دانلود کتاب ظهور تیمور اثر عباس اقبال آشتیانی

 

تیمور به تاریخ ۲۵ شعبان سال ٧٣٦ قریب پنج ماه بعد از فوت سلطان ابوسعید بهادرخان در قریه خواجه ایلغار از قرای کش تولد یافت و ایام خردی و جوانی را غالباً در میان طایفه برلاس که اقربای اجدادی او بودند بسر میبرد و به آداب شکار و سواری و تیراندازی که اشتغال عمده ایلات بیابان گرد جنگجو است آشنائی پیدا میکرد تا سواری ماهر و تیراندازی دلیر شد و چون همتی بلند داشت روز بروز مراتب زیاده خواهی و جاه طلبی اور و بافزایش میگذاشت.

جد تیمور یعنی امیر برگل نسبت بطایفه صلحا و فقرا اظهار کمال اخلاص مینمود و این حال یعنی اظهار ارادت باین طایفه در خانواده او باقی ماند و تیمور نیز از همان اوان حال نسبت بزهاد و پیران سلسلهٔ فقر اخلاص میورزید و غالباً بخدمت ایشان میرسید و طلب همت میکرد و با بزرگزادگان قبایل ما وراء النهر خلطه و آمیزش داشت و در میان ایشان جهت خود رفقا و دوستانی فراهم میکرد و چون مردی زیرک و کاردان بود با طی این مقدمات جهت انجام مقاصد خود تهیه اسباب مینمود تیمور نیز مثل غالب بدویان را هزن که بعدها براثر تغلب و تسلط بریاست و سلطنت رسیده اند در ابتدای جوانی با رفقای معدودی که داشت بدستبرد و دزدی روزگار میگذاشت و غالباً هر چه را که از این رهگذر وصل میکرد با همدستان خود میخورد و یا صرف نگاهداری ایشان می نمود و چون کریم و بخشنده و مهمان نواز بود بتدریج بر عدد همدستان او افزوده میشد و تیمور با این عله بتعرض کاروانیان می پرداخت و بهمین کیفیت تا مدتی راههای ماوراء الشهر و آسایش مردم عابر و تاجر را در خطر انداخت.

اوایل زندگانی امیر تیمور درست روشن نیست چه در این ایام او نیز مثل اکثر رؤسای کم اهمیت قبایل ما وراء النهر بگذراندن معیشتی از نوع معیشت رؤسای ایلات که غالب اوقاتشان بدستبرد و غارت و نقل و انتقال قبیله و اولوس خود از محلی به محل دیگر بطلب چراخور میگذرد سر میکرده و چندان حیثیت و اعتباری نداشته است که کسی وقایع زندگانی او را در ضبط آورد و مورخین معاصر او یا فرزندانش نیز بعدها چندان بیسط مقال در این خصوص پرداخت و شاید هم نخواسته اند متعرض ذکر دستبردها و غارتهای آن دوره از زندگانی تیمور شوند.

وقایع تاریخی مربوط به امیر تیمور از سال ۷۹۲ ببعد معلوم و مرتب است. در سال ۷۹۱ چنانکه سابقاً نیز اشاره کردیم امیر عبدالله پسر امیر قزفن بیان قلی را کشت و امرای اولوس غربی چغتائی چون برجان خود اندیشه ناک شده بودند بر او شور بدند و از ایشان امیر حاجی برلاسی که نسبش در قراچار نویان به امیر تیمور می پیوست و امیر بیان سلدوز بالاخره او را بقتل رساندند و امیر بیان در امر فرمانروائی ماوراء النهر مستقل گردید و امیر حاجی هم بر ناحیه کتر که قلمرو و طایفه برلاس بود بلا منازع تسلط یافت و امیرحسین لبيرة قرفن نیز سرگردان میگشت و درصدد بدست آوردن حکومت جد خود بود در حالی که خجند را هم امیر بایزید جلایر و نواحی الف خود و شیرغان را اولجایتو بونای سلدوز در تصرف خود آورده بودند و امیر خضر یسوری نیز یا طایفه ای الامانی حکومت بر قسمتی را داشت.

 

برای خرید کتاب ظهور تیمور نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

 

 

در سال ۷۹۲ تعلق تمورخان پادشاه قسمت شرقی ممالک اولوس جغتای آشفتگی اوضاع ماوراء النهر و فترنی را که پس از قتل امیر فرغن در آن دیدار پیدا شده بود موقعی مناسب جهت مداخله در امور آنجا دیده با لشکری عظیم از حدود بنا کت و آب نیند که سرحد بین دو قسمت شرقی و غربی ممالک اولوس جغتای بود گذشت و داخل ماوراء الشهر شد امیر بایز به در مقابل قدرت تخلق تمورخان سر اطاعت پیش آورد ولی امیر حاجی به خراسان گر پخت و امیر تیمور نیز با او بود.

