجامید اپرا در حقیقت مولود طغیانی است که در آغاز قرن شانزدهم برضد داستانهای آهنگ دار و نامفهوم و پیچیده و « چند صدایی» داستان سرایان ایتالیا در آن قرن صورت گرفت و بتقدم این کار هنرمندی به نام وجا کو پوپری در ایرای دفته بود که وی برای نخستین بار، آواز انفرادی را در این اثر خود جایگزین آوازهای عاشقانه جمعی کرد.

نفوذ این طغیان و و خروج از مألوف که بزودی از شمال ایتالیا به سایر نقاط اروپا نیز سرایت کرد باعث شد (و یا لااقل محرك آن شد که دیگران هم این شیوه را تقلید کنند و در این راه گام بردارند در انگلستان در آغاز قرن هفدهم مصادف با دوران سلطنت جیمز اول و چار از اول نمایشهای درباری که در حقیقت نوعی بازیهای «تمثیلی» مفصل و پرکار بوده و احتیاج به سخنوری و رجزخوانی داشت و یا نوعی لال بازی که همراه با قطعاتی موسیقی حادثه ای بود تغییر کرد و مبدل به صحنه های با آواز انفرادی شد.

در سال ۱۶۱۷، نیکلالانیره كه يك هنرمند ایتالیایی الاصل انگلیسی بوده در انگلستان نوعی نمایش «ماسك ۶ تهیه کرد که مبنای آن بر داستان «بن جونسون» ۷ شاعر و درام نویس مشهور انگلیسی بود و آهنگ آنرا خود وی ساخته بود. در این اثر لانیر آواز انفرادی را جایگزین شیوه سابق کرد. اثر این روش گرچه موقتی بود ولی همین پیشقدم شدن او سبب گردید که آهنگسازان و رهبران دیگری د. شیوه اپرا نظیر هنری پورسل ۸ ظهور کند. در آلمان اولین اثر نفوذ و تأثیر موسیقی ایتالیا در حدود سال ۱۶۲۷ در شهر درسدن به ظهور رسید. در این سرزمین و در همین دوران هنرمندی به نام دهاینریش شوتز ۹ که تحصیلات موسیقی خود را در و نیز کرده بود آهنگهایی جهت اشعار «دفته» (که مبنای ایرای پری نیز قرار گرفته بود) پدید آورد. اپرا به سبك ایتالیایی بود و مانند انگلستان اثر و نفوذش چندان دیر نپایید ولی پایه تحول عظیمی را گذاشت.

در فرانسه تحول اپرا بشیوه دیگری صورت گرفت بخاطر دلبستگی و تعصب زیادی که مردم نسبت به درام داشتند به آسانی حاضر به قبول شیوه ایرای ایتالیایی نبودند، آنها به روش خود به توطئه داستان و نوع بازی بیش از هرچیز اهمیت می گذاشتند. تأثیر ابرا تاحدی در اواسط سده هفدهم به وسیله هنرمندی به نام ژان با بتيست لولی ۱۰ آغاز شد که از قضا اهل فلورانس بود و همچنین بخاطر نفوذ فرهنگستان پادشاهی موزیك كه تحت حمایت لوبی چهاردهم تأسیس یافته بود جنبشی پیدا کرد. با وجود این فرانسه تا دوران انقلاب در مقابل نفوذا برای ایتالیایی مقاومت ورزید. در اواخر سده هفدهم ایرای ایتالیایی در انگلستان و آلمان نضح می یافت و در فرانسه هم اندکی تقلید میشد خوانندگانی از ایتالیا بسراسر ممالك اروپا سفر کرده و شیوه اپرای ایتالیائی را رواج میدادند.

این عصر را می توان دعصر طلایی اپرا نامید برای اینکه اپرا در این دوره تحت نفوذ آهنگسازانی نظیر «الساندرو اسکارلاتی بیشتر از آن جهت تنظیم میشد که آهنگ و صدای خواننده به گوش بیننده برسد و دیگر به موضوع داستان و اندیشه اینکه تماشاگر سرگرم شود توجه نمیشد. برای نمونه میتوان ایرای «پومپئو» ۱۲ اثر اسکارلاتی و «ارفتوه ۱۳ اثر «كلوك» را نام برد که در آنها این منظور کاملا مشهود است. در ایرای دار فلو» به تمام جهات یعنی هنر آواز و زیبایی موضوع وجذبه آهنگ هر سه توجه شده است. پس از گلوك پیشرفت هنر ایران دچار نهضت جدید رمانتيك گردید و با وقوع انقلاب کبیر فرانسه تمایلات سیاسی نیز داخل آن شد و رفته رفته جنبه ملیت ووطن خواهی نیز به شیوه رمانتيك آن نفوذ پیدا کرد.

