تاریخ دو جلدی ایران نوشته ژنرال سر پرسی سایکس که جلد نخست مربوط به تاریخ ایران پیش از اسلام می باشد و جلد دوم به تاریخ ایران پس از اسلام مربوط می شود. از ویژگی های بارز این تاریخ، مولف در بیان احوال شاهان و حاکمان و وضعیت دربارها و شرح حوادث، از بیان خطابه های طولانی و گفتارهای افسانه ای در باب حوادث و شخصیت ها خود داری کرده و تنها به بیان رویدادهای مهم و برجسته پرداخته است. نویسنده کتاب خود یک متخصص در نظامی گری و جنگ می باشد و به همین دلیل رویدادهای جنگی و تدابیر نظامی، را به صورت مفصل بیان میدارد و عوامل شکست و پیروزی را برای خواننده ترسیم می کند. از دیگر ویژگی های کتاب، شرح معماری و فرهنگ و هنر و ادبیات هر دوره و بیان و بسط ویژگی های آن میباشد. شاهکارهای معماری، صنعت کاشی کاری، ظروف ، قالی ، نقاشی ، فلزکاری ، وضعیت ادیبان و شاعران و سخنسرایان، همه را شرح داده است. تاریخ دو جلدی ایران نوشته سرپرسی سایکس از آغاز تمدن ایلام و شوش تا دهه نخست این سده خورشیدی را در بر گرفته است.

 

کتاب تاریخ ایران

 

سرپرسی سایکس نویسنده کتاب، چندین سال در خراسان و کرمان و سیستان سرکنسول بود و شغل های مهمی در اختیار داشته اند. زمانیکه در هندوستان بود با زبان فارسی آشنا شد و بعدها به عنوان فرمانده پلیس جنوب در ایران شناخته می شد. جدا از مشاغل و کارهایی که انجام داده است، نگاه متفاوتی به ایران داشته و به ایران علاقه داشته است. یکی از مسائل دقیق و درستی که نویسنده بیان میدارد چنین است:
اروپائیانی که شرق را از روی جهالت به حقارت نگاه می کنند خوبست ترقی و پیشرفتی را که در هریک از رشته های علم و ادب و نیز صنایع و فنون که در آن قرن در میان مسلمانان وجود داشته است با ظلمت جهل و نادانی که سراسر اروپا را فراگرفته بود مقایسه کنند و باید گفت که شرق در تمام شعبه های فعالیت عقلانی بر غرب گرفتار تاریکی جهالت به طور غیر قابل مقایسه ای تفوق و برتری داشته است و این جهل و نادانی حقیقتا تا مدت پانصد سال دوام داشته است و تا سده ی دوازدهم دنیای مسیحیت نتوانست طوق تقلید شرق را از گردن دور بیفکند.

نویسنده سفرهایی به گوشه و کنار سیستان نیز داشته است و با حکام و خوانین ارتباط و تماس داشته و اوضاع این مناطق را از نزدیک مشاهده مینموده است و ظلم سیستم ارباب رعیتی را دیده است. نویسنده در این رابطه می نویسد: برای من واضح است که تا وقتیکه  طبقات عالی جامعه ی ایران خود را اصلاح نکنند و مثل کشور دیگر آسیایی یعنی ژاپن از امتیازات خود دست نکشند ترقی حقیقی نصیب ایران نخواهد شد. مثل ترکی است که میگویند ماهی از سر میگندد. بنابراین مادامیکه اشراف ایران از غارت هموطنان خود دست بر ندارند و نخواهند که ثمره ی آن روستا بر روی روستا به ثروت خودشان بیفزایند و مادامیکه دسته های کثیر نوکرهای بیکاره ی خود را از خدمت نرانند و خودشان با امانت و درستی برای اعتلا ایران بکار نپردازند محققا روزگار تیره تری در پیش دارند... در قرون وسطی اروپا نیز زیر فشار خوانین دزد مثل ایران امروز شده بود و با وجود این متانت گرچه به کندی انجام گرفت بجانت روشنائی و آزادی رهسپار شد، دلیلی نیست که ایران نیز پیروی از این راه نکند. اما وقت تنگ است.

نویسنده درباره تدوین مطالب این کتاب چنین نگاشته است: من مطالب را آن طور که هستند نگاشتم و با این عمل خود ممکن است افراد شاخص و ممتازی را که در صحنه ی ایران هستند آزرده باشم، ولی سالها قبل ماتیوپاریس پیر عاقل گفته بود که عمل نویسندگان تاریخ بسیار دشوار است. چه اگر راست بنویسند باعث برانگیختن مردم میشوند و اگر آنچه که نقل می کنند دروغ باشد خدا را به خشم می آورند.