story دانلود کتاب داستان,دانلود رمانهای مشهور ایران و جهان,دانلود داستان های کوتاه

 

در این قفسه ما هزاران رمان ایران و خارجی را برای دانلود رایگان تقدیم شما عزیزان نموده ایم.تا اگر بدلایلی قادر به خرید کتاب نیستید و علاقه مند به مطالعه کتاب داستان هستید.براحتی از این طریق دانلود نمایید.این بخش از دو زیر مجموعه داستان های ایرانی و داستانهای خارجی تشکیل شده که با توجه به دو لینک زیر می توانید به کتاب های مدنظر خود دسترسی داشته باشید.

 

دانلود کتاب داستان ایرانی

دانلود کتاب داستان خارجی

 

 

 داستان

……………………………………………………………………………………….

کتاب داستان ایرانی

دانلود کتاب گور و گهواره اثر غلامحسین ساعدی

دانلود کتاب گور و گهواره اثر غلامحسین ساعدی

 

 از اتوبوس که پیاده شدیم پیرمرد گفت: رسیدیم. میدان بزرگ و چهار گوشی بود و هر گوشه میدان یک خیابان دراز عین دالان باریکی که اخرش به تاریکی می رسید.
پیرمرد جلو و من عقب از خیابان روبرویی رد شدیم و رسیدیم به یک جای باز و به یک پل سیمانی دراز که پای پل چرخدستی های زیادی چیده بودند و مرد خپله ای فانوس به دست دور چرخ ها قدم می زد و کشیک می داد.
از پل که رد شدیم پیرمرد شروع کرد به ور زدن و چرت و پرت گفتن عین ادمی که نخواد بترسه و تو کوچه پس کوچه های تاریک.تنهایی با خودش حرف بزنه. و من شستم خبر دار شد که تازه اول راهه. این جوری هم شد.
از خیابان تاریکی رد شدیم و پیچیدیم به یک خیابان دیگر که چند چراغ کم سو روشن بود و بعد خیابان سومی که اصلا چشم چشم را نمی دید و همه جا را کنده بودند. و پیرمرد همچو چالاک از کنار گودال ها می پرید که انگار چشمش از من جوان بهتر می دید. و باز یک کوچه شلوغ پلوغ دیگر که بو گند دباغ خونه می امد و صدای بریده و خشکی که من خیال می کردم استخوان ریز می کنند. وسط های کوچه بود که پیرمرد برگشت و از من پرسید خسته شدی بابا؟ دیگه چیزی نمونده.

خسته شده بودم اما هیچ چی نگفتم. دوباره پیچیدیم چندبار دیگرم پیچیدیم و رسیدیم به یک دره سرازیر شدیم.
و پیرمرد هر وقت که پایش می سرید اهسته می گفت مواظب باش و من به خیالم که دارد به خودش می گوید که مواظب باشد.
از ته دره گنداب غلیظی رد می شد با مکافات از روی گنداب پریدیم و شروع کردیم به بالا رفتن.
و انوقت من قاچ ماه را دیدم که لرزان از نوک تپه ای بالا می امد.

انچه که مطالعه کردید از بخش نخست کتاب کور و گهوارده داستان اول ( سه داستان) به نام زنبورک خانه است صفحه 9 و 10

 

برای خرید کتاب گور و گهواره  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه مطلب
کتاب داستان ایرانی

دانلود کتاب سفر ناگذشتنی اثر غزاله علیزاده

دانلود کتاب سفر ناگذشتنی اثر غزاله علیزاده

 