تیمی از خراسان به ماوراء الشهر برگشت و خود را با فرای تغلق تمورخان نزدیک نمود و بتوسط ایشان در دستگاه آن پادشاه راه یافت. تعلق تمورخان حکومت ناحية كشر یعنی شهر سبز را که ارتا در دست طایفه برلاس بود به امیر تیمور میرد و چون تعلق نمور بمراجعت بمملکت اصلی مجبور گردید و امرایش نگاهداشتن اللحظة ماوراء الشهر از خود بی لیاقتی نشان دادند تعلق تمورخ ماوراء النهر را از ساحل جیحون تا سمرقند به امیر تیمور سپرد و این امر که در سال ۷۶۲ اتفاقی افتاد ابتدای طلوع کوکب اقبال امیر گورکانی امیر حسین قرفتی که از کشته شدن هم خود بدست امیر بیان سلدوز غمگین و درصدد کشیدن انتظام و بدست آوردن قلمرو جد خود بود از امیر تیمور و امیر خضر و امیر بایزید کمک طلبه و بدستیاری ایشان امیر بیان را بطرف بدخشان منهزم ساعت و بنصو بی امرای مزبور بفرمانفرمائی ماوراء النهر نشست .

و در این موقع امیر حاجی نیز از خراسان برگشته پیش امیر بایزید رفت امیر حسین در معرفت مستقر ركدام بظلم و طابعة خود مراجعت نمودند از شد و سایم آنجمله مستقر اجدادی خویش برگشت و چون امیرحسین خواهر خود یعنی دختر امیر ملای را که اول جای گرکان نام داشت بزوجیت به تیمور داد او را از این تاریخ ببعد تیمور گورکان (یعنی تیمور داماد امیر حسین) خواندند.

امرای گردنکش فوق با وجود اختیار امیرحسین بفرمانفرمائی كامل ماوراء الشهر باز دست از رقابت با یکدیگر برنداشتند و بمدارجه با هم پرداختند چنانکه امیر بایزید و امیر حاجی بقصه امیر خضر برخاستند و امیر تیمور جانب امیر حضر را گرفت ولی از همراهان امیر تیمور جماعتی از طایفه برلاس او را رها کرده پیش امیر حاجی رفتند و چون حضر بر امیر تیمور به گمان شد تیمی هم متوجه امیر حاجی گردید و ملحدین خضر را شکست دادند اما کمی بعد امیر بایزید قصد امیر تیمور کرد و تیمور در یافته بطرف جیحون گر پشت ولی به نصیحت و پیغام امیر حاجی در ترصد ماند و بار دیگر احوال ماوراء النهر دو چار اختشاش و اختلال گردید. در سال ۷۹۳ تغلق تمورخان نوبتی دیگر بقصد رفع آشوب ماوراء الشهر تشکر باین سرزمین کشید امیر بایزید و امیر بیان فرمان او را گردن نهادند و امیر حاجی و امیر تیمور هم باردوی او رفتند.

تغلق تمور امیر بایزید جلایر را کشت اما امیر حاجی برلاس از ترس گریخت و در این سفر نیز تیمور تیمور این بارهم از امیر حاجی جدا شده باردوی تعلق نمی آ مد بار اول بحکومت ناحية كش منصوب گردید تعلق نمی امیرحسین را مغلوب کرد و امیر بیان را کشت و پادشاهی ماوراء النهر را به پسر خود الیاس خواجه واگذاشته امیری از امرای خود را نیز معاونت او داد و به کاشغر برگشت.

 

امرای الیاس خواجه راه ظلم پیش گرفتند و امیر تیمور که دیدن این احوال را نمیتوانست بعلاوه میخواست خود حاکم بالاستقلال ماوراء النهر باشد پیش امیر حسین که متواری بود رفت و بهمراه او و از راه صحرای خوارزم بطرف خیر حرکت کرد ولی در آنجا حکمران خبره مصمم دستگیر کردن او و امیرحسین گردید و ایشان بریگزار خوارزم گر پختند و از آن راه پس از تحمل صدمات بسیار با سیه کی سرحد خراسان رسیدند.

حدود ابپور و ماخان از مضافات مروشاهجان و یک قسمت از شمال خراسان در این تاریخ در دست ترکمانانی بود که فرماندهی ایشان را علی یک جونی قربانی پسر ارغونشاه داشت و ارغونشاه همان کسی است که از طرف طفالی مورخان در مشهد حکومت داشت و بالاخره او را وجیه الدین مسعود سربداری در سال ٧٤٠ قتل رساند ۲۰

 

 

 

 

دانلود کتاب ظهور تیمور