حافظ شیرین سخن عنوان اثری تحقیقی در زمینه شناخت احوال و افکار حافظ فرزانه و زمانه ی او، به قلم زنده یاد دکتر محمد معین می باشد.
کتاب در سه جزو نگاشته شده است. بهره یکم کتاب شامل سه نوشتار می باشد: سبب تالیف کتاب ، چگونه ترجمه احوال و شراح افکار و آثار شاعری را باید نگاشت؟ ، راه تدوین ابواب کتاب از نوشتار های این بخش می باشد. عنوان بهره دوم کتاب: نابغه ادب می باشد. بهره ی سوم کتاب با عنوان : عصر حافظ ، به چهار نوشتار در شرح اوضاع زمانه حافظ پرداخته است. اوضاع ایران در عصر حافظ ، اوضاع فارس در عصر حافظ ، ادبیات و علوم در عصر حافظ ، اخلاق و سیر در عصر حافظ از نوشتار های این بخش می باشد. جزو دوم کتاب با عنوان دوره زندگانی شاعر، مشتمل بر هفده بهره می باشد. بهره یکم با عنوان شناسنامه به چند نوشتار درباره حافظ فرزانه پرداخته است : شهرت ، اسم ، القاب و تخلص ، خاندان مولد ، تاریخ تولد شاعر فرزانه و پارسی گوی.  بهره ی دوم این جزو از کتاب با عنوان: اوان کودکی و روزگار تحصیل به این نوشتارها پرداخته شده است: ادامه تحصیل و اخذ معلومات ، عشق ساده ، علاقه به شیراز ، مسافرت ها. از بحث های مفصل کتاب، بخش تصوف و ارتباط آن با شاعر می باشد. در این بخش نوشتارهایی چون : کشش و کوشش، حجاب و مقام، ترک، تنزیه، عشث حقیقی ، وصول ، سماع ، مکاشفه ، دیدار خدا، لطف محض و ... از گفتارهای این بخش می باشد. بهره ای از کتاب نیز با عنوان معاصران خواجه به حاکمان و وزرا و شعرا وعلمای معاصر با حافظ فرزانه پرداخته شده است.

 

کتاب حافظ شیرین سخن


زن و فرزند ، مذهب خواجه ، سیرت حافظ ، صورت حافظ ، حکمت ، آثار خواجه ، اشعار خواجه ، تحقیقات در اشعار و سبک حافظ از عناوین بهره های پنجم تا دوازدهم کتاب می باشد. بهره ی سیزدم به تتبعات و تضمینات شاعر در ادبیات تازی و پارسی پرداخته شده است.بهره چهاردهم کتاب با عنوان سه نکته نغز به نوشتارهایی با عنوان: نسیم صبا، گل و بلبل، شمع و پروانه نگاشته شده است. گذران حافظ، طول عمر و پایان زندگی و شخصیت حافظ از گفتارهای دیگر کتاب می باشد. جزو پایانی کتاب بدین موضوعات پرداخته شده است: آرامگاه حافظ ، تدوین دیوان، راه اصلاح نسخ خطی و چاپی و منتخبات ، ترجمه و شرح آن ، تاثیر حافظ در ادبیات و روح ملت ایران ، تاثیر حافظ در دیگران یا حافظ بنظر دیگران ، آیا دیوان حافظ قابل تاویل است ، دستور زندگانی یا اندرزهای حافظ.

محمد معین، زاده 1297 در رشت، ادیب، پژوهشگر و نویسنده و به عنوان صاحب لغت نامه ارزشمند معین، شناخته می شود. دوره دبستان را در رشت گذراند و بعد برای گذراندن دوره متوسطه به دارالفنون تهران رفت. در این دوره زبان و قواعد عربی را در پیشگاه عربی دانان زمانه و پدر بزرگ خویش یاد گرفت. در دانشسرای عالی در رشته ادبیات و علوم تربیتی موفق به دریافت مدرک کارشناسی شد. سپس در دانشگاه تهران رفت و در آنجا با ارائه ی پایان نامه ای با عنوان: مزدیسنا و تاثیر آن در ادب پارسی، مدرک دکترای ادبیات فارسی را دریافت کرد. دکتر محمد معین در دانشگاه تهران به عنوان استاد در این رشته به تدریس پرداخت. همچنین دکتر محمد معین با علی اکبر دهخدا در تدوین لغت نامه دهخدا نیز همکاری داشته و برپایه وصیت دهخدا، ریاست علمی این سازمان به عهده دکتر محمد معین واگذار شد. محمد معین در سال 1345 در دفتر خود سکته کرد و پنج سال در بیهوشی به سر برد تا سرانجام در تیرماه 1350 رخت از جهان بربست. از دکتر محمد معین تالیفات و ترجمه ها و تصحیحات و مقاله های زیاد و ارزشمندی بجا مانده است: یک قطعه شعر در پارسی باستان، شاهان کیانی و هخامنشی در آثارالباقیه، روزشماری در ایران باستان و اثر آن در ادبیات پارسی ، شماره هفت و هفت پیکر نظامی ، حکمت اشراق و فرهنگ ایران ، آیینه سکندر ، لغات فارسی ابن سینا ، برگزیده نثر فارسی ، برگزیده شعر پارسی و دهها کتاب دیگر از تالیفات این استاد بزرگ زبان و ادب پارسی می باشد.