در همین دوران بود که توابع بزرگی در عالم موسیقی مانند موتارت، بتهوون میبرنور، روسینی دونیزتی و دوبره ظهور کردند و آنگاه در منتهی الیه قوس صعودی رمانتيك آهنگسازان توانا و عالیقدری نظیر واگنر و وردی اپرا را به اوج عظمت خود رساندند. وجود این هنرمندان بزرگ بود که اپرا قام بسیار شامخی را در عالم هنر احراز کرد و در حقیقت میتوان گفت که در اروپای غربی اپرا در آن زمان به والاترین مرحله تکامل خود رسید. هنر ایرای روسیه تا نیمه دوم قرن هجده هیچ تغییری نیافت.

در سالهای بین، ۱۷۵۰ تا ۱۸۰۰ میلادی بود که شیوه ایتالیایی اپرا به مسکو و سن پطرزبورگ راه یافت. آغاز شیوه ایرای روسی را تقریباً میتوان از قرن نوزده و با ظهور شاهکار آهنگساز ،روسی «میکاییل گلینگاه ۱۹ به نام « يك نوع زندگی برای تزاره نامید. این اثر را کلینکا در سال ۱۸۳۶ تقدیم دوستداران هنر کرد تازه توجه مردم هنر دوست روسیه به شیوه نوین اپرا آشنا شده بود که پنج نابغه روسی، یعنی موسود گسکی ریمسکی کورساکف، الکساندر بورودین مزار کویی و میلی بالاكيريف ظهور کردند و آن روح ملیت و وطن خواهی را که در آغاز در آثار گلوك پدیدارشد رواج دادند.

سعی این هنرمندان در این بود که حتی المقدور از نفوذ شیوه ایرایی ایتالیا جلوگیری کنند و به آثار خود رنگ زیبایی محلی بدهند و در آثار خویش منحصراً آهنگهای بومی و ملودیهای روسی به کار برند. باید به این نکته توجه کرد که هر نوع پیش آمد بزرگ و حوادث اساسی زندگی بشری در اروپا و سرزمین زادوواد ایر از نواحی اطراف، در نوع و شیوه و موضوع اپرا تأثیر به سزا داشته است و بهمین سیب طی ادوار مختلف با ظهور حوادث و سوانح گوناگون خط سیر ر آن تغییر کرده است.

مثلا درو نانی ۱۶ که در تاریخ حیات و تمدن بشری دوره خاصی را شامل است انگیزه های نیرومندی را در ذوق انسانی به وجود آورد که در نتیجه باعث پدید آمدن اپرا گردید. رونسانی از سال ۱۳۵۳ آغاز گردید از دوره ای که ترکها قسطنطنیه را تصرف کردند. قریب یازده قرن بود که این شهر مرکز فرمانروایی مسیحیت شرق بود و در همین دیار دانشمندان و حکماء و فلاسفه و هنرمندان ،یونانی نهال دانش و حکمت و فلسفه و حتر را درخت باروری ساخته و به ثمر رسانده بودند.

با تسلط ترکها بر این منطقه و پدید آمدن حکومت عثمانی این عده هر يك به گوشه ای از جهان پناه برده و متفرق شدند. نزدیکترین کشوری که سلامت و امنیت آنها در آنجا تا حدی تأمین بود ایتالیا بود و از همین رو، زیده این حکما و دانشمندان و هنرمندان بدانجا گریختند به همین جهت ایتالیا مهد رونسانس و در حقیقت کانون تجمع بزرگان عصر گردید.

 

 

برای خرید کتاب افسانه های اپرا نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب قافله سالار سخن : پرویز ناتل خانلری

دانلود کتاب قافله سالار سخن : پرویز ناتل خانلری

 

 

 هنر، آئینه زمان است. شاید به همین سبب نیز آثار بزرگ هنری نمودار چهره روزگار خویش اند این سخن در مورد بوف کور نیز صدق میکند. اعتقاد به اینکه تنها هنگامی میتوان این اثر را دریافت که زمان پیدایش آن را بررسی کرد سخنی بجاست. اما واقعیت دیگری را نیز نباید فراموش کرد: بوف کور آفریده ذهن نویسنده درون گرانی است که تنها از بیداد روزگار شکوه نمی کرد، بلکه از شور بختی بشر به طور کلی و از ناتوانی انسان هنرمند بویژه رنج میبرد. بوف کور بازتاب این سرخوردگی است. از ویژگی هانی که برای بوف کور برشمرده اند یکی هم ابهامی است که در آن است. اما آیا این خصوصیت از ارزش آن می کاهد؟ به اعتقاد من نه! آيا هيچ انسان هوشمندی به عنوان نمونه – کافکا را به ب خلق فضاهای تیره و وهم آلود در نوشته هایش ملامت میکند؟ هتر، آزاد است.

