زندگی نامه و خاطرات
منتشر شده در

دانلود کتاب اَبَر زنان ایران از آغاز تا اسلام اثر نورمحمد مجیدی گرایی

دانلود کتاب اَبَرزنان ایران از آغاز تا اسلام اثر نورمحمد مجیدی گرایی

 

 

 

ماتیکانی که اینک پیش رو دارید و به خواندن آن خواهید پرداخت در دنبال چندین کتاب و آثار تاریخی خود با نامواژه ی ابر زنان ایران باستان از روزگاران کیانیان هخامنشیان سلوکیان اشکانیان و ساسانیان نگارش یافته است. برداشت و پژوهش این اثر از دو بخش منابعی نویسندگان ایرانی دوران اسلامی و پژوهشگران اروپایی میباشد که در زمینه ی تاریخی نوشته و تحقیقاتی در دیدارهای خود در کشور ما انجام داده اند. آنچه در این نوشته ها و پژوهشها در خور نگرش است برداشت و دیدگاه برخی از استادان دانش تاریخ اروپایی است که در بخش بندیهای تاریخی خود تاریخ کیانیان را تاریخ و یادنامه ی اساطیری و افسانه ای نشان داده و پایه و ارزش فرهنگی و یادبودی آن را سست مایه پنداشته اند که انگیزه این چنین انگاشت و پنداشتی دانسته نشده که از روی چه پایه و بنیانی میباشد که در این جا نیاز است که سخنی هر چند کوتاه در این راستا داشته باشیم

۱ – دانشمندان و بزرگان دانش تاریخ میدانند که در اروپا و آسیا دهها کتاب و مقاله درباره ی زرتشت پیامبر ایران باستان و کتاب دینی و تاریخی او (اوستا) نگاشته شده و بسا دانشمندان و پژوهندگان بنامی از اروپا و کشورهای آمریکا، انگلستان، فرانسه آلمان، دانمارک هلند و روسیه و دیگران که آشنایی به خواندن دبیره (خط) اوستایی داشته اند، کتب و مقالاتی در شناخت و زمان زیست زرتشت و شاهانی که نامشان در کتاب او آمده است، تحقیقات ارزنده ای انجام دادند که با نگرش به آن همه کتب و مقالات علمی و فرهنگی و نیز پیشینه ی دور و دراز زندگی زرتشت و کتاب اوستای او که از زمان گشتاسب تا روزگار شاهان ساسانی و همچنین تا زمان کنون، نامی زنده و جاوید در فرهنگ جهانی دارد، چگونه میشود تاریخ ایران باستان را تاریخی اساطیری و افسانه ای پنداشت و خط شک و نادیدگی بر این یادنامه ی هزاران ساله کشید و پهلوانان و شاهان و ابر زنان تاریخ چندین هزار ساله ما را پنداری و افسانه ای انگاشت چه نام و نشان هر یک از مردان و زنان آن روزگاران در فرهنگ نامه های ما ویژه کتاب دینی (اوستا) و دیگر نامه گان زرتشتی آمده اند. با نگرش به اینکه در در هر کشوری فرهنگ و دبیره ی نوشتنی ویژه ای دیده شده، در کشور ما دبیره و خطهای بی مانند اوستایی و میخی (پیکانی هخامنشی و پهلوی جنوبی و شمالی روایی داشته که پس از دگرگونیهای زمانی از میان رفته و جانشین آنان خط عربی و کتابتی که برداشت از این خط است گردیده است.

در روزگاری که تازیان مسلمان به ایران تاختند و مردم ایران زمین کیش اسلام را پذیرفته اند، بسیاری از کتب باستانی ایران از میان رفته و آنچه هم اکنون برگردانهایی از آن کتب در دست داریم ماتیکان و نامگانی بودند که پنهانی نگهداری شده و برخی نیز در هندوستان بدست آمده، چه مردم زرتشتی کیش ایرانی تبار بسیاری از این کشور به کشور هندوستان کوچ و با پاسداشت کیش نیاکان خود نامگان دینی و تاریخی خود را نگهداشته اند. بهر روی نمی توان پذیرفت که تاریخ ایران بیش از هخامنشیان (کیانیان) تاریخی اساطیری و افسانه است مگر اینکه همگی ماتیکان و فرگرد و گرنه ها کتب دینی اوستا و دیگر نامگان آن روزگاران ویژه پژوهشها و کتابهای دانشمندان اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دیگران را بی ارزش و پنداری بشمارد آورد و آن همه نامواژه ای کهن را که تاکنون در کشورهای پارسی زبان زنده و فرزندان آنان به این نامهای چندین هزار ساله نامیده می شوند، بی مایه و پایه بدانند.

روشن است که مردم هر کشوری به گذشتگان و پیشینه های تاریخی خود می تازند و نیز برویش و جاودانگی مردم باستانی خود چنان می بالند که داستانهای افسانه و پنداری و ساختگی و پیش پا افتاده ی نیاکان خویش را که در کالبد افسانه ای و مثل و داستانی درآمده بی پایه و بنیان فرهنگی نمی دانند و باور دارند که ساختار و پیدایش هر افسانه و اساطیر دور از راستی نیست و زاده داستان و رویدادی نانوشته و پاس نشده ی تاریخ خواهد بود و اینکه برخی از دانشمندان اروپایی و بخشی نیز از پژوهندگان ایرانی به پیروی از آنان و رای دو کتاب ارزشمند آریایی نژادان ( ریگ و دا و اوستا) که در هر دو آنان نام و نشانه های از آریاییان هند و ایرانی دارند بدستشان نرسیده و یا بدون نگرش به این دو اثر کهن می خواهند گذشته های ایرانیان را افسانه و اساطیر شمارند، ناآگاه از اینکه ایران کشوری همیشه زنده و نمیرا و جاودان است، و تاریخ آن پیوسته پایدار بوده و به هیچ روی نمیتوان نام افسانه و اساطیر بر فرهنگ ملی آن نهاد ۲ زنان دوران (کشور ماد با نگرش به پیشینه ای که در تواریخ کشورها و مردم زاگرس نشین و میان رودان (بین النهرین دارند و آثار نامی برخی از آنان را (هر دوت) مورخ بزرگ یونانی و دیگران در کتابهایشان آورده ایرزنانی داشتند سیاستمدار و کارا و بردبار مانند. امی تیس دختر (سیا کسرس)، پادشاه ماد و همسر (نیو خدرصر) پادشاه بایل و ماندانا) دختر آستیاگس و زن کمبوجیه هخامنشی پارسی و مادر کوروش بزرگ و دیگر زنانی که در شناخت مورخان باستان در نیامده اند.

 

براتی خرید کتاب اَبَرزنان ایران از آغاز تا اسلام نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 

کتاب تاریخ ایران
منتشر شده در

دانلود کتاب دودمان پهلوی : جریان ملی شدن صنعت نفت در ایران , تاریخ و شرح حال خاندان سلطنتی اثر جعفر شاهید

دانلود کتاب دودمان پهلوی : جریان ملی شدن صنعت نفت در ایران , تاریخ و شرح حال خاندان سلطنتی اثر جعفر شاهید

 

 

تاریخ دو هزار و پانصد ساله ایران پر است از افتخارات جاویدان و فناناپذیر ملتی که قرنها مشعلدار تمدن دنیا بوده و سهم بزرگی در تمدن کنونی جهان دارد. متاسفانه گذشته ما غالباً بوسیله بیگانگان و بدست اجنبی نگارش یافته و جز کتیبه ها و سنگ نبشته هایی که از عهد باستان در سینه خاک ، یا در پیشانی کوه های بلند باقیمانده چیزی در دست ما نیست. از این رو تاریخ قرون اولیه ایران که مربوط به سلسله های هخامنشی و اشکانی و ساسانی نیست، با همه عظمت و قدرت سلاطین آنهد و جهانگشانیها و خدماتی که بفرهنگ و تمدن جهان کرده اند.

آنطور که باید برای ما روشن نیست، زیرا از آثاری که در باره ایران بدست مورخان بیگانه نگارش یافته غالباً آمیخته با غرض ورزی و کینه توزی و حق شکنی است. بطوریکه فتوحات و پیروزیهای درخشان ایران را كوچك و ناچیز نشان داده و در عوض موفقیت های عادی خویش را بصورت اعجاز و عملی خارق العاده جلوه گر ساخته اند.

