سایه های صحرا ترجمه اثری است به نام Shadows in the desert نوشته دکتر کاوه فرخ در سال 2007 میلادی منتشر شده است. مقدمه این کتاب را پروفسور ریچارد نلسون فرای ، ایرانشناس نامی نوشته شده است. شهربانو صارمی این کتاب را به پارسی ترجمه کرده است. این اثر در باب چگونگی و کیفیت جنگ های ایران در دوران باستان می باشد. پژوهشی در مورد وسایل و لباس و سلاح های جنگی آن دوران و ترفند های نوابغ جنگی ایران و انیران می باشد. شاهنشاهی قدرتمند ایران در دوران هخامنشیان جنگ های بزرگ و اثر گذاری در آن دوران با جزایر یونانی داشتند که در چگونگی و کیفیت این جنگ ها و ترفند های جنگی دو طرف، هماره بحث و گفتگوی زیادی پیش آمده است و اختلاف دیدگاه های فراوانی در این باره بیان شده است. همچنین در ادامه، نویسنده به جنگ های بزرگ ایرانشهر با رومی ها در دوران اشکانیان و بعدها در دوران ساسانیان پرداخته است و نوع آرایش نظامی و وسایل جنگی و مسیر حرکت و هرآنچه مربوط به جنگ ها می باشد را به صورت مفصل بیان کرده است.

 

کتاب سایه های صحرا

 

کاوه فرخ نویسنده و پژوهشگر تاریخ که اصلیتی قفقازی و ایرانی دارد و متولد آتن در یونان می باشد. کاوه فرخ در دانشگاه بریتیش کلمبیا تاریخ درس میدهد. سواره نظام ساسانیان و ایران در جنگ از جمله دیگر آثار این نویسنده می باشد. ایشان همچنین تا به امروز چند جایزه به پاس پژوهش های تاریخیشان کسب کرده اند.

به نقل از پیشگفتار کتاب به قلم ریچارد نلسون فرای:
در این کتاب ، دکتر کاوه فرخ ما را با نظرگاه ایرانی این روایت، در مقابل دیدگاه یونانی و رومی آن که مدت های مدید بر دانش ما از این جنگ ها سایه افکنده است، آشنا می سازد. نگاه از منظر دیگر مطبوع است و دکتر فرخ در این تاریخ بر بسیاری از نهاد های ایرانی، مانند سواره نظام نخبه ی ساسانی یا اسواران پرتوی از نور می فشاند.

بخشی از کتاب - ایران در زمان اشکانیان و جنگ شاهنشاهی ایران با رومیان :

هنگامی که کراسوس پیرامون کرهه (حران در ترکیه امروزی) رسید وقایع هشدار دهنده ای روی داد. سواره نظام جلود دار سپاه روم با سواران سورنا درگیر و نابود شده بود. به افراد کراسوس اخبار ناگوار کننده ای در باره ی حمله ای سواره نظام پارتی به پادگان های رومی بر جای مانده در بین النهرین می رسید. به گفته ی یکی از کسانی که در جان به در برده بود:
تحرکات دشمن چنان سریع بود که ... جلو زدن از آن ها... غیر ممکن می نمود... تیرهاشان سریع تر از برق بود و در هر سدی رخنه می کرد، سواران زره پوش آن ها سلاح هایی داشتند که می توانست هر جوشنی را بشکافد و جوشنی که در برابر حمله ی هر سلاحی مقاومت می کرد...

عاقبت هنگامی که رومیان به کرهه رسیدند کراسوس دستور داد یک چهارگوش عظیم میان تهی درست کنند. کاسیوس، افسر ستاد کل، به کراسوس توصیه کرده بود صفی از پیاده نظام رومی در آن سوی دشت تشکیل دهد و سواره نظام را در جناحین بگذارد. اما تا رومیان شروع به قرار گرفتن در مواضع خود کردند نظر کراسوس تغییر کرد و دستور داد در هر طرف چهارگوشی با دوازده گروه تشکیل شود و سواران و پیادگان سبک اسلحه از آن پشتیبانی کنند. کراسوس، گارد شخصی اش و پسرش پوبلیوس همراه با هزار سوار گُل داخل چهارگوش جای گرفتند.