اگر تعیین کردن مسیر برای آن دلیل ناآگاهی نباشد، دست کو نشانه ساده دلی است اثری مانند بوف کور با تمام ابهام تیرگی نا پیراستگی های زبانی و عیبهای کوچکی که در آن است، نه تنها شاهکار هدایت بلکه ژرفترین اثر داستانی در ادبیات امروز ایران است.

من حتى میخواهم گامی فراتر ریم و ادعا کنم که سال ها پیش از آنکه کامو، بکت و یونسکو ادبیات پوچی) را بنیان نهند هدایت نمونه درخشانی از آن را در بوف کور ارائه کرده بود. در داستان خواب گونه هدایت از ناتوانی سرگشتگی و تنهائی انسان سخن گفته می شود. از این رو برای ما تعبیراتی نظیر بیگانه (کامو) و نای نهی دلهره انگیز ( سارتر) حرفهای تازه ای نیستند هدایت خیلی پیشتر از متفکران هوشمند باختری به انسان و سرنوشت او اندیشیده و نتیجه آن را در اثر بزرگ خود منعکس کرده بود. در دیده او تلاش آدمی در این جهان تلاش موری است که در طاسی لغزان گرفتار آمده و راهی برای رهایی ندارد. .

از نظر موضوع بوف کور نه تنها یک داستان ایرانی، بلکه یک زمان جهانی است. در اینجا هدایت از دردهائی سخن میگوید که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می پرانده (حسن (۹) این دردها تنها مختص انسان شرقی نیست، بشریت به آن متلاست. بوف کور شرح داستانی است که راوی و مخاطب آن یکی است. به سخن دیگر موضوع اصلی کتاب توصیف شکاف هراس انگیزی است که بین این دو موجود – بین گوینده و شنونده – فاصله انداخته است می فقط برای سایه خودم می نویسم که جلو چراغ به دیوار افتاده است.

باید خودم را بهش معرفی بکنم». (ص ۱۰) یا در جایی دیگر وابی احساس دیرزمانی در می پیدا شده بود که زنده زنده تجربه می شود نه تنها حسمه، بلکه روحیه همسته با قلم متناقص بود…» (ص ۱۷) اما آیا بوف کور تنها یک تک گویه بلند و ملال آور است؟ داستان را اندکی دقیق تر میخوانیم: است چیزی که پس از مرور نخست توجه خواننده را جلب میکند سادگی متن اما آنچه وی را به تعشق وا میدارد غرابت رویدادها، صحنه ها، شخصیت ها و به طور کلی فضای داستان است.

در اینجا گوینده، داستان خود را که ضمناً آشفته نیز به نظر میآید برای سایه اش تعریف میکند. همین! اما این سایه چیست که ظاهرا روی دیوار افتاده اما در اصل بر صفحه ضمیر خود او نقش بسته است؟ اگر این پرسش را استثنائاً نه از ادیبان که برای هر مشکلی غالباً راه حلی مهم تر از خود آن نشان میدهند بلکه از روان شناسان کنیم، پاسخی روشن دریافت خواهیم کرد روان ناهشیار اور اما روان ناهشیار چیست و رابطه آن با روایتگر داستان کدام است؟

 

 

برای خرید کتاب قافله سالار سخن نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب تاریخ یمینی اثر ابونصر محمد بن عبدالجبار عتبی

دانلود کتاب تاریخ یمینی اثر ابونصر محمد بن عبدالجبار عتبی ترجمه ابوالشرف ناصح بن ظفر بن سعد جرفادقانی

 

 

محمد عتبی از لغت و ادبیات عرب و فقه و حدیث و تفسیر و منطق و کلام بهره واقی بافت ، کتاب کریم را با فرادات دهگاه حفظ کرد و در تاریخ و سیر دید، از خرمن آزمایش خوشه ها بر گرفته تا سزاوار دولت و شایان عزت و رفت گردید. جوان رازی که طراوتی با لطافت و بافتی بی نهایت داشته و پس از احوال و استفادی که برایش پیش آمد، در بخارا فریار امیر رضی ابوالقاسم نوح بن منصور حنین پادشاه سامانی راه و جاد بافته ، رئیس برید نیشابور شده و سالی چند هم صاحب ديوان رسائل عماد الدولة ابو علی محمد بن محمد ممجور امیر و سپهسالار خراسان بود.

و امار امثال الرمال تفاوت لدى المجد حتى عند الف واحد علی آزاد مردی فرزانه و مدین و فروان و خویشتن دار و بلند هند و گشاده روی و خوشی محصر و مجلس آرا و بدنه گوی بود؟ با مردم نیکوکار و در دوستی وفا داره در فضل و دانش بشاتی که شمس الحالي ابو الحسن قابوس بن وشمگیر بن زیار  ۱ مردادتان ، یا ، سربازان مغرب گلپایگان است.

