شرح شطحیات تالیف شیخ روزبهان بقلی شیرازی از عارفان نامی سده ششم میلادی می باشد. این کتاب در بر گیرنده بحث ها و گفتارهای صوفیان بزرگ ایرانی و انیرانی می باشد و همچنین درباب بسیاری از رموز و اصطلاحات صوفیانه توضیحات لازمی داده شده است. اصطلاحاتی چون: صفا، اشاره، رمز، رویت قلب، شرب و بسیاری از اصطلاحات شناخته شده در ادبیات عارفانه  و صوفیانه. این کتاب توسط هنری کربن فرانسوی تصحیح شده و به وسیله ی انتشارات انجمن ایرانشناسی فرانسه در سال 1360 منتشر شده است.

 

کتاب شرح شطحیات

 

بخشی از نثر این اثر در نعت و ستایش پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) :


درود باد بر جانِ هدفِ سهام قاب قوسین شاه کونین، رسول ثقلین، آنکه از آدم نکتۀ اسماء بود و اشارت سجود و از آفرینش غرض جان، اکسیر اعظم ، تجلی قِدَم ، جانش حقیقت صرف تدلّی، نشانش کان ما کان و اشارت « کنت نبیّا» و سرّ « لست کأحدکم » و اشارت « جاء حبیبا » و « لعمرک » تاج « لولاک » ش ، « عفا الله عنک » عذر گناه اهل آفاقش ، روح قدسی و روح انسی مبشّر و چاکر او « لو کان موسی حیّاً ما وسعه الّا اتّباعی » برید حضرت او، تورات در الهامش راز « فأوحی » انجیل در پیغامش رمز « ما أوحی » ، زبور در الحانش سرّ « ما کذب الفؤاد ما رأی10 » قرآن در عین نشانش خبر « ما زاغ البصر و ما طغی ». جان قرآن وصف خلق اوست عنقاء مرغ عشق صفت پرنده ای از وکرِ جان اوست. علم علما قطره ی بحر اوست. حکمت حکما غرقه ی نهر اوست. عقل کل فرمانبر امر اوست. جان حر آزرده ی نهی اوست. مایه ی خرد از گل خوشبوی اوست. خاک بذر از گل و جوی اوست. در دشت ابطح زخم « ألم نشرح » خورده، و بر منبر مسجد شرب « علمت ما کان و ما سیکون » گفته . عندلیب جانش از خوش خویی ترنّم « فتبارک الله» زند. در خاک مشرق از عکس آدم سایه ی او زار احمر « صبغة الله » زند. طوطی سرش چون قفص جسم و عنصر بمنقار عشق بشکست، به جناح شوق بپرید و بر غصن « سدرة المنتهی » بنشست. چون راه قدم به قدم پویان شد، ماه بنی هاشم محمد المصطفی در سیل تجرید « الرفیق العلی » گویان شد...

و بخشی دیگر:

سهل عبدالله گوید که «ذکر به زبان هذیان است و ذکر به دل وسوسه» قال: بدین ذکر، ذکر غافلی خواهد که از مشاهده مذکور محجوب است در سهو ساهی و در غفلت لاهی.
در حجب انسانی از قدس لاهوت سلطانی بازمانده است، به عادت و طبیعت از فرط لسان.

گهی الهی بر زبان راند، دلش از آن بی خبر باشد
گهی از آن به درآید هذیان ها را بر زبان راند

از آن نیز به غفلت به درآید

ندانی که ذکر چون از تعطیم و خوف و إجلال حق جدا باشد آن هذیان باشد پیش اهل مشاهده.
دیگر آن ذکری که به آلت حد ثانی موجود شود، پیش ذکر سابق ازل است از حقّ. چون خود نعت خود گفت، هذیان نماید، زیرا که ذکر او قدیم است و ذکر ذاکر محدث.
اما آنچه گفت  ذکر قلب وسوسه است، خاطر ذاکر از مذکور ازلی غیبت است ذکر غایب در غیبت وسوسه است و در مشاهده سو ادب، زیرا که در هر دو طرف محل حجاب است. چون او به نفس خود ذاکر خویش است آز عرش تا ثری ذکر او گوید آنک بر نعت ازل نیست، ذکر وی در خورد ازل نیست.
از آن شاهین بساتین غیرت و سراج اهل قلوب علیه السّلام در مشاهده کبری نزد جلال کبریا گفت «لا احصی ثناء» نسبت حدث از قدم ببرید.
چون مشاهده حلال قدیم بدید، گفت «أنت کما أثنیت علی نفسک» چون در سطوات عظمت وجود عدم شد، او را جز او که ستاید؟ و آنج زبان حدث گوید، قدم را کی شاید؟.
اگر سر تنزیه روی بنماید، همه «تبت الیک» گویی جور بینی چون باز گردی تلقین «ربنا ظلمنا» خوانی چون نیک بنگری، « لأستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة» در مشاهده ی حق استغفار از ذکر دانی.
این نه ابلهی است که تو دانی، تا هر ساعتی به سبحه و تسبیح سودا به ذکر قدم رانی.

 

برای خرید کتاب شرح شطحیات به لینک زیر مراجعه نمایید

کتاب شرح شطحیات
 

شرح شطحیات

کتاب شرح شطحیات اثر شیخ روز بهان بقلی شیرازی

کتاب شرح شطحیات