کتاب بانوی اسفند نوشته ای از مریم کریم خانی است.به طور تقریبی ساعتی از ظهر گذشته بود و در برابر دبستان پسرانه ای که تعطیل شده بود ایستاده بودم و به خارج شدن بچه ها از مدرسه نگاه می نمودم . تمام وقت از دیدن تمام این بچه ها در کنار هم لذت می بردم و بچه ها را خیلی دوست می داشتم و حس بخصوصی نسبت به آنها نشان میدادم.و با آنها آسوده تر ارتباط برقرار می تنودم و بهتر درکشان می نمودم و همیشه این احساس را هم داشتم که بچه ها با من زودتر از باقی انسانها ارتباط برقرار می کنند.و من را میان خودشان پذیرا هستند و تک تک آنها را از نظر می گذراندم تا آنکه فهمیدم پسری بر درختی تکیه داده بود انگار در انتظار شخصی بود به او خیره شدم. احساس نا آشنایی مرا به او جذب نمود .با به صدا در آوردن بوق یک ماشین او را متوجه خویش نمودم با حرکت دست به او اشاره کردم او مقداری معطل کرد بعد آهسته به طرفم آمد و سرش را از شیشه ماشین به داخل آورد و گفت بفرمایید خانم با من کاری داشتید.برای دانلود کتاب به ادامه مراجعه نمایید و برای خرید کتاب بانوی اسفند تماس بگیرید.

دانلود کتاب بانوی اسفند