آن زیاد از خاندانهانی بردگی و اصیل ایران و دارای صفات برجسته ایرانی که مردانگی و نیکی و جنگاوریست بوده اند. اگر روزگار با پادشاهان این سلسله باری میکرد دار العلاقة بداد را میگرفت و در و شگرد دد بار سامانی را تهیه میکردند.

پادشاه گرگان و میل و ابرستان چون از مؤيد الدول أبو النصر بوية ديني شكست خوره و بهرامان انشاد صحبت ولی موانست میبافت ہے نبی در بیان مطالب ادبی و شواهد تاریخی حسن تعبیر و نکته متحیهایی داشت که گذارش دلیه بر میشود ، مطابق نجو و الفات و اعمار و اخبار حرب واقف و در بیشتر علوم متبحر بود، صاحب نظر دقیق و اهل تیز و تحقیق در فصاحت و بلاغت مشار اليه بالبنان طبعت از فضل گلستان هنر اویش از لطف بوستان هنر تا خواجه بزرگ ابوالحسن علی در بخارا بر دست صدارت مشکی بود محسن کیایت روق ملك و طراوت دولت ساما بی را بقرار اصل باز برده، بساط محل و رافت بگسترد و آبی بروی کار آورد.

و در آنروز گذر از او محتشم تر میان اهل قلم کسی نبود. شی غلامان با نوای طالق خام خوانده را که از منزل خود منو به سرای پادشاهی بود برشهای پیایی از یکی در آوردند، و جانش را که حشاشة مكرمت بود بر باد دادند و ابو مین رستك بكل من جفر جامی در رناه وی گفت : س از کشته شدن روزی ها پر باشه : ابو طی ممجور و فاق بر نوح بن منصور الرووعه یکی شهاب الدولة مارون معروف بغرا خان پادشاه ترکستان را بگرفتن ماوراء النهر میخواند و دیگری فخر الدوله علی دیلمی را برگشودن خرامان تعریف میکرد. سرانجام انوار عمل و هل رأفت ابو منصور ناصر الدین سکنگان بر سر خراسانیان گسترده شد. و موادق فتنه و دوایی محنت امام حرث بین او منقطع گفت محمد علی چون دید که دولت آل سامان بیابان رسیده، ایام اعمال تاجداران این سلسله سیری شده و امارات ادبار از هر سو ظاهر گشته است و در مصاحبت سبکتکین سار الملك ترین رفت و دیوان رسالت آن پادشاه جمال وی و خواب ابو الفتح على من محمد بن العبرت بنلی (۲) آراسته گشت و منشات ایشان بسان چن پیراسته . – بست از بلاد سگستان است و ابو الفتح بستی از شعراء نوالنسانین ایران بوده، بیشتر اصحاب به جان و علماء بیان در مصنعان خود بکماش استشهاد کرده اند، حكمه حكيمانه او را زيادة الحرة في دنياء الصان و ربعه اير بعض العبور فران ادباء باید از بر داشته باشند . علی از مفاخر عهد در توان است ، كان إماماً في علوم ششی ابو النصر علی در تون سخن و شتون اسب می آمد ایران بوده، از هر دانشی هره اللى اندوخته و از هر دفتر طرفه الى اشباعی کرده، على واقر وفضلی متکاثر و محاوره ای اندوه فرسا داشته ، ریاست انشاء در ایران و عراق بدو منتهی گشته ، رقمه منشانش را چون کافه زیر با قطار میبرد نامه ایست در اهداء البشر غير ما تقرب به الاسافر إلى الأكابر ما واقل شكل الحال و قام مقام المال، وقد بنت بتعمل هندي : ان لم يكن في قيم الأشياء خطر، الله في قم الاعتداء إلى والعمل و النصر اخوان والأقبال والقبول فرينان والشيخ أجمل من ان يرى ابطال العال ، ورة الألباني می پرسيد: يا شيخ : ما تقول في الكرب و ولی در اجلا در پاسخش مصراع را مروة : اطعمه ان لم يكن كرى لي . مرصدر دولت سلطان اور بولی بین دولت ابو القاسم آفتاب علوت امین ماند محمود پادشاه جهان ریاست رستان که ناحیه پهناوریست پرست و بسیار کند و آبادان میان بادگیس مفرش شد. ابوالحسن نوی والی کنج رستاق که بری فرعون طبیعت بوده در باره او معاینها میکرده است. با اینکه رای صوابنای مواجه بزرگ فس الكفاة ابو القاسم احمد بن الحسن سیستمی، که وزیری مانه او در پیش تحت هیچ پادشاهی نبود، التضا میکرد که محمد علی مقله امور سلطانی باشد و شاه و وزیر عریب اصحاب الفراش را در حق وی مسرع و مقبول نمیداشتند، آزاد مردان در نداده گفته محلی دارم، امال من در دستگاه دولت بسیار و رخت خوا متن یار – تبدیل عکس به متن فارسی,

