روضه الصفا فی سیره الانبیا و الملوک و الخلفاء ، عنوان اثری منثور تالیف محمدبن خاوند شاه بن محمود، معروف به میرخواند می باشد. میرخواند بیشتر عمر خویش را در هرات سپری کرد و مورد توجه امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا قرار گرفته بود. پدر او اهل بخارا بود که بعدها به بلخ آمده بود. روضه الصفا در باب تاریخ عمومی گیتی از آغاز آفرینش آدم تا برهه حیات نویسنده می باشد. پس از فوت خواندمیر، دختر او ادامه ای بر این اثر نوشت و احوال زندگی سلطان زمان خویش - حسین بایقرا- بدان افزود. وفات میرخواند در سال 903 هجری در شهر هرات ثبت شده است.

 

کتاب روضه الصفا

 

 

نمونه ای از نثر کتاب:
آورده اند که ابراهیم ع روزی به طلب میهمانی بیرون رفت تا با هم طعام خورند، چه عادت فرخنده اش چنان بود که بی میهمان چیزی نخوردی. و بعد از جستجوی بسیار، پیرمردی یافته به خانه آورد و در اطوار پیر تامل نموده او را از دین بیگانه یافت . بنابر آن، او را طعام نداده از خانه اش بیرون فرستاد. چون پیر از نظر خلیل الرحمن غایب گشت، خطاب عتاب آمیز از درگاه ولی النعم و الاحسان در رسید که یا ابراهیم! این بنده ی نافرمان با وجود کثرت تمرد و عصیان در مدت عمر خویش از خوان افضال ما بی نصیب مایوس نگشت که نومید شود. امروز که یک چاشت او به تو حواله شد از خانه ات گرسنه محروم کردی.

منش داده صد سال روزی و جان

تو را نفرت آید ازو یک زمان

آنگاه ابراهیم از این حدیث متاثر گشته به تعجیل تمام از عقب آن پیرمرد بیرون آمده او را دریافت و بمبالغه ی تمام او را به خانه باز آورد. آنگاه پیر از ابراهیم سبب رد و قبول پرسید. ابراهیم صورت واقعه باز نمود . پیر رقت کرده، گفت زهی خداوند که دوست را به جهت دشمن عتاب می کند، آنگاه پیر مشترک از دین خود تبرا نموده ملت حنیف قبول کرد و یکی از مخلصان حقیقی و مومنان تحقیقی گشت.