دکتر مهدی حمیدی شیرازی، یکی از شاعران سرشناس و به عقیده بسیاری از شاعر ترین شاعران سده معاصر می باشد. می شود دکتر حمیدی شیرازی را آخرین دژ استوار سخن سرایی در قالب کهن ادب پارسی نامید. حمیدی در روزگار خود از هر شاعری بیشتر شهره بود و شاید بتوان سه دلیل اصلی را برای این گفته بیان داشت. یکی اینکه از جمله شاعران حامی سبک کهن بود که با جریان شعر نیمایی و نو به شدت مخالف بود و شعر نیمایی را بدعتی خطرناک برای ادبیات پارسی میدانست و نو گویان را متهم میکرد که چون در سرودن شعر کهن ناتوانند و عاجز، به کم کردن طول مصراع ها و کنار زدن قافیه و به صورت کلی به نو گویی روی آورده اند.و این حمیدی را در کانون بحث های آن برهه قرار داده بود. حمیدی چون در شعر گفتن به راستی مسلط و استاد بود و کلام را میشناخت، بارها در شعر خویش به شاعران نو گو می تاخت از جمله در قصیده معروفی که با نام شوخی با نیما مشهور است. دلیل دیگر شهره بودن حمیدی در زمان خویش، عاشق بودن حمیدی و ماجرای دلدادگی که میان او و معشوقه اش جریان داشت و این جریانات را به صورت صریح و روشن در شعر خود عیان میکرد و جلوه ای افسانه ای و کهن و دیرین به چهره حمیدی و ماجرای عاشقانه اش داده بود. دلیل دیگر نیز کلام استوار و شعرهای زیبا و نغز این شاعر بود. علاوه بر موضوع عشق، حمیدی در زمان اشغال ایران، سروده های ناب ملی و میهنی فراوانی نیز داشت. اگرچه بعدها در میان حجم وسیع نو گویی، شعر حمیدی کمتر از نوگویان شنیده شد لیک این موضوع دلیلی نبوده و نیست که از استواری و زیبایی سخن دکتر مهدی حمیدی شیرازی کاسته شود.

 

کتاب مجموعه اشعار دکتر مهدی حمیدی شیرازی

 

دکتر حمیدی درباره سروده هایش چنین گفته بود:
کتاب های اصلی من در شعر، فقط چهار کتاب است ، که عبارتند از : شکوفه ها، پس از یک سال، اشک معشوق، سال های سیاه. اما به جز شکوفه ها، هریک از سه کتاب دیگر بنا بر دلایلی به کتاب های متعدد تقسیم و نام گذاری شده اند که به حقیقت کتاب های فرعی هرکدام از کتاب اصلی اند.

شبم بگذشت و مهتابی ندارم
خیالی دارم و خوابی ندارم
تبی سوزنده آتش بر تنم زد
که جز تاب تبی، تابی ندارم

بسیاری از اشعار مهدی حمیدی شیرازی، شهر زیادی کسب کرده اند. از جمله چکامه ی زیبا و بی نظیر مرگ قو:

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی برآنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که میخواهد این قوی زیبا بمیرد

دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در باره شعر حمیدی شیرازی گفته بود:
حمیدی حال و طراوتی را که در سخنان فرخی است با سوز و گداز از کلام مسعود سعد می آمیزد و تار و پودی از دل خود گرفته، بیانات خویش را چنان موثر و دلنشین ادا می کند که در موقع خواندن به قول نظامی عروضی: وقت باشد که از اشعار او موی بر اندام بر پای خیزد و جان آن بود که آب از چشم برود.

باغ منی و بهار منی هنوز
در چشم من که از گل صد خرمنی هنوز
امیدبخش و تازه رخ و شادی آفرین
صبح بهار و صبحدم گلشنی هنوز

اشعار مهدی حمیدی شیرازی در زمان خویش بارها و بارها تجدید چاپ شد. براستی و حقیقتا شاهکارهای ارجمندی از او بجا مانده است. از قصاید زیبایی مانند گیسوان سپید ، روز آخر سال، آخرین حرف، کعبه، عروس دشت، در بستر بیماری، آیا هنوز هم، گنجشک ها، پس از معشوق و چهار پاره هایی مانند مادرم در آخرین روزهای زندگی، در امواج سند، بیشه، گل مریم، باغبانی شاعر، آئینه شکسته، گل ناز و غزل هایی چون خیال او، نگاه دردناکی به آسمان، مرگ قو، پس از ده سال، بازمانده، آیا پرسیده اید؟ و مثنوی هایی چون مرغ سقا، بت شکن بابل، جام شکسته و گنج و بسیاری دیگر از شعرهای نغز و زیبا و استوار حمیدی که باعث شده است نام او را برای همیشه ماندگار کند.

دکتر حمیدی در قالب های نه چندان رایج زمانه مثل مسمط و ترکیب بند نیز سروده های گران بهای از خود به یاد گار گذشته است که همین دلیلی بر تسلط حمیدی بر شعر کهن می باشد. ارمغان ری و جای تو در قالب مسمط و آخرین چکامه و در دامان البرز از نمونه های ناب ترکیب بند های این شاعر سخن شناس می باشد. در باب شناخت اوزان و قوالب کهن شعر پارسی، کتاب ارزشمندی نیز به نام فنون شعر و کالبدهای پولادین آن از دکتر حمیدی شیرازی در دسترس است.