اما تاریخ ایران در دوره اسلامی اگرچه روشن تر از اعصار و ازمنه پیش از آن است. با وجود این در اثر تحولات بزرگ و تغییرات شگرفی که در طی قرون متمادی در این کشور رویداد و منجر بهجوم امپراطوریهای بزرگ و اقوام و طوائف وحشی بمیهن ما گردید ، قسمت اعظم این آثار از بین رفت و جز معدودی کتب خطی و نسخ قدیمی چیزی برای ما باقی نماند. بنابر این برای آنکه تاریخ معاصر که نسل کنونی شاهد و ناظر آن بود. بطرز جالب و مطلوبی انتشار بابد وقایع و حوادث مهم تاریخی با مرور زمان بدستخوش فراموشی سپرده نشود، نگارنده این کتاب تصمیم گرفت تاریخ زندگی خاندان پهلوی و علل انقراض سلسله قاجار و چگونگی تشکیل سلسله پهلوی را با مدارک صحیح و کامل انتشار دهد.

بطوریکه این مجموعه برای تمام کسانی که بخواهند از وقایع بعد از استبداد صغير واواخر سلطنت احمد شاه و اوضاع سیاسی و نظامی و اجتماعی ایران مطلع شوند. بصورت يك سند مهم تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. این نکته نیز نا گفته نماند که نگارنده این کتاب نه تنها هیچگونه منظور و نفع شخصی از انتشار این تاریخ نداشته بلکه با صرف وقت و مرارتهای زیاد و مراجعه بكلية تواريخ و مطبوعات و یادداشتهای رجال سیاسی و مطبوعات نیم قرن اخیر تاریخ مزبور را برشته تحریر در آورده و با صرف مبالغ هنگفتی این کتاب را منتشر ساخت.

و چون این رسم از دیر باز مرسوم بوده که هر نویسنده ای اثر خود را بعزیز ترین و گرانبهاترین کسی که بار علاقند بوده تقدیم میکرده است. اینجانب نیز ا تر ناچیز خود را به دملت خشناس ایران که بیست و پنج سال با سرافرازی و نیکنامی در برابر سهمگین ترین حوادث تاریخ پایداری کرده و از زیر همه آن فشارها و شکنجه ها و سوانح خانمان بر بادده با موفقیت و کامیابی سرد است کرده است تقدیم میدارم و امیدوارم این هدیه کوچک یکی از فرزندان این آب و خاک را با بزرگواری خود قبول فرمایند و از لغزشهایی که ممکنست در خلال نوشته های این کتاب ملاحظه فرمایند. قلم عفو بر روی آن بکشند قرن شانزدهم میلادی در تاریخ جهان ما در حوادث و آغاز تحولات عظیم سیاسی و اجتماعی و علمی و ادبی بشمار میرود.

 

 

برای خرید کتاب دودمان پهلوی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

 

روانشناسی
منتشر شده در

دانلود کتاب سرچشمه اثر آین راند ترجمه مینا شریفی ثابت

دانلود کتاب سرچشمه اثر آین راند ترجمه مینا شریفی ثابت

 

بسیاری از من میپرسند از اینکه کتابم – سرچشمه – در طول ۲۵ ساله اخیر بارها تجدید چاپ شده چه احساسی دارم ویکتور هوگو به بهترین نحو احساس مرا بیان داشته اگر یک نویسنده صرفا برای دوران خویش می نوشت همین امروز قلم را میشکستم و دور می انداختم زندگی افکار و نوشته های برخی نویسندگان از جمله خود من در یک محدوده زمانی نمی گنجد هدف واقعی نگارش و انتشار کتاب های داستانی این نیست که طی چند ماه و یا چند سال به فروش برسند و بعد هم از صحنه روزگار محو شوند. یکی از اسفبار ترین جنبه های ادبیات امروز این است که با کتاب درست همان رفتاری را میکنند که با مجله همانگونه نوشته میشود. به همان طریق خوانده میشود و به همان سرعت هم ناپدید میشود. عمده ترین امتیاز مکتب ادبی رمانتیسیسم ماندگاری آن است و این در ادبیات امروز کمتر دیده میشود لازم میدانم محض اطلاع دانش پژوهانی که کمتر موقعیت جستجو و کند و کاو در این مکتب را پیدا میکنند بگویم که رمانتیسیسم بعد عقلانی و فکری مکتبهای هنری است. رمانتیسیسم نه فقط با مسائل روزمره بلکه با اصول بنیادین همیشگی مطلق جهانی و در رابطه با بقای بشریت سر و کار دارد.

رمانتیسیسم ثبت وقایع و با عکس گرفتن از آنها نیست رمانتیسیسم خلاق است منعکس کننده و پیش بینی کننده است. به قول ارسطو رمانتیسیسم صرفا با آنچه که هست درگیر نیست بلکه آنچه را که ممکن است باشد و یا میبایست باشد. منعکس می سازد. برخی روزآمد بودن و ارتباط با زمان حاضر را مهمترین وظیفه مکتب های هنری میدانند. به نظر من بشر امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند نگریستن به جهان و هستی به گونه ای است که به راستی میباید باشد. منظور من این نیست که از قبل میدانستم کتابی را که مینویسم طی ۲۵ سال بارها تجدید چاپ خواهد شد؛ خیر من اصلا به زمان محدود و خاصی فکر نمی کردم تنها می دانستم این کتاب اثری است که می بایست باقی بماند و همینطور هم شد.

از سال ها پیش و در تمام دورانی که ۱۲ ناشر مختلف چاپ کتاب سرچشمه ” را رد کردند به ماندنی بودن آن واقف بودم برخی از این ناشران معتقد بودند که کتاب سرچشمه بیش از حد روشنفکرانه و زیادی بحث انگیزه است و اعتقاد داشتند که چنین کتابهایی مخاطب کافی نداشته و در نتیجه فروشی هم نخواهند داشت. آن دوران مشکل ترین دوره کتاب سرچشمه بود. اگر اینها را مینویسم صرفاً محض خاطر آن دسته از نویسندگانی است که با چنین دیدی مینویسند و با چنان دشواریهایی روبرو میشوند. میخواهم به آنها بگویم که همان اتفاقی که برای سرچشمه افتاد برای نوشته های آنها هم رخ دادنی است.

در اوایل ۳۰ سالگی ام نمایشنامه ای بنام ایده ال نوشتم. در مقطعی قهرمان زن این نمایشنامه میگوید میخواهم شکوه زنده بودن و به واقعیت پیوستن روباهایی را که خلق کرده ام در دوران حیاتم ببینم. میخواهم ببینم که همه واقعیت دارند میخواهم بدانم که کس دیگری در گوشه ای از این دنیا هست که همین خواسته ها را دارد و گرنه چه سود از آرزو داشتن تلاش کردن در جهت رسیدن به آن آرزوها و در شوق رویاهای دست با یافتنی سوختن؟

جان انسان هم باید تغذیه شود و گرنه پژمرده شده و می میرد. در طبیعت بشر و یا هیچ جنبنده دیگری نیست که از بدو تولد تسلیم شود. از رویاها و ادعا هایش چشم پوشی کند زنده بودنش را لعنت فرستد و به بیراهه کشاند مراحل و جریانهای تخریبی وجود دارند که چنین روندی را موجب میشوند. سرعت تأثیر این جریانها از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. برخی با کوچکترین تا ملایمتی تسلیم میشوند پاره ای رویا هایشان را می فروشند. عده ای به مرور خسته شده و بدون اینکه بفهمند چه وقت و چگونه این اتفاق افتاده اشتیاقشان را از دست میدهند و بعدها تمامی این شور و اشتیاق ها در باتلاق تفکر بزرگترهایی که دائما به آنها گوشزد می کنند که برای رسیدن به بلوغ فکری باید رویاها را کنار گذاشت و برای رسیدن به امنیت باید ارزش های فردی را فراموش کرد ناپدید میشوند. اما تعدادی اندک همچنان استوار میمانند و با اعتقاد به اینکه خیانت به رویاها جایز نیست به راهشان ادامه داده و به رویاهای شخصی شان شکل می بخشند

. آینده شخص هر چه میخواهد باشد اما واقعیت اینست که انسان از آغاز در جستجوی آن بصیرت اصلی است که در ذات بشر و هستی نهفته است. در این مسیر رهنمودهایی اندک وجود دارند سرچشمه یکی از آنهاست و این خود یکی از دلایل اصلی تداوم جذابیت کتاب است. اهمیتی ندارد که در هر سل فقط تعداد اندکی هستند که توان درک و شایستگی تحقق بخشیدن به منزلت اصلی بشر را دارند و این امر هم که تعدادی به این پایگاه و مرتبه خیانت میکنند مسئله ای بی اهمیت است. همان افراد انگشت شمار هستند که دنیا را به حرکت و جنبش وامی دارند و به زیستن معنی می بخشند. مخاطب نوشته های من هم همواره همان تعداد اندک بوده اند. من نگران آن دیگران نیستم خیانت آنها به من و یا به سرچشمه ها نیست، بلکه این جان خودشان است که به آن خیانت می ورزند.

