کتاب داستان
دانلود کتاب لحظه ای با ونوس
کتاب لحظه ای با ونوس به قلم ر. اعتمادی می باشد.پاییز هم اکنون با رنگ و بوی بخصوص خویش از راه رسید .هوا بسیار خنک و دلچسب و اندوهگین است. با آنکه از کار بسیار خسته بودم ولی به هیچ وجه حس در منزل و تنها ماندن را نداشتم .تنهایی بسیار آزرده ام می کرد. امشب همه به مهمانی رفته اند و من به دلیل جلسه ای که داشتم نتوانستم بروم. به ساعت نگاه کردم تازه ساعت یازده بود .از منزل خارج شدم و هوای خنک پاییز مجبورم کرد مقداری قدم زنم.آهسته آهسته گام برداشتم.کوچه ای سرشار از ظلمت و تاریکی بود کم کم از کوچه خارج گشتم و داخل خیابان شدم .هنوز سر پیچ خیابان خودمان به طور کامل نپیچیده بودم که حس نمودم کسی رو به روی من وایساده است.به او با دقت فراوان نگاه نمودم. دقیقا در چند متری من بود که ایستاده بود .هم اکنون دستهایم داخل جیب شلوارم بود که نخستین قطره ی باران روی چهره ام چکیده بود.بی اعتنا به باران با جستجو و کنجکاو بودن جلو رفتم کسی که روبرویم ایستاده بود یک زن است.دقیقا سر پیچ پشت به کوچه با آرامی ایستاده بود و دستهایش را به سمت آسمان بلند کرده بود .آهسته و بدون حرکت کمی نگاهش کردم .بدنش بسیار بلند و کشیده بود. من چرخیدم و درست در روبرویش ایستادم .برای دانلود کتاب به ادامه مراجعه نمایید و برای خرید کتاب لحظه ای با ونوس تماس بگیرید.

دانلود کتاب همراز عشق
کتاب همراز عشق اثری از جمشید طاهری است.موهایم را فرش مسیر و راه خود خواهم نمود مرد.بستر پاهایت را فرشی از ابریشم به اندازه می باشد. قلبم را که سرشار از تو می کنم. سرشار از اسم تو می کنم. به تو هدیه می دهم. چطور می خواهی آیا.خواب و رویایم را پر از خیال تو نموده ام. کمت می باشد آیا.برای چه نمی خواهی متوجه شوی.برای چه نمی فهمی که من هر چیزی را یک دختر قادر باشد به تنها مرد زندگی خود دهد تقدیم کند هدیه ات نموده ام.آیا اینها را نمی بینی.صحیح است که تو نخواهی دید. برای چه که هر چه نگاه می کنی جز ستیزی کودکانه دستگیر نگاهت نمی شود.به درستی تو چه چیزی در من دیده ای جز نگاهی اندوهگین و زبانی زهر آلود.چه گوش داده ای از من جز کلماتی که قادر است هر مردی را فراری دهد تا آخر عمر. حتی از خاطرات یک زن. ای وای بر من که چه احمقانه عشق ورزیده ام به تو. تمام هستی و دارایی خود را به تو تقدیم نموده ام جز یک چیز غرورم را.آری و این غرور می باشد که روپوشی شده است بر همه ی جلوه های زندگیم.تو حق داری من خود می دانم که چطور عاشقت شده ام.برای دانلود کتاب به ادامه مراجعه نمایید و برای خرید کتاب همراز عشق تماس بگیرید.

