کتاب خودهیپنوتیزم نوشته هیپنوتیزور مشهور آمریکایی ، ملوین پاورز می باشد. نویسنده، این کتاب را به شیوه ای به قلم می آورد که برای عامه قابل درک و دریافت باشد. هدف از مطالب این کتاب، یادگیری آسان خودهیپنوتیزم می باشد. علم هیپنوتیزم سابقه ای دیرینه دارد. امروزه پژوهش های گسترده ای در سطح جهانی در این باره انجام می شود و هیپنوتیزم اهمیت ویژه ای یافته است. این کتاب ترجمه ی اثری است با عنوان : A PRACTICAL GUIDE TO SELF - HYPNOSIS  که شامل سیزده فصل می باشد و مطالب آن کاربردهای عملی در زندگی دارد.

 

کتاب خودهیپنوتیزم

 

همه ی ما دوست داریم که فکر کنیم که اعمال و عکس العملهای ما نتیجه ی فرایند های تفکر منطقی هستند، اما واقعیت این است که تلقین، بسیار بیش از منطق بر تفکر ما تاثیر می گذارد. افکار ما درباره تقریبا هرچیزی به صورت هوشیار یا ناهشیار عمدتا تحت تاثیر عقاید و نگرشهای آماده ای که وسایل ارتباط جمعی مان به وجود می آورند  قالب بندی می شوند. در واقع نمی توانیم بدون ارج نهادن به اثرات تلقین یک عدد صابون یا یک بسته سیگار فیلتردار بخریم. درست یا غلط ، اکثر ما به آنچه آنها بگویند بیش از آنچه با نیروی استدلال خودمان می گوییم اعتماد می کنیم. به همین دلیل اساسی است که عموما با کمبود روانپزشک مواجهیم. ما به فرایندهای ذهنی خودمان بی اعتمادیم و خواستار آنیم که فردی متخصص به ما بگوید چه چیزهایی را بیندیشیم و احساس کنیم.

به رغم این تمایل به اتخاذ نگرشهایمان از دیگران، انسان همواره به گونه ای مبهم این آگاهی را داشته است که می تواند با هدایت افکار و اعمالش به درون مجراهایی سازنده بر سرنوشت خود تاثیر بگذارد. او همواره تا حدودی می دانسته است که ذهن تاثیر نیرومندی بر جسم اعمال می کند، و نیز این که افکار می توانند تاثیراتی زیانمند یا سودمند بر سلامت جسمی و عاطفی او داشته باشند. معابد خواب مصریان باستان و تلاشهای طبیبان قدیمی به بیرون راندن ارواح خبیثه از بدن، هر دو تلاشهایی بوده اند برای تاثیر گذاردن بر جسم از طریق ذهن.

در جامعه ی امروزی فرقه ها، ادیان و روش شناسی هایی داریم که اهدافشان دستیابی به انضباط ذهنی است. بهترین نمونه ی یک روش شناسی طب روان تنی است که با رابطه ی متقابل ذهن و تن در ایجاد بیماری جسمی یا روانی سروکار دارد. رشد سریع هیپنوتیزم در چند سال گذشته نمونه دیگری است ، و جای خوشوقتی است که می بینیم تاکید بر این حوزه اکنون از دگرهیپنوتیزم به خودهیپنوتیزم معطوف می شود.

خودهیپنوتیزم حالت بسیار تلقین پذیری است که در آن فرد می تواند به تلقین خود بپردازد. این در واقع ابزار نیرومندی در هرگونه فرایند درمانی است، و سوژه های دارای انگیزه ی قوی می توانند با تلاشهای خود موفقیتی همسان با دگرهیپنوتیزم حاصل کنند. خود هیپنوتیزم می تواند به منزله ی عاملی تسکین دهنده استفاده شود و حتی می تواند در بسیاری از نقاط ارگانیزم نتایجی پایدار به بار آورد. خودهیپنوتیزم می تواند نشانه های درماندگی را کاهش دهد، پاسخ های قوی را جایگزین پاسخهای ضعیف سازد، به ترک عادات بد کمک کند؛ عادات خوب به وجود آورد و به نیروی تمرکز فرد کمک کند. کل شخصیت سرانجام به حدی تغییر می یابد که می تواند در محیطی بسیار دشوار به گونه ای مناسب و بسنده عمل کند.

هیچ امر اتفاقی و تصادفی درباره ی هیپنوتیزم وجود ندارد و کاربرد هوشمندانه ی آن موجب می شود نتایجی همسان برای همه ی آنها که دارای انگیزه ی مناسبی هستند حاصل شود. این نتایج همچنین تنها منحصر به هیپنوتیزورهای امروزی نیست. با بررسی مطالبی که در بیش از صدسال گذشته نوشته شده می بینیم که در گذشته نیز تاریخ رضایتبخش مشابهی حاصل شده است.

هیپنوتیزم را حالتی از تلقین پذیری افزایش یافته تعریف کرده اند که سوژه در آن حالت قادر است ایده هایی را برای بهبود وضع خود بی چون و چرا بپذیرد و به گونه ای مناسب براساس آن عمل کند. هنگامی که هیپنوتیزور سوژه اش را هیپنوتیزم می کند، این عمل دگرهیپنوتیزم می نامند

می توانید برای خرید کتاب خود هیپنوتیزم اینجا کلیک نمایید.