برای خرید کتاب سرچشمه نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب ادبی
منتشر شده در

دانلود کتاب سنگ هفت قلم بر مزار خواجگان هفت چاه اثر دکتر ابراهیم باستانی پاریزی

دانلود کتاب سنگ هفت قلم بر مزار خواجگان هفت چاه اثر دکتر ابراهیم باستانی پاریزی

 

 

يك مورخ طبسی گفته است که همه مردم طبس دروغگو هستند. چون این حرف را يك مورخ طبسی نقل کرده، پس هر چه آن مورخ طبسی گفته باید راست بوده باشد اما دروغ است، زیرا اگر همه مردم طبس دروغگو باشند چون او هم طبسی است، پس آنچه او گفته دروغ باید بوده باشد یعنی دروغ باید باشد این حرف که مردم طبس همه دروغگو هستند معمولا اهل فلسفه و منطق این قصه را در مثال استدلال از نوع مغالطه و سفسطه بکار میبرند و توضیح می دهند که چطور می شود با يك مقدمه چینی غلط دو نتیجه متعارض به دست آورد: هم حرف بك مورخ طبسی را میشود دروغ پنداشت و هم آن را راست شمرد حقیقت آنست که بعضی اشخاص بدشان نمی آید که این حکم را در باب تمام مورخان عالم تسری دهند.

خصوصاً اگر این حرف را درست تصور کنیم که تاریخ مجموعه نوشته هایی است از حوادثی که هرگز آنطور اتفاق نیفتاده به قلم مورخینی که خود هرگز آن حوادث را به چشم ندیده اند!» این روزها خصوصاً بعد از انقلاب خودمان باب شده است که همه اهل تحقیق و اهل سیاست قبل از هر چیز و هر کس مورخان را زیر مهمیز پرخاش و متلک و تحقیر میگیرند و بلافاصله همه را به يك چوب می دانند که اینان مشتی دروغگو و متملق و چابلوس بوده اند که اصرار داشته اند گرگ و میش را از يك آبشخور آب دهند و نه کرسی فلك را زیر رکاب قزل ارسلان می نهاده اند تا بر سفره ای بچرند و لقمه ای ببرند.

البته بلافاصله خودشان اظهار نظر میکنند که فلان پادشاه فلان عیب داشته و فلان حاکم فلان ظلم کرده و مورخان، از حکام ظالم، فرماندهان عادل پرداخته اند. غافل از آنکه چنین نیست، زیرا باز هم همان کسانی که فلان ظلم و فلان حکم ناحق را به ناف فلان حاکم می بندند، حرف آنان بدین جهت مورد قبول است که متکی به اظهار نظر یکی از همان مورخان است.

به خاطر دارم که چندی قبل استاد اجل بزرگوار سید محمد علی جمال زاده بعد از خواندن كتاب يعقوب ليث تألیف بنده، اظهار محبت نموده تمام صفحات را حاشیه نوشته اند و اصل کتاب حاشیه زده را نزد مخلص پس فرستاده اند که جزء اسناد گرانبها و افتخارات بنده است در ضمن البته مختصر کنایه ای هم زده اند که آدمی که اینطور بوده و اینقدر آدم کشته و آنقدر ثروت بهم زده و آن قدر پول از فارس و خراسان برده، چطور مورد عنایت آقای باستانی واقع شده است؟

برای خرید کتاب سنگ هفت قلم بر مزار خواجگان هفت چاه نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

زندگی نامه و خاطرات
منتشر شده در

دانلود کتاب خاطرات ملکه ثریا اثر موسی مجیدی

دانلود کتاب خاطرات ملکه ثریا اثر موسی مجیدی

 

 

کمترین استقلال مالی نداشتم از آنجا که تصور حمل پول وسیله ی ملکه نمی رفت، بهای خریدهای ممکن از جانب مامور ویژه پرداخت می گردید. هرگز صورتحساب هتل را ندیدم و از نحوه ی سفارش غذا و چای اطلاع نداشتم . پس از طلاق گرفتن مدتها در مورد انجام کارها احساس عدم اعتماد و اطمینان داشتم لذا انجام کارها را به مادرم وا می گذاشتم.

مردم عادی ممکن است به این قبیل دستپا چلفتی های من بخندند ، لاکی باید بگویم این امر ناشی از زندگی غیر عادی من بوده است. در هیجده سالگی که به ازدواج شاه درآمدم جلوی رشد طبیعی من در جهت استقلال و خودکفایی را بیرحمانه مسدود کردند. در بسیاری از مراسم نقش من از حد یک بچه پائینتر آمد. به گونه ایکه وقتی به زندگی طبیعی بازگشتم با مشکلات فراوانی روبرو شدم . ناگهان دریافتم که آدم کاملا عاطل و باطل و بی فایده ام. در تهران که بودم وظایفی برای خود داشتم و چون در جریان پاره ای از امور اجتماعی قرار می کردیم، احساس غرور میکردم.

لاکن در حال حاضر خود را با هیولای تهی و بوج رو در رو میبینم. مدتها بطور جدی در این اندیشه بودم که با کار کردن برای دکتر آلبرت شوایتزر به رستگاری برسم اگر پدر و مادرم که نگران سلامت و بهداشت. من بودند اعتراض می کردند احتمالا من به لا مبارن می رفتم .

زندگی درباری ویژگیهای بکر و کاراکتر مرا به کلی دگرگون کرد و در واقع به سیر غیر طبیعی علت داد. من همانند دیگر دختران جوان موجودی شاداب بودم که دوست داشتم همواره خندان و فارغ بال باشم و ذهن و مغزم را از بابت آینده ی جهان تحت فشار سخت نگذارم. من پرگو و حتی دراج بودم و به پدر و مادرم و به همکلاسهایم اعتماد کامل داشتم . پس از ازدواج خود را در میان آنچنان محدودیتهایی در محاصره دیدم که به ندرت به مناسبات و رفتارهای درست انسانی اجازه و مجال بروز می دادند .

حرفهای مردم به طور غیر مستقیم به گوشم میرسید که میگفتند من در قفس طلایی زندگی میکنم. البته این حرفها را پشت سرم و به خاطر بدگویی عنوان می کردند عاقل از آنکه واقعیت را میگفتند. اشخاصی که به حضور من می رسیدند. کوشش داشتند از علایق خود نسبت به من و از شکوه و عظمت من تعریف و توصيف کنند. من آدم درست و صادق و بی ریایی را که حقایقی را با زنی در شرایط در میان بگذارد ندیدم … به همین دلیل من به تدریج از واقعیات دورماندم . من معتقدم شاهزاده هایی که در اینچنین فضا و شرایطی زیست میکنند هرگز نخواهند توانست قضاوت درست و واقعی در زمینه ی اندیشه ها و اعمال اطرافیان و همراهان خود داشته باشند.

آنها ممکن است با بسیاری از مردم روبرو بشوند و پیامها و گزارشهای بی شماری را هم بخوانند، با اینحال واقعیت زندگی مجزا و جدا از دسترس آنها خواهد ماند . زمانی که سعی کردم در حد وظایف درباریان اعمال نفوذ کنم خودم به شدت زیر نظر قرار گرفتم. کوچکترین اشارات و حرکات و حرفهای من فوق العاده مهم تلقی گردید. آنچه را که من در محافل خصوصی برای نزدیکترین دوستانم بیان می داشتم در شهر رایج میشد. ناگزیر شدم در سخن گفتن با خدمتکاران هم احتیاط لازم را داشته باشم. بزودی آموختم که پیش از بیان هر مطلبی آن را به دقت بسنجم . نتیجتا ” نحوه ی تربیت و فرهنگ شاه در این زمینه بهتر از من بود. شاه را در حضور شخص ثالث هرگز کاملا ” گشاده رو و بی تکلف ندیدم. این ویژگیها را من در ملکه الیزابت انگلستان هم مشاهده کردم به نظر می رسد که اینچنین ویژگیهای وی پس از نسلها سلطنت فطری و جبلی باشد. ملکه الیزابت ما را در کاخ بوکینگهام در محیطی بسیار دوستانه پذیرا شد.