دانلود کتاب لحظه های بی تو
کتاب لحظه های بی تو داستانی فوق العاده زیبا و خواندنی از مهرداد انتظاری است.آوای شلوغی و صحبت مهمانی دوستانه فضای منزل فرامرز را پر نموده بود.همه ی مهمانها دو به دو یا به طور گروهی دوره همدیگر نشسته هر یک درمورد موضوعات مورد بحث خویش حرف می زدند.یکی درمورد گرانی و دیگری درباره ی به مدل های نو و تازه ی ماشین و آن یکی پیرامون ازدواج و گروهی هم گرداگرد تفاهم داشتن داخل زندگی زناشویی و حق زن و مرد در زندگی صحبت می نمودند .مهمانی خانه ی فرامرز به موجب فارغ التحصیل شدنش داخل رشته مهندسی ساختمان بر گذار گشته و میهمانان تمامی از دوستان نزدیکش او بودند. قبل از آنکه آن مجلس گرمای دلچسب خویش را پیدا کند موزیک بسیار زیبا و آرامی هوای شاعرانه به این جمع صمیمی داده بود و هنگامی بر تعداد میهمانان اضافه شد و هر کس هم کلام شدن با شخصی دیگر پیدا کرد. آهسته آهسته مهمانی رنگ دیگری یافت.دو خانم جوان در کناری نشسته و پیرامون مسائل ازدواج سخن سر داده بودند. این ایام به هیچ مردی نمی توان اعتماد نمود و هر کدام یک مدل خرده شیشه دارند.برای دانلود کتاب به ادامه مراجعه نمایید و برای خرید کتاب لحظه های بی تو تماس بگیرید.

دانلود کتاب عشق ماندگار
کتاب ایرانی عشق ماندگار نوشته ای از فائزه عطاریان است.نگارنده در این اثر با دقت به تجربیات خویش از مشاورات درمانی زوجها به ارائه ی راهنمایی تاثیر گذار درمورد برقراری ارتباط با دیگران و رسیدن به عشق ماندگار پرداخته است. در قدم اول از این راه کارکردهای داخلی ذهن تحقیق میشود و مهارتهایی به موجب تسلط بر اندیشه و افکار آن ارائه شده است. دورانی که میهمانان یکی بعد از دیگری رفته و اردلان از ما خواسته که با ماشین گشت و گذاری زنیم. هنگامی که داخل ماشین شدم گفت آخیش سرانجام تنها شدیم.سایه نمی دانی من زیادتر از پیش بهت علاقه شده ام.همین امروز عصر که آمدم آرایشگاه دنبالت هنگامی که دیدمت متوجه شدم که بسیار زیادتر از پیش دوستت دارم. در حال حاضر پس از آنکه عقد کردیم دیگر دلم می خواهد جون و عمر خود را برات بدهم.اگر بدانی چه اندازه دوستت دارم. سایه باورت نخواهد شد که من چه مقدار احساس سرخوشی می کنم. اصلا باورم نخواهد شد بلخره روزی همسرم شوی.سایه من بسیار خاطرت را می خواهم .برای دانلود کتاب به ادامه مراجعه نمایید و برای خرید کتاب عشق ماندگار تماس بگیرید.

دانلود کتاب شب تقدیر
کتاب شب تقدیر رمانی نوشته ی نسرین سیفی است . به آرامي صدا زدم که خانم غزل بيدار نمی خواهی شوی. به نرمي در جایش تکانی خورد سری به کنار خود چرخاند لبخن ملیحی زدم و گفتم رسيديم بیدار نمی شی.چهره خواب آلوده را با كف دو دست مالش داده به من نگاه كرد و گفت ارش كجا می باشد.از سوالی که کرد يكه خوردم ولی به روی خود نياوردم غزل هم فهمید که سوالش خیلی بی مورد بوده با خونسردي جواب دادم کنار در منزلشون پياده اش كرديم در را باز كردم و پياده شدم و به غزل گفتم پياده نمي خواهی شوی. خنديد و گفت الان که خواب هستم. دكتر چمدان ها را كنار ماشين گذاشت و در صندوق پشت را بست مادر به سمت ما آمد و بغل خود را به سمت ما باز کرد .غزل به تندی به طرفش رفت و در بغل مادر جای گرفت. مادرم از بالاي شانه او مرا نگاه نمود .با سر سلامی به او کردم موهای غزل را بوسه زد و با بستن چشم پاسخ سلامم را داد. غزل را از بغلش در آورد و به طرفم برگشت او را در آغوش کشاندم. سلام خسته نباشي. دكتر هم سلامی نمود.مادر از بغل من بيرون آمد و مشغول احوالپرسي با دكتر شد. چمدانم را برداشته و به رفتم .پير بابا با اشتياق فراوان نگاهم كرد . برای خرید کتاب شب تقدیر به لینک موجود مراجعه نمایید.

