مسخ نام رمانی المانی به نویسندگی فرانتس کافکا که در سال 1915 در المان منتشرشد.این کتاب سه بار در ایران ترجمه و منتشتر شده که ترجمه صادق هدایت از روی ترجمه فرانسوی کتاب معروف ترین ان هاست.مسخ را میتوان یکی از مهمترین اثار ادبی فانتزی در نظر گرفت که همچنین مرجع مهمی برای دانشجویان ادبیات میباشد.
لازم به ذکر است که ترجمه ای که صداق هدایت از این رمان انجام داده از پورفروش ترین و محبوب ترین اثار ادبی در ایران میباشد.
تضاد میان لحن و موقعیت داستان که کافکا به زیبایی هرچه تمام ان را خلق کرده از نکات فرامش نشدنی این رمان میباشد.


معرفی کتاب, معرفی کتاب مسخ


گره گوار سامسا فروشنده جوان،یک روز از خواب بلند میشود و میبیند به یک موجود چندش اوار تبدیل شده.
 گره گوار که بسیار تعجب  و وحشت میکند آشفته و پريشان از ظاهر  خود به اطراف نگاه مي کند تا از درست بودن  ماجرای اتفاق افتاده  اطمينان حاصل کند. او  که به علت جثه ي سنگينش به سختي مي تواند از جای خود بلند شود  به شغل اجباريش که دل خوشی از ان ندارد فکر میکند. گره گوار در همین حال  که به بخت بد خود می اندیشد به اینکه هر روز از هفته را  مي بايست به خاطر  قرض سنگين خانواده اش کار بکند و زندگيشان را بگرداند. و همین امر باعث تنهایی و انزوا کشیدن گره گوار میشد چرا تمام وقت او را میگرفت و مانع از ان میشد که دوست و هم زبانی داشته باشد. «اگر پاي بند خويشانم نبودم، مدتها بود که استعفاي خودم را داده بودم."
مادر گره گوار به او گوشزد مي کند که مي بايست هر چه زودتر سر کار برود. او که میخواست جواب مادرش بدهد پی میبرد که صدايش تغيير کرده. با زحمت بسيار تلاش میکند که از روي تخت پايين بيايد. تاخیر گره گوار باعث میشود که معاون او به خانه ش بیاد و علت را ماجرا را بداند. « چرا بايد محکوم به خدمت در تجارتخانه اي باشد که در آنجا کوچک ترين غفلت کارمند موجب بدترين سوءظن درباره ي او مي شود؟ آيا همه ي کارمندان بي استثناء دغل بودند؟"
 
گره گوار در را با زحمت  بسیار  باز مي کند و با ديدن قیافه حشره مانند او همه وحشت زده هر يک به سمتي فرار میکنند. پدرش تلاش  مي کند که گره گوار را مجبور کند که به اتاقش بر گردد و همین امر باعث مي شود که گره گوار  زخمي شود. گره گوار از خستگی زیاد به خواب مي رود.هنگامي که از خواب بیدار میشود پی میبرد که در گوشه ي  از اتاق کاسه اي شير و مقداری نان گذاشته اند. او مقداری شیر مینوشد و متوجه میشود که به هيچ وجه از مزه ي شير خوشش نمي آيد در صورتی که قبل از این ماجرا یکی از غذای محبوبش بود . روز بعد خواهرش، گرت، به آرامي طوری که گره گوار متوجه نشود وارد اتاق مي شودو سبزیجات  که بصورت اشغال در امده اند را با  شير دست نخورده جا به جا مي کند. گره گوار با اشتهاي زياد همه را مي خورد! گرت با ظاهر وحشتناک گره گوار راحت تر کنار آمده است نسبت به ديگر اعضاي خانواده . پس از اين ماجرا تنها گرت است که وظيفه ي غذا دادن به گره گوار را می پذیرد.بعد از گذشت اندگی زمان گره گوار بيش از پيش با اندام تغيير يافته اش احساس راحتي پیدا مي کند. رفتار های حشره مانند مثل بالا رفتن از ديوار و سقف يکي از تفريحات ويژه ي او مي شود و اگر که ساعت ها زير مبل قرار بگيرد و از روشنايي فرار کند احساس راحتی بیشتری میکند. گرت که پی به این  اين تغيير رفتار در گره گوار برده از مادرش درخواست میکند  که با کمک يکديگر وسايل داخل اتاق را بيرون بیاورند.
خرید کتاب مسخ اینجا کلیک کن