برای خرید کتاب خاطرات ملکه ثریا نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب داستان خارجی
منتشر شده در

دانلود کتاب عشق جاوید است اثر ایروینگ استون ترجمه عباس آریان‌پور

دانلود کتاب عشق جاوید است اثر ایروینگ استون ترجمه عباس آریان‌پور

بخشی از رمان :

و درمیان تپه های سبز و خرم قرار دارد. ولی یا واقعاً ماری آنقدر به لکزینگتون علاقه داشت که نمی خواست از آن خارج شود؟ ماری از اینکه مردم به آن شهر نام آتن غرب گذاشته بودند لذت میبرد. دانشگاه معروف و کتابخانه و مدارس و قرائتخانه ها و انجمن های ادبی و علمی و نمایشگاه ها و سازمانهای موسیقی آن همیتی بسزا داشت. این شهر مرکز اجتماعی و مرکز مد و ابتکارات است نه کنتاکی» به شمار می رفت. بعلاوه چون هانری کلی در آن اقامت داشت مرکز طوفانهای سیاسی نیز بود. خیابانهای این شهر با سنگهای آهکی مفروش بود و ملخ و کالسکه وارا به به وفور در آن دیده میشد.

ولی رویهمرفته شهر خیلی تمیزی بود. خانه ها همگی آجری و وسیع بود و درختهای سرسبز و خرم آنرا احاطه می کرد. مردم زیادی از نيويورك و بستن وفيلادلفيا وغیره برای دیدن آن می آمدند و همه می گفتند که مردم لکزینگنون از لحاظ ذوق و سجایای اجتماعی و آسایش طلبی و جمال پرستی و خوش پوشی و تزئینات داخلی خانه برجسته اند و در سر تا سر آمریکا نظیر ندارند. ماری با آرامش و سکوت در اطراف این موضوعات فکر می کرد که ناگهان صدای به هم خوردن قطعات فلزی و ناله های دلخراشی توجه او را به خود جلب کرد. وقتی نگاه کرد دید که عده ای غلامان سیاه پوست از جلو خانه شان می گذرند؛ مردان دو به دو به زنجیر بسته شده و همه با هم به زنجیر سنگین تری متصل شده اند. زنان سیاه پوست هم هر دو نفری دستشان با زنجیر به هم بسته شده است و بعضی هم بچه های شیرخوار و خوابیده خود را در بغل می برند گو یا این کاروان بیست ساعت در حرکت بوده اند و زندان غلامان لکزینگتون آخرین منزل قبل از مقصد آنها به شمار می رفت. شش سال قبل ماری به این خانه در خیابان مین استریت» وارد شده بود و در تمام این مدت این قبیل کاروانهای غلامان را میدید که به ضرب شلاق در خیابانها حرکت می کنند.

همیشه این قبیل مناظر در او ایجاد رعب و وحشت می کرد. در کنار نهر مجاور خانه آنها علامت مخصوصی روی نرده دیده می شد که وقتی غلامان فراری آنرا میدیدند می فهمیدند که می توانند به آنجا پناه ببرند. ماری با كمك مامی سالی این علامت را گذاشته بود و پدر و مادرش اصلا از آن اطلاعی نداشتند.

پدرش با جنوب تجارت میکرد و ناچار اگر می دانست که دخترش به غلامان پناه می دهد اعتراض می کرد. ولی ماری و مامی سالی خادم سیاه پوست متفقاً به غلامان كمك می کردند و این را از خود را مخفی میداشتند. خلاصه، وقتی ماری غلامان را به آن حال اسارت و در غل و زنجیر دیدنگاهی به چهره ساندی کرد و گفت: ساندي، من حاضرم از لکزینگتون بروم ولی تیرویی که بتواند مرا به جای دیگری جلب کند باید خیلی قوی باشد.»یعنی می خواهی بگویی که من دارای آن قدرت نیستم.» ساندی از این بیان رنجیده خاطر شد و ماری خم شد و گونه او را بوسید و با صدایی آرام و آهسته ولی آشفته گفت: «ما با هم خیلی صمیمی هستیم ولی ساندی جان، آیا عشق نباید از این قوی تر باشد؟ زنگ ناشتایی در ساعت هشت طنین انداز شد و ماری را از خواب بیدار کرد.

با شنیدن این صدا از تختخواب بیرون پرید و پرده های قرمز رنگ را به کنار زد و دید روز روشن و موقع جشن فارغ التحصیلی است. ماری دست و روی خود را شست و با شدت موهای خود را شانه زد و مرتب کرد. قبل از اینکه لباس بپوشد بار دیگر خود را در آینه نگریست و از اندام متناسب خودلذت برد. همه افراد خانواده تاد تمایل به چاقی داشتند. از اینروغالباً ماری وقتی به مغازه شیرینی فروشی مسیو جیرون می رفت از صرف شیرینی خودداری می کرد و همچنین از خوردن شیرینیهایی که عمه «چانی تهیه میکرد اجتناب می نمود تا الاغر بماند. همینکه قدری در چهره خود در آینه نگریست ملاحظه کرد که بر خلاف انتظار جوانان بلوگراس چهره اش به شکل قلب نیست ولی رنگ سرخ و برافروخته و چشمانی درشت و آبی و مژه هایی بلند و ابریشم و ار داشت که به او حالتی زنده و جذاب می داد.

آن وقت از جعبه روبانهای خود یک رویان طلایی پیدا کرد و آنرا زینت گیسوان خود کرد. ماری خیلی دوست داشت در این اطاق از خواب بیدار شود. زیرا دو سال قبل که از دیدن خواهرش الیزابت از اسپرینگ فیلد برگشت بتسی ها مفری زن پدرش به دستور آقای تاد اطاق مزبور را مطابق ذوق و سليقه ماری تزیین کرد و به صورت يك اطاق خواب و پذیرایی مشترک در آورد. پرده های نفیس آنرا زینت می داد و پارچه روی تختخواب ابریشمی راه راه طلایی و آبی کم رنگ و نفیسی بود. باسی زن پدرش وقتی آنرا تهیه میکرد با لهجه خشك و خالی از محبتي می گفت: «این برای ماری خیلی زیادست زیر اماری فهم و ادراك چنین چیز نفیسی را ندارد. ماری و پدرش می دانستند که این اطاق خیلی تجملی است، ولی دوست داشتند آن طور باشد. در این هنگام ماری دم پنجره بزرگ مشرف به خیابان مین استریت رفت تا نگاهی به خارج بیندازد و ببیند چه خبر است. از دور چشمش به ارابه يك اسبة دكتر وار فیلد افتاد که در جلو خانه و ماکسوله ایستاده بود.

فوراً پیش خود گفت: «باز با تو ماکسول ناخوش شده است ای به یادش آمد که در چهارم جولای وقتی به باغ آقای فاولر می رفت تا در مهمانی جوجه کباب شرکت کنند و به سخنرانی هانری کلی گوش بدهد، فقط شش سال و نیم داشت و با اینکه یک کلمه از حرفهای آقای کلی سر در نمی آورد، باز مسحور صدا و شخصیت و می شد. همچنین به یادش آمد که آن روز قبل از صرف غذا ناگهان او را به شهر برگرداندند و در آنجا دید که ارابه يك اسبه دکتر موادلی» و دکتر دوار فیلده جلو در ایستاده است. در آن موقع مادر ماری در حال وضع حمل بود. معمولا مامی سانی خودش به تنهایی تمام بچه ها را می زایانید. به خاطر آورد که آن شب در خانه مادر بزرگش خوابید و نصف شب از صدای گریه بیدار شد و به طرف پنجره دوید و دید که در حیاط پشت خانه رو بالشی ها را روی بند آویخته اند که علامت این است که یک نفر مرده است.

ماری تصور می کرد که بچه نوزاد در موقع به دنیا آمدن مرده است زیرا موقعی که دو سال داشت برادر دیگرش به نام «رابرت هم اندکی پس از تولد در همان تابستان در گذشته بود. سپس ماری به یاد آورد که آهسته و بدون اینکه کسی او را ببیند وارد خانه خود شد و شنید که عمه اش ماریا به نلسون می گوید: «نلسون، لطفاً سوار کانسکه شو و دعوتنامه های تشییع جنازه را برسان بیچاره ماری نمی دانست دعوتنامه تشییع جنازه چیست و وقتی به سالن جلوخانه رفت دیدیک دسته کارت با حاشیه های سیاه روی هم انباشته است. یکی از آنها را برداشت و دید چنین نوشته است: محترماً از جنابعالی و خانواده محترم دعوت می شود که در مراسم تشییع جنازه با تو الیزا همسر آقای را برت زاد شرکت فرمایید.