مولف کتاب حافظ شیرین سخن در دیباچه کتاب چنین نگاشته است:
از مقام انبیا که بگذریم، شعرا را زبده ی عالم وجود دانند، زیرا رگ حساسیت ، رشته ی تخیلات و زمام اندوه و شادمانی توده به دست ایشانست. شعر را انواع مختلف است ولی حساسترین، زیباترین، موثر ترین و شاید قدیمترین نوع  از فنون شعر غزلست و غزلسرایان در دلهای ارباب ذوق و حال و سینه های مردم عارف جای دارند. از آن میان دو شاعر ملکوتی بر اهل کشور باستانی ایران منت نهاده از دقایق خدمت هیچ فرو نگذاشتند، هر دو در تنگترین و موحش ترین اعصار تاریخ ایران، یکی در قرن هفتم و دوره ی چنگیزیان و دیگری در قرن هشتم مقارن ظهور تیمور، همچون ماه و آفتاب طالع شدند -عجبتر آنکه هر دو از خاک پاک شیراز برخاسته و هردو از انواع شعر بتغزل مایلتر و بغزلسرائی مشهورترند.

به مهر و ماهشان تشبیه کردیم: مهر و ماه اگر در روز و شب طلوع کنند باز طلوعشان را غروبی از پی است و انی لا احب الا فلین ، اما طلوع آن دو ستاره ی ادب را هرگز غروبی نیست و ظهورشان را هیچگاه زوالی نی. آن دو بزرگوار سعدی و حافظ می باشند. امروز که تمدن مادی بر دنیای کنونی حاکم است، نیازمندی بشر به تسلیات معنوی بیشتر محسوس می باشد. هیچ یک از مطبوعات امروزی، این عطش مفرط را رفع نمی کند و تشنه لبانرا بکام نمی رساند - کتب گذشتگان نیز چون الفاظشان تا حدی متروک مانده و یا چون معانئی به جز مانوس و معمول عصر کنونی در آنها به کار رفته کمتر قابل استفادست - پس گوینده و نویسنده ای باید جست که گفته هایش کهنگی نپذیرد و نگاشته هایش از باد و باران گزند نیابد - کاخ رفعتش ویران و برگهای گلزارش پژمرده نگردد، یعنی در هر عصر و زمان قابل استفادت باشد. چندین تن ازین بزرگان مسلم، چون ستارگان فروزان، آسمان ادبیات کشور ما را منور ساخته اند و در راس ایشان: فردوسی، خیام، نظامی، سنائی، مولوی، سعدی و حافظ قرار دارند که هر یک به تنهائی منظومه ای را تشکیل می دهند و خود در مرکز آن مستقرند. 

درین مقالت روی سخن ما با حافظ شیرین سخن است. از حافظ جز دیوانی در دست نیست، معهذا در هر خانه ای اقلا مجلدی از آن موجود و در هر خاطره ی غزلی یا بیتی چند از دیوانش ثبت است. افاده ی حضرت حافظ عام است هرکس به نحوی ازو برخوردارست و فی الجمله همگی از وی شادکامند: عرفا از حقیقت گوئی او در طربند. شعرا از تغزلات نغز و لطیفش در نشاط. عشاق راز محبت ازو جویند، رندان از رندی و باده پرستیش مستند. ظرفا از لطیفه گوئی و نکته سنجیش خرسندند. هم اغنیا از ندای عیش و طرب او مسرورند و هم بینوایان از تسلیاتش غم جهانرا بباد فراموش سپارند.