سورنا درا نتظار بود. طرح اولیه ی او حمله به صفوف رومی همراه با هزار شهسوار سنگین اسلحه بود که کمانداران سوار از آنها پشتیبانی می کردند. سورنا برای گمراه کردن رومیان به شهسواران خود دستور داد جوشن خود را با چرم و بالاپوش بپوشانند. قوای اصلی اشکانی نیز در خفا بود. به ظاهر ترفند سورنا موثر واقع شد. وقتی رومیان اول بار پارت ها را دیدند چنان که باید و شاید تحت تاثیر قرار نگرفتند و از این که شهسواران جوشن پوش را نمی دیدند شادمان شدند. آن گاه سورنا به شهسواران علامت داد تا پوشش خود را کنار بیندازند، جوشن هاشان زیر آفتاب درخشش خیره کننده ای داشت. طبل های پارتی دستورالعمل های لازم را به شهسواران می داد. سورنا با صدای ضربات طبل، شهسواران را مستقیم به سوی صفوف رومیان هدایت کرد. با وجود حمله ی شدید با زوبین، عمق صفوف رومی مانع از آن شد که زوبین داران سورنا به پیروزی نائل شوند. حال این خطر وجود داشت که شهسواران درگیر جنگ تن به تن پر هزینه ای شوند. به ظاهر حمله با زوبین موجب آشفتگی در صفوف رومیان شده بود، اما برتری شمار رومیان کراسوس را قادر ساخت شکاف ها را پر کند. سورنا به شهسواران خود دستور داد عقب بنشینند تا کمانداران سواره چهارگوش بزرگ رومیان را محاصره و به آن حمله کنند.

کمانداران سواره به کراسوس ثابت کردند شکست دادنشان غیر ممکن است، درحالی که مرتب روی زین است بالا و پایین می جستند تیرها را از فاصله ی 45 الی پنجاه متری به سرعت به سوی صفوف رومیان پرتاب می کردند. برخلاف جنگ تیگرانوکرات ، حمله ی پیاده نظام سبک اسلحه ی رومی سودی نداشت چراکه کمانداران سواره ی پارتی بدون هیچ دردسری به تاخت دور می شدند. واکنش در برابر سواره نظام رومی نیز به همین گونه بود، کمانداران سواره مطلقا با آن ها درگیر نشدند. زوبین های رومیان نیز نتوانست وضعیت را چندان تغییر دهد: دامنه ی برد آن ها از فاصله ای که کمانداران سواره ی پارتی داشتند کم تر بود. رومیانی که تلاش کردند سواران کماندار را تعقیب کنند قربانی تیر پارتی شدند.

رومیان دریافتند تیرهای پارتی به سادگی در سپرها و جوشن های آن ها نفوذ می کند. اثر مرگبار سیل تیرها در صورتی که رومیان صفوف به هم فشرده تشکیل می دادند چندین برابر می شد. ورود قطار بی شمار شتران که بارشان تیرهای تازه بود تمام امیدها را برای آن که وقفه ای در سیل تیرها به وجود آید بر باد داد.

از آن جا که رگبار مداوم تیر باعث شده بود رومیان نتوانند از جای خود بجنبند، سورنا تصمیم گرفت از پشت به آن ها حمله کند.

کراسوس پیامی برای پسرش پوبلیوس فرستاد و دستور داد به هر ترتیبی شده با دشمن، قبل از آن که او را محاصره کند، درگیر شود. پوبلیوس تصمیم گرفت با هشت گروه، سیصد سپاهی سبک اسلحه، پانصد کماندار پیاده و یک گروه تهاجمی از سواره نظام گالیایی به کمانداران سواره حمله کند. وقتی کمانداران سواره به ظاهر عقب نشینی کردند پوبلیوس آنها را تعقیب کرد و ندانست به سوی دام می رود. کمانداران سواره به گروهی بزرگ از قوای پارتی پیوستند، از جمله شهسواران جوشن پوش، و دوباره حمله کردند. سواران گالیایی پوبلیوس شجاعانه جنگیدند، اما زوبین های آن ها نمی توانست در جوشن های مقاوم شهسواران پارتی رخنه کند. جوشن گل ها نیز ضعیف و شکننده بود و همین موجب تلفات بسیار شد. تنها پانصد تن از گل ها زنده ماندند که به اسارت در آمدند.