برای خرید کتاب عشق جاوید است نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

کتاب داستان خارجی
منتشر شده در

دانلود کتاب یادداشت‌های زیرزمینی اثر فئودور داستایوسکی ترجمه رحمت الهی

دانلود کتاب یادداشت‌های زیرزمینی اثر فئودور داستایوسکی ترجمه رحمت الهی

 

داستایوسکی نه میخواهد خودش را محکوم کند و نه میخواهد تغییر بدهد و با تصحيح کند ، فقط همواره خود را علیه زشتی ها و خطاهای تجزیه و تحلیل شده نیرومند و مجهز میکند. اولین اثر او که مورد توجه فراوان قرار گرفت بنام « بیچارگان » بود که در سال ١٨٤٦ انتشار یافت و در آن تاریخ منتقدین بزرگ ادبی نظیر نگر اسوف ( نیکلای الکسیویچ ۱۸۷۸ (۱۸۲۱) وبلینکی وساریون گریگوریویچ (۱۸۴۸-۱۸۱۱ زندگی میکردند. شخص اخیر مشخص و متبحر در آثار کو گول نویسنده ی معروف روسی بود. داستایوسکی قطعه ی بیچارگان را قبل از چاپ به نگراسوف داد که نظر او را بداند و او که اول با سردی استقبال کرده بود، بعد از مطالعه آن به بلینسکی که همکار و راهنمای وی در کار ادبیات بوده است میگوید : « بمردم مژده بده كه يك كوكول دیگر در تاریخ ادبیات ما بوجود آمده است .

نویسندگان آنروز معتقد بودند که بعد از « ارواح مرده میگوگول هیچ کتابی باندازه ی بیچارگان ، داستایوسکی توجه محافل ادبی و عموم مردم کتاب دوست را بخود جلب نکرده است نویسنده ی شهر بزرگ – شهر بزرگ میدان جنگ و ستیز زندگانی پر سر و صدای مردم این قرن و قرن گذشته است، و طبعاً نویسنده ای که با مضامین و اتفاقات ، شهر بزرگ سروکار دارد، با نویسنده ی دیگری که مثلا موضوع کارهایش بیشتر مربوط بدهاقین است ، و ما تعلیم و تربیت کردن و یا اندرز و نصیحت دادن را مطمح نظر دارد، فرق میکند، و این فرق همانقدر است که بین داستایوسکی و تولستوی وجود دارد . اولی خود را موظف میدیده است که ما را با دردها و رنجها و جنگ و گریزهای شهر بزرگ مخصوصاً سن پطرزبورکه دقیقاً آشنا کند و آنها را و روان اجرا کنندگان آنها را تشریح نماید بیهوده نیست که منتقد معروفی بعد از هفت سال که از مرگه داستایوسکی گذشت نوشت که وی بزرگترین دردشناس روحی تاریخ ادبیات عالم است (پسیکوپاتولوگ) و همین شخص می نویسد پطرزبورگ عبارتست از تراژدی روسیه و این نراژدی را داستایوسکی به بهترین وجهی توصیف نموده است .

شهر بزرگ را بدو صورت ممکن است توصیف کرد اول توصیف طبیعی، مکان و مناظر یعنی نقاشی کردن نه بوسیله ی قلم مو و رنگ بل بوسیله ی کلام و دوم از نقطه نظر روانشناسی مردمی که در آن شهر زندگی میکنند و داستایوسکی هر دو کار را با حسن صور انجام داده است . همان شهر مرطوب، پربرف و سفید که هشت ماه زمستانش دوام دارد، در زیر سایه های تیره ی شبهای این هشت ماه هزاران تراژدی و جنون و شهوت و رنج انجام می پذیرد ، کلیه ی این صحنه ها را داستایوسکی از سن پطرزبورگ گرفته است عمیقاً بررسی کرده است، بطوریکه دیگر از صورت ادبیات خارج گشته و وضع علمی بخود گرفته است. مردمی که سئوال فراوان دارند و هیچ جوابی نمی یابند و مخصوصاً داستایوسکی از طراحان مشگلترین و معروفترین سئوالات است و بیخوده جواب نمیدهد که مجبور گردد مجدداً جوابش را پس بگیرد واقعیات موجود کاملا برای او کفایت می کند .

اما اخلاف وی که معتقد شدند جواب تمام این سئوالات فقط دريك انقلاب و تغییر شکل عمومی است نمیدانستند که چنین نیست ولی او میداست که هر انقلابی در عین آنکه کلیه ی مطالب گذشته را نفی میکند و بجای آن مطالب دیگری میگذارد که این موضوعات جدید بنوبه ی خود مورد تأیید و ابرام انقلاب قرار میگیرد و جزء آیات محکمات ثانوی میشود و لاعلاج سرنوشش همان خواهد بود که سرنوشت مباحث موجود قبل از انقلاب ، و احتیاج به برانداختن آن از طرف فرزندان همان کسانی که آنرا آورده بودند احساس می شود و انقلاب دوم صورت میگیرد و دور تسلسل الی آخر ، پس : علاجی را که اخلاف داستایوسکی برای جواب گوئی بسوالات مطروحه ای او پیدا کردند علاج قطعی و صحیحی نیست و نمیتواند باشد . و باز ما می مانیم وسئوال وسوال و سئوال ، تنهائی و سرگردانی و این تراژدی عمیق روشن بنیان عالم را داستایوسکی توانسته است بگوید.

فقط يك سئوال هاملت كافي نيست سؤال بسیار است . از سال ۱۸۹۱ تا سال ۱۸۹۳ داستایوسکی مجله ای را باسم Wremla ( زمان ) اداره میکرده است. و Herzen منتقد معروف در باره ی این مجله می نویسد «گهواره ی خوبی است برای پرورش فرزند برومندی که در ادبیات روس تولد یافته است . داستایوسکی بعد از ۱۸۹۳ بخارج از روسیه مسافرتی کرد و بایطالیا و آلمان ( درسدن ) رفت . و کتاب « شیطان » و «ابله» را انتشار داد و در بازگشت ازین سفر مجله ی دیگری بنیاد گذارد بنام Graschdanin (همشهری ) و در همین مجله بود که بتدریج چندین داستان مختلف المضمون و مشترك المنظور بچاپ رسانید و نام این داستانها را بطور اعم و داستانهای سن پطرزبورگ ، نهاد، بدلیل بسیار ساده که همه آنها به شهر پطرزبورگه که بقول او هنری ترین شهر عالم در آن تاریخ بوده است مربوط می شد. و در نوامبر ۱۸۷۶ این عده داستان را بنام یادداشتهای روزانه یک نویسنده » منتشر کرد.

آخرین اثر او و برادران کارامازوف» است که یکی از نویسندگان درباره ی آن می گوید د وصیت نامه ایست برای آنیه ی ملت روس ، اگر وصیت نامه نباشد بهر صورت و حتماً ادعانامه است. این ادعا نامه موجود میباشد و محاکمه نیز ادامه دارد و هنوز حکمی قطعی صادر نشده و نمیتواند صادر شود. و در این مورد خطاب نویسنده ی دیگری بداستایوسکی اینست : «اینکه بالاخره تو نمیتوانی و نتوانستی بآخر برسانی تو را در نظر من چنین بزرگ کرده است .» اما نظر شودرین در باره ی داستایوسکی : « بعلت عمق افکار او که رهبری می کند و بعلت گسترش بی اندازه ای که مسائل مطروحه ی او در بردارند، این نویسنده در نظر ما مرد نادر و قابل توجهی شده است. وی نه تنها تمایلات و نظریات و سئوالات عمومی مردم را توضیح می دهد و آشکار می کند و با این سئوالات ایشان را تا حدی تبرئه می نماید، بلکه جلوتر می رود و بمرحله ی پیشگوئی و پیش بینی میرسد.

و این نقطه حتی مقصد مردمانی است که بقرن او ربطی ندارند و در قرنهای بعد بوجود می آیند. مثلا به زمان و ابله » توجه کنیم، وی در اینجا خواسته است مردمی را توصیف کند که به تعادل کامل روحی و انسانی رسیده باشند، ولی بهیچوجه سئوالات موجود و مربوط به « زن » تقسیم و توزیع ثروت ، و آزادی فکر وغیره وغیره در این کتاب حل نشده است. که اگر حل میشد بهتر بود، ولی آقای داستایوسکی بدون توجه باجوبه لازم خودش هم بهمان طرفی و بهمان آرزوئی متوجه است که قهرمانان : کتبش متوجه می باشند .» این بود نظر و شیترین که در زمانی بنام و قدم بقدم ، که در سال ۱۸۷۱ منتشر شد اظهار کرده است.

