کتاب تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل - از پیمان وستفالی تا امروز - نوشته احمد نقیب زاده مدرس علوم سیاسی دانشگاه تهران می باشد. از دیگر تالیفات این نویسنده می توان به : توسعه سیاسی ، جامعه شناسی احزاب سیاسی ، جامعه شناسی سیاسی ، تحولات روابط بین الملل و اتحادیه اروپا اشاره کرد. عنوان فصل نخست کتاب : اوضاع جهان از وستفالن تا جنگ جهانی اول می باشد که شامل موضوعاتی جنگهای مذهبی و آثار آن ، تحولات علمی و فلسفی ، تحولات عرصه بین الملل ، شکل گیری قدرتهای ملی ، توقف فرانسه و آغاز اقتدار انگلیس ، دیپلماسی و روابط بین الملل در قرن هجدهم شامل سه دوره می باشد. فصل دوم کتاب در باب وقایع مهم جهان از کنگره وین تا جنگ جهانی اول است. موضوعاتی که نویسنده کتاب در این فصل به آنها پرداخته است چنین می باشد: کنگره وین و اهمیت آن در روابط بین ملتها ، تحولات سیاسی اروپا از انقلاب های 1830 تا وحدت آلمان اوضاع بین المللی از 1870 تا تشکیل اتفاق ملت و تحولات روابط بین الملل در آغاز قرن بیستم.

 

کتاب تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل

 

در نیمه دوم این کتاب، نویسنده به روابط بین الملل از جنگ جهانی اول تا امروز پرداخته است. جنگ جهانی اول و پی آمد های آن ، مسائل مهم بین المللی در دهه 1920 ، روابط بین الملل از 1929 تا 1945 و جنگ جهانی دوم، از موضوعاتی می باشد که در این فصل ، نویسنده درباره آنها قلم زده است. تحولات مهم بین المللی از جنگ جهانی دوم تا امروز، موضوع فصل پایانی کتاب می باشد. موضوعات این فصل چنین است: دوره ی جنگ سرد نخست :1945 تا 1963 ، تحولات روابط بین الملل در دهه های شصت و هفتاد میلادی ، جنگ سرد جدید و مقدمات فروپاشی شوروی :1970 -90 ، روابط بین الملل در دهه 1990.

همزمان با رنسانس تحولی در نظم جهان آغاز گردید که تا امروز ادامه داشته و به دوره ی وستفالیا مشهور است. امروزه شواهدی مبنی بر پایان این دوره به چشم می خورد که می تواند به شروع دوره ی پسا وستفالیا تعبیر شود. شاخص عمده ی دوره ی وستفالیا، پیدایش ، رشد و تکوین دولتهای ملی است که انحصار بازیگری روابط بین الملل را به خود اختصاص دادند. به عبارت دیگر عنصر پایه نظم بین المللی در این دوره دولت ملی است که بنا به ویژگی روابط بین الملل یعنی استمرار آنچه هابز از آن به وضعیت طبیعی یاد می کرد، یا نبود یک قدرت فائقه که بتواند نظم مقتدرانه ای را از بالا بر اعضای جامعه بین المللی تحمیل کند به سلسله مراتبی انجامید که در آن قدرتهای بزرگ در بالای هرم و قدرتهای کوچک به میزان قدرت خود، در قسمتهای میانی و پیین آن قرار گرفتند. بر همین اساس، چند قدرت اروپایی که اقتدار خود را از جنگهای سی ساله مذهبی تا کنگره ی وین (1815) به تدریج به اثبات رسانده و به کانون قدرت جهان تبدیل شدند، در بالای هرم قدرت قرار گرفتند. این قدرتها توانستند قدرتهای غیر اروپایی نظیر امپراطوری چین، ایران و عثمانی را به حاشیه رانده یا مقهور قدرت خویش سازند. بدین سان نظم وستفالیا نظمی اروپایی بود که به آرامی به سراسر جهان تسری یافت. در نتیجه، جهانی شدن این نظم یکی دیگر از ویژگی های عصر وستفالی بود که برخلاف گذشته به یک قاره یا منطقه محدود نمی شد. از قرن نوزدهم میلادی نظم جهانی چنان وسعت یافت که هیچ جامعه یا کشوری نمی توانست در خارج از دایره الزامات آن قرار گرفته و سرنوشت خود را به طور مستقل تعیین کند یا نسبت به آن بی تفاوت باشد. به همین دلیل مناقشات منطقه ای می توانست به جنگهای جهانی تبدیل شده و کشورهای بی شماری را ناخواسته به دامان خود بکشاند که جنگهای جهانی اول و دوم نمونه بارزی از این وضعیت بود. رقابت قدرتهای بزرگ اینک در عرصه جهانی جریان می یافت و از آنجا که اقتصاد سرمایه داری بر پایه صنعت، پول و بازار ، برخلاف اقتصاد کشاورزی که حالت محلی داشت، دارای بعد جهانی بود و ارتباطات را نیز به مدد می گرفت، رقابت ها و جنگها هم آمیزه ای از سیاست و اقتصاد را به نمایش می گذاشت که محدوده ی آن تمامی کره ی زمین به شمار می رفت.