سته در نیشابور توطن گرید، و بسمت ادیات و علوم اقبال کرد و با سره بتحقيق وتصنيف وتأليف مشغول شد. مکرر میگفت ا عل السلطان كاله مام و الخارج يؤثر المعول و الداخل برتر الخروج ، چون پس از در هر شغلی قال عزل است واجب نکند خود را در معرض مخافت و تعرض هزار آفت در آوردن ، آدمی با به آرزوهای دور و دراز داشته بالله، هر چه میدان خواهتها و تمايلات کمتر باشه زندگانی او آرامتر و سعادت نزدیکتر خواهد بود ، آنچه بر ز عارف دنیا بیفزا به از کماله خود فرو کاسته است.

نیشابور در آن روزگار کرسی کشور خراسان و شهری آباد و خوشی هوا و پر جمعیت در دامنه جنوبی کوه بینالود، ترویت رود فارود رمان ، مرکز تعلیمات حالیہ اسلامی و مدری علوم و مرجع مستمدین هر مرز و بوم و مجمع علماه بافی و جایگاه تریلی نونی و اهل حاله بوده در در و شكوه على نظير مدينة السلام داد و دمشق و قرطبه. سده پنجم مصر تمدن شرق بوده و در همه افطار اسلامی مخصوصاً خراسان و ماوراء النهر بازی علم و امب روتی را داشته است به در بیشتر بالا و مشاعل فروزان دانش و مردان رخشان بود، بویژه نیشابور که در انواع علوم و معارف و اقسام فنون و مایع آشتی با طراوت و گلستانی شاداب بود ، معداین و شهاء و عرفاء و ادباء و شعراء و ریاضی دانان و حکما، بزرگ از آنجا برخاسته اند جری که بیشتر بنشر و توسعه دانش کمک میکرد کتابخانه های عمومی و خصوصی و معاون مخطوطات گرابهای مدارس و مساجد بود. فیلسوف شريق مسجد الحق عرف الله ابوعلي حسين بن سينا تنوع کتب کتابخانه پادشاهان سامانی را در بخارا که معادن براهر خریده و لانی عید بوده است چنین وصف میکند و بعلت دارا ذات بيوت العربية والشعر كثيرة في كل استادیق و في آخر الله، و كذلك في و طلبت ما استجد اليه . و ما كنت رأيته من قبل ، ولا رايت ايضا من بعد .

علی مویشابور از مطالة و دمنه كتابخانه ها استفاده ه در کتب میشد و نجوم میدید و توسن طبع را معلوم طبعی و ریاضی ریاضت میکرد، طبعی بخواندن طوائف و اقوام را قالب ذکر جبال در افراد حرام التواريخ والحب : و خواص افتاد و صوت سخنانی در افطار اسلامی رفت و سرایش مرجع از باب کمال و میداد.

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب تاریخ در ادبیات اثر علی میرفطروس

دانلود کتاب تاریخ در ادبیات اثر علی میرفطروس

 

 کتاب فوق از مهمترین آثار علی میفطروس و از آخرین تالیفات ایشان در سال دو هزار و شش نخست بار انتشارات فرهنگ در کشور کانادا در دویست و هفتاد و پنج صفحه بچاپ رسید.
در درگیری های تمام حمله ها ی قوم های متعدد ایران خودآگاهی ملی این مردم به ویژه زبان پارسی در پناه شعر قادر به ادامه زندگی و حیات گشت.
و در داخل شعر ایران زمین تاریخ ایران جان دارد و زنده مانده است. چراکه شعر ارتباط بسیار نزدیکی با تاریخ داشته با این اختلاف که تاریخ شامل حادثه ها و اتفاقها را بازگو می نماید ولی شعر روحیه و عاطفی ادمی و حس ایشان را بیان می کند.
این همه شاهنامه ها دلیل اگاهی تاریخی و غیرت و تلاش والای اجداد ما در نگهداری و ثبت خاطرات اقوامی برای نگهداری و استدام حافظه تاریخ مردم ایران شده است زیرا اقوام بی حافظه دارای هویت و اصالت تاریخی نیستند.