وی معتقد است که تنها نمی توان آرزومند بود، بایستی بآرزو رسید . اما خوب بود که این منتقد بزرگ سال ١٩٥٤ را میدید که آیا بازماندگان داستایوسکی بآرزویی که میخواستند رسیدند یانه ؟ و چطور رسیدند ؟ و نسل فعلی که خوب میتواند نتیجه را به بینداگر تواند و یا نخواهد قضاوت کند، از ترس است یا از نادانی ؟ در کتاب و برادران کارامازوف » می گوید : « بد و اصلاح از وظایف روح روح است ، وظیفه ی روانشناسی است، برای اینکه بتوانیم عالمی از نو بسازیم باید اول مواد اولیه ی آن یعنی مردمی را كمروحاً براه دیگری می روند تربیت کنیم و بهتر اینست که در ارواح ایشان ریشه ی کمال مطلوب زیبائی را بنشانیم تا بروید و وقتی همه ی مردم این شجر را در خود بارور داشتند ، همه با هم برادر خواهند بود، و طبیعی است که برای یکدیگر و با یکدیگر زندگی خواهند کرد. صریح می گوید تا مواد اولیه درست نباشد عمل بخشار وزور غیر ممکن است و نتیجه نا معلوم ، باز دوباره حرص وحمد و ظلم و فساد همه جا را میگیرد و عملا می بینیم وی معتقد است که و همه بالاخره یکروز میفهمند که بد کرده اند و بد میکنند، و تا بآنروز برسیم باید با وجود همه ی این فساد پرچم بشریت را حفظ کنیم، بشر باید اگر به مرتباً ودائماً ولی بصورت استثنا و گاه گاه مثال و نمونه ای از خود نشان بدهد، و از جسم و روح خوش عقیده ی دوست داشتن نفر مجاورت را با عملی که در این مورد اجرا میکنند منطبق نماید عقیده و عملش یکی شود، احتیاج به نقاب نداشته باشد. و اگر حالا چنین نمی کند بهر صورت روزی باید باینجا برسد.

 

برای خرید کتاب یادداشت‌های زیرزمینی نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 

کتاب داستان خارجی
منتشر شده در

دانلود کتاب ریشه ها اثر آلکس هیلی ترجمه علیرضا فرهمند

دانلود کتاب ریشه ها اثر آلکس هیلی ترجمه علیرضا فرهمند

 

 

در تمامی مزارع این پیکرهای دوتا و خم گشته از فشار زحمات فوق طاقت بشری اند که عرق می ریزند. تمامی این آبادانی و رفاه که کمترین حصه ای از آن ندارند حاصل تلاش و دسترنج همین هاست. اما سفیدها مزد اینها را چه می دهند؟ شکنجه زندگی نکبت بار و حقارت کم کم سیاهان می فهمند که توبوب جز این خصیصه ای ندارد و شقاوت در خونش است. در می یابد سفیدها تاریخ مشعشعی دارند و جنایاتشان بسیار پر دامنه دارتر از این هاست. قبل از آنان نوبت سرخ پوستها بوده و آنها را قتل عام کرده اند. همان سرخ پوستهایی که با مهمان نوازی به آنها جا و مکان و زمین دادند.

براستی که شگفت انگیز است. چطور سفید پوستان آرزو نمی کنند که زمین دهان واکند تا از شرم در آن فروروند؟ اینهمه جنایت از توان اهریمنان و نفرین شدگان دوزخی نیز گهگاه در کتاب از صحنه های وحشتناکی صحبت رفته که با اینکه دربادی امر وقیح می نماید اما هرگز وقیح نیست. حتی صحنه های سکس کتاب هم وقیح نیست و سکس نیست.

تجاوز نام لی سفید پوست به گیری سیاه دختر کوننا ) بلکه کثافت عفونت حقارت روح و وحشت است (ص ۴۳۴) اینهمه شوخی نیست. اینهمه تغیر ادبار و وحشت و عرق شرم است. اما برده ها با اینهمه مبارزه می کنند. سراسر کتاب شرح مبارزه آنها با تقدیر شوستان سیاه به مفهوم راستین آن آزاد شده اند. مبارزه رو در رو قراره شورش علی بعضی است. مبارزه بی امانی که تا امروز ادامه دارد و هنوز که هنوز است بردگان اسلحه میگیرند و کشته میشوند.

بعضی چون در مبارزه توفیقی بدست نمی آورند. حماسه های حیرت انگیز می آفرینند زبان زدن بدشمن و رهایی بخشیدن خود سی نفر در لویزیانا دست در دست هم گرفته دستها را زنجیروار بهم داده خوش و آواز خوانان خود را در رودخانه غرق میکنند و این گونه مرگ پر شرف را بر آن گونه زندگی سراسر تنگ مرجع می دارند. و سرانجام اساسی ترین قسمت کتاب فصول آخر آن هر چند که بعضی فصول دیگر (فصل (۸۹) که صرفاً توصیف جنگ خروسهاست از نقطه نظر نویسندگی بسیار درخشان و پر قدرت نوشته شده است. همچنین (فصل (۱۰۰) درین فصل برده ها حساب میکنند چقدر باید جان بکنند تا بتوانند خودشان را بچه هاشان مادر پدر برادر خواهر خلاصه تمامی فامیل و از همه مهمتر دوستان و همکارانشان را بخرند و آزاد کنند به عواطف و محبت و ایثارشان در مورد بیگانگان دقت کنید.

گرچه هر تلاشی در راه آزاد شدن بیهوده است و به نمر نمی رسد و برده آزاد شده بار دیگر باز باید گرفتار شود. نمونه آن (ص) (۶۲۵) و با فصل ۱۰۳ که انقدر خوب نوشته شده که نفس را در سینه حبس می کند به تحت یک بازی مسخره یعنی جنگ خروسها سرنوشت یک خانواده سیاه رقم زده می شود و تباه می گردد. اما عظیم ترین قسمتهای کتاب که اشک را از دیدگان سرازیر می کند و براستی زیباست بازگشت نویسنده به زادگاه نیای بزرگ خود کونتا کینه – دهکده ژوفوره در ردیابی اثر پای این سلف رنج کشیده و شکنجه دیده خویش است.

دویست سال بعد وقتی ساکنین محلی دهکده می فهمند که او نواده یکی از همان ربوده شده گانی است که توسط سفیدها اسیر شد و به زنجیر بردگی بسته شد. گردش حلقه می زنند با عشق و علاقه لمسش میکنند. بچه هایشان را می دهند تا مم کنند. یعنی خون تو خون ماست. یعنی تو از مایی و ما از توئیم. براستی صحنه بدرقه سیاهان این رود مواج انسانیت و ادراک که همه چیز را خوب می فهمند و شایستگی ها را بدرستی ارج می نهند تکان دهنده است.

داستان ریشه ها داستان شگفت انگیزی است. ریشه همیشه تا پیداترین – اساسی ترین و مهم ترین قسمت درخت است. انچیز که به تمامه درخت را تقدیه میکند و با رور می دارد ریشه نام دارد. نویسنده به ظاهر از ریشه ها Roots، ریشه و نسب نژادی برده ای را که دویست سال پیش به بردگی کشیده شده به عنوان نام به کتاب خود داده است. اما من می پندارم مفهوم ریشه ازین همه غنائی ترد داشته دارتر و ژرف تر است. منظور از ریشه تمامی سپاهان و بردگان اند که از آفریقا ابن قلب طهندة زمين بر کنده شدند و در جایی دیگر نشا گشتند.

ریشه آن مهمترین قسمت درخت که در اعماق پنهان است و عمل تغذیه و حيات واقعی گیاه با اوست ریشه ها سپاهان اند که درخت درخت استقلال و عظمت اقتصادی آمریکا را تا به این درجه از رشد و برومندی رساندند. اما نکته درین است که هر چه آنها عمیق تر در ژرفای زمین فرو رفتند سفیدها فراتر و بالاتر آمدند و شاخ و برگتان بیشتر بالا گرفت و دریغ که هیچ میوه ای ازین باغ پربار نصیب بانیان و باغبانان این درخت نگشت. ریشه ها فریاد برمی دارد که بدون وجود سیاهان آمریکا – این سرزمین عصب و تطاول وسیلی بر چهره مظلوم بشریت هرگز امریکای امروز نمی شد. همچنان که هیچ درختی بی ریشه هرگز درختی نخواهد بود.