دانلود کتاب ماهک
کتاب ماهک رمانی ایرانی از مژگان مظفری است .ماهک مانند همیشه با گفتن دل نشین مشغول دادن کنفرانس بود و تلاش می نمود به شخص دیگری به غیر از استاد به کس دیگری نگاه نکند ولی انگار آن عمل امکان پذیر نیست.رامین احمدی پسر تخص و شرور کلاس در هنگامی که خودکاری داخل گوشهای خود فرو نموده است.به او زول زد.ماهک که نسبت به شکل و اداهای او نمی توانست بی تفاوت باشد .به دشواری جلوی خنده ها ی خود را گرفته بود.استاد گفت خانم دلفانی برای چه سکوت نموده اید.لطفا ادامه نمایید.ماهک با نگاهی بر ساعت دیواری کلاس که بالای تخته سیاه نصب شده بود گفت استاد اگه اجازه دهید واسه ی جلسه بعدی زمان ما بسیار کم می باشد و کنفرانس من بسیار زیاد و احتیاج به وقت زیادتری دارد.تا دقایقی دیگر ساعت کلاس به آخر خواهد رسید.من هم در این وقت کم نخواهم توانست اینهمه خلاصه را کنم.استاد قبول نمود که ماهک جلسه ی بعد کنفرانس خود را بدهد. برای خرید کتاب ماهک به لینک موجود مراجعه نمایید.

دانلود کتاب چشمهای بارانی
کتاب چشمهای بارانی اثری از نویسنده ایرانی فهیمه سلیمانی است .دختر درلباسی تماما سفید مقابل پنجره وایساده است. آسمان هم اکنون روشن ولی فضای درون اتاق تاریک است.از ظلمت اتاق دلش به رنج آمد. به دور تا دور اتاق نگاه نمود.چقدر خالی بود.آن اندازه خالی و تاریک که باز دلش گرفته است. اشک در چشمان من حلقه زده است. دو روزی می گذشت که دفتر خاطراتش رو مطالعه می نمود. از آن اول تا این دیروز که خسته بود.آن اندازه خسته بود که دیگر سرش هم بر روی بدنش سنگینی می نمود. ایامی بود که نخوابیده بود و چشمانش تاب روبرو شدن نداشتند و پلکهای سنگینش اصرار به پائین آمدن داشت. دوست داشت واسه ی تمام چشمهایش را روی هم گذاشته است و دیگر هیچ وقت آن را باز نمی نمود. می بایست به تمام این دشواری ها و ایام کسل کننده و یکنواخت را به آخر می رساند. سرنوشت دیگر برای او ارزش ماندن نداشت از بغل پنجره دو رشد و روی موزائیک های کف اتاق ایستاد و به لیوان و کیسه پلاستیکی قرص که در مقابلش بود چشم انداخت.برای دانلود کتاب به ادامه مراجعه نمایید و برای خرید کتاب چشمهای بارانی تماس بگیرید.

دانلود کتاب كشتی شكسته
کشتی شکسته اسم یک کتاب ادبی می باشد که به دست رابیندرانات تاگور نگارنده ی اهل هند نوشته شدهاست. رابیندرانات تاگور یکی از نویسنده ها و شاعران بزرگ هندوستان و برنده جایزه نوبل ادبیات می باشد. داستان بسیار زیبای کشتی کشته با ترجمه دقیق زنده یاد عبدالمحمد آتی در دهه چهل در سلسله نشر کتابهای جیبی چاپ گشته است. نشر جدید آن با ویرایش جدید و با تاسف بعد از فوت ترجمه کننده فرهیخته آن به بازار کتاب عرضه گشت . این نوشته ما را در خصوص قصه ای لطیف و عاشقانه با خیلی از مراسم و مناسک فرهنگی و هنری و اجتماعی هندوستان آشنا می شود. رامش پسر دانشجوی هندی می باشد که عاشق دختر همسايه شان همناليني است و قصد ازدواج با او را دارد . ولی پدر رامش واسه ی او همسر ديگري را در نظر گرفته است. رامش به همراه پدر خود به روستای دختر رفته تا با او عروسی كند اما به هیچ وجه به عروس نگاه نمي كند . در مسیر بازگشت آنها دچار طوفان شده و رامش هنگامی به هوش آمده مي بيند تنها خودش و عروسش در ساحل هستند . رامش و دختر به منزلشان مي روند اما رامش می فهمد که اين دختر كمالا اسم دارد و اصلا همسر او نمی باشد .برای دانلود کتاب به ادامه مراجعه نمایید و برای خرید کتاب كشتی شكسته تماس بگیرید.