هنر و ادب پدیده هایی بودند که نتیجه تمدن و شهرنشینی شکل گرفتن بنابراین هرجا و هر لحظه که شرایط شهرنشینی امکان و توسعه داشت ما ناظر رشد علم و توسعه هنر و ادب خواهیم بود.
تاریخ اجتماعی کشور ما پس از اسلام در یک مرحله 14 قرنی اکثرا تاریخ جدایی و قطع شدن بود زیرا بدلیل شرایط جغرافیایی و موقعیت و خاصیت سیاسی این سرزمین این کشور بزرگ و کهن چهار راه اتقاقات و حوادث بود و بسیار مورد حمله افراد صحرا نشین و قبیله های وحشی قرار گرفت.
قبیله های که به نقل از تاریخ بیهقی بیابان پدر و مادر این افراد بود به گونه ای ایرانیان شهرنشینی و تمدن
با این شرایط تاریخ اجتماعی ما نشاگر استقرار و امنیت هرچمند کوتاه مدت و شکل گیری و توسعه شهرنیشنی و به تبع همانگونه که در بالا ذکر کردم رشد هنر و ادب و علم بوده است.
تاریخ کوشرمان پس از تسلط اعراب تا زوال قجرها بسیار مورد حمله مرتب ایلات و استیلای قبیله های چادر نشین شد.
و همانگونه که در رباعیات خیام یا حافظ و دیگر بزرگکان ادب عقاید متعددی پیرامون فلسفه و دین وجود دارد به سبب شرایط متفاوت اجتماعی در اعصار مختلف این کشور است.
بهمین دلیل در کن کاش آثار بزرگ ادب و فلسفه بررسی و تفیک ذوره زمانی بسیار مهم است.

 

برای خرید کتاب تاریخ در ادبیات  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب افسانه ها اثر علی اکبر سعیدی سیرجانی

دانلود کتاب افسانه ها اثر علی اکبر سعیدی سیرجانی

 

گویا بهار ۱۳۲۳ بود من در کلاس اول دبیرستان بدر سیرجان درس میخواندم با مداد یکی از روزهایی که کیف و کتابم را زیر بغل گرفته راهی مدرسه بودم.

در خم کوچه به یکی از همدرسان رسیدم سراسیمه دعا میخواند و به دور و بر خودش فوت میکرد پرسیدم مگر امروز امتحان داریم که به یاد خدا افتاده ای؟» گفت «مگر خبر نداری؟»؛ و چون مرا از همه جا بی خبر دید فیلسوفانه سری تکان داد و با لبخند تحقیر آمیزی که حربه همه صاحب خبران روزگار است.

به نقل اخبار پرداخت که «رئیس فرهنگ کرمان دیشب به سیرجان وارد شده است و امروز صبح هم به مدرسه ما می آید».

دلم فرو ریخت و من هم چون او به یاد خدا افتادم و به یاد همه نذرهای ادا نشده روزگاران .گذشته شروع کردم به خواندن «چارقُل» و «آمن یجیب» و پیر و پیغمبرها را دنبال هم و بی امان به شفاعت نزد خدا فرستادن که مرا از گزند «رئیس» در پناه خود گیرد.

ساعتی بعد در کلاس ما گشوده شد و مردی عینکی باتفاق دو غريبۀ دیگر وارد شدند و رئیس فرهنگ خودمان هم در التزامشان. معلم ما که چهره اش تغییر رنگی داده بود، گزارشی از وضع کلاس داد و چون روی سخنش با آن آقای عینکی بود ما هم فهمیدیم که عالی جناب رئیس است و همه کاره فرهنگ، یعنی چیزی یک درجه پائین تر از خدا جناب رئيس ضمن سؤالاتش معنی کلمه ای را از محصلی پرسید.

همدرس مضطرب ما از دادن جواب عاجز آمد. نفر دومی و سومی هم بشرح ايضاً. سرانجام مقام ریاست رو به شاگردان کلاس کرد و با سؤال که میداند؟ مجال خودنمائی و عرض هنری به دیگران داد؛ و یکی از آن دیگران من بودم که دستم بالا رفت. نگاه بی اعتنای رئیس از پشت شیشه های بیرنگ عینکش متوجه من شد و چون جوابم را شنید نقش رضایتی بر چهره اش نشست.

 

برای خرید کتاب افسانه ها نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب زنان سخنور: از یک‌ هزار سال پیش تا امروز به زبان پارسی سخن گفته اند علی اکبر مشیر سلیمی

دانلود کتاب زنان سخنور: از یک‌ هزار سال پیش تا امروز به زبان پارسی سخن گفته اند علی اکبر مشیر سلیمی

 

 

از سال ۱۳۱۲ خورشیدی که این بنده ناچیز پس از هشت سال و اندی خدمت روزنامه و زین و نامدار آنروز تهران یعنی شفق سرخ را دست کشیده خود مستقلا بچاپ و پخش نامه هفتگی مربی و ماهنامه «گلهای رنگارنگ که هر دو در زمان خود تازگی داشت و یکی دارای روش آموزشی و دیگری ادبی بود دست زدم؛ نیازمندی روز باین اندیشه ام انداخت تا دفتری از زنان سخنور که بزبان پارسی از یکهزار سال پیش سخن گفته و تا امروز کسی مانند آنرا باینگونه فراهم نساخته یا سفینه ها و تذکره ها کوتاه آمده ، نام و نشان و یادگارهای زیبای آنان را ننوشته و بیشتر بنوشتن سرگذشت و تراویده های گویندگان مرد پرداخته اند برآید و این نیازمندی همگانی را تا جائیکه از دستم ساخته باشد برآورده سازد بویژه سخن سرایان زبر دست و توانایی در میان زنان هست که گفته های نغز و دلنشین دارند و پاره ای با برخی از سرآمدان سخن برابر و همسنگ است و باید در دفتری بزرگ و آبرومند گرد آید تا آشنا و بیگانه به ارزش هنری و پایه اندیشه زنان ایرانی پی برده بدانند .