 

برای خرید کتاب ریشه ها نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب داستان خارجی
منتشر شده در

دانلود کتاب در زیر یوغ اثر ایوان وازوف ترجمه محمد قاضی

دانلود کتاب در زیر یوغ اثر ایوان وازوف ترجمه محمد قاضی

 

 

ایوان و ازوف رمان در زیر یوغ را در روسیه و در زمانی نوشت (۱۸۹۰) که پس از کودتای انجام شده بر ضد شاهزاده الکساندر با تنبرکت ۲ به آن کشور مهاجرت کرده بود نویسنده به هنگام بازگشت به وطنش در بهار سال ۱۸۸۹ دستنوشته ناتمام رمانش را در چمدان خود داشت. ایوان شیشمانوف مؤلف مجموعه آثار فولكلوريك وعلمي و ادبی که ادیبی ظریف و نکته سنج و در پی گردآوری آثار چاپ نشده بود دستنوشته در زیر یوغ را از نویسنده گرفت و همان قسمت ناتمام را در سه شماره نخستین مجموعه ادواری خود به چاپ رسانید .(۱۸۹۰-۱۸۸۹) همین ایوان شیشمانوف که بعدها استاد دانشگاه میشود جزئیات تدوین و تکوین رمان در زیر یوغ را در خاطرات خود ذکر میکند. ایوان و ازوف در ۱۸۸۷ از طریق قسطنطنیه به اودسا می رود. در آنجا محافل طرفداران نژاد اسلاو و مهاجر نشینان بلغاری که معمولا مهاجران بلغاری را پذیرا میشدند با آغوش باز از او استقبال می کنند. ایوان شیشمانوف نامبرده در نوشته های خود خاطرات ایوان وازوف مربوط به زمان اقامتش در اودسا را آورده است و از قول آن رمان نویس بزرگ چنین مینویسد: من دیگر از آن زندگی پر تلاطم به تنگ آمده بودم یاد بلغارستان همیشه با من بود.

با وجود پذیرایی محبت آمیزی که از من میکردند من در آن سرزمین بیگانه خودم را غریب و بیخانمان و همچون خرده ریزی آب آورده و بیمصرف حس می کردم در آن هنگام بود که برای وقت گذرانی و برای رفع کسالت حزن انگیز زندگی بیکاره خود به فکر افتادم که زمان در زیر یوغ را بنویسم… در نظر داشتم که در آن اثر منظره زندگی هم میهنان بلغاری خود را در سالهای آخر سلطه ترکان عثمانی ترسیم کنم و از روح انقلابی دوران شورش آوریل یاد آورم این فکر که يك شب به سرم زده بود کم کم شروع کرد به اینکه شکل بگیرد. با شور و شوق تمام دست بکار شدم به قهرمانانی که با نیروی تخیل خود ناز و نوازششان میکردم از تو جان میدادم این مشغله به من بال و پر داد. بسیاری از رویدادهای زمان از روی خاطرات و مشاهدات شخصی خودم بازسازی شده اند.

اغلب چهره ها از میان مردم سوپوت ۵ شهر زادگاه خودم لیکن با نامهای مستعار دستچین شده انده. ایوان و ازوف خاطرات و اسناد نوشته ایوان شیشمانوف چاپ ۱۹۱۲ صوفیه صفحات ۷۵ ۷۶ و ۲۳۸) در چنین اوضاع و احوالی بود که فکر تدوین زمان در زیر یوغ بوجود آمد. و ایوان و ازوف قسمت بیشتر آن را به رشته تحریر کشید. باری ایران و ازوق در تبعید بسر می برد و با همه پذیراییهای گرمی که در اودسا از او بعمل می آوردند فینش یاد هندوستان می کرد و فکرش همیشه او را به سوی میهنش باز می آورد و چون آن غریب آواره از وطن نمی تواند به آرزوی خود که بازگشت به میان خویشان و دوستانش در زادگاه خویش است نایل آید کتابی می نویسد که قهرمانان آن از بزرگ و کوچک در همان محیط گرم و صمیمی و خوش منظره ای که برای او عزیز است می تواند در زمان در زیر یوغ تصویر مینین از خلال نگاه کاونده یکی از فرزندان تبعید شده اش که همه هوش و حواس او به سوی افقهای سایه دار زادگاهش معطوف است دوباره زنده میشود و از آنجا است که چهره ها، رویدادها، چشم اندازهای طبیعی و رویاهای گذشته کشور آن همه لطف و جذبه از خود ساطع میکنند و نیز از همانجا است که انشای نوشته گاه نرم و آرام همچون شعری غنایی و گاه تند و سرکش به مانند چکامه ای حماسی حساسیت بس عمیق نویسنده را در رویارویی با واقعیت نشان میدهد.

این خود چیزی است که از نقاشی چهره های والا و رنگین یا آدمهای به ظاهر کوچک و حقیری که جوانمردی و کرامت و صراحت و سادگی باطنشان بی اختیار ما را متأثر می کند، نظیر سوكولف او نيانوف رادا، کلچو چوریجی مارکو کينكا، لا لكا وغيره…. استنباط میشود و براستی خواننده از گردآوری دقیق این همه شخصیتهای جالب توجه که بیشترشان به اعتراف خود نویسنده از میان دوستان و آشنایان قدیم یا خویشان و بستگان كم و بيش نزديك او برگزیده شده اند در شگفت میماند.

و ازوف برگذشته نه چندان دور میهنش خم می شود تا زیبایی و عظمت و اصالت آن را خوب مجسم کند تخیلش چهره هایی را از میان مردم بلغارستان بیرون میکشد که شریفند و صریح و جسور و آماده اند تا جان خویش را نیز قد کنند و همه مردمی هستند مازی از خبث طينت و بی غل و غش و ساده دل و عبرت انگیز اینان همه از معاصران خود نویسنده هستند و او ایشان را دوست دارد و حس می کند. که از بستگان نزدیکش هستند و ازوف در طول سالهای کودکی خود با بسیاری از ایشان معاشر بوده است. باری تأثرات و احساسات دوران کودکی بسیار عمیق و قوی است و انسان هر بار که از آن یاد می کند دستخوش سیر و رافت و سحر و جذبه خاصی میشود که تصویرهای رنگارنگ و سراپا لطف گذشتگان به او تلقین می کنند. در زیر یوغ تنها اثر ادبی اروپایی نیست که در کشوری بیگانه و در غربتی توام با یاد شدید میهن نوشته شده باشد.

ایوان شیشمانوف در خاطرات خود گفته هایی از ایوان و ازوف نقل می کند. از جمله اینکه زندگی مهاجران بلغاری سال ۱۸۸۶ آدم را به یاد حالات روانی مهاجرانی می اندازد که آدام میسکیه ویچ در شعر حماسی خود تحت عنوان أقام طاطاوس تشریح کرده است همان کتاب صفحه (۷۵) این مشابہت بی ربط نیست زیرا حماسة وأقام طاطاوس» نیز همچون در زیر یوغ در تبعید نوشته شده است و میسکیه و یچ هم که در پاریس مستقر شده بود همان احساس غربت و ارزوی بازگشت به وطن را داشت و تصویر میهنش را در رویاهای شاعرانه خود می جست. ما می دانیم که آن شاعر والامقام لهستانی با احساسی عمیق و با هنرمندی شاعرانه ای زندگی ملت لهستان و جاذبه دلپذیر طبیعت وطنش را ترسیم کرده است. انشای توام با نکته های طنز و هزل و سرشار از شور و سرور گواه صادقی بر ایمان شاعر به آینده ملتش و بر عشق

بی ریای او به انسانیت و به زندگی است. و مگر همین ایمان به نیروهای اینده ملت و همین عشق به انسانیت و به زندگی در صفحات زمان ایوان و ازوف موج نمی زند؟ آری در زیر یوغ گواه بر والاترین و شریف ترین کارهایی است که ملت بلغار قادر به انجام دادن آن است. این اثر در محیطی مربوط به يك دوران تیره و تار جریان دارد دورانی که کشور بلغارستان در زیر فشار يك دولت ستمگر بیگانه است و ملت بیدفاع آن بدترین ستمها را تحمل میکند و نویسنده از همان صفحات نخست کتاب از آن همه جور و بیداد سخن میگوید. سرتاسر کتاب پر است از تابلوهای مظالم شنیع و نفرت انگیز ترک از تعدی و تجاوز به ناموس و قتل و غارت و این صحنه های شوم بخصوص در وقایعی که بعد از سرکوبی شورش اوریل روی داده واضح و برجسته نشان داده شده است.