 از اتوبوس 119 که پیاده شوید برابرتان میدانی ست راه را با قطار زیر زمینی هم می شد آمد اما اتوبوس آبی رنگ است و می شود از پشت آن درخت و باران و قبر امپراطور را دید.
در یدان باد می اید در میدان های پاییزی همه باد می اید و از دو حال خارج نیست. یا باد و ذره ای باران را می پذیرید.یا گوشتان می گذارد و صداهایی ممتد و ویرانگر در ان می پیچد.
اگر از باد و باران بیزارید دگمه ی بالایی بارانی را که در اتوبوس گشوده بودید دوباره می بدید و دستکشها را که ماه اول پاییز خریده اید می پوشید( هرچه گشته اید دستکشهایی زمستان سال پیش را در جاکمعه دانهای قدیمی نیافته اید)
شاید برانید که به اخم باد را مهار کنید شاید همین باد است که اخم می انگیزد و به هر حال کشف این رابطه طولانی است و بی حاصل.
پذیرنده ی باد از میدان عبور می کنید. در سومین خیابان سمت راست رده یی بلوط بلند است و دستهای کارنده زیر خاک پراشیده و شاید این ریشه ها از همان تناسب انسانی بارور شده شما ولی با درختهای بلوط و با دستهای کارنده کار ندارید.
سومین کوچه گمان می کنید کوچه شائوم است. پا در کوچه می گذارید دیگ به یاد باد نیستید.معماری بیرحم کوچه فرصتها را تمام گرفته قدیمیترین کوچه و نیز نوترین کوچه.بندهای اجر قرمز با گسترشی شریان وار به راستای سیمای دودی فراز می رود

 

برای خرید کتاب سفر ناگذشتنی اثر غزاله علیزاده نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه مطلب
کتاب داستان خارجی

دانلود کتاب سفر به شرق اثر هرمان هسه ترجمه سروش حبیبی

دانلود کتاب سفر به شرق اثر هرمان هسه ترجمه سروش حبیبی

 سرنوشتم این بود که در تجربه ای بزرگ شرکت جویم.عضویتم در مجمع همپائی در سفری بی مانند را نصیبم کرد .سفری که در ان زمان شگفتی ها در برداشت.اما چون شهابی ثاقب.شتابان از خاطر گریخت و از ارزش افتاد. بدین خاطر بران شدم تا داستان ان سفر افسانه ای را که همانندش از زمان هوگو و رونالد تا کنون در میان نیامده بنویسم.
دوران ما از جنگ جهانی بدنیسو دوره ای شگرف بوده است.دوره ای پردغدغه پر اشوب اما بارور.
می دانم که نباید در شناخت دشواریهایی که پیشاوری نوشتن این داستان دارم خود را بفریبم.
دشواریها بسیارند.انهم نه تنها دشواریهای ذهنی هرچند که این گونه دشواری نیز بنوبه خود دشواری بزرگی است.
زیرا نه تنها دیگر یادداشتها.یادگارها.اسناد و دفتر خاطرات ان سفر را دست ندارم بلکه در پی سالها سختی و بیماری و تیره روزی بخشی از حافظه ام را نیز دست داده ام.
ضربات سرنوشت و دلسردی مداوم.حافظه ام را در هم ریخته و دیگر به خاطراتی که زمانی بسی رشون می نمود باور چندانی ندارم.
گذشته از این پیمانی که با مجمع بسته ام نیز سنگ دیگریست بر سر راه من.
چرا که ان پیمان گرچه مجازم می داد تا تجربه های شخصی خویش را بی هیچ گیره و بندی با دیگران در میان نهم اما از باز گفتن اسرار مجمع بازم می دارد.

 

 

برای خرید کتاب سفر به شرق  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

ادامه مطلب
کتاب داستان ایرانی

دانلود کتاب داستانهای ایران قدیم: متمم ایران باستانی اثر حسن پیرنیا

دانلود کتاب داستان های ایران قدیم: متمم ایران باستانی اثر حسن پیرنیا

 

برارباب بصیرت پوشیده نیست که نسبت به داستانهای قدیم ما تا حال دو نظر در ایران اظهار میشد و شاید هنوز هم میشود: تا چهل سال قبل بیشتر این داستانها را بسان تاریخ تلقی میکردند ولی از چندی باین طرف غالب انها را افسانه تصور میکنند در صورتی که حقیقت امر بین این دو نظر افراطی و تفریطی است چه اگر تردیدی نیست در اینکه داستاهای ما تا فوت دارا در زمینه تاریخ گفته یا سروده نشده است از طرف دیگر این نظر هم که داستانهای مذکور تماما افسانه باشد مبنایی ندارد زیرا چنانکه روشن است هر داستانی حاکی از چهار چیز است:
1.از واقعه ای 2.از اشخاص یا مردمانی که سبب واقعه ای بوده اند. 3.مکان واقعه. 4. از زمان آن و قدری مطالعه در داستانها معلوم میدارد که اگر سه جز اخری در موارد زیادی با واقع امور مطابق نباشد جزو اولی که بمنزله هسته است در داستانها محفوظ است ولو اینکه در کیفیت غالبا با شاخ و برگهای داستانی یا اساطیری ارایش یافته یا بصورت حکایت بزمی درامده و یا بطور کنایه گفته شده بنابراین مطالعه در داستانهای قدیم ما برای ایران شناسی کمک بیقدر و قیمتی نیست و مقصود از تالیف این کتاب یکنوع امتحانی است که در این رشته در ایران بعمل می اید.