که اینان هم دست کمی از زنان کشور های پیشرو جهان متمدن ندارند و میتوانند با شایستگی تمام در پرتو آموزش و پرورش نوین همدوش دیگران پیش بروند و گامهای بلند بردارند ، بویژه در زمانهای دور که زنان جهان روز گاریدی داشتند ، همه در تاریکی و نادانی بسر برده از نعمت آزادی و مزایای اجتماعی بی بهره بودند، در میان زنان ایرانی با همه قید و بندها : رابعه ها ، مهستی ها، نورجهانها مخفی ها، مهریها و پادشاه خانونها در مقام برابری با مردان بر آمده داد سخن داده اند.

همچنین زنان امروزه ایرانی نیز با بررسی این دفتر و خواندن یادگارهای نغز و شیوای بانوان خشنود شده بیش از پیش در راه فراگرفتن دانش و هنر بکوشند و هنر نمایی درخشنده تری بنمایند . این اندیشه والا و دشوار با بدرازا کشیدن چاپ ماهنامه ها و کتابها و پس از آن هفتگی نامه های پیوسته گلهای رنگارنگ و افزوده شدن کار (مجله رسمی آموزش و پرورش وزارت فرهنگ و کارهای اداری دیگر، مرا از دست زدن بچنین کاری دشوار بازداشت تا سال ۱۳۲۵ که گلهای رنگارنگ مانند روزنامه های سیاسی روز بدون اندیشیدن ادبی و آموزشی بودن آن بازداشت و دوره های پنجگانه اش به ۷۹ جلد پایان یافت زمینه دست زدن باین دفتر را فراهم ساخت.

نخست بررسی دفتر خیرات حسان گرد آورد شادروان محمد حسنخان اعتمادالسلطنه (که بیشتر آن برگردان شده از سفینه مشاهير النساء ترکی شادروان سید محمود ذهنی افندی پارسی است و کمی هم از زنان سخن سرای زمان فتحعلیشاه و ناصرالدینشاه قاجار را در بر دارد) پرداخته، آنگاه داستان نامه ها سفینه ها و تذکره های خطی یا چاپ شده تاریخها و مجلات که در پایان این دفتر از آنها نام برده شده خوانده یاد داشتهای بسیاری برداشته ، ده سالی سرگرم این کار در خانه و گوشه و کنار یا کتابخانه های ملی و مجلس و ملك وديگر جاها . ا بوده تا اینکه سر انجام دفتری باینگونه آماده ساخته امید آنکه خوانندگانرا دلخواه و دانش پژوهانرا سودمند افتد. با اینهمه نگارنده بر آنسر نیست که دفتری بزرگ و بیمانند ولی بی عیب و نقص فراهم آورده است بلکه بکامل نبودن آن آگاهی دارد و این را هم میداند کاری که تهی از کری و کاستی بوده باشد کدام است؟ چه هنوز زنان سخنوری از گذشته و امروز میباشند که نامشان در اینجا نیامده یا باز ترانه های دیگری بعض سخنوران این دفتر هر آینه دارند که بدست نیامده یا از میان رفته است و در آینده باید بدست آورد و بر این دفتر افزود . جان سخن اینکه نویسنده بر آن نبود که همین دفتر را هم بچاپ رساند با ند با آنکه بهشتصد برگ رسیده و در دو دفتر بقطع وزیری چاپ میشود بلکه میخواست باز چند سالی بررسیهای خود را دنبال کند همچنانکه خواهد کرد تا دفتری بهتر و کاملتر فراهم آورد بسفارش دوستان ارجمند ادبی خود که سالهاست از این کارم آگاهند و نیز از ترس اینکه مبادا روی دستم بروند و تقلید درست یا نادرستی بنمایند چاپ همین اندازه تن در داده بخواست خدای یکتا اگر عمری بود در چاپهای آینده بر مزایای آن افزوده حق مطلب را بهتر از این اداء خواهد کرد .