 

قلم ایوان وازوف نه تنها دشمنان را میگوید بلکه ستمگران خود فروخته بلغاری را نیز که خاین و بی غیرت و دشمن ملتند و با اشغالگران همکاری می کنند بی نصیب نمی گذارد. تابلوی یوغ نشانگر زمینه ای است که زندگی ملت بلغارستان در آستانه رهایی از قید استعمار ترك بر آن جریان دارد. معمولا کتابی که از رنجها و شکنجه های ملتی زجر دیده سخن بگوید باید جان را از درد و نومیدی پر کند و حال آنکه در مورد این کتاب چنین حکمی صدق نمی کند چه زمان در زیر یوغ اثری است شاد و شیرین و سرشار از امید و خوش بینی زیرا نویسنده از يك طرف آداب و رسوم مردم خرده پا زندگی اجتماعی و خانوادگی ایشان صفای روحی و اخلاقی اکثریت عظیم ملت و میهن پرستی عمیق مردم و از طرف دیگر جمهش انقلابی توده های وسیع، مبارزه برای آزادی ملی شورش آوریل و قهرمانیهای دسته جمعی را در طرح نخستین کتاب قرار داده است خواننده در تدارک شورش و تشکیل کمیته های انقلابی و بالا گرفتن شور میهن پرستی و خلاصه در همه آن چیزهایی که ایران و ازوف به عنوان سرمستی ملت» از آن یاد می کند. حضور می یابد. نسیم میهن پرستی بر همه صفحات فصول کتاب به ویژه فصلهای نمایش با سرود انقلابی پایان آن غائبان مغلوبان را مهمان می کنند، در قطب دكيسه سبزه به دور تنه یک درخت»،

برای خرید کتاب در زیر یوغ  نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید . و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

کتاب داستان خارجی
منتشر شده در

دانلود کتاب زمین نوآباد اثر میخائیل شولوخف ترجمه م.ا. به آذین

دانلود کتاب زمین نوآباد اثر میخائیل شولوخف ترجمه م.ا. به آذین

 

 

بنیاد نیمه فئودالی حکومت اشراف زمین دار، سلطه یکی از عقب مانده ترین اشکال اقتصاد کشاورزی فقر و نکبت و بی سوادی رنجبران شهر و ده سابقه بیش از يك قرن تخمیر ،فکری جوشش مدام سرکوب سده جنس ها و عصیانهای آنی پیدائی و آزمایش و ورشکست عملی انواع نظریه ها درباره ساختمان عقلانی» و «عادلانه» اجتماع که خود تعمیم آرمان های حکومتی و تبلور منافع مادی قشرهای میانی جامعه ای دستخوش تحول بوده است تکوین ورشد و فعالیت سازمان سیاسی کارگری مجهر به قوانین علمی تکامل تاریخی و مؤمن به نفس پیروزمند رنجیران در ضرورت تحول و این همه به موازات هجوم مقاومت ناپذیر صنعت و سرمایه و اقتصاد بورژوائی باختری چنین است دورنمای تاریخی سرزمین بهتاور روسیه در استانه اکتبر ۱۹۱۷ اكتبر منظره نوینی در برابر دیدگان ملل روسیه گشود. قدرت حکومت دست به دست گشت و زنجیر روابطی که بر تولید اجتماع سنگینی می کرد به یکباره از هم گسیخت. رهایی نیروهای مادی و معنوی مردم بار دیگر مجال داد که آدمی از حد متعارف خود در گذرد و به ابعاد سرنوشت درآید. مصادره کارخانه ها و بانک ها راه های آهن خطوط

کشتیرانی سبکه مخابرات و غیره تمرکز همه فعالیتهای تولید صنعتی در دست دولت به نمایندگی اجتماع و اداره آن از طریق شوراهای زحمتکشان انحصار بازرگانی، تقسیم بلاعوض زمین های اربابی یا ساختمانهای وابسته و افزارهای کشت و بذر و چارپای ورز میان بازوهای کار دهقانی زیر نظر و به وسیله هیئت های مورد اعتماد منتخب از میان مردم هر روستان موهبتی بی مزد و منت برای بازپس دادن آنچه از مردم ده نشین به عارت رفته بود. بی هیچ گونه کاغذیرانی و رفت و آمدهای اداری بی تبعیض و اعمال نفوذ بر پایه برابری بدون تحمیل هزینه ای بر بودجه عمومی کشور که میدانیم بار آن به طور عمده بر دوش دهقانان است همه در یک مرحله و در مدت بسیار کوتاه سه چهار ماهه در مقیاس کشوری به پهناوری و ناهمگنی روسیه باری این تدبیرهای اصولی که بهره کشی تنگین مرد از فرد را ملغی می ساخت جز در مورد قشر مرفه کشاورزان با کولاک ها که به ضرورت تأمین غله مورد نیاز همگان هوز تا چندی امکان استفاده محدود و مشروط از کار مزدوری برایشان باقی میماند، می بایست زمینه رسد.

سریع تولید و امکان توزیع صحیح نعمات مادی را میان همه افراد اجتماع فراهم آورد و به راستی هم پس از آن که مقاومت نومیدانه قشرهای رانده از قدرت و ثروت با وجود كمك ها و مداخله مسلحانه دولت های سرمایه داری در هم شکسته شد. پس از آن همه کشتار و قحطی و ویرانی ناگفتنی که حیره سری و درنده خوئی سرمایه از درون و بیرون مرز بر کشور اکتبر تحمیل کرد. سرانجام فرصت برمیم و نوسازی اقتصاد در هم ریخته به دست آمد و به اندک زمانی چهره اجتماع روسیه رو به دگرگونی نهاد آنچه در سخت ترین شرایط معیشتی به نیروی ایمان سازنده و یا کوشش پایدار رنجبران در وجود آمد معجزه آگاهی رامید و یقین آدمی است که تا روزگاران در از هنوز راه پیشرفت را بر

ملت ها روشن خواهد داشت تجهیز و اعتلای مداوم تولید پایه ریزی و تقدم رشد صنایع سنگین، افزایش پردامنه تولید نیروی برق و تصمیم استفاده از آن بهره برداری روز افزون از منابع مواد خام خاصه معادن آهن و ذغال و نفت و نیز کلیه اقدامات دیگری که در زمینه ایجاد پایگاه صنعتی لازم برای تأمین وفور نعمات زندگی اجتماعی صورت می گرفت. به موازات تعمیم فرهنگ و بهداشت مدام بازوهای تازه ای را به کار در رشته های صنعت دعوت میکرد شماره کارگران و کارمندان خدمات اجتماعی پیوسته فزونی می یافت و در ترکیب جمعیت کشور به سود سهرنشینان تغییر حاصل میشد و ناگفته نماند که این تغییر ترکیب و گرایش روز افزون به شهر نسینی در یک اقتصاد شکوفان نشانه سلامت است و از سرعت پیشرفت حکایت می کند درست بر خلاف آنچه به هنگام از هم پاشیدگی اقتصاد زمینداری دیده میشود، خاصه اگر همه درها به روی رقابت اقتصادی و نفوذ سیاسی قدرت های استعمارگر باز باشد. در چنین احوالی می بینیم که دهقانان گرسنه گروه گروه به شهرها روی می آورند و نیروی کار خود را به نازل ترین بها عرضه می دارند و از این راه تأثیر پس نامساعدی بر میزان دستمزدها و در نتیجه بر قوه خرید عمومی می گذارند.

بر عمق و وخامت بحران می افزایند و سطح متوسط آگاهی زحمت کشان را پایین می آورند. باری از سال ۱۹۲۷ که ترمیم ویرانی ها پایان پذیرفت و تولید صنعتی به پایه ۱۹۱۳ سال پیش از آغاز جنگ جهانی رسیده مسئله ای مطرح گشت که رشد آینده جامعه را در گرو خود داشت و آن چگونگی تأمین غله و همچنین گوشت و فرآورده های شیری مورد نیاز روزافزون شهرها از يك سو و از سوی دیگر ازدیاد محصول مواد خام کشاورزی مانند پنبه و دانه های روغنی و غیره برای – صنایع بود. بی شک بهره برداری انفرادی از قطعات

برای خرید کتاب زمین نوآباد نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید. و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.