دانلود کتاب مرگ در ونیز
کتاب مرگ در ونیز به نوشته توماس مان است .توماس مان نگارنده ی آلمانی می باشد که در هزار و نهصد و دوازده به چاپ رسیده است. آشنباخ نگارنده ی مشهور به ونیز رفته به امید آنکه داخل این شهر به آرامش و استراحتی که بعد از سپری نمودن شبهای بیداری و کار طاقتفرسا واسه ی او لازم است دست پیدا کند و به این وسیله بر ظرایف هنر تسلط پیدا کرده و به فهمیدن چگونگی هر نوع زیبایی نایل شود. در هتل مجللی در لیدو پند وقتی می ماند و با مدت زمان بسیار کم در آنجا چشمش به نوجوانی لهستانی به اسم تذریو افتاده و جذب زیبایی بخصوص او میشود. به زودی بین کسی که با سختی و رنج به آفرینش زیبایی تلاش می کند و کسی که بیهیچ تلاشی به دلیل وجودش که تجسم زیبایی بوده به شیوه ای ناگفته و پنهانی مؤانست غریبی ایجاد می شود. موقعیت توهم بر انگیز و دوپهلویی می باشد که متصل بر مکالمات افلاطون است که آنها را به یاد آشنباخ آورده و عاقبت به جای آنکه خوب شود حس میکند که روحش در این بازی پیاپی تحلیل گشته است. در آخر باتصمیمی به صورت اتفاقی تلاش می کند تا ونیز را ترک نماید. برای خرید کتاب مرگ در ونیز به لینک موجود مراجعه نمایید.

دانلود کتاب پینوکیو
کتاب پینوکیو نوشته کارلو کلودی از کتاب های ماندگار و خاطره انگیز که کارتون ان به یاد همه ما مانده است.در ایام قدیم پیرمرد نجاری به اسم پدر ژپتو زندگی خویش را سپری می نمود که بچهای نداشت و تنها زندگی می کرد. پدر ژپتو با یک از گربه و دارکوب با ساختن و تهیه ی شی چوبی سرنوشت خود را می گذراند . او با درست نمودن عروسکی چوبی به نام پینوکیو اعتقاد پیدا می کند که برای خویش کودکی دارد. فرشتهای مهربان هنگامی که به آرزوی قلبی پیرمرد پی می برد با زنده نمودن عروسک آرزوی پیرمرد را برآورده می نماید. زمانی گذشته پدر ژپتو پینوکیو را همانند همه ی کودکان به مدرسه فرستاد. پینوکیو در مسیر مدرسه از روی سادگی و مهربانی گول روباه مکار و گربه نره را خورده و به دیدن نمایش خیمهشببازی میرود. در همان جا روباه حیله گر او را به صاحب خیمهشببازی میفروشد. پینوکیو با جوجه اردکی که به همراهش می باشد با نام جینا ناچارا در آنجا مانده و به همراه آنها از شهری به شهر دیگر سفر می کند و یکی از افراد مهم و ستاره ی نمایش خیمهشببازی میشود. برای خرید کتاب پینوکیو به لینک موجود مراجعه نمایید.

دانلود کتاب داستان,دانلود رمانهای مشهور ایران و جهان,دانلود داستان های کوتاه