آتالا و رنه عنوان دو داستان از شاتو بریان نویسنده فرانسوی می باشد که میرجلال الدین کزازی آن را به پارسی سره ترجمه کرده است. نوشته های این نویسنده فرانسوی سرشار از احساس و با نثری شاعرانه و آهنگین نگاشته می شود و مترجم این اثر به گفته خود، سعی بر این داشته است که این هنر نویسنده را بتواند بازتاب دهد. از ویژگی های منحصر بفرد این ترجمه، سره نویسی می باشد. فرانسوا رنه دو شاتوبریان در سپتامبر 1768 در سن مالو در خانواده ای نامی متولد شد. او را به عنوان پایه گذار سبک رمانتیسیسم می شناسند و ویکتور هوگو از کسانی است که پس او این گرایش را دنبال کرد. زمانی به آمریکا رفت تا در کشف بخش هایی از این سرزمین شرکت جوید و بعدها به انگلستان رفت و در آنجا آثاری خلق کرد. مدتها در جبهه مخالفان ناپلئون حضور داشت و با او مبارزه میکرد و در سال 1848 درگذشت. بعضی از آثار مشهور این نویسنده نامی چنین می باشد: آتالا ، رنه ، نبوغ مسیحیت ، شهدا ، موهبت آتشین مسیح و عشق و عفت.

 

کتاب آتالا و رنه

 

مترجم درباره آتالا می نویسد: آتالا را پیوندی تنگ با کتاب ناچیزها است. شاتوبریان، بدان سان که گفته بود، از سفر به جهان نو با انبانی سرشار از خاطرات بازآمده؛ او از دیده ها و شنیده های خویش یادداشتها برداشته بود. در گیراگر گشت و گذارها، ستیز و گریزهای خویش، انبان یادهایش را چنانکه در "یادمانهای آن سوی گور" می نویسد، به همراه می برد:
ما تفنگ در دست، در میانه ی ویرانه ها می نشستیم؛ دست نوشته ی سفرم به آمریکا را از خورجین بدر می آوردم؛ برگهای پراکنده اش را بر گیاهان پیرامون خویش می گستردم؛ وصفی از جنگل را، بخشی از کتاب آتالا را، در میانه ی ویرانه هایی، مانده از سرسرایی رمی، باز می خواندم و اصلاح می کردم. سپس گنجینه ی گرانبهایم را که گرانی آن، پیوسته با وزن بار و بنه به ستوهم می آورد در آغوش می فشردم. آنگاه می کوشیدم آتالا را با اثاثه ی دیگر در ابنان خود فرو کنم؛ دوستانم مرا ریشخند می کردند...

سپس ماجراهایی دیگر بر این دست نوشته رفت؛ بخشی از آن گم شد؛ دیگر بار نوشته آمد؛ آنگاه که شاتوبریان به فرانسه بازآمد، دست نوشته در لندن باز ماند؛ نویسنده تنها دو بخش از آتالا و رنه را به همراه با خود آورده بود. چهارده سال پس از آن، بخش های گم شده یافته آمد؛ شاتوبریان بر بنیاد آنها، دو کتاب: ناچیز ها و سفر به آمریکا را نوشت.انتشار آتالا همآهنگ با دگرگونیهای درونی نویسنده، دیگرگونی پذیرفت.

آتالا را اثری تند و پایدار بود. نویسندگان و سخنسرایانی چون نودیه، سنانکور و لامارتین به ژرفی از آن اثر پذیرفته اند و بدان وامدارند. خاطره ی آتالا را به آسانی می توان در سروده ها و نوشته های لامارتین از نخستین اندیشه های شاعرانه ی وی دید و دریافت. نمونه را، می توان از سرآغاز سروده ی دریاچه سخن گفت که گریز آتالا و شاکتا را بر رودخانه فرایاد می آورد. تئوفیل گوتیه، نگارگر طبیعت نیز از اثر شگرف شاتوبریان بر کنار نمانده است. هم اوست که می گوید: شاتوبریان درهای طبیعت سترگ را که دیری بسته مانده بود بر رخ مردمان باز گشود.
افزون بر آن، اثر آتالا تنها بر پهنه ی ادب به پایان نمی رسد؛ آتالا بر دیگر رشته های هنری، چون نگارگری نیز اثر نهاده است. تصویرهای بسیار بر بنیاد داستان آتالا نگاشته شده است که یاد کردنشان سخن را به درازا خواهد کشانید.

رنه:
پس از انتشار آتالا به پایمردی یکی از خواهران ناپلئون، بانو باکیوشی شاتوبریان توانست نام خویش را از سیاهه ی رانده شدگان و کوچندگان بزداید. انتشار کتاب والایی مسیحیت که بر بنیاد به هم در پیوستن و یکپارچگی نیروهای ترسایی ، نوشته شده بود و با سیاست زمان سازگاری داشت، شاتوبریان را چونان نویسنده ای رسمی، پر آوازه گردانید. بخش قهرمانی رنه در این کتاب که چونان نگینی بر تارک : از خیزاب شوریدگیها ، می درخشد، بنیاد و سرآغلزی گردید بر مکتبی نوین در ادبیات جهان.

کتاب رنه نخستین بار در چهاردهم آوریل 1802 ، همراه با والایی مسیحیت به چاپ رسید. چنانکه در یادمانهای آن سوی گورآمده است، رنه در سالیان رانده شدگی و تبعید، پس از سفر به آمریکا نوشته شده است. رنه در آغاز انتشار، در سنجش با آتالا با کامیابی اندکتری روبرو گردید؛ آنگاه که داستان، چونان پاره ای از والایی مسیحیت عرضه گردید، فر و فروغی چندان نیافت. اما دوشادوش زمانه، بر فروغ و آوازه ی این داستان برافزود. پس از سرنگونی امپراتوری ، انبوهی از جوانان، اندوهگین و بی تکاپوی، اما با دلی که هنوز از پندارهای شکوه و ناماوری آکنده بود، به رنه روی آوردند. درد رنه اندک اندک درد قرن شد. بیشتر جوانان 1815 پنداشتند که خویشن خویش را در سیمای رنه باز می یابند. آنان کوشیدند که خود را با او همساز و همآهنگ گردانند؛ بدین سان نوادگان و پسینیان رنه بی شماره شدند.