 

برای خرید کتاب زنان سخنور نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب فروغ فرخزاد : زندگی نامه ادبی همراه با نامه های چاپ نشده اثر فرزانه میلانی

دانلود کتاب زندگی نامه ادبی فروغ همراه با نامه های چاپ نشده فروغ اثر فرزانه میلانی

 

 

صدها سال است که راویان شیرین سخن فارسی زبان حکایت خود را با یکی بود یکی نبود آغاز کرده اند ذکر این عبارت کوتاه ولی پروسعت در آستانه هر ،روایت در آن لحظه جادویی که مخلوق به معجزه هنر خالق میشود و نظمی نو در میاندازد، یادآور این نکته ژرف است که در پس هر قصه قصۀ دیگری نهفته است که حقیقت چندین و چند چهره دارد زندگی حجاب اندر حجاب و مالامال از تناقض است و زبان در عین حال که عریانگر است پوشاننده نیز هست. به قول بیهقی، از هر سخن سخن خیزد.

کتابی که در دست دارید تفسیر من از یک زندگی پربار ولی پیچیده خوانش من از آثاری بدیع ولی در هم تنیده و درک من از گفت و شنودهای متعددی است که انجام داده ام. این روایت من از زندگی و اشعار فروغ فرخزاد است هرچند اشعار این شاعر توانا باغ همیشه بهار من است و با همۀ ارادت و احترامی که برای شخص او دارم کوشیده ام از قضاوت بپرهیزم توجیه و تبرئه کردن پاره ای اتفاقات و وقایع، یا محکوم کردن آنها با را از حیطهٔ مجاز زندگی نامه نویسی فراتر گذاشتن است با این که میدانم بیطرفی مطلق و محض وهمی بیش نیست سعی کرده ام شاهدی بیطرف باقی بمانم.

کوشش من این بوده که از آوردن داستانهایی که ذکر آنها فقط شایعه پراکنی یا شایعه درباره شایعه است حذر کنم که این نه در خور فرخزاد و نه شایسته خوانندگان این کتاب است ولی در دل عبارت یکی بود یکی نبود هزارتویی از راه و روش آفرینش هنری نیز نهفته است نکته ظریفی یادآور این حقیقت که هر روایتی با همکاری خیل عظیمی از راویان دیگر ساخته و پرداخته شده و در پس هر راوی راویان دیگری ایستاده و در کمال سخاوت به او مددها رسانده اند شاید از همین روست که برخی از آثار هنری ما ایرانیان – از قالیهای زیبا گرفته تا کاشیهای ،رنگین از گنبدهای طلایی تا خاتم کاریهای بی بدیل – نام آفریننده ای را یدک نمیکشند من هم در فرایند تدارک این کتاب دین فراوانی به خویشان دوستان همکاران محققان و دانشجویانم پیدا کرده ام. – مادر و پدرم زینت و محمود ،میلانی زندگی و داروندار خود را پای تحصیلات پنج فرزند خود گذاشتند تکیه کلام پدرم این بود که قالی زیر پایم را هم برای تحصیل فرزندانم خواهم فروخت ،همسرم فریدون ،میلانی، پشت و پناه من که خود دندان پزشکی حاذق بود و دلش نمیخواست من آن رشته را رها کنم با گذشتی ستودنی مرا در ادامه راهی که انتخاب کرده بودم یاری داد و از هیچ محبت و حمایتی دریغ نکرد نور دو چشم و دیده ام فرزندانم فرامرز و فرناز و خانواده هایشان – جاستین لئو، جولیا، جُرجیا، پائولو ،لیلا لوکا و مارکو – پنجره زندگی ام را به روی خورشید و روشنایی و مهربانی گشوده اند و همواره یار و یاورم بوده اند.

برادرانم که وجودشان باعث دلگرمی و افتخار من است، از آغاز این کتاب همچنان که از آغاز زندگی ام تکیه گاه و پشتیبانم بودهاند. برادرم عباس، به رغم تعهدات بی پایانش هر بخش فروغ فرخزاد زندگی نامۀ ادبی را دوبار در مراحل مختلف خواند فضل گسترده اش نگاه منصف دید موشکاف و نکته سنجی هایش و سعه صدر خودش و همسرش جین در تاروپود این اثر تنیده شده است. زبان من یارای ادای سپاسی شایسته محبتهای بی دریغ او .نیست از روزی که چشم به دنیا گشودم برادرم حسن ستون زندگی ام بوده و هست دین من به او به درازای عمرم است. روزی نیست که او مشوق به پایان رساندن این کتاب نبوده باشد. او که سيمرغ من است همراه همسرش مهوش در شادی و غم همراه و در کنارم بوده اند.

برادرم محسن با صفای وجود و تیزبینی ویژه اش با تعهد راستینش به جوهر کلام و ایجاز، دنیایی از محبت و انرژی مثبت بوده است. او و همسرش رامک از اولین مشوقان من در این سفر طولانی و راهنمایم بودهاند اجل به برادرم حسین مهلت نداد و ۱۶ سال پیش ما را از محبتهای بی حد و حصرش محروم کرده بود.

 

برای خرید کتاب فروغ فرخزاد : زندگی نامه ادبی همراه با نامه های چاپ نشده نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.