کتاب ایران را از یاد نبریم و بدنبال سایه ی همای، مشتمل بر مجموعه ای از مقالات دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن که نخست در نشریات چاپ شده بوده، می باشد. در ابتدا این اثر به صورت دو کتاب مجزا چاپ شده بوده است لیک به دلیل ارتباط مقالات کتاب سایه ی همای با کتاب ایران را از یاد نبریم، در چاپ های جدید همراه با هم و در یک مجموعه چاپ شده است. نخستین چاپ از کتاب ایران را از یاد نبریم مربوط به سال 1340 می باشد. کتاب شامل 31 مقاله ارزشمند از نویسنده می باشد. ایران را از یاد نبریم ، فیروزی شکست خوردگان ، ایران تنها کشور نفت نیست ، مرد روز ، نسل ملول ، از آموختن چه حاصل؟ ، با فرهنگ و بی فرهنگ ، ای کاش که جای آرمیدن بودی ، روشنفکران بر سر دو راهی ، اشاره ها ، آدمیت و مقام ، خوبی و بدی ، ایران نیز حرفی برای گفتن دارد ، ایران به چه کسانی نیازمند است؟ ، تهران ، مرگ نیما و پیمانه ی عمر او به هفتاد رسید. این مقالات زیر عنوان کتاب ایران را از یاد نبریم می باشد. در ادامه کتاب : به دنبال سایه ی همای و شامل این نوشتارها می باشد: به دنبال سایه ی همای، جلوه ی تمدن ، هلن زرین بدن امروز ، دموکراسی در شرق ، نبرد رنگ در آفریقای جنوبی ، مسئله عقب ماندگی ، جواهر لعل نهرو ، هند بی نهرو ، هند و تمدن صنعتی ، مرد جوان و دریا ، مرگ کندی ، انتظار زمین و ایران به من چه معنی دارد.

 

کتاب ایران را از یاد نبریم و بدنبال سایه ی همای

 

نویسنده در مقدمه کتاب : ایران را از یاد نبریم، نگاشته است:
اینک که چاپ دوازدهم ایران را از یاد نبریم در جریان است، نابجا ندانستم که این چند کلمه را بر آن بیفزایم. تاریخ نخستین انتشار آن به صورت کتاب به سال 1340 باز می گردد که اکنون چهل و پنج سال از آن زمان دور شده ایم. در این دوران حوادث بسیاری بر این کشور گذشته است، ولی ایران همان ایران است: کشور شگفت انگیز، پر رمز و راز و پر تناقض، که مانند معشوقه های غزل فارسی، هم دلارام است و هم رنج دهنده.
و امروز که ما به خود نگاه می کنیم، من و گروهی از خوانندگان این نوشته که زمانی جوان بودیم و دیگر نیستیم، می بینیم که در ازای این عمر رفته، دیده ی حیران ما چه ها که در طی این زمان ندید!
دورانی را که گذراندیم...

بخشی از سرآغاز چاپ نخست کتاب:
گرفتاریهای روزانه، دل مشغولیها و بهت زدگیهای قرن، مانع از آن است که بسیاری از ما به عمق ماجرائی که در روح ایران است، توجه کنیم. چون کسی هستیم که به باغ کهنسالی در چله ی زمستان پای می نهد و آنرا خشک و خاموش و برهنه، گرانبار از غربت وحشی مرموز و شریر می بیند، بی آنکه نجوای پنهانی حیات، و لوله ی خاموش جرمهای روینده و سبز شونده را در شکم کنده های پیر و در نهاد شاخه های خشک دریابد. در زندگی ملت ها نیز دورانهای سترون و دورانهای زاینده است، و تناوب و تسلسل این دورانها بوده است که تمدن را به پایه ی کنونی رسانیده. دوران ما یکی از دورانهای بارور است، و زایندگی هرچند با درد همراه باشد، باز سعادت بخش و شورانگیز می تواند بود.

در روزگاری که گوئی ایران در ابری از فراموشی پیچیده شده است، اگر کار دیگری از دست ما بر نیاید، لااقل خوبست بکوشیم تا فکر او و غم او را در دل خود زنده نگاهداریم و اعتقاد به زایندگی دوران را در سینه نپژمرانیم. ما از این حیث چون بیماران تریاک خورده ای هستیم که به هر افسونی است باید بیدار نگاهشان داشت؛ زیرا اگر چشم بر هم نهند، بیم آنست که دیگر آنرا نگشایند

برای خرید کتاب ایران را از یاد نبریم

کلیک کن