بوستان، اثر منظوم سعدی شیرازی، شاعر و نویسنده بزرگ پارسی گوی ایرانی و زاده شیراز که نام و کلامش بر بلندای ادب گیتی خود نمایی می کند. بوستان سعدی در قالب مثنوی و در بحر متقارب به سرایش در آمده است. این دفتر در ده باب به نگارش در آمده است:
باب نخست در ستایش خداوند و پیامبر و سبب نظم کتاب و مدح سعد زنگی و پسرش و باب های بعد به ترتیب: در عدل و تدبری و رای ، در احساس ، عشق و مستی و شور ، توضع ، رضا ، قناعت ، عالم تربیت ، شکر بر عافیت و در باب در توبه و راه صواب نوشته شده است. سعدی در میانه های دهه ی هفتم هجری، زمانیکه ابوبکر بن سعد از اتابکان سلغری در فارس فرمانروا بود، به شیراز بازگشت و در سال 655 هجری کتاب بوستان خود را به نظم در آورد و به او تقدیم کرد.

 

کتاب بوستان سعدی

 

ز ششصد فزون بود پنجاه وپنج
که پُر دُر شد این نامبردار گنج

سعدی شیرازی، جامعه مطلوب انسانی و واقع گرایانه ای که در ذهن داشت را در بوستان به زینت سخن بیان داشته است. پندهای اخلاقی و انسان دوستانه سعدی در بوستان به زیبایی خودنمایی می کند. در بوستان او به تمام و کمال داد مردم دوستی میدهد و پتک سنگین خود را بر سر ظالمان میزند. انصاف و حق پذیری و کمک به همنوع خود ، در سخن ناب سعدی بیان شده است.حق گویی و حق پذیری، جان کلام سعدی بزرگوار است.

شبی دود خلق آتشی برفروخت

شنیدم که بغداد نیمی بسوخت

یکی شکر گفت اندر آن خاک و دود

که دکان ما را گزندی نبود

جهاندیده ای گفتش ای بوالهوس

ترا خود غم خویش بود و بس

پسندی که شهری بسوزد به نار

اگرچه سرایت بود بر کنار

به جز سنگدل ناکند معده تنگ

چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ

توانگر خود آن لقمه چون می خورد؟

چو بیند که درویش خون می خورد

مگو تندرستست رنجور دار

که می پیچد از غصه رنجور وار

تنکدل چو یاران به منزل رسند

نخسبد که واماندگان از پسند

دل پادشاهان بود بار کش

چو بینند در گل خر خار کش

اگر در سرای سعادت کسست

ز گفتار سعدیش حرفی بسست