شاهنامه فردوسی و فلسفه تاریخ ایران نوشته مرتضی ثاقب فر در زمینه تفسیری بر جهان بینی شاهنامه بر پایه شناخت فلسفه تاریخ ایران می باشد. پس از یک دیباچه نظری در کتاب، که شامل سه بحث: آگاهی و خودآگاهی تاریخی، فلسفه تاریخ و آگاهی و خود آگاهی حماسی میباشد؛ کتاب در شش فصل به بسط روایت ها و شالوده های جهان شاهنامه می پردازد برای شناختی از تاریخ ایران. فصل یکم کتاب با عنوان: خودآگاهی ایرانی و پیدایش شاهنامه به مباحثی چون: پیشینه خودآگاهی تاریخی در ایران، پیشینه خودآگاهی حماسی در ایران، خودآگاهی تاریخی ایرانی در درون شاهنامه، خودآگاهی ایرانی پس از اسلام، پیدایی حماسه ها، فردوسی و زمانه او، ماخذ فردوسی و درستکاری فرزانه توس، نظم شاهنامه گامی خود آگاه و روانی پرمایه و والا، می پردازد. فصل دوم به گفتار شالوده های فرهنگی شاهنامه می پردازد. استوره ها، دین یا فلسفه زرتشت از مباحث این بخش می باشد.

 

کتاب شاهنامه فردوسی و فلسفه تاریخ ایران

 

عنوان فصل بعد کتاب: فلسفه شاهنامه، یا داستان تحقق مینوهای فرهنگی ایران می باشد. این فصل شامل مباحثی چون: خدا و آفرینش، پیوند میان آدمی و خداوند، گیتی یا زندگی این جهان، می باشد. فصل چهارم کتاب با فرنام: جستارهای بنیادی گاهانی در شاهنامه می باشد. منش نیک، بهترین راستی، شهریاری آرمانی از گفتارهای این بخش است. فصل پنجم به دو بحث: کژرویهای دینی و رخنه اندیشه های دینی دیگر، با عنوان: ریشه های شکست، به این موضوعات پرداخته است. فصل پایانی کتاب با عنوان: بهره سخن: کدام فلسفه تاریخ؟ به دو نوشتار فلسفه تاریخ اوستایی، فلسفه ی تاریخ ایرجی پرداخته شده است.

فصل های پنجم کتاب به بحث ریشه های شکست و سقوط نظام ساسانی می پردازد و علل های متعدد این شکست را بررسی می کند.
نویسنده در ابتدای این فصل چنین نگاشته است: کم نبوده اند پژوهندگانی که خواسته اند این چرایی شکست ایران به دست تازیان را بجویند و پاسخهایی راست و ناراست نیز داده اند. بیشتر ایشان بیگانه بوده اند و برخی ایرانی. اما به گمان ما همه ی اینها به علل گوناگون - از ناآشنایی با آنچه ما روش درست جامعه شناسی می دانیم و ناآشنایی با فرهنگ ایران و یا کژاندیشی ایدئولوژیک گرفته تا سودای دشمنی با ایران و یا به عکس شور ایرانخواهی و بیزاری از تازیان که چشمانشان را فرو بسته است - نتوانسته اند در میان واقعیتهای پراکنده و گوناگون وحدتی برقرار سازند و حلقه اصلی زنجیر و عامل مسلط و تعیین کننده را بیابند. ما اکنون از هیچ یک از ایشان نامی نمی بریم زیرا چنین نامبردنی مستلزم اشاره به یکایک نظریات و بررسی جزئی تر آنها و متعلق به دفتر دیگری است. معمولا بیشتر نویسندگان از یک رشته علل اقتصادی ، سیاسی، نظامی، اجتماعی و نیز طبیعی یاد می کنند که از لزوما همگی نادرست نیست، اما هیچ گاه پرسیده نمی شود که خود این علل بظاهر مستقیم ناتوانی دولت ساسانی از کجا سرچشمه گرفته اند و آیا استوار به خویش بوده اند و یا انگیزه یا انگیزه های بنیادتری در پس آنها نهفته بوده است.

مرتضی ثاقب فر متولد 1321 در تهران، جامعه شناس، مترجم و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران به خصوص تاریخ ایران باستان و زمان هخامنشی شناخته می شود. ثاقب فر در دانشگاه سوربن فرانسه به تحصیل پرداخت و آثار متعددی از ایشان بجا مانده است. از ترجمه های ارزشمند ایشان، ترجمه کتاب یونانیان و بربرها نوشته امیر مهدی بدیع می باشد. آگاهی آریایی، بن بست های جامعه شناسی، جامعه شناسی و ریاضیات، راهنمای تالیف از جمله دیگر آثار ایشان می باشد.

از جمله این عللهایی که نویسنده بدان پرداخته است، علل طبیعی می باشد. نویسنده چنین نگاشته است:
ظغیان رودهای دجله و فرات و همه گیری بیماری طاعون، خشکسالی و همانند آن. البته هیچ یک از نویسندگان بدرستی وزن یکسانی برای همه این عوامل قائل نشده اند و برخی را از برخی دیگر مهمتر دانسته اند. با این همه، چنان که مشاهده شد، در زمینه اقتصادی نه پدیده جابه جایی جدی طبقاتی یا تغییر در نیروهای مولد، مناسبات تولیدی و  زیرساخت اقتصادی مطرح بوده است، نه مثلا در زمینه دینی به دگرگونیهایی در اندیشه دینی و یا سستی گرفتن برخی باورها اشاره ای رفته است، و در نظایر آن. به هر روی به گمان ما همه ی این عوامل جز معلولهایی نبوده اند، و پرسش مربوط به علت اصلی را همچنان برای ما بی پاسخ می گذارند.