 

برای خرید کتاب داستان های ایران قدیم: متمم ایران باستانی اثر حسن پیرنیا نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

ادامه مطلب
کتاب داستان خارجی

دانلود کتاب وظیفه مقدس تو اثر یوری گرمان ترجمه آلک قازاریان

دانلود کتاب وظیفه مقدس تو اثر یوری گرمان ترجمه آلک قازاریان

این پیشامد در کلاس نهم مدرسه برای او رخ داد : والودیا ناگهان نسبت به همه چیز دلسرد شد حتی نسبت به گروه شطرنج که در غیاب او فورا از هم پاشید حتی نسبت به معلمش اسمارودین که تا انموقع اوستیمنکو را از بهترین شاگرد خودش میدانست و حتی نسبت به واریا استپانووا که در روزهای جشن ماه نوامبر با او به ساحل بلند رودخانه ارامی که اسمش اونچا بود رفته بود.

این پیشامد در کلاس نهم مدرسه برای او رخ داد : والودیا ناگهان نسبت به همه چیز دلسرد شد حتی نسبت به گروه شطرنج که در غیاب او فورا از هم پاشید حتی نسبت به معلمش اسمارودین که تا انموقع اوستیمنکو را از بهترین شاگرد خودش میدانست و حتی نسبت به واریا استپانووا که در روزهای جشن ماه نوامبر با او به ساحل بلند رودخانه ارامی که اسمش اونچا بود رفته بود.
زندگی پر از تقلا و هیاهو با تمام شادی ها و سرگرمی ها با تمام جزیات با همه چیزهایی که والودیا را احاطه کرده بود گویی یکمرتبه از حرکت باز ایستاد و با ترس و احتیاط در کمینش نشست انگار میگفت صبر کن پسرجان صبرکن ببینم بعد چطور میشود.
البته به نظر نمیرسد که پیشامد خاصی روی داده باشد. انشب او با واریا به سینما رفته و هوا پاییزی مثل همیشه نم نم میبارید و واریا طبق معمول راجع به هنر تاتر پرت و پلا میگفت.
باری انشب روی پرده سینما چندتا مرغ خودخواه از یک نژاد برگزیده با وقار تمام قدم میزدند.
بعد ناگهان والودیا به فس فس افتاد نفس بند امد

 

برای خرید کتاب وظیفه مقدس تو اثر یوری گرمان ترجمه آلک قازاریان نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

ادامه مطلب
کتاب داستان ایرانی

دانلود کتاب پسران عشق اثر قاضی ربيحاوی

دانلود کتاب پسران عشق اثر قاضی ربيحاوی

 

 و بالاخره پدر آن منظره ای را که نمی بایست ببینید دید.برایت گفته ام نگفتم؟
قبلا هم آن بازی را با خواهران و خواهر زاده هایم کرده بودیم.
توی خانه ی ننه ریحان بازی می کردیم چون فقط او بود که می گذاشت ما بچه ها در خانه اش هر کاری بکنیم.من و خواهرم بهی می نشستیم روی دوتا چارپایه و دخترهای دیگر ما را با وسایل آرایشی که از مادرهای شان دزدیده بودن آرایش می کردند.
بهی را به عنوان داماد در می آوردند چون از من بزرگتر و درشت تر بود.
با موی عروسک برای او سبیل هم می گذشاتند. مرا هم که لاغر و ظریف بودم به عنوان عروس درست می کردند با نقش و نگارهای هفت قلم ارایش بر صورتم لباهیم صورتی و روی دوتا لپهام دوتا دایره ی گرد قرمز دور چشمهایم سیاه از سورمه و پلکهایم سبز و ابی و پیشانیم رنگ و وارنگ یک تور سفید هم بر سرم می انداختند

 تا اینکه یکبار حامد که از همان بچه گی چمش همه جا ب دنبال بهی می گشت ما را در وضع دید و رفت به پدرم حاجی خبر داد بعد حاجی امد نگاه نحقیر امیز و تهدید امیز به ما انداخت و هیچ نگفت ولی عصر همان روز من و بهی به درخت یاس وسط حیاط بسته شدیم و ضربه های چوب خیس او بر ساق ها پاهای نرم و نازک مان فرود اندند با درد سوزش و درد

برای خرید کتاب پسران عشق اثر قاضی ربيحاوی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. وبرای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

ادامه مطلب
کتاب داستان خارجی

دانلود کتاب ژان کریستف اثر رومن رولان ترجمه م.ا. به آذین

دانلود کتاب ژان کریستف اثر رومن رولان ترجمه م.ا. به آذین

 

 مدتها پیش از اقدام به نگارش قطعی اثر طرح بسیاری از حوادث و چهره های اصلی آن ریخته شده بود .کریستف از سال 1890.گراتسیا از 1897 و آنای درخت آتشین به طور کامل در 1902 تصویر شده بود.
اولیویه و آنتوانت در 1901-1902 و مرگ کریستف در 1903 ( یک ماه که نخستین سطرهای سپیده دم نوشته شود.)
و درست در همان ساعتی که چنین یادداشت می کردم : امروز 20 مارس 1903 به طور قطع نوشتن ژان کریستف را آغاز می کنم)
کاری جز آن برایم نمانده بود که خوشه ها را بر چین کنم و با هم ببندم و از آن بافه ای فراهم سازم.
بدین سان می توان دید که ادعای منتقدان کم بصیرتی که گمان می برند من بی نقشه و از روی تصادف دست به کار ژان کریستف زده ام تا چه پایه نابخردانه است.
من از تربیت فرانسوی و کلاسیکی و دانشسرائی خود خیلی زود عشق و احتیاج به ساختمان های مستحکم را فرا گرفته ام.
و در خون خود نیز را به ارث برده ام.چه از نژاد قدیمی ساختمان کنندگانی بورگونی هستم.
هرگز امان ندارد اثری را شروع کنم پی آن که قبلا پایه های آن را استوار کرده خطوط عمده انرا به تمامی طرح ریخته باشم.
هرگز اثری مانند ژان کریستف نبوده است که پیش از این که نخستین کلمات انرا به روی کاغذ امده باشد کاملا در اندیشه شکل پذیرفته باشد.
در همان روز 20 مارس 1903 من بخش های این منظومه را در طرح های خویش معین نموده ام..

 

برای خرید کتاب ژان کریستف نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه مطلب
کتاب داستان خارجی

دانلود کتاب بازی مهره شیشه ای اثر هرمان هسه ترجمه عبدالحسین شریفیان

دانلود کتاب بازی مهره شیشه ای اثر هرمان هسه ترجمه عبدالحسین شریفیان

 

 بازی مهره شیشه یی که آخرین اثر مهم و مشهور هرمان هسه به حساب می اید در سال هزار نهصد چهل و سه در کشور سوئیس نشر گردید.زمانی که توماس مان نویسنده شهیر المانی که در ان دوران در کالیفرنیا می زیست دو جلد چاپ نخست این اثر را دریافت کرد از تشابه کاملا اشکار ساختار ازمایشی زندگی ماگیسترلودی یوزف کنشت و داستانی که خود وی توماس مان به نام دکتر فاوستوس سال 1947 می نوشت سخت شگفت زده و مبهوت شد. این دو اثر با وجود تفاوتهایی که از نظر ذوق و مشرب.سبک و موضوع یا تم باهم دارند روایتگر یک قصه یا حکایت مشابه هستند: گوینده یا نقالی خوش ذوق و خوش سلیقه و در عین حال مغلق نویس و گزافه پرداز و با وشق و علاقه یی بسیار زیاد که فقط از شخص خرده گیری چون خود وی برمی اید .درباره زندگی مردی سخن می گوید که هم دوستش دارد و هم تحسینش می کند.در هر صورت چون این روای یا گوینده نمی توانند ان گونه که سزاوار است نبوغ بحث برانگیز یا تردید برانگیز موضوع و سوژه تذکره گونه اش را درک کند.در نتیجه تنش یا رابطه تیره و مسخره یی بین پرسپکتیو یا دیدگاه محدود گوینده و پندارها و رویاهای باز و گسترده یی که نادانسته و نااگاهانه به خواننده القا می کند به وجود می اید

 

برای خرید کتاب بازی مهره شیشه ای نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه مطلب
کتاب داستان ایرانی

دانلود کتاب لاله برافروخت اثر اسماعیل فصیح

دانلود کتاب لاله برافروخت اثر اسماعیل فصیح

 

بچه ها بلند شدند-مصطفی و جمشید.سحر بود.وضو گرفتند و نماز خواندند.لباس پوشیدند و خودشان را با دقت وسواس آمیز ساختند.هنوز هوا گرگ و میش بود که از خانه بیرون آمدند. از پس کوچه های قنات آباد انداختند بالا.برای کاری که می خواستند انجام دهند نه روشنی روز را می خواستند و نه شلوغی شهر را.
از بازارچه قوام الدوله زدند جلوی کوچه مسجد قندی و بعد از کوچه وزیر دفتر انداختند پشت مسجد سید نصرالدین از پاچنار توی بازار. از پشت مسجد شاه امدند بالا-طرف پامنار وعودالاجان و سرچشمه و بالاخره پشت مسجد سپهسالار.
سایه روشن روز تیره و ابرالود کم کم روی شهر پخش می شد.

 زیر نیم تنه ها و شلوارهای گشاد و خاکی رنگ دور کمرهایشان هرکدام دوازده کانتینر فلزی کوچک پراز گاز نیتروگلیسیرین بسته بودند. مکانیسم هر دستگاه به یک فیوز دوتاتور وصل بود. سرفیوز چاشنی دار در یکی از جیبهای شالوارشان بود. حاضر بودند گو اینکه می ترسیدند و امید زیادی هم نداشتند.

 

برای خرید کتاب لاله برافروخت  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه مطلب
کتاب داستان خارجی

دانلود کتاب تسخیر ناپذیر اثر ویلیام فاکنر ترجمه پرویز داریوش

دانلود کتاب تسخیر ناپذیر اثر ویلیام فاکنر ترجمه پرویز داریوش

 

 آن روز بعد از ظهر آغل را در ته نهر ساختیم جایی که کسی آن را پیدا نمی کرد مگر انکه بداند کجا دنبالش بگردد و تازه ان را به چشم نمی دید مگر انکه به نرده هایی می رسید که سرشان تازه با تبر زده شده بود و هنوز از جای بریدگی انها شیره نباتی می چکید و از میان انبوه بیشه و تا میان ان به هم پیوند داشت.
همه انجا بودیم پدرم و جوی و رینگور و لوش و خودم پدرم هنوز چکمه هایش پایش بود اما نیم تنه اش را کنده بود این بود که از وقتی رسیده بود تازه فهمیدیم که شلوارش لباس مخصوص ارتش جنوب نیست و از شلوارهای شمالی هاست پارچه ابی محکم نوی بود که غارت کرده بودند و حالا شمشیر هم به کمرش نبود. تند کار می کردیم نهالها را می انداختیم.بید و کاج و افرا و گردوی جنگلی را می انداختیم و حتی فرصت ان را هم نداشتیم که صبر کنیم و شاخه های انها را بزنیم همه را پشت قاطر می بستیم و با دست هم می کشیدیم.

همه را از میان گل زیاد و بوته های گل سرخ وخشی به جایی که پدرم انتظارمان را می کشید می بردیم. و همین هم بود پدرم همه جا بود زیر هر بغل یک نهاد زده بود و از میان خاربنها و بوته های گل سرخ وحشی از قاطرها تندتر می رفت و نرده ها را در خاک می کاشت و حال انکه لوش و جوبی هنوز گفت و گو داشتند که کدام سرچوب را باید در خاک فرو کرد.و مطلب همین بود. مه اینکه پدرم از همه تندتر و بیتشر کار می کرد نه حتی با وجود اینکه پدرم از همه تندتر و بیشتر کار می کرد

 

برای خرید کتاب تسخیر ناپذیر نